آرا و نظرات ›

رای شماره 16 مورخ 1365/02/22 هیات عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص عدم قابلیت طرح و رسیدگی نسبت به مواد (59) و (60) آیین‌نامه استخدامی سابق بانک ملی ایران، به جهت نسخ مواد مذکور و خروج مورد از مصادیق ماده (25) قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1360/11/04


هیئت عمومی دیوان عدالت اداریتاریخ: ۱۳۶۵/۰۲/۲۲qavanin.ir ↗

مرتبط با

موضوع : ابطال مواد 59 و 60 آیین‌نامه استخدامی سابق بانک ملی ایران به لحاظ مخالفت آن با ماده 19 قانون مجازات عمومی تاریخ: 22/2/65 شماره دادنامه: 16 کلاسه پرو‌نده: 62/83 مقدمه و گردش کار: آقای سیدحسن میرمجلسی به شرح دادخواستی که به دیوان تقدیم داشته اعلام نموده مواد 59 و 60 آیین‌نامه استخدامی قبلی بانک ملی برخلاف تبصره 1 ماده 19 قانون مجازات عمومی است و آیین‌نامه نمی‌تواند خلاف قانون باشد و ضمنا مفاد مواد مزبور به همان صورت در فصل هفتم آیین‌نامه استخدامی مشترک بانکها تحت عنوان مواد 87 و 88 به تصویب رسیده که هیا‌ت عمومی دیوان به موجب دادنامه شماره 416/12/ 61کلا فصل هفتم آیین‌نامه مذکور را ملغی اعلام نموده بنابراین چون این مواد مفهوم و‌احد دارند تقاضای ابطال آن را می‌نمایم. با ارسال نسخه ثانی دادخواست و ضمایم به بانک ملی ایران در پاسخ طی لایحه شماره د/3/187520/1/63 اظهار داشته نامبرده برای اعاده به خدمت کرارا با مقامات قضایی کشور مکاتبه و چون عمل ایشان با طبع و اقتضای امور بانکی که عمدتا امانت و سلامت اموال و سپرده‌های مردم می‌باشد سنخیت و تناسبی نداشته لذا طبق مواد 59 و 60 آیین‌نامه استخدامی و‌قت بانک با اشتغال مجدد و‌ی موافقت نگردیده و مراجع قضایی نیز رای برد شکایت نامبرده داده‌اند. ضمنا فصل هفتم آیین‌نامه استخدامی مشترک بانکها (موضوع مواد 87 و 88 اشاره شده) مجددا ابقاء گردیده و ادعای ایشان در این خصوص موردی ندارد. هیا‌ت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 22/2/65 به ریاست حجهالاسلام حاج شیخ محمدعلی فیض ریاست کل دیوان و با شرکت آقایان روسای شعب تشکیل گردید و پس از بررسی موضوع و بحث و تبادل نظر و اعلام پایان رسیدگی به اتفاق آراء به شرح آتی انشاء رای می‌نماید. رای : نظر به اینکه مواد 59 و 60 آیین‌نامه استخدامی سابق بانک ملی ایران و ماده 19 قانون مجازات عمومی سابق به موجب مقررات و قوانین بعدی فسخ شده و در حال حاضر مواد مزبور قابلیت اجرایی ندارد لذا مورد از مصادیق ماده 25 قانون دیوان عدالت اداری و موجبی برای طرح موضوع در هیا‌ت عمومی و اتخاذ تصمیم درخصوص ابطال مواد فوق‌الذکر بنظر نمی‌رسد.