آرا و نظرات ›

رای وحدت رویه شماره 786 هیات عمومی دیوان عالی کشور در خصوص قطعی بودن نظرات شورای انتظامی نظام مهندسی و عدم قابلیت اعتراض به آن‌ها در مرجع قضایی


وحدت رویه دیوان عالی کشورتاریخ: ۱۳۹۸/۱۰/۲۴qavanin.ir ↗

مرتبط با

شماره 11230 /152 /110 – 6/12/1398 مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور گزارش پرونده وحدت رویه قضایی ردیف 98 /56 هیات عمومی دیوان عالی کشور با مقدمه و رای شماره 786 - 24/10/1398 به شرح ذیل تنظیم و جهت انتشار ارسال می‌گردد. معاون قضایی دیوان عالی کشور – غلامعلی صدقی رای وحدت رویه شماره 786 هیات عمومی دیوان عالی کشور در خصوص قطعی بودن نظرات شورای انتظامی نظام مهندسی و عدم قابلیت اعتراض به آن‌ها در مرجع قضایی مقدمه جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف 98 /56 راس ساعت 30 : 8 روز سه شنبه مورخ 24/10/1398 به ریاست حجت‌الاسلام‌والمسلمین جناب آقای حسین مختاری معاون محترم قضایی دیوان عالی کشور و با حضور جناب آقای محمد علمی نماینده محترم دادستان کل کشور و شرکت آقایان روسا، مستشاران و اعضای معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور، در سالن هیات عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکت‌کننده در خصوص مورد و استماع نظر نماینده دادستان محترم کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس می‌گردد، به صدور رای وحدت رویه قضایی شماره 786 – 24/10/1398 منتهی گردید. الف: گزارش پرونده با سلام و ادای احترام، حسب اطلاعات واصله در استنباط از ماده 24 قانون سازمان نظام مهندسی ساختمان، مصوب سال 1374 دو استنباط متفاوت به شرح زیر از سوی قضات محترم صورت گرفته و سبب صدور آراء مختلف شده است، در اجرای ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری طرح آن در هیات عمومی دیوان عالی کشور جهت صدور رای وحدت رویه پیشنهاد می‌شود. به این شرح که، مرجع رسیدگی بدوی به شکایت اشخاص حقیقی و حقوقی از تخلفات حرفه‌ای، انضباطی و انتظامی مهندسان و کاردان‌های فنی، شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی ساختمان استان است و مرجع تجدیدنظر از آراء این شورا، شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی ساختمان مرکز است که رای شورای اخیر طبق ماده 24 قانون نظام مهندسی ساختمان مصوب 1374 قطعی و لازم الاجراء اعلام شده است. آراء صادره به شرح زیر می‌باشد: رای دادگاه تجدیدنظر شعبه 25 تهران به موجب دادنامه شماره 9209970233501019 مورخ 30/7/1392: تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای محمد... به وکالت از شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی مرکز به ریاست سید قوام الدین... به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای اکبر... با وکالت آقای جاویدان.. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00928 مورخ 30/9/1390 شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران، مبنی بر صدور حکم به نقض رای شماره 1441 /ش /89 شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی کشور که دلالت بر محکومیت تجدیدنظرخوانده به «محکومیت درجه سه انتظامی به شش ماه محرومیت از استفاده از پروانه اشتغال» دارد، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگا‌ه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن که فاقد ادله اثباتی می‌باشد موثر در مقام نقض نمی‌باشد. همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی، محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع، دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده؛ زیرا وکیل تجدیدنظرخواه طی لایحه ضمیمه دادخواست، تجدیدنظرخواهی و لایحه تقدیمی مجدد مثبوته به شماره 1387 - 911 مورخ 13/2/1391 ادله‌ای که دلالت بر تخدیش رای تجدیدنظرخواسته داشته باشد، ارائه ننموده و صرفا با استفاده از حق تجدیدنظرخواهی به طرح و اقامه دعوی حاضر بسنده و اکتفاء نموده است صرف نظر از آن مستند رای شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی زیرنویس هامش نامه مورخ 2/11/1386 می‌باشد که مفاد متن زیرنویس مرقوم خطاب به خود شاکی بوده، بدین مضمون «جناب مهندس... سلام، بر اساس اعلام واحد کنترل تاسیسات قبلا نیز به جنابعالی اعلام شده که با هماهنگی آن واحد اقدام فرمایید، لذا به واحد مذکور مراجعه و هماهنگی لازم به عمل آورید» ملاحظه می‌گردد که در متن مذکور تخلفی از ناحیه تجدیدنظرخوانده واقع نگردیده و نیز تایید دلیل نامه شماره 9601 /20 /85 مورخ 29/6/1385 مندرج در رای شورای انتظامی هم نمی‌تواند مستند محکومیت مشارالیه (تجدیدنظرخوانده) قرار گیرد. بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر، اعتراض ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه را وارد و موجه ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه در نتیجه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید و استوار می‌نماید. رای دادگاه قطعی است. این رای با پذیرش قابلیت تجدیدنظر آراء شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی حکم به تایید دادنامه شماره 9009972161800928 مورخ 30/9/1390 شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران صادر نموده است. توضیح اینکه به موجب دادنامه اخیر، ضمن پذیرش قابلیت تجدیدنظر آراء شورای مزبور وارد ماهیت شده و رای مقتضی صادر کرده است که دادگاه تجدیدنظر نیز آن رای را تایید نموده است. نتیجه اینکه به موجب این آراء، رای شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی ساختمان علی رغم تصریح ماده 24 قانون سازمان نظام مهندسی دایر بر قطعی بودن رای، قابل شکایت در محاکم عمومی تهران محسوب شده است. متن رای شماره 9009972161800928 شعبه 86 حقوقی تهران به شرح زیر است: به تاریخ 26/3/1390 آقای اکبر... با وکالت بعدی آقای جاویدان... دادخواستی به طرفیت شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی (کشور) با وکالت آقای محمد... به خواسته نقض رای شماره 1441 /ش /89 مورخ 17/12/1389 شورای انتظامی مذکور را تقدیم این دادگاه کرده‌اند. مختصر ادعا بر این مبناست که به موجب شکایت آقای علی... مبتنی بر عدم ارجاع کار بازرسی گاز و کنترل نقشه‌های تاسیساتی، خواهان به موجب رای شورای مذکور به 6 ماه محرومیت از استفاده از پروانه اشتغال محکوم گردیده است که در مقام بیان دلایل بطلان رای، چنین عنوان گردیده است: به صراحت ماده 101 اصلاحیه آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان موضوع مصوبه جلسه مورخ 30/4/1381 هیات محترم وزیران، مرجع رسیدگی به شکایات از اعضاء هیات مدیره و شورای انتظامی استان و تخلفات آنان به اعتبار وظایف آن‌ها در هیات مدیره یا شورای انتظامی استان، شورای انتظامی نظام مهندسی خواهد بود که با اصلاح آیین‌نامه اجرای قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان و حذف عبارت (به اعتبار عضویت آن‌ها در نظام مهندسی استان)، صلاحیت شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی را منحصر به رسیدگی به شکایت از اعضای هیات مدیره به اعتبار وظایف آن‌ها در هیات مدیره نموده و در نتیجه رسیدگی به شکایت از اعضای سازمان به سایر جهات از جمله به اعتبار عضویت آنان در سازمان نظام مهندسی استان از شمول صلاحیت ذاتی خوانده خارج بوده و از آنجا که ادعای عدم ارجاع کار بازرسی گاز و کنترل نقشه‌های تاسیساتی قطع نظر از صحت و سقم ادعای مطروحه ارتباطی به موقعیت موکل به عنوان عضو هیات مدیره نداشته، بلکه ناشی از تصدی وی در سمت مدیر خدمات مهندسی و مسئول بازرسی گاز بوده است، لذا خوانده صلاحیت ذاتی جهت ورود به رسیدگی را نداشته و رای صادره از این حیث مواجه با ایراد است؛ علاوه بر آن اختیارات و وظایف هیات مدیره در ماده 73 قانون نظام مهندسی وکنترل ساختمان احصا گردیده و آنچه مبنای صدور حکم معترض عنه واقع شده است جزء موارد احصایی نمی‌باشد و در عین حال تعجیل خوانده در صدور رای مورد اعتراض، منجر به بروز اشتباه قاضی گردید که این امر ضعف مبانی استدلالی آن را به وضوح آشکار و شائبه تعمّد در تضییع حقوق قانونی موکل را تقویت می‌نماید که این اشتباه تغییر شاکی و مشتکی انتظامی در دادنامه صادره می‌باشد و در عین حال دستور ذیل درخواست مورخ 2/7/1386 خطاب به متقاضی آقای مهندس... بوده و اساسا موکل مخاطب این دستور نبوده تا تمرد یا عدم اقدام وی موجبات ورود شکایت و لزوما اتخاذ تصمیم را فراهم نماید و همین امر نیز موجب آن شده است شورای انتظامی به تاریخ 26/5/1390 در مقام صدور رای اصلاحی برآید که موید صحت ادعای فوق می‌باشد؛ علاوه بر آن پیرو دستور موقت دادگاه با توجه به اینکه می‌بایست هیچ‌گونه اقدامی علیه موکل تا قطعیت حکم صورت نگیرد، لیکن به واسطه اقدام هیات مدیره، موکل دعوت به شرکت در جلسه هیات مدیره نشده که این امر نیز موجب تضییع حق موکل است که از این حیث مطالبه خسارت را برای خود محفوظ دانسته‌اند و ضمن استناد به رای وحدت رویه قضایی شماره 85 /8 و با استناد به اصول قانون اساسی و مصونیت حقوق افراد از تعرض و ضمن استناد به مواد 159 - 173 قانون مذکور و حق دادخواهی اشخاص و تظلم خواهی آن‌ها و ضمن توجه بر رای وحدت رویه شماره 699 مورخ 22/3/1386 با وصف این موضوع که قانون‌گذار برای رسیدگی به اعتراضات از آراء صادره از مراجع غیر دادگستری مرجعی را برای رسیدگی تعیین نموده است وحق تظلم خواهی را مورد شناسایی قرار داده و در این راستا به قطعی و لازم الاجرا بودن آراء صادره از شورای انتظامی را که مورد ادعای خوانده دعوی و وکیل محترم ایشان می‌باشد بر این اساس با استناد به این موضوع نسبت به رد اعتراض مطروحه، استدلال به عمل آورده، از این جهت با استناد به رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری تحت شماره 322 مورخ 2/8/1390 و با استناد به اصل 159 قانون اساسی به شایستگی عام مراجع محترم دادگستری استدلال و در نهایت تقاضای اتخاذ تصمیم به شرح خواسته را نموده‌اند. در مقام دفاع، وکیل محترم خوانده با تقدیم لایحه مبادرت به دفاع در قبال ادعای مشروحه نموده‌اند بدین توضیح که سازمان نظام مهندسی و کنترل ساختمان به منظور تنسیق امور مربوط به مشاغل و حرفه‌های فنی و مهندسی در بخش‌های ساختمان و شهرسازی مطابق قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب 28/12/1374 مجلس شورای اسلامی و آیین‌نامه اجرایی مربوط به تاسیس که یکی از ارکان سازمان شورای انتظامی استان و شورای انتظامی مرکز می‌باشد که طبق قانون آراء صادره از این شورا قابل اعتراض و تجدیدنظر در شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی می‌باشد که مطابق ماده 98 آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی وکنترل ساختمان این آراء قطعی و غیر قابل اعتراض در مرجع دیگری می‌باشد که خواهان عضو هیات مدیره سازمان نظام مهندسی استان اصفهان به تبع آن عضو هیات مدیره خدمات مهندسی و مدیر امور کنترل و بازرسی که به لحاظ امتناع از ارجاع کار به آقای علی نبی... حسب وظیفه طی پرونده کلاسه 859 ش الف (شورای انتظامی) طبق بند ز ماده 91 آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی به 6 ماه محرومیت از استفاده از پروانه اشتغال محکوم گردیده که نامبرده در لایحه تقدیمی خود صراحتا اعلام نموده که به لحاظ تخلفات عدیده شاکی علی... در امور تاسیسات ساختمان و بازرسی گاز از ارجاع کار به وی خودداری گردیده است که تخلفات عدیده شاکی در هیچ جا به اثبات نرسیده و همچنین علیرغم مکاتبات عدیده‌ای که از طرف ریاست سازمان نظام مهندسی استان با مهندس... شده، مشارالیه قول مساعدت داده، ولی عملا از ارجاع کار به علی... خودداری نموده و اشتباه مندرج در رای استنادی بر اساس سهو قلم بوده که بعدا اشتباه مذکور در رای اصلاح گردیده و شخص موردنظر در رای شاکی علی... بوده است که به لحاظ تشابه اسمی (نبی) اشتباها بنی... اعلام گردیده که تقاضای تصمیم مقتضی از دادگاه را نموده است. دادگاه با عنایت به دفاع به عمل آمده نظر به اینکه مطابق استدلال به عمل آمده از ناحیه وکیل محترم خواهان در خصوص صلاحیت با توجه به مرجعیت عام دادگستری در رسیدگی به تظلمات و نظر به آراء وحدت رویه استنادی که منطبق بر استدلال دادگاه نیز می‌باشد ایراد عدم صلاحیت منتفی است؛ زیرا سپردن حقوق اشخاص به دست مراجع شبه قضایی بدون آنکه حق نظر و بازنگری در آن از مراجع قضایی وجود داشته باشد، منطبق بر فلسفه قضاوت و استیفای حقوق شهروندی و رفع تظلم مورد ادعا نبوده و نمی‌باشد، از این جهت با رد نظر مذکور در عین حال نظر به اینکه اساسا مطابق شکوائیه شاکی در مرجع انتظامی مخاطب مکاتبه به دستور ذیل مکاتبه خواهان دعوی نبوده و در این راستا جایگاهی برای استناد به موضوع در جهت اثربخشی به آن وجود نداشته است؛ زیرا دستور مورخ 8/11/1376 خطاب به آقای علی... بوده نه خواهان دعوی به ویژه آنکه این موضوع در مکاتبه شماره 27477 /9020 مورخ 1/9/1390 خطاب به خواهان دعوی از سوی رییس سازمان نظام مهندسی استان اصفهان دقیقا در بند 3 مکاتبه اذعان و تصریح شده که هیچ یک از نامه‌های فوق الذکر مبتنی بر اینکه رونوشتی برای خواهان به عنوان مسئول وقت امور گاز سازمان ارسال شده باشد، به دست نیامده است و در عین حال با توجه به مورد فوق، لزوما تصمیم مذکور از مبنا و منشا، مواجه با فقدان مستند در جهت اتخاذ تصمیم بوده است، به ویژه آنکه صرف مندرج در ماده 101 اصلاحی آیین‌نامه اجرایی قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان موضوع شکایت مذکور را از مصادیق خروج موضوعی و مصداقی در شورای انتظامی استان دانسته است؛ زیرا به اعتبار وظایف آن‌ها در هیات مدیره و شورای انتظامی نبوده و اختلاف بین دو موضوع با مبنا و منشا متفاوت، وجاهت و مبنای قانونی را نداشته و ندارد و این ایراد در ماده 73 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان به اعتبار اختیارات و وظایف هیات مدیره با توجه به احصاء محدوده اختیارات و وظایف، لزوما نیز مورد توجه و امعان نظر بایسته قضایی است. صرفنظر از اینکه جابه‌جایی در اسامی اشخاص در مقام تعیین جایگاه شاکی و متشاکی را نمی‌توان به عنوان سوء نیت اعضای هیات مدیره در نظر گرفت؛ زیرا این اتفاق در مقام تحریر در هر دادنامه‌ای ولو احکام قضایی هم حادث می‌گردد که از این جهت ترافع ما بین طرفین و منشا را که خواهان به اعتبار آن مدعی است اعضای هیات مدیره درصدد ایجاد مانع برای وی در جهت عضویت در هیات مدیره بوده‌اند می‌تواند تقویت‌کننده هر ذهنیت در مقام برخورد توام با مسئولیت با وی باشد که دلیلی در این رابطه در نظر دادگاه ابراز نگردیده است، بدین وصف قبول این موضوع که اقدام مبتنی بر سوء نیت می‌باشد متکی به دلایل مستدل و متقن قانونی نمی‌باشد. با وصف این مراتب دادگاه دعوی خواهان را بنا به جهات ذکر شده، موجه، منطقی و مستدل تشخیص خصوصا آنکه اعضای هیات مدیره سازمان نظام مهندسی استان اصفهان خطاب به اعضای محترم شورای انتظامی سازمان رای صادره را به جهت عدم ارتباط به وظایف خواهان دعوی در هیات مدیره سازمان موجه و منطقی ندانسته و از اعضای محترم انتظامی تقاضای توقف اجرای حکم و ابطال آن را نموده‌اند. با وصف مراتب فوق، نظر به اینکه محرومیت هر فرد از حقوق اجتماعی و قانونی مطابق قانون اساسی و قوانین عادی می‌بایست برگرفته از مبنای قانونی و لزوما سلب شرایط قانونی باشد که در رای انتظامی صادره مبانی حدود رای، هیچ انطباقی با مقررات قانونی و وجاهت محرومیت فرد و در عین حال محکومیت وی نداشته و ندارد، بر این اساس با استناد به مدلول مواد 1257، 1258، 1284، 1286،1321 و 1324 قانون مدنی و 197و 198 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر نقض رای صادره از مرجع انتظامی به شماره استنادی مذکور در ستون خواسته صادر و اعلام می‌دارد. حکم دادگاه حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران است. 2 به موجب رای شماره 9309970222801093 کلاسه 9209982161800908 شعبه 28 دادگاه تجدیدنظر استان تهران اعلام شده است که نظر به اینکه قانون‌گذار به موجب ماده 24 قانون نظام مهندسی ساختمان آرای صادره از شورای نظام مهندسی را قطعی و لازم الاجرا اعلام کرده است، بنابراین قابل اعتراض دانستن چنین آرایی در محاکم، اجتهاد در مقابل نص است. بنا به مراتب چنین دعوایی از اساس قابلیت استماع نداشته و رای به رد آن صادر نموده است. متن رای دادگاه تجدیدنظر به این شرح است: درخصوص تجدیدنظرخواهی 1. شرکت... با مدیریت آقای حسن... 2 آقای مهدی... با وکالت آقای حسن... به طرفیت شورای انتظامی سازمان نظام مهندسی ساختمان، نسبت به دادنامه شماره 386 – 18/5/1393 صادره از شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران از حیث صدور حکم بر بطلان دعوی تجدیدنظرخواه مبنی بر نقض تصمیم شماره 33 /39 /ش /92 مورخ 26/9/1392 تجدیدنظرخوانده صرف نظر از استدلال دادگاه بدوی نظر به اینکه قانون‌گذار به موجب ماده 24 قانون نظام مهندسی آرای صادره از شورای نظام مهندسی را قطعی و لازم الاجرا اعلام داشته، بنابراین قابل اعتراض دانستن چنین آرایی در محاکم، اجتهاد در مقابل نص است. بنا به مراتب چنین دعوایی از اساس قابلیت استماع نداشته و این دادگاه مستندا به مواد 353 و 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض با تلقی دادنامه تجدیدنظرخواسته به قرار رد دعوی، آن را تایید می‌نماید. این رای قطعی است. به‌طور کلی این مساله که اگر در قانون قید شود که رای مراجع غیر دادگستری قطعی است و به معنی قطعی بودن در مراحل رسیدگی اداری و در نهایت نتیجه آن، لازم الاجرا بودن آراء است و مانع تظلم خواهی افراد ذینفع در قوه قضاییه نمی‌باشد یا اینکه این آراء قطعی بوده و قابل شکایت در قوه قضاییه نیز نمی‌باشد، امری است اختلافی که نمونه آن در قالب آراء فوق الذکر تجلی یافته است. با عنایت به اختلاف برداشت دادگاه‌ها در این خصوص و اینکه موضوع از مصادیق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری است و تقاضای طرح آن در هیات عمومی دیوان عالی کشور را دارم. دادستان کل کشور - محمد جعفر منتظری ب: نظریه نماینده دادستان کل کشور در خصوص پرونده وحدت رویه قضایی ردیف 98 /56 هیات عمومی دیوان عالی کشور به نمایندگی از دادستان محترم کل کشور به شرح آتی اظهار عقیده می‌گردد: 1. صلاحیت به موجب قانون ایجاد می‌شود مطابق ماده 10 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی: «رسیدگی نخستین به دعاوی، حسب مورد در صلاحیت دادگاه‌های عمومی و انقلاب است، مگر در مواردی که قانون مرجع دیگری را تعیین کرده باشد.» مطابق اصل یکصدوپنجاه و نهم قانون اساسی: «مرجع رسمی تظلمات و شکایات، دادگستری است. تشکیل دادگاه‌ها و تعیین صلاحیت آن‌ها منوط به حکم قانون است.» فصل مشترک قوانین مذکور و سایر قوانین شکلی موضوعه این است که صلاحیت به موجب قانون ایجاد می‌گردد. مطابق مواد 17 و 24 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان، رسیدگی به تخلفات اعضاء در صلاحیت شورای انتظامی نظام مهندسی استان قرار گرفته است و تعیین مراجع شبه قضایی به موجب قانون صلاحیت کلی محاکم را تخصیص داده است. 2. مقنّن در قسمت اخیر ماده 24 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان به‌طور صریح بر قطعیت آراء صادره از شورای انتظامی نظام مهندسی سازمان تاکید دارد. از طرف دیگر مطابق ماده 330 قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب:«آراء دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور حقوقی قطعی است، مگر در مواردی که طبق قانون قابل درخواست تجدیدنظر باشد.» لذا قطعیت یا قابلیت تجدیدنظرخواهی آراء می‌بایستی طبق قانون معین گردد و چون قانون‌گذار در ماده 24 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان، آراء صادره از شورای انتظامی نظام مهندسی سازمان را قطعی اعلام نموده است، اساس پذیرش صلاحیت برای محاکم جهت رسیدگی به اعتراض اشخاص، اجتهاد در مقابل نص است. 3 . صلاحیت شورای انتظامی نظام مهندسی در رسیدگی به تخلفات اعضاء، صلاحیتی ذاتی است، پذیرش صلاحیت ثانویه برای محاکم، نوعی عدول از قواعده آمره راجع به صلاحیت ذاتی محسوب می‌گردد که به‌طور قطع نیازمند تصویب قانون‌گذار است. در وضعیت کنونی چنین مقرره قانونی وجود ندارد. 4. فلسفه تاسیس نهاد شورای انتظامی نظام مهندسی، فنی و تخصصی بودن موضوعات مطروحه می‌باشد و قانون‌گذار با درک عمیقی از قضیه، رسیدگی به تخلفات اعضاء را که مستلزم اشرافیت لازم بر جنبه‌های فنی و تخصصی موضوعات مطروحه می‌باشد به نهاد تخصصی شبه قضایی مذکور واگذار نموده است، لذا طرح موضوعات مذکور در محاکم که هیچ‌گونه اشرافیتی بر جنبه فنی و تخصصی قضایای مطروحه ندارد، نقض غرض مقنن است. 5. ماهیت تخلفات مورد رسیدگی در شورای انتظامی نظام مهندسی و مسئولیت انتظامی ناشی از آن، امری متفاوت از مسئولیت کیفری یا مسئولیت حقوقی می‌باشد که برخی از ضمانت اجراهای آن را در قلمرو کیفری دانسته‌اند و در محتوا هیچ سنخیتی با موضوعات مطروحه در محاکم حقوقی ندارد. 6. پس از رسیدگی در مراحل بدوی و تجدیدنظر انتظامی، پذیرش صلاحیت برای دادگاه‌های بدوی و تجدیدنظر، رویکردی افراطی و اطاله آفرین است و در هیچ نظام انتظامی رسیدگی چهاردرجه‌ای وجود ندارد. این امر مغایرت اساسی با سیاست‌های منطقی نمودن فرآیندهای رسیدگی دارد. از طرف دیگر موازین دادرسی عادلانه نیز بر رسیدگی‌های دو درجه‌ای تاکید دارد که در مواد 17 و 24 قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان دو درجه‌ای بودن رسیدگی پذیرفته شده است. 7. بر اساس سیاست قضازدایی حاکم بر نظام عدالت کیفری، برخی از جرایم به تخلف تنزیل درجه یافته و رسیدگی به آن تخلفات به مراجع انتظامی، اداری و انضباطی واگذار می‌گردد. چنانچه پس از رسیدگی مراجع مذکور، مقرر شود پرونده امر به مراجع قضایی اعاده و مورد رسیدگی قضایی قرار گیرد، اساس سیاست قضا زدایی زیر سوال خواهد رفت. 8. در عمل، عموما در مراجع شبه قضایی این چنینی، عضو قضایی با احراز مسئولیت انتظامی تاکید بر اعمال قانون و محکومیت متخلف دارد. سایر اعضا به علل و ملاحظات مختلفی تمایلی به احراز مسئولیت انتظامی ندارند. اگر مقرر شود معدود پرونده‌های محکومیت انتظامی با طرح در محاکم حقوقی منجر به برائت گردد، نظام انتظامی، کار آمدی خویش را از دست خواهد داد. لذا رای صادره از شعبه 28 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطابق موازین قانونی تشخیص و در خور وحدت رویه قضایی می‌باشد. ج: رای وحدت رویه شماره 786 – 24/10/1398 هیات عمومی دیوان عالی کشور مطابق قسمت اخیر اصل یکصد و پنجاه و نهم قانون اساسی، «تشکیل دادگاه‌ها و تعیین صلاحیت آن‌ها منوط به حکم قانون است» و طبق ماده 24 قانون سازمان نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب 1374، «نظرات شورای انتظامی نظام مهندسی با اکثریت سه رای موافق، قطعی و لازم الاجرا است» و قطعیت مورد نظر مقنن در ماده مذکور، اطلاق دارد. بنابراین، به نظر اکثریت اعضای هیات عمومی، رای شعبه 28 دادگاه تجدید نظر استان تهران که نظر صادره از شورای انتظامی نظام مهندسی را قابل اعتراض در مرجع قضایی ندانسته، صحیح و مطابق با موازین قانونی است. این رای بر اساس ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری، در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور، دادگاه‌ها و سایر مراجع، اعم از قضایی و غیر آن، لازم الاتباع است. هیات عمومی دیوان عالی کشور