رای وحدت رویه شماره 785 هیات عمومی دیوان عالی کشور در خصوص حق تجدیدنظرخواهی دادستان نسبت به آراء برائت صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی
مرتبط با
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران — اصل سی و هفتم
- قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری — ماده 2
- قانون مالیاتهای مستقیم — ماده274(الحاقی 31/04/1394)
- قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز — ماده 44، تبصره 1(اصلاحی 10/11/1400)، ماده 50، ماده 51، ماده 54
- قانون آیین دادرسی کیفری — ماده 22، ماده 265، ماده 433، ماده 434، ماده 455، ماده 471
- قانون اصلاح قانون مالیاتهای مستقیم — بند60
شماره 11119 /152 /110 – 5/11/1398 مدیرعامل محترم روزنامه رسمی کشور گزارش پرونده وحدت رویه قضایی ردیف 98 /52 هیات عمومی دیوان عالی کشور با مقدمه و رای شماره 785 - 10/10/1398 به شرح ذیل تنظیم و جهت انتشار ارسال میگردد. معاون قضایی دیوان عالی کشور – غلامعلی صدقی رای وحدت رویه شماره 785 هیات عمومی دیوان عالی کشور در خصوص حق تجدیدنظرخواهی دادستان نسبت به آراء برائت صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی مقدمه جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد پرونده وحدت رویه ردیف 98 /52 راس ساعت 30 :8 روز سه شنبه مورخ 10/10/1398 به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین جناب آقای سیداحمد مرتضوی مقدم رییس محترم دیوان عالی کشور و با حضور حجتالاسلاموالمسلمین جناب آقای محمد جعفر منتظری دادستان محترم کل کشور و شرکت آقایان روسا، مستشاران و اعضای معاون کلیه شعب دیوان عالی کشور، در سالن هیات عمومی تشکیل شد و پس از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات مختلف اعضای شرکتکننده در خصوص مورد و استماع نظر دادستان محترم کل کشور که به ترتیب ذیل منعکس میگردد، به صدور رای وحدت رویه قضایی شماره 785 – 10/10/1398 منتهی گردید. الف: گزارش پرونده احتراما معروض میدارد: بر اساس گزارش 6828 /100 /98 – 8/8/1398 آقای رییس سازمان تعزیرات حکومتی از شعب مختلف تجدیدنظر ویژه رسیدگی به امور قاچاق کالا و ارز در مورد اعتراض دادستان عمومی و انقلاب اسلامی نسبت به برائت مرتکبین قاچاق کالاهای مجاز مشروط از تخلف انتسابی، آراء متفاوت صادر شده است که جریان امر ذیلا منعکس میشود: الف) طبق محتویات پرونده 3000017 شعبه اول تجدیدنظر مرقوم، مدیر عامل شرکت... به علت نگهداری البسه خارجی مظنون به قاچاق، در شعبه بیست و هفتم بدوی تعزیرات حکومتی تهران محاکمه و با توجه به مدارک ارایه شده و بررسیهای کارشناسی و نظر گمرک تهران که دلالت بر ورود قانونی کالا از مبادی رسمی کشور با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی و سود بازرگانی و عایدات دولت دارد، به موجب دادنامه 198 – 17 /7 /97 تبرئه شده، ولی آقای دادستان عمومی و انقلاب تهران نسبت به آن اعتراض کرده است که پس از طرح موضوع در شعبه اول تجدیدنظر ویژه قاچاق کالا و ارز طی دادنامه 3000072 – 31 /3 /96 به شرح زیر اقدام کردهاند: «تجدیدنظرخواهی دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران به شرح انعکاس یافته در نامه به شماره 200 /325 /9001 مورخ 16 /2 /96 و با استناد به تبصره 3 ذیل ماده 50 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب 3/10/1392که از دادنامه شماره 139600201073000116 مورخ 12/2/1396 اصداری شعبه 27 بدوی ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی تهران صورت پذیرفته، از قابلیت طرح و رسیدگی قانونی در شعب تجدیدنظر ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز برخوردار نیست. به موجب رای تجدیدنظرخواسته مارالذکر، حکم به برائت [مدیر عامل] شرکت... از اتهام انتسابی دایر بر نگهداری 5000 قلم البسه خارجی مظنون به قاچاق موضوع صورت مجلس مورخ 4 /2 /96 دستگاه کاشف صادر گردیده است. قطع نظر از چگونگی رسیدگی پرونده و معطوفا به ملاحظه ارسال پرونده از مرجع قضایی به تعزیرات و مفاد نامه اعتراضی واصله که خلاصتا حاوی مطالبی پیرامون استفاده شرکت تجدیدنظرخوانده به عنوان شرکت اصلی واردکننده کالا و به قصد فرار مالیاتی و استفاده از کارت بازرگانی شرکت دیگر و یا مطالبی در چگونگی تحصیل مال از طریق نامشروع موضوع ماده 2 قانون تشدید مجازات مرتکبین اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری برای استفاده از منافع کارت بازرگانی دیگران یا لزوم توجه به مقررات بند 7 ماده 274 قانون اصلاح مالیاتهای مستقیم میباشد و در توصیف قاچاق بودن یا نبودن عمل ارتکابی متضمن توضیح بیشتری نمیباشد، برابر ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری، تشکیل دادسرا در معیت دادگاههای هر حوزه قضایی متصور است. اساسا درخواست تجدیدنظر در پروندههای قاچاق برای دادستان محترم در صورتی که مبنی بر برائت باشد، صرفا منصرف به مواردی خواهد بود که در زمره مصادیق و جرایم ماده 44 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز (سازمان یافته و حرفهای، کالای ممنوع، کالا و ارز مستلزم حبس یا انفصال از خدمت دولتی) باشد. رسیدگی و صدور رای و درخواست تجدیدنظر در مورد سایر پروندههای قاچاق کالا و ارز، تخلف محسوب و رسیدگی آن در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی با ساختار متفاوت از مرجع قضایی میسور است. همچنین نظارت بر پروندههای قاچاق در سازمان تعزیرات و نحوه اجرای احکام نیز مطابق مادتین 49 و 50 قانون صدرالاشعار اعمال میگردد هر چند در مواردی دادستان محترم قانونا امتیاز اعمال نظارت قضایی در سایر نهادها و ادارات دولتی را دارد لیکن با توجه به مقررات ماده 51 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، شعب رسیدگیکننده در تعزیرات ملزم هستند شرایط و ضوابط دادرسی در همان قانون را رعایت کنند و در مواردی که شرایط و ضوابط مذکور در آن قانون پیشبینی نشده باشد [ملزم هستند] تا مطابق قانون آیین دادرسی کیفری رفتار نمایند، تصور و تسری امتیاز اعمال نظارت قضایی برای دادستان محترم در پروندههایی که از سوی شعب بدوی ویژه رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز مورد رسیدگی واقع میشوند فاقد توجیهات موجهه و قانونی خواهد بود، بنا به مراتب مذکور و با ملحوظ داشتن جمیع جهات و اینکه نظریه مشورتی شماره 2332 /94 /7 مورخ 30 /8 /94 اداره کل حقوقی قوه قضاییه نیز موید همین اظهارنظر است، غیرقابل طرح بودن درخواست اعتراض مذکور را صادر و اعلام مینماید. ضمنا بنا به مندرجات نامه واصله شماره 7227 /5000 /96 مورخ 20 /3 /96 اداره کل تعزیرات حکومتی تهران این عبارت اعلام گردیده که با طرح موضوع رای تجدیدنظرخواسته در جلسه مورخ 1 /3 /96 دبیرخانه کمیسیون برنامهریزی، هماهنگی و نظارت بر مبارزه با قاچاق کالا و ارز استان تهران موضوع در جلسه مورخ 1 /3 /96 مطرح و اعضای کمیسیون به رای برائت صادره اعتراض ننمودهاند. مقرر است دفتر پس از ثبت دادنامه ضمن اقدامات لازم، پرونده به شعبه صادرکننده رای بدوی عودت داده شود.» ب) طبق محتویات پرونده 3000103 شعبه پنجم تجدیدنظر ویژه قاچاق کالا و ارز آقای (ح - ز) به علت نگهداری انواع پودر و مکمل بدنسازی مظنون به قاچاق، در شعبه بیست و هفتم بدوی تعزیرات محاکمه و طی دادنامه 198 – 17 /7 /97 از اتهام انتسابی تبرئه شده و معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران به آن اعتراض کرده و شعبه پنجم تجدیدنظر پس از رسیدگی، طی دادنامه 2000029 – 19 /4 /98 چنین رای داده است: «در خصوص تجدیدنظرخواهی معاون دادستان عمومی و انقلاب تهران نسبت به دادنامه شماره 139700201073000198 مورخ 17 /7 /97 صادره از شعبه 27 بدوی تعزیرات حکومتی تهران که به موجب آن آقای «ح - ز» از اتهام نگهداری کالای به ظن قاچاق به استناد اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تبرئه گردیده است. هیات شعبه با التفات به جامع اوراق و محتویات پرونده علیالخصوص ملحوظ نظر قراردادن نحوه رسیدگی و مبانی استنباط و استدلال و مستندات قانونی مندرج در رای تجدیدنظرخواسته و اینکه در این مرحله از رسیدگی از سوی تجدیدنظرخواه اعتراض موجه و موثری که از توجیه قانونی برخوردار باشد صورت نپذیرفته زیرا که اولا کالای موضوع پرونده مجاز مشروط بوده و جزء کالای ممنوعه نمیباشد ثانیا به موجب نامه شماره 97 /0601 /201 /798850 مورخ 26 /8 /97 پلیس آگاهی تهران بزرگ که اعلام داشته «علیرغم اعلام دانشگاه علوم پزشکی ایران، مبنی بر جعلی بودن نامهها، نامههای مزبور جعلی نبوده بلکه نامه اولیه دانشگاه به صورت غیرواقعی و واهی توسط عوامل دانشگاه که به عدم مصرف انسانی کالاهای موضوع پرونده اشاره شده است، تنظیم گردیده است ضمن اینکه در نمونههای ارسالی مشاهده شد متاسفانه آنالیز و آزمایشی صورت نپذیرفته بلکه نمونههای ارسالی به صورت پلمپ [اعاده] گردیده است. ثالثا به موجب دادنامه شماره 989973142300289 مورخ 26 /3 /98 شعبه 15 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 6 تهران در خصوص آقای «ح - ز» پیرو شکایت معاون غذا و دارو دایر بر جعل نامه شماره 6532 /135 /ص /97 مورخ 25 /6 /97 بنا به اعلام نظر آگاهی تهران و به علت عدم کفایت ادله قانونی در جهت اثبات جعل مستندا به ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری قرار منع تعقیب صادر گردیده است و تعرضات معموله تجدیدنظرخواه به شرح لایحه اعتراضیه بنا به مراتب مذکور معارض استدلال شعبه رسیدگیکننده بدوی نبوده و نمیتواند موجبات نقض و از هم گسیختگی دادنامه معترض عنه را فراهم نماید. فلذا به نظر اعضای هیات شعبه دادنامه معترض عنه موافق موازین قانونی و مطابق دلایل موجود در پرونده اصدار یافته و اصول دادرسی و تشریفات قانونی نسبت به آن رعایت گردیده است و تجدیدنظر خواهی به عمل آمده با هیچ یک از شقوق و جهات مندرج در ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری انطباق ندارد، بناء علیهذا ضمن رد تجدیدنظر خواهی موصوف به استناد مواد 50 و 51 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب سال 92 و بند الف ماده 455 قانون آیین دادرسی کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید و ابرام مینماید و متذکر میگردد در خصوص کالای موضوع پرونده پس از انجام تشریفات قانونی مفاد ماده 54 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب سال 92 و اصلاحات بعدی لازم الرعایه میباشد. رای صادره قطعی و لازم الاجرا است. دفتر مقرر است پرونده از آمار شعبه کسر پس از برگ شماری به مرجع ارسالکننده (اداره کل استان مربوطه) اعاده گردد.» با توجه به مراتب مذکور در فوق چون شعبه اول تجدیدنظر تعزیرات بر اساس مندرجات دادنامه فوق الاشعار اختیار دادستان عمومی و انقلاب را در اعتراض به حکم برائت مرتکبین قاچاق کالا و ارز به جرایم سازمان یافته، قاچاق کالاهای ممنوع و قاچاق کالا و ارز مستلزم حبس یا انفصال از خدمات دولتی که رسیدگی به آنها در صلاحیت دادگاههای انقلاب اسلامی است محدود کرده و در اعتراض به برائت از قاچاق کالای مجاز مشروط که در صلاحیت دادگاههای بدوی تعزیرات میباشد ذی سمت نمیداند ولی شعبه پنجم تجدیدنظر به شرحی که گذشت در مورد اعتراض دادستان به برائت از اتهام قاچاق کالای مجاز مشروط وارد رسیدگی شده و حکم مقتضی صادر کرده است و با این ترتیب با اختلاف استنباط متفاوت از مواد 50 و 51 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز از شعب مختلف تجدیدنظر رسیدگیکننده، احکام مغایر صادر شده است لذا مستندا به مفاد تبصره ذیل ماده 49 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب 1392 بررسی آن را جهت ایجاد وحدت رویه تقاضا دارد. معاون قضایی دیوان عالی کشور - حسین مختاری ب: نظریه دادستان کل کشور در خصوص پرونده وحدت رویه قضایی ردیف 98 /52 هیات عمومی دیوان عالی کشور به شرح آتی اظهار عقیده میگردد: 1 - مطابق ماده 51 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب 3/10/1392 «در کلیه مواردی که شرایط و ضوابط دادرسی در این قانون پیشبینی نشده است، مطابق قانون آییندادرسی کیفری رفتار میشود.» بر این اساس طبق قاعده آمره مذکور، مراجع ذیربط مکلفند طبق قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز رفتار و در صورت نبود حکم خاص به قانون عام آیین دادرسی کیفری عمل نمایند. 2 - مطابق حکم خاص مصرح در تبصره 3 ماده 50 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، آراء برائت صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی و دادگاه انقلاب از ناحیه دادستان و سایر اشخاص حقوقی مذکور در این تبصره قابل تجدیدنظرخواهی است. 3 - مقنن حق تجدیدنظرخواهی دادستان و سایر مقامات مذکور را نسبت به احکام برائت بهطور مطلق پذیرفته است، تخصیص حق تجدیدنظرخواهی دادستان به احکام دادگاه انقلاب نیازمند نص میباشد. 4 - استدلال به اینکه طبق ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری دادسرا در معیت دادگاه تشکیل میگردد، فلذا دادستان صرفا حق تجدیدنظرخواهی از احکام محاکم انقلاب را خواهد داشت، نافی وظایف دیگر که به موجب قوانینی دیگر بر عهده دادستان گذاشته شده نمیباشد؛ زیرا: اولا، دادستان فراتر از مفاد ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری به منظور حسن اجرای قوانین، وظایف و تکالیف متعدد دیگری را در قوانین موضوعه عهده دار است که با استنباط مضیق اختیاراتش به محدوده ماده مذکور، سازگار نیست. ثانیا، قاعده آمره تبصره 3 ماده 50 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز قاعده خاص است و قاعده عام ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری خدشهای بر اعتبار آن وارد نمیسازد. 5 - اصولا در یک سیاست جنایی سنجیده، امر کیفری بلاتعقیب رها نمیشود. حتی در سوابق تقنینی ملاحظه میشود به موجب تبصره 1 ماده 241 قانون آیین دادرسی کیفری سابق، مدیر دفتر دادگاه بخش به جانشینی دادستان امور خلافی را در دادگاه صلح تعقیب میکرد. 6 - اساسا صرف پیشبینی حق تجدیدنظرخواهی برای دادستان، صرفنظر از اعمال آن، بر حسن اجرای قوانین موثر است و موجب ارتقاء سطح کیفی رسیدگیها در شعب تعزیرات حکومتی میگردد. 7 - علی رغم تغییرات در قوانین مربوط به تشکیلات و آیین دادرسی، وصف مدعی العمومی دادستان همچنان از قوانین موضوعه کشور قابل استخراج است. او فراتر از اختیار، تکلیف دارد بر حوزه حقوق عمومی جامعه پایشی مستمر داشته باشد. شرع مقدس نیز غفلت از ورود به عرصههای تضییع حقوق عمومی را از ناحیه حاکمیت نمیپذیرد. بهعلاوه منطق ایجاب میکند تا در چنین پروندههایی که ارزش ریالی آنها محصور نگردیده است و از این حیث شاید اهمیتی به مراتب بیشتر از سایر پروندههای قاچاق داشته باشد دادستان حق تجدیدنظرخواهی داشته باشد. 8 - احتمال اینکه سایر پروندههای قاچاق کالا و ارز که در صلاحیت دادگاه انقلاب است در شعب بدوی تعزیرات حکومتی مطرح گردد، بعید نیست. در چنین وضعیتهایی دادستان باید حق تجدیدنظرخواهی داشته باشد تا بتواند مسیر انحراف از صلاحیت ذاتی پرونده را، اصلاح نماید. با عنایت به مراتب مذکور، رای صادره از شعبه محترم پنجم تجدیدنظر تعزیرات حکومتی استان تهران از حیث پذیرش تجدیدنظرخواهی دادستان نسبت به آراء برائت صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی مطابق موازین قانونی تشخیص و قابلیت وحدت رویه قضایی را دارد. ج: رای وحدت رویه شماره 785 – 10/10/1398 هیات عمومی دیوان عالی کشور نظر به اینکه مطابق تبصره 3 ماده 50 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب 3/10/1392 دادستان از آراء صادره از شعب بدوی تعزیرات حکومتی و دادگاه انقلاب در صورتی که مبنی بر برائت باشد حق تجدیدنظرخواهی دارد و تقیید آن به تجدیدنظرخواهی از آراء دادگاه انقلاب علاوه بر اینکه با اطلاق کلمه «آراء» در تبصره مذکور منافات دارد با توجه به اینکه این حق طبق بند «پ» ماده 433 قانون آیین دادرسی کیفری به دادستان داده شده، موافق مقصود قانونگذار نیست. بنا به مراتب، رای شعبه پنجم تجدیدنظر ویژه قاچاق کالا و ارز در حدی که با این نظر انطباق دارد به اکثریت آراء اعضای هیات عمومی صحیح و منطبق با قانون تشخیص داده میشود. این رای که در اجرای تبصره ماده 49 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز صادر شده، طبق ماده 471 قانون آیین دادرسی کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها و سایر مراجع اعم از قضایی و غیرآن لازم الاتباع است. هیات عمومی دیوان عالی کشور