قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

تعيين تكليف در خصوص خروج دوسيه از شعبه ضبط در موقع تحديد حدود و تطبيق و استخراج و تسليم به محاسبات و ارسال دوسيه به مركز جهت كنترل و غيره

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1311/03/04
مرجع تصویب: مدير كل ثبت مملكتي
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
تعيين تكليف در خصوص خروج دوسيه از شعبه ضبط در موقع تحديد حدود و تطبيق و استخراج و تسليم به محاسبات و ارسال دوسيه به مركز جهت كنترل و غيره مصوب 1311,03,04
بعضي از ادارات ثبت راجع بماده 41 نظامنامه در موقع خروج دوسيه از شعبه ضبط در موقع تحديد حدود و تطبيق و استخراج و تسليم بمحاسبات و ارسال دوسيه بمركز جهت كنترول و غيره استعلام و گسب [كسب] تگليف [تكليف] نموده اند لذا لازم دانست علت ذكر اين ماده را باستحضار عموم برساند تا موارد و مواقع مخصوص ان در نظر مديران ثبت مشخص و محرز گردد. با ملاحظه ماده 38 نظامنامه مقصود از وجود اظهارنامه در شعبه ضبط ان است كه غفلت در زدن مهر اعتراض و وارد نمودن عرض حال بدوسيه مورد اعتراض نشود زيرا اظهارنامه فقط ورقه اي است كه در موقع استخراج مراجعه بان براي نماينده لازم و مجبور بملاحظه ان است كه با اين طور و اجراي نظامنامه ممكن نخواهد شد كه ملك مورد اعتراض اولا عرضحال ان ضميمه دوسيه نشود. ثانيا مورد توجه واقع نكردد [نگردد] كه ورقه مالكيت صادر و توليد مسئوليت براي مسئولين امر و اداره نمايد و البته با ذكر دليل فوق 3 ماده قانوني است گه [كه] حق اعتراض باقي و حفظ اظهار نامه در شعبه ضبط حتمي است و البته در اين مدت احتياج زيادي غالبا بخود دوسيه هم مكر [مگر] در موارد نادري پيدا نخواهد شد كه بطوري كه در ماده 41 مذكور است دوسيه بخارج اداره برود و فرضا اگر محتاج گرديد در ان سه ماهه در داخل و خارج اداره حتما بايد اصل اظهارنامه در ضبط بماند و پس از انقضاي مدت قانوني چنان كه در ماده 41 قيد است دوسيه اگر بخارج اداره قرار شد فرستاده شود بايد اصل اظهار نامه در ضبط بماند و الا در داخله اداره مانعي نخواهد داشت مخصوصا وقتي كه كنترول و استخراج شده باشد و ولاياتي كه دوسيه هاي ان جا براي كنترول بمركز با ورقة مستخرجه مي ايد اظهارنامه بايد ضميمه بوده و دوسيه با نهايت دقت فهرست و منگنه شده باشد.
كفيل ثبت گل [كل] مملگتي [مملكتي] – علينقي بيكلري [بيگلري]