قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

بخشنامه راجع به لغات جديد نيروي هوايي

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1316/04/06
مرجع تصویب: وزير عدليه
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
بخشنامه راجع به لغات جديد نيروي هوايي مصوب 1316,04,06 با اصلاحات و الحاقات بعدي
رونوشت معادلهائي كه برطبق پيشنهاد وزارت جنك [جنگ] براي برخي لغات و اصلاحات مربوط به نيروي هوائي فرهنگستان ايران اختيار و بشرف عرض پيشگاه اعليحضرت همايون شاهنشاهي رسيده و مورد تصويب واقع شده است بپيوست اين نامه فرستاده ميشود لازم است مراقبت نمائيد بجاي كلمات سابق استعمال شود.
وزير عدليه ـ دكتر متين دفتري
1ـ هواپيما ـ بجاي طياره اختيار شده است. اين ترجمه در هواپيمائي مدتي است معمول شده است و لغت خارجي معادل آن Aeroplan است. 2ـ روش ـ يجاي [بجاي] مشي اختيار شده است. لغت خارجي آن Allure و مقصود از آن طرز حركت هواپيما يا چيزها ديگري شبيه به آن است. 3ـ ستون ـ بجاي «ما» اختيار شده است. لغت خارجي آن Mat است كه در كشتي ها دكل ميگويند ولي در هواپيماها ستون مانندي است كه سيمهاي مهارهاي هواپيما و بالها به آن وصل ميشوند و كلمه ستون مناسب‌تر است. 4ـ شهپر ـ بجاي (الرن) Ailerien اختيار شده است. قسمتي از بالهاي هواپيما است كه تغيير جهت و امتداد حركت بتوسط آنها انجام مي گيرد و كار شهپر را در برندگان [پرندگان] انجام ميدهد. 5 ـ چنك [چنگ] بجاي كلاج اختيار شده است. قسمتي است كه در هواپيماها و اتومبيل ها در موقعي كه موتور كار ميكند حركت را بچرخها انتقال ميدهد و مي‌ توان بوسيله آن ارتباط موتور را از چرخ قطع نمود يا بچرخ اتصال داد لغت خارجي آن Clutch است. 6ـ سيخك بجاي (بكي) Bequille اختيار شده است چيزي است مانند سيخ كوچكي كه در دنباله هواپيما است و در هنگام نشستن اندكي در خاك فرورفته مانع حركت مي گردد. 7ـ مهار بجاي هوبان hauban اختيار شده است. قسمتهائي است كه بالها را بهم مربوط ميسازد 8 ـ بمب ـ بمب اين كلمه بجاي خود باقي مانده است. 9ـ بمباران ـ بجاي بمباردمان اختيار شده است نظاير آن در فارسي متعدد است مانند گلوله ‌باران سنك [سنگ] ‌باران. 10ـ تير بجاي فلش اختيار شده است. fleche 11ـ ارده ـ بجاي ترن ‌داتربساژ Traindʼ atterrissage اختيار شده است قسمتي است شامل چرخها و شاسي هواپيما كه در هنگام فرود آمدن ابتدا برروي زمين قرار مي‌ گيرد. 12ـ تنه ـ بجاي فورلاژ Furlaga اختيار شده است چون قسمت موتور و بالها و اراده هواپيما برداشته شود قسمت باقي مانده آن كه بدنه اصلي و جاي نشستن است تنه ناميده ميشود و تقريبا شبيه بدوكي است 13ـ سنجاقك ـ بجاي اشپيل Spile اختيار شده است. سنجاق كوچكي است كه در سوراخهاي سرپيچها قرار ميدهند تا در موقع حركت مهره‌هاي آنها باز نشود و نيفتد. 14ـ سوخت پاش- بجاي ژيگلور اختيار شده است قسمتي است كه در اتومبيل و هواپيما بنزين يا سوخت ديگري را پراكنده مي ‌كند تا بتواند با هوا مخلوط شود. 15ـ سوخت آما ـ بجاي كاربراتور Carburateur اختيار شده است قسمتي است كه مخلوطي از بنزين و هوا آماده نموده براي احتراق حاضر مينمايد كلمه آما اسم فاعل از آمودن بمعني پركردن و مخلوط كردن است پس سوخت آما يعني مخلوط كننده سوخت. 16ـ ناوبري هوائي ـ بجاي (آئروناويگلسيون) اختيار شده است چون براي ناويگلسيون سابقا ناوبري اختيار شده و اين قسمت مربوط بهواپيمائي است ناوبري هوائي ناميده شده. Aeronavigation