قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

دستورالعمل انجام مطالعات ارزيابي تناسب اراضي

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1405/04/17
مرجع تصویب: وزارت جهاد كشاورزي
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
بسمه تعالي شماره: 020/533354 تاريخ: 1405/04/17 جناب آقاي نيازي شهركي معاون محترم آب و خاك و دبير ستاد ملي هماهنگي حفاظت و بهره‌برداري پايدار از خاك سلام عليكم؛ با عنايت به تكليف وزارت جهاد كشاورزي در اجراي بند (الف) ماده (7) قانون حفاظت از خاك (مصوب مجلس شوراي اسلامي به شماره 91/20704 مورخ 1398/03/04) و ماده (14) آئين نامه اجرايي آن (مصوب هيئت محترم وزيران به شماره 198653/ت58331 مورخ 1402/1030) بدينوسيله دستورالعمل‌هاي پيوست به شرح عناوين ذيل جهت بهره‌برداري و اجرا ابلاغ مي‌شود: 1-دستورالعمل انجام مطالعات خاكشناسي-نشريه شماره 466 2-شرح خدمات مطالعات خاكشناسي-نشريه شماره 425 3-دستورالعمل نظارت و كنترل فني مطالعات خاكشناسي-نشريه شماره 500 4-دستورالعمل انجام مطالعات ارزيابي تناسب اراضي غلامرضا نوري رونوشت: -معاونين محترم وزير-جهت اطلاع و همكاريهاي لازم -روساي محترم سازمان‌هاي وابسته-جهت اطلاع و همكاريهاي لازم -مديران عامل و روساي محترم شركت‌هاي مادر تخصصي و موسسات وابسته-جهت اطلاع و همكاريهاي لازم -روساي محترم سازمان جهاد‌كشاورزي استان‌ها-جهت اطلاع و همكاريهاي لازم -مديران كل محترم دفاتر مستقل ستادي-جهت اطلاع و همكاريهاي لازم جمهوري اسلامي ايران دستورالعمل انجام مطالعات ارزيابي تناسب اراضي وزارت جهاد كشاورزي مؤسسه تحقيقات خاك و آب http://www.swri.ir 1404 اصلاح مدارك فني خواننده گرامي موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي با استفاده از نظر كارشناسان برجسته خود مبادرت به تهيه اين دستورالعمل و عرضه آن به جامعه مهندسي كشور نموده است . با وجود تلاش فراوان، اين اثر مصون از ايراد و اشكال نيست . از اين رو، از شما خواننده گرامي صميمانه تقاضا دارد در صورت مشاهده هرگونه ايراد و اشكال فني مراتب را به ‌ صورت زير گزارش فرماييد : 1- شماره بند و صفحه موضوع مورد نظر را مشخص كنيد . 2- ايراد مورد نظر را به ‌ صورت خلاصه بيان داريد . 3 - در صورت امكان، متن اصلاح شده را براي جايگزيني ارسال نماييد . 4- نشاني خود را براي تماس احتمالي ذكر فرماييد . كارشناسان موسسه پس از دريافت نظرهاي ارسالي، آن‌ها را به ‌ دقت بررسي نموده و در صورت نياز، اقدام مقتضي به عمل مي‌آورند . پيشاپيش از همكاري و دقت نظر جنابعالي قدرداني مي ‌ شود . نشاني براي مكاتبه : كرج، ميدان استاندارد، جاده مشكين دشت، بعد از رزكان نو، بلوار امام خميني ( ره ) ، موسسه تحقيقات خاك و آب، بخش تحقيقات شناسايي خاك و ارزيابي اراضي تلفن : 36201900-026 5-36203502-026 web: http://www.swri.ir Email: ir.soilsurvey@gmail.com پيش گفتار خاك به عنوان اساس پايداري حيات و زيربناي اصلي توليدات كشاورزي، از ارزشمندترين منابع طبيعي هر كشور به شمار مي‌آيد . بهره‌برداري اصولي از اين منبع تجديدناپذير، نه تنها در تأمين امنيت غذايي و پايداري توليدات كشاورزي نقش محوري دارد، بلكه شرط اساسي در تحقق الگوي بهينه كشت و مديريت پايدار منابع آب و خاك است . در شرايطي كه تغييرات اقليمي، محدوديت منابع آب و فشارهاي ناشي از بهره‌برداري ناصحيح، سلامت و حاصل‌خيزي خاك‌هاي كشور را با تهديد مواجه ساخته است، ارزيابي تناسب اراضي به عنوان گامي بنيادين در برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري‌هاي كلان كشاورزي، اهميت دوچندان مي‌يابد . اين ارزيابي، ابزاري علمي براي شناسايي ظرفيت‌ها و محدوديت‌هاي هر قطعه زمين است تا با اتكا بر آن، تخصيص و بهره‌برداري از اراضي در مسير توسعه‌اي هماهنگ با توان اكولوژيكي سرزمين انجام پذيرد . مطالعات ارزيابي تناسب اراضي در ايران، سابقه‌اي نزديك به نيم قرن دارد . از دهه 1350 ، با اجراي طرح‌هاي شناسايي و طبقه‌بندي خاك، تلاش‌هايي براي تعيين قابليت و تناسب اراضي كشور براي كاربري‌هاي كشاورزي صورت پذيرفت . با اين حال، گستره وسيع اقليمي و تنوع زمين‌شناسي و خاكي ايران موجب شد كه روش‌هاي رايج بين‌المللي به‌طور كامل پاسخگوي ويژگي‌هاي بومي نباشند . در سال‌هاي بعد، مدل‌هاي تعديل‌شده و تلفيقي متناسب با شرايط اقليمي، فيزيوگرافي و نظام بهره‌برداري از اراضي كشور تدوين شد؛ با اين وجود، نبود يك چارچوب واحد و هماهنگ در سطح ملي همچنان از چالش‌هاي اصلي در فرآيند ارزيابي و مديريت اراضي بوده است . در راستاي اجراي قانون حفاظت خاك مصوب سال 1398 و آيين‌نامه اجرايي آن و با هدف ارتقاي كيفيت، انسجام و هماهنگي در انجام مطالعات و تصميم‌گيري‌هاي مرتبط با كاربري اراضي، تدوين اين دستورالعمل در دستور كار وزارت جهاد كشاورزي قرار گرفت . اين دستورالعمل با اتكا بر مباني علمي روز، تجارب ميداني و نتايج پژوهش‌هاي انجام‌شده در مراكز علمي و تحقيقاتي كشور، به گونه‌اي طراحي شده است كه ضمن حفظ هم‌خواني با نظام‌هاي بين‌المللي، قابليت كاربرد در شرايط متنوع اقليمي، خاكي و مديريتي ايران را دارا باشد . در اين مجموعه، مراحل اجرايي ارزيابي تناسب اراضي، از گردآوري و تحليل داده‌هاي پايه تا تعيين معيارهاي اصلي و ثانويه براي كاربري‌هاي مختلف زراعي و باغي، به صورت گام‌به‌گام تشريح شده است . همچنين، نظام طبقه‌بندي تناسب در قالب كلاس‌هاي S1 تا N2 ( از كاملاً مناسب تا نامناسب دائمي ) به‌گونه‌اي تدوين شده كه نتايج حاصل بتواند مبنايي دقيق براي برنامه‌ريزي الگوي كشت، تخصيص بهينه منابع آب و خاك و هدايت سرمايه‌گذاري‌هاي بخش كشاورزي قرار گيرد . اميد است تدوين و اجراي اين دستورالعمل، گامي مؤثر در راستاي نظام‌مند ساختن فرآيند تصميم‌گيري در بهره‌برداري از اراضي كشور ، ارتقاي بهره‌وري و صيانت از سرمايه‌هاي طبيعي و در نهايت، تحقق توسعه پايدار كشاورزي در ايران اسلامي باشد . عنوان نشريه : دستورالعمل انجام مطالعات ارزيابي تناسب اراضي تهيه كنندگان : دكتر ميرناصر نويدي دكتر علي زين‌الديني ميمند موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي دكتر مهناز اسكندري دكتر جواد سيدمحمدي دكتر محسن باقري بداغ‌آبادي موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي موسسه تحقيقات خاك و آب وزارت جهاد كشاورزي فهرست مطالب عنوان صفحه فهرست جدول ها عنوان صفحه فصل اول مفاهيم اساسي مقدمه شيوه كنوني بهره‌جويي از منابع طبيعي كه در راستاي برطرف نمودن نيازهاي گوناگون و در حال افزايش جمعيت روزافزون بشر صورت مي‌گيرد، مديريت اين منابع توليدي ارزشمند را با بحران جدي روبرو نموده است . از آنجا كه خاستگاه تأمين اكثر اين نيازمندي‌ها منابع اراضي و از جمله خاك است، فشار بيشتر به منابع موجود كه در قالب گسترش كشت متراكم و چند نوبت در يك سال، كاربرد بيش از حد متعارف نهاده‌هايي مانند كودهاي شيميايي و كشت‌گونه‌هاي جديد زراعي بوده است، موجب گشته تا دستيابي همزمان به هدف توسعه پايدار و حفاظت از محيط‌زيست دچار چالش‌هاي مهمي شود . يكي از مهم‌ترين اين چالش‌ها، كاهش توان توليدي خاك است . چنانچه پيش‌برد طرح‌هاي توسعه‌اي در بخش كشاورزي بر پايه شناخت ناكافي از ظرفيت توليدي خاك صورت گيرد، در دراز مدت كاهش شديد توان توليدي آن را به همراه خواهد داشت . ناگزير براي هر گونه چاره‌انديشي در مواجه با اين خطر رو به رشد، نيازمند شناخت واقع‌بينانه‌تر از سامانه خاك و رعايت اصول پايداري متعادل آن در چارچوب يك زيست ‌ بوم طبيعي مي‌باشد . كشاورزي پايدار تنها هنگامي محقق مي‌گردد كه اراضي برحسب تناسب براي انواع گوناگون كاربري‌ها دسته‌بندي شده و مورد بهره‌برداري قرار گيرند . از آغاز فعاليت كشاورزي لزوم تعيين خصوصيات اراضي و از جمله خاك به خودي خود آشكار بود . كوشش‌هاي علمي اوليه لزوم طبقه‌بندي خاك و متغيرهاي مرتبط با آن، در خصوص استفاده از خاك و يا كاربري اراضي، بويژه به منظور اهداف كشاورزي را مشخص نموده است . طرح نيازهاي زراعي و هزينه نهاده‌ها براي تغيير برخي از شرايط خاك ( مانند زهكشي ) از جمله عوامل تعيين كننده كيفيت خاك براي كشت محصولات كشاورزي است . اين موارد همگام با طبقه‌بندي اراضي كه هم به منظور تعيين قابليت استعداد اراضي و هم تناسب منطقه‌اي خاك‌ها براي استفاده‌هاي گوناگون انجام مي‌شود بيشتر توسعه پيدا كرده‌اند . لازم به ذكر است كه در طبقه‌بندي اراضي با بهره‌گيري از خصوصيات خاك، چشم‌انداز و اقليم، كيفيت خاك براي كاربري بخصوصي مشخص مي‌گردد . متخصصين معتقدند كه بايد از اراضي، متناسب با مشخصات و استعداد طبيعي آن‌ها استفاده كرد كه لازمه اين مهم انجام ارزيابي‌هاي دقيق از وضعيت موجود، در وهله بعدي برنامه‌ريزي در راستاي استفاده صحيح از اين منابع و در پايان ايجاد زمينه لازم براي برنامه‌ريزي در خصوص تصميمات اتخاذ شده است . بديهي است كه كسب آگاهي و شناخت از قابليت بالقوه و بالفعل و نيز محدوديت‌هاي منابع مورد استفاده ( چه آن‌هايي كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي‌گيرند و چه آن‌هايي كه در آينده مورد استفاده قرار خواهند گرفت ) مي‌توانند در تبيين سياست‌ها و ارائه راهكارهاي مناسب براي استفاده بهينه از اين منابع تأثير بسزايي داشته باشند . در اين راستا پاسخ مناسب به سئوالاتي مانند چگونگي گسترش اراضي كشاورزي با قابليت‌ها و محدوديت‌هاي مختلف در يك منطقه، نوع توصيه‌هاي ارائه شده براي استفاده از اراضي شناسايي شده، پيش‌بيني نوع واكنش اين اراضي نسبت به كاربرد نهاده‌ها و اعمال مديريت‌هاي جديد، دلايل تغيير يك نوع كاربري اراضي و تغيير مقدار توليد يك نوع محصول در زمان ‌ها و مكان ‌ها ي مختلف و نحوه ايجاد توازن بين نيازهاي بشري و استفاده از اين منابع مي‌تواند منجر به ارائه راه‌حل‌هاي مناسب براي استفاده بهتر از منابع اراضي در مقياس‌هاي ملي و منطقه‌اي گردد ( فائو ، 1996). برنامه‌ريزي استفاده از اراضي ايده جديدي نيست، چرا كه كشاورزان هر ساله درباره اينكه چه محصولي را در كجا كشت كنند تصميم‌گيري مي‌كرده‌اند . تصميمات آنها در راستاي نيازهايشان و بر پايه دانش و آگاهي آنها از اراضي، دسترسي به فن ‌آوري ، سرمايه و كارگر صورت مي‌گرفته است . بهرحال برنامه‌ريزي استفاده از زمين تنها شامل مديريت مزرعه نبوده و طيف گسترده‌تري از انواع استفاده‌ها را شامل مي‌شود ( فائو، 1993) ديدگاه عمومي در زمينه اهميت خاك از دير باز بر اين اساس استوار بوده كه خاك بعنوان منبعي دير تجديد شونده شناخته شده كه چنانچه مديريت صحيحي بر آن اعمال نگردد و بطور مناسب استفاده نشود در خلال مدت كوتاهي از بين خواهد رفت . در اين ميان ارزيابي اراضي حلقه‌اي بسيار مهم در زنجيره‌اي است كه منجر به مديريت پايدار منابع اراضي و از جمله مهمترين آنها يعني خاك مي‌گردد . ارزيابي توان خاك در راستاي جلوگيري از روند تخريب آن و بهبود عملكرد محصولات زراعي بسيار ضروري است . بهره‌برداري از اراضي مطابق با قابليت آن علاوه بر تأمين احتياجات نسل حاضر و آينده، تعادل بوم‌شناختي كره زمين را نيز حفظ مي‌كند ( رزيتر، 1996). انجام مطالعات ارزيابي تناسب اراضي در دشت‌هاي كشاورزي كشور به عنوان بخش اساسي برنامه جامع تعيين الگوي كشت به منظور تدوين راهكار اجرايي جهت دستيابي به اهداف پيش‌بيني شده در زمينه توليد محصولات زراعي و باغباني و استفاده مطلوب، بهينه و پايدار از منابع و عوامل توليد ضرورت دارد . سرزمين منطقه‌اي از سطح زمين كه همه ويژگي‌هاي نسبتاً پايدار يا قابل پيش‌بيني زيست‌كره به صورت عمودي در بالا و پايين آن قرار گرفته باشد، سرزمين ناميده مي‌شود . از آن جمله مي‌توان به جو در بالاترين قسمت و خاك، ساختار زمين‌شناسي زيرين، زمين‌ريخت‌هاي وابسته به آن، آبشناسي ( هيدورلوژي ) ، جوامع گياهي و جانوري، جوامع ميكروبي و برآيند فعاليت‌هاي گذشته و حال حاضر در پايين‌ترين قسمت، اشاره نمود . اين عوامل بر روي استفاده از سرزمين در حال حاضر و برنامه‌ريزي براي آينده، نقش موثري دارند . سرزمين داراي يك گسترش جغرافيايي است و براساس همه ويژگي‌هايي كه بر كاربري زمين تاثير گذارند تشريح مي‌شود . با توجه به اين تعريف به خوبي مي‌توان دريافت كه خاك تنها بخشي از سرزمين است و بديهي است كه نقشه سرزمين از نقشه خاك متفاوت است . خاك خاك به عنوان جزئي از سرزمين محسوب مي‌شود . خاك مجموعه‌اي متشكل از اجسام طبيعي موجود در سطح زمين است كه در مناطقي توسط انسان دستخوش تغيير گشته، هم‌چنين حاوي مواد زنده بوده و نگهدارنده و يا داراي قابليّت نگهداري گياهان در فضاي باز مي باشد . مرز بالاي خاك به هوا و يا آب كم عمق، مرز زيرين آن به مواد غيرخاكي ( مواد مادري يا سنگ بستر ) و مرزهاي جانبي آن به آب‌هاي عميق، برون‌زدهاي سنگي و يا يخ‌چال‌ها محدود مي شود . خاك در نتيجه تاثير متقابل اقليم، موجودات زنده، مواد مادري و پستي‌وبلندي طيّ زمان تشكيل گرديده و بخش بالايي آن از افق ‌هايي تشكيل شده است كه با مواد سنگي زيرين تفاوت دارند . عمق خاك در موارد معدودي كه افق ‌هاي سيماني و غير قابل نفوذ براي ريشه گياهان موجود باشد، همان مرز عميق‌ترين افق در نظر گرفته مي شود . قسمت زيرين خاك در بسياري موارد به مواد مادري و سنگ بستر محدود مي‌شود كه فاقد ريشه، موجودات زنده و ديگر علائم فعّاليّت هاي زيستي است . به اين ترتيب مرز زيرين خاك به‌طور معمول منطبق با پايين‌ترين محدوده فعّاليّت ‌ هاي زيستي و عموماً عمق نفوذ ريشه گياهان بومي چند ساله است . اهميت خاك در تامين امنيت غذايي خاك به‌عنوان بستر اصلي رشد گياهان، منبع تأمين مواد مغذي، آب و تكيه‌گاه فيزيكي براي توليد محصولات كشاورزي در تأمين امنيت غذايي جوامع نقش كليدي ايفا مي‌كند . كيفيت و حاصلخيزي خاك، تعيين‌كننده ميزان توليد و پايداري سيستم‌هاي زراعي است و تخريب آن بر اثر فرسايش، شوري، آلودگي يا بهره‌برداري ناپايدار مي‌تواند به كاهش توليد و در نتيجه تهديد امنيت غذايي منجر شود . ازاين‌رو، حفظ و مديريت پايدار خاك نه تنها براي پايداري كشاورزي بلكه براي تضمين امنيت غذايي نسل‌هاي آينده حياتي است . در اين راستا، شناسايي و ارزيابي دقيق خاك‌ها گامي ضروري براي برنامه‌ريزي صحيح در بهره‌برداري و حفاظت از منابع زمين به شمار مي‌رود . شناخت ويژگي‌هاي فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي خاك‌ها، امكان انتخاب مناسب‌ترين كاربري‌ها و روش‌هاي مديريتي را فراهم مي‌سازد و از تخريب و كاهش بهره‌وري جلوگيري مي‌كند . بنابراين، شناسايي علمي خاك نه تنها به بهبود عملكرد كشاورزي كمك مي‌كند، بلكه نقشي كليدي در مديريت پايدار منابع طبيعي و ارتقاي امنيت غذايي دارد . مطالعات خاكشناسي مطالعات خاك‌شناسي در روش معمول، مجموعه اي از عمليات پيوسته و هماهنگ ميداني و ستادي است كه به منطور شناسايي ( طبقه بندي ) و تعيين پراكنش انواع خاك‌ها در منطقه مطالعاتي بر مبناي تجزيه‌وتحليل روابط خاك و زمين نما انجام مي شود و اطلاعات و داده‌هاي آن به انضمام تفسير داده‌ها براي كاربري‌هاي مختلف در قالب " نقشة خاك " و " گزارش مطالعه " براي استفاده كاربران منتشر مي‌گردد . تعريف ارائه شده در راهنماي شناسايي خاك (2017) به شرح زير است : خاكشناسي، ضمن تشريح ويژگي‌هاي خاك‌ها در منطقه مورد بررسي، خاك‌ها را براساس يك سامانه رده‌بندي استاندارد طبقه‌بندي مي‌كند، حدود و مرز پراكنش خاك‌ها را روي نقشه ترسيم و رفتار خاك‌ها را براي كاربري‌هاي مورد نظر پيش‌بيني مي‌كند . كاربري‌هاي گوناگون خاك‌ها و چگونگي پاسخ به آن‌ها تحت مديريت‌هاي متفاوت بايد در طرح‌ريزي و اجراي مطالعات مورد توجه قرار گيرد . اطلاعات جمع‌آوري شده در شناسايي خاك به توسعه برنامه‌هاي كاربري سرزمين و بررسي اثرات آن بر محيط زيست كمك مي‌نمايد . ارزيابي اراضي در برنامه‌هاي توسعه ‌اي ، ارزيابي اراضي به عنوان حلقه حياتي ما بين مطالعات شناخت منابع و تصميم‌گيري در مورد برنامه‌ريزي اراضي عمل مي‌كند . نتايج تصميم‌هاي اخذ شده پس از ارزيابي اراضي مي‌تواند به اجراي پروژه يا ساير تصميم‌‌گيري ‌ها ي توسعه‌اي منجر شود . محققين مختلف تعاريف گوناگوني از ارزيابي اراضي ارائه نموده‌اند كه به برخي از آنها در زير اشاره شده است : فرآيند شناسايي چگونگي و كاركرد اراضي هنگامي كه براي اهداف ويژه‌اي مورد استفاده قرارمي‌گيرند را ارزيابي اراضي گويند ( فائو، 1985). به عقيده وان دايپن و همكاران (1991) ارزيابي اراضي شامل همه روش‌هايي است كه توان استفاده از اراضي را تشريح نموده يا پيش‌بيني مي‌نمايد . به اعتقاد دنت و يانگ (1981) ارزيابي اراضي عبارت از فرآيند پيش‌بيني استعداد اراضي براي انواع گوناگوني از استفاده‌ها مي‌باشد . ارزيابي اراضي فرآيند شناسايي چگونگي عملكرد به هنگام استفاده براي اهداف ويژه‌ است و شامل انجام مطالعات و تفسير نتايج حاصله درباره زمين ‌ريخت ، خاك‌ها، پوشش گياهي، اقليم و ديگر جنبه‌هاي اراضي است كه در پايان منجر به انجام مقايسه بين انواع استفاده‌هاي ممكنه بر اساس قابليت‌هاي اجرايي اهداف ارزيابي مي ‌ گردد ( ورهي، 2004). واحد اراضي شامل بخشي از اراضي است كه داراي ويژگي‌هاي نسبتاً يكساني است . اين واحدها به وسيله مطالعات پايه‌اي كه در زمينه شناخت منابع محيطي يا مديريتي صورت مي‌گيرد، تعيين شده و به صورت نقشه نمايش داده مي‌شود . فائو (1983) در راستاي تعريف و تبيين واحدهاي اراضي براي يك مطالعه ارزيابي، موارد زير را توصيه كرده است : واحدهاي اراضي تا حد امكان بايد همگون و يكنواخت باشند . گروه‌هاي تفكيك‌شده بايد مرتبط با استفاده‌هاي پيشنهادي باشند . امكان نقشه‌برداري پيوسته از واحد مورد نظر وجود داشته باشد . واحدهاي اراضي بايد ساده تعريف شوند و براساس ويژگي‌هاي قابل مشاهده تبيين شوند . واحدهاي اراضي بايد برپايه ويژگي‌هاي نسبتاً پايدار اراضي كه كمتر تحت تاثير عمليات مديريتي قرار مي‌گيرند، تعريف شوند . براي شناخت انواع سطوح مطالعات خاكشناسي و انواع واحدهاي نقشه خاك، به فصل اول دستورالعمل شرح خدمات مطالعات خاك‌شناسي‌، مراجعه شود . اهداف ارزيابي اراضي هدف از ارزيابي تناسب اراضي تعيين ميزان سازگاري و قابليت اراضي براي كاربري‌هاي معين ( به‌ويژه كشاورزي ) به‌منظور استفاده‌ي بهينه و پايدار از منابع خاك، آب و زمين است . يكي از مهم‌ترين اهداف ارزيابي اراضي پيش‌بيني كردن نتيجه تغييرات در نوع استفاده از اراضي يا نحوه اداره كردن اراضي است . در جاييكه قرار است تغييري حاصل شود، انجام ارزيابي اراضي ضروري است . چرا كه عملكرد زمين براي استفاده مورد نظر را پيش از به‌كارگيري آن، مورد مطالعه و بررسي قرار مي‌دهد . به‌طور كلي مي‌توان اهداف ارزيابي تناسب اراضي را شامل موارد زير دانست : شناسايي بهترين كاربري زمين : به اين مفهوم كه بيشترين بازده و كمترين خسارت زيست‌محيطي را هر واحد اراضي براي چه نوع استفاده‌اي ( مثلاً زراعت، باغداري، مرتع‌داري، جنگل‌كاري يا توسعه شهري ) دارد . افزايش بهره‌وري و پايداري منابع : كمك به استفاده مؤثر از منابع طبيعي ( خاك، آب، پوشش گياهي ) بدون تخريب يا فرسايش آن‌ها در بلندمدت . پشتيباني از تصميم‌گيري در برنامه‌ريزي كاربري زمين : فراهم‌كردن مبنايي علمي براي سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان در تخصيص بهينه اراضي به كاربري‌هاي مختلف . ارزيابي اقتصادي و زيست‌محيطي استفاده از اراضي : بررسي هزينه‌ها، بازده اقتصادي و آثار زيست‌محيطي كاربري‌هاي پيشنهادي . پيش‌بيني پيامدهاي تغيير كاربري زمين : تحليل اثرات بالقوه تغيير كاربري‌ها ( مثلاً تبديل مرتع به زراعت ) بر كيفيت خاك، منابع آب و محيط زيست . تدوين راهبردهاي توسعه پايدار كشاورزي : ايجاد تعادل ميان توليد اقتصادي، حفظ محيط زيست و رفاه اجتماعي در استفاده از زمين . فصل دوم مباني ارزيابي اراضي و گردآوري داده‌ها مراحل مطالعات ارزيابي اراضي يك مطالعه ارزيابي اراضي مي تواند به دوازده مرحله تقسيم شود . اين مراحل به صورت رفت و برگشتي 1 است . بدين معني كه نتيجه يك مرحله ممكن است اصلاحاتي را در مرحله قبل از خود ايجاد نمايد . به عنوان مثال در خلال بررسي منابع اطلاعات، ممكن است مشخص شود كه اطلاعات موجود براي ارزيابي يك كاربري خاص كفايت نمي كند . مراحل مطالعات ارزيابي اراضي عبارتند از : مشخص نمودن اهداف و منظور تصميم‌سازان از مطالعه ارزيابي اراضي . مشخص نمودن داده هاي مكاني كه بايد مورد ارزيابي قرار گيرند . تعريف تيپ هاي بهره برداري از اراضي (LUT 2 ) مورد نظر . شناسايي نيازهاي كاربري مورد نظر (LUR 3 ) با توجه به تيپ هاي بهره برداري انتخاب شده . تعيين ويژگي‌هاي اراضي (LC 4 /LQ) مرتبط با نيازهاي كاربري مورد نظر (LUR). شناسايي منابع اطلاعاتي موجود يا قابل مطالعه ( در صورت نياز ). تدوين بانك اطلاعاتي مكان‌دار و نقشه هاي مربوط با ويژگي‌هاي اراضي (LC). ساختن مدل هاي رايانه اي مورد نياز براي ارزيابي اراضي . انجام محاسبات رايانه اي و برآوردها . واسنجي نتايج . ارائه نتايج به كاربران . استفاده از تجربيات بدست آمده در مراحل ارزيابي براي مساعدت و كمك به اجراي پروژه . هر تيپ بهره‌وري از اراضي و نيازهاي مرتبط با آن نيازمند گردآوري برخي داده‌ها و اطلاعات پايه در ارزيابي اراضي است . برخي از اين داده‌ها در زير توضيح داده شده است . آب و هوا شرايط جوي 5 در تعيين تناسب اراضي براي كاربري‌هاي مختلف به شدت موثر است . در كاربري‌هاي كشاورزي، برخي عوامل مانند دماي هوا ( متوسط درجه حرارت هوا در سال يا ماه، حداقل و حداكثر دما ) مقدار بارش ( به‌صورت برف، باران يا ...) رطوبت نسبي، تشعشع آفتابي و سرعت باد، از اهميت ويژه‌اي برخوردارند . دما يكي از ويژگي‌هاي مهم اقليمي است كه تاثير آن در تناسب يك منطقه براي كشت گياهان قابل توجه مي باشد . براي اين منظور از كمينه و بيشينه مطلق دما، متوسط دماي حداقل و متوسط دماي حداكثر، ميانگين دماي روزانه و تعداد روزهاي يخبندان استفاده مي شود . البته همانطور كه پيش از اين گفته شد در هر منطقه با توجه به نيازهاي گياهان مورد نظر ممكن است تمام يا بعضي از‌ عوامل فوق براي تمام سال يا براي دوره زماني خاصي بررسي شوند كه اين مسأله بستگي به نوع گياهان مورد نظر (LUT) و محدوديت هاي منطقه دارد . بارندگي نيز يكي ديگر از ويژگي‌هاي اقليمي است كه نقش تعيين كننده اي در امكان كشت گياهان بويژه در ديم كاري‌ها دارد . البته برخي از گياهان كه به صورت فارياب كشت مي شوند نيز در دوره هايي از رشد خود از بارش‌هاي جوي استفاده مي نمايند و يا برعكس به بارندگي و رطوبت حساس مي باشند كه در اين صورت جنبه منفي بارندگي نيز در تعيين تناسب يك منطقه در نظر گرفته مي شود . مقدار و پراكندگي باران مهمترين‌ عوامل آن است كه در تناسب اراضي حائز اهميت مي باشد . در مورد گياهان ديم، مقدار و پراكندگي باران هر دو داراي اهميت مي باشد ولي در مورد گياهان آبي حساس به بارندگي، زمان بارندگي ( پراكندگي باران ) و اينكه با چه دوره اي از رشد گياه مصادف باشد از اهميت بيشتري برخوردار است . به عنوان مثال، بارندگي در زمان رسيدن محصول باعث كاهش كيفيت آن و يا افزايش آفات و بيماري‌هاي گياهي شده و به عنوان يك محدوديت مهم بايد به آن توجه نمود . البته نوع و شدت بارش نيز بسته به نوع محصول، فرسايش پذيري خاك منطقه مورد مطالعه، توپوگرافي و پوشش گياهي براي ارزيابي آسيب‌هاي احتمالي به گياهان و تعيين ميزان فرسايش خاك و بررسي تناسب اراضي مورد توجه قرار مي گيرد . رطوبت نسبي عبارتست از درصد رطوبت موجود در هوا در دماي خاص نسبت به درصد رطوبت اشباع هوا در همان دما كه با استفاده از دماسنج خشك و مرطوب و اختلاف دماي محاسبه شده در آن‌ها و به كمك جداولي خاص، محاسبه مي شود . رطوبت نسبي يكي ديگر از‌ عوامل اقليمي است كه در بررسي وضعيت تناسب يك منطقه براي كشت گياهان مختلف حائز اهميت مي باشد . وجود رطوبت نسبي مناسب براي بعضي از محصولات ( و احتمالاً براي دوره خاصي از رشد ) ، ضروري و براي بعضي ديگر از محصولات مضر است . گروهي از محصولات هم به آن عكس العمل محسوسي نشان نمي دهند و يا اينكه اصولا در مناطقي كه از لحاظ ساير عوامل محيطي امكان كشت آنها فراهم باشد، امكان نامساعد بودن رطوبت نسبي وجود ندارد . نقش تابش آفتاب به طور غيرمستقيم از طريق‌ عوامل حرارتي در برآورد تناسب اراضي تاثير داده شده ولي براي بعضي از محصولات مسأله تعداد ساعات آفتابي در طول دوران رشد و نيز نسبت ساعات آفتابي به حداكثر ساعات آفتابي ممكن (n/N) در طول چرخه رشد يا دوره خاصي از رشد نبات، مورد بررسي قرار مي گيرد . از آنجا كه باد و اثرات آن در كشاورزي جنبه كلي داشته و براي هر دسته از محصولات، محدوديت مشابهي ايجاد مي كند، لذا به صورت گروهي بايد مورد بررسي قرار گيرد . ويژگي‌هاي اراضي برخي ويژگي‌هاي اراضي مانند پستي و بلندي، وضعيت رطوبت كه شامل زهكشي اراضي و سيل‌گيري آن است در ارزيابي اراضي كاملاً موثر است . پستي و بلندي در تعيين محصولات قابل كشت و نوع مديريت اراضي نقش بسزايي دارد . پستي و بلندي مي‌تواند هيدرولوژي و اقليم را در مقياس كوچك تحت تاثير قرار دهد و به اين ترتيب تاثير غيرمستقيمي بر انتخاب محصولات دارد . عموماً پستي و بلندي يك منطقه به كمك شيب اصلي و جانبي و ارتفاع منطقه از سطح دريا سنجيده مي شود . اين محدوديت‌ها را با روش‌هاي متفاوت به شرح زير مي‌توان برطرف نمود : الف - انتخاب گياهان مناسب ( گياهان دائمي مي‌توانند شيب‌هاي تند را تثبيت كنند ). ب - روش‌هاي تامين آب ( پمپاژ و انتقال آب بوسيله لوله در اراضي ناهموار مناسب‌تر از انتقال آن در كانال‌هاي رو باز است ). ج - روش‌هاي آبياري در مزارع ( وسعت دامنه شيب‌هايي كه مي‌توان آبياري جوي و پشته و باراني را در آن اجرا نمود بيش از شيب هايي است كه مناسب آبياري كرتي و غرقابي است ). د - اندازه و شكل مزارع ( طول جوي‌هاي آبياري ) در رابطه با مقدار آب و آبياري . ه - اصلاح شيب و عوارض جزئي با بررسي كامل پيامدهاي زيست‌محيطي آن مانند افزايش فرسايش‌پذيري خاك . از ميان اين امكانات متفاوت با توجه به تركيب كشت، عمق خاك، ميزان نفوذ پذيري، ظرفيت نگهداري آب، ميزان تكامل خاكرخ، سطح مديريت مورد نظر، مقدار و كيفيت آب آبياري و غيره، راه حل مناسب براي اصلاح و رفع محدوديت‌ها انتخاب مي‌شود . ليكن هزينه‌هاي آماده‌كردن اراضي براي كشت آبي و هزينه‌هاي كشت و كار از مهمترين عواملي مي‌باشند كه بايد در نظر گرفته شوند . سپس محدوديت‌هاي ناشي از شيب را مي‌توان بر پايه راه حلي كه براي رفع آن در نظر گرفته مي‌شود درجه‌بندي نمود . اما در بيشتر موارد تا قبل از اينكه از محدوديت‌هاي شيب ارزيابي مقدماتي بعمل نيايد طريقه رفع آن انتخاب نمي‌شود . بنابراين لازم است ابتدا بر اساس استانداردهايي كه به طور كلي قابل قبول است آن دسته از اراضي را كه از لحاظ شيب داراي مشكلات متفاوتي هستند از هم جدا نمود . سپس حداكثر شيب و عوارض جزئي مجاز در بررسي‌هاي كلي براي هر پروژه خاص تعريف شده و بر اساس آن در طبقه‌بندي اراضي تجديد نظر به عمل ‌آيد . وضعيت رطوبتي خاك به وسيله بررسي زهكشي و سيل گيري تعيين مي شود . وضعيت زهكشي هر واحد اراضي با توجه به نوع استفاده مورد نظر، عمق آب زيرزميني و بافت خاك، ارزيابي مي گردد . محصولات با ساختار ريشه اي عميق، نسبت به گياهان سالانه با ساختار ريشه اي كم عمق در مقابل زهكشي نامناسب، بسيار حساس ترند ولي گياهاني مثل برنج كاملاً متفاوت عمل كرده و با بهبود زهكشي تناسب آن‌ها كاهش مي يابد . البته در كشاورزي آبي افزون‌بر عمق آب زيرزميني بايد به شوري آن نيز توجه شود، چرا كه اين عامل ايجاد محدوديت مضاعف مي كند . همچنين در نواحي سيل گير، سيل به عنوان يك عامل محدودكننده جدي مطرح است كه براي محصولات مختلف محدوديت هايي با شدت ‌هاي مختلف ايجاد مي كند . مثلاً گياهان علفي با ريشه افشان در مقابل سيل حساس تر و گياهان چند ساله و درختان مقاومت بيشتري دارند . ويژگي‌هاي خاك يكي از عوامل مهم در تناسب اراضي، وضعيت خاك است . خاك به عنوان بستر رشد تمام نباتات زراعي در تعيين تناسب اراضي از جايگاه ويژه اي برخوردار است . لذا براي تعيين وضعيت آن، ويژگي هايي مثل رطوبت خاك، ويژگي هاي فيزيكي خاك، مقدار آهك و گچ، ويژگي هايي حاصلخيزي خاك و شوري و قلياييت مورد بررسي قرار مي گيرد . البته در هر منطقه بسته به نياز گياهان مورد نظر (LUT) ممكن است تمام ويژگي‌هاي فوق و يا بعضي از آن‌ها بررسي شوند كه اين مسئله بستگي به نوع گياه مورد نظر و محدوديت هاي موجود در منطقه دارد . ويژگي هاي فيزيكي خاك دامنه وسيعي از ويژگي ‌ها ي خاك را شامل مي شود كه بافت خاك، اجزاي درشت خاك و عمق خاك از آن جمله هستند . در انجام ارزيابي اراضي، داده‌هاي مورد نياز در رابطه با وضعيت اراضي و ويژگي‌هاي خاك از مطالعات خاكشناسي بدست مي‌آيد . ويژگي‌هاي گياه و نيازهاي رويشي داده هاي مربوط به گياهان شامل چند دسته اطلاعات است . يك دسته شامل مراحل رشد هر گياه مانند جوانه‌زني، سبزينگي، گلدهي، رسيدگي و چرخه ( سيكل ) رشد است كه دوره‌هاي فنولوژي گياه ناميده مي‌شوند . دسته ديگر اطلاعات مربوط به گياه، نيازهاي رويشي خاك و زمين نما و اقليم در رابطه با گياه مورد نظر است . نيازهاي خاكي هر گياه بر پايه روش سايس و همكاران (1991) ، برپايه ويژگي‌هاي نسبتاً پايدار خاك كه معمولاً در كوتاه مدت قابل تغيير نيست، تعيين مي شود . بنابراين تعداد و نوع خصوصيت مورد بررسي در جدول خاك و زمين نما براي تمام گياهان، يكسان است . اين ويژگي‌هاي به چند دسته قابل تفكيك است كه شامل ناهمواري يا پستي و بلندي، خيسي زمين، ويژگي‌هاي فيزيكي خاك، ويژگي‌هاي حاصلخيزي خاك و شوري و سديمي بودن خاك است . ويژگي‌هاي مورد بررسي كه در هر يك از اين جداول مي آيد نيز شامل شيب زمين، سيلگيري، زهكشي، عمق خاك، درصد سنگريزه، بافت و ساختمان خاك، درصد كربن آلي، آهك و گچ خاك، واكنش خاك، مقدار شوري و درصد سديم تبادلي آن است . فصل سوم روش‌هاي ارزيابي تناسب اراضي روش هاي طبقه بندي تناسب اراضي 6 سال‌هاي متمادي، روش‌هاي گوناگون با فرضيات مختلف در گوشه و كنار دنيا براي ارزيابي اراضي ارائه شده است كه استاندارد و الگوي خاصي در آن‌ها رعايت نشده بود . روند ارائه روش هاي غير منسجم طبقه بندي ادامه داشت تا اينكه اولين گردهمايي ارزيابي اراضي در سال 1973 در شهر واخنينگن 7 هلند به منظور هماهنگي روش هاي ارزيابي اراضي برگزار شد . در اين گردهمايي بر روي دو نكته اساسي زير تاكيد شد : ايده استفاده از تيپ هاي بهره وري اراضي  LUT 8  پيشنهاد شد، طبقه بندي ارزيابي اراضي، براي يك استفاده خاص انجام پذيرد . سه سال بعد يعني در سال 1976 ، براساس جمع بندي نظرت صاحب نظران، نشريه شماره 32 سازمان كشاورزان و خواربار جهاني (FAO) به منظور ارائه يك چهارچوب جامع در طبقه بندي اراضي منتشر شد . نشريه شماره 32 ( فائو 1976) ، نقطه عطفي در تدوين روش هاي جديد ارزيابي اراضي است، بر همين اساس استفاده از روش ارزيابي تناسب اراضي فائو به عنوان يك روش استاندارد جهاني در مطالعات تعيين الگوي كشت كشور پيشنهاد مي شود . روش ارزيابي تناسب اراضي فائو 9 الگوي فائو براي ارزيابي اراضي به طور كلي بر استفاده از تيپ بهره برداري اراضي (LUT) تاكيد دارد و پيشنهاد مي كند كه طبقه بندي اراضي براي يك استفاده بخصوص انجام شود . همچنين در اين روش به ارزيابي اقتصادي به اندازه ارزيابي فيزيكي اراضي اهميت داده شده است . ‌ سامانه طبقه بندي فائو، روش طبقه بندي كمّي و روش طبقه بندي كيفي را ارائه مي دهد و پيشنهاد مي كند، كه براساس اطلاعات در دسترس يكي از دو روش فوق و در صورت امكان هر دو روش انتخاب شود . طبقه بندي تناسب اراضي فائو پس از اصلاحات انجام شده بر روي نسخه اوليه در سال 1976 تحت عنوان نشريه شماره 32 منتشر گرديد . مراحل اين روش ارزيابي عبارتند از : گردآوري ويژگي‌هاي اراضي (LC 10 ) يا كيفيت‌هاي اراضي (LQ 11 ) مرتبط با كاربري‌هاي مورد نظر و درجه‌‌بندي آن‌ها تعيين نيازهاي كاربري‌هاي مورد نظر (LUR 12 ) مقايسه خصوصيت ها يا كيفيت‌هاي گردآوري شده با نيازهاي كاربري هاي مورد نظر و اتخاذ تصميم مناسب براي درجه‌‌بندي واحدهاي اراضي . مرحله اول در اين قسمت تلاش بر اين است كه تمام ويژگي هاي اراضي كه به نحوي بر توليد محصولات تاثير معني دار دارند، گردآوري شوند . اين ويژگي ها اغلب، شامل خصوصيت هاي اقليمي و خصوصيت هاي مربوط به خاك مي باشد ، البته در مواردي نيز ارزيابي وضعيت پستي و بلندي و به ويژه خيسي خاك نيز ضروري است كه در ادامه به طور مختصر به آن‌ها اشاره مي گردد . عوامل اقليمي 13 در بررسي تناسب اراضي يك منطقه، اقليم از موارد مهمي است كه تاثير مستقيم در تعيين گياهان مناسب براي كشت در آن منطقه دارد . از ميان ويژگي‌هاي اقليمي؛ دما، بارندگي رطوبت نسبي، تابش آفتاب و باد عواملي هستند كه معمولاً مورد ارزيابي قرار مي گيرند . البته در هر منطقه بسته به نياز گياهان مورد نظر (LUT) ممكن است تمام ويژگي‌هاي فوق و يا بعضي از آنها سالانه و يا براي يك دوره خاص از رشد گياه بررسي شوند كه اين مسأله بستگي به نوع گياه مورد نظر و محدوديت هاي موجود در منطقه دارد . الف ) دما 14 دما يكي از ويژگي‌هاي مهم اقليمي است كه تاثير آن در تناسب يك منطقه براي كشت گياهان قابل توجه مي باشد . براي اين منظور از كمينه و بيشينه مطلق دما، متوسط دماي حداقل و متوسط دماي حداكثر، ميانگين دماي روزانه و تعداد روزهاي يخبندان استفاده مي شود . البته همانطور كه پيش از اين گفته شد در هر منطقه با توجه به نيازهاي گياهان مورد نظر ممكن است تمام يا بعضي از عوامل فوق براي تمام سال يا براي دوره زماني خاصي بررسي شوند كه اين مسئله بستگي به نوع گياهان مورد نظر (LUT) و محدوديت هاي منطقه دارد . ب ) بارندگي 15 بارندگي يكي ديگر از ويژگي‌هاي اقليمي است كه نقش تعيين كننده اي در امكان كشت گياهان بويژه در ديم‌كاري‌ها دارد . البته برخي از گياهان كه به صورت فارياب كشت مي شوند نيز در دوره هايي از رشد خود از بارش‌هاي جوي استفاده مي نمايند و يا برعكس به بارندگي و رطوبت حساس مي باشند كه در اين صورت جنبه منفي بارندگي نيز در تعيين تناسب يك منطقه در نظر گرفته مي شود . مقدار و پراكندگي باران مهمترين عوامل آن است كه در تناسب اراضي حائز اهميت مي باشد . در مورد گياهان ديم، مقدار و پراكندگي باران هم‌زمان داراي اهميت مي باشد ولي در مورد گياهان آبي حساس به بارندگي، زمان بارندگي ( پراكندگي باران ) و اينكه با چه دوره اي از رشد گياه مصادف باشد از اهميت بيشتري برخوردار است . مثلا بارندگي در زمان رسيدن محصول باعث كاهش كيفيت آن و يا افزايش آفات و بيماري‌هاي گياهي شده و به عنوان يك محدوديت مهم بايستي به آن توجه نمود البته نوع و شدت بارش نيز بسته به نوع محصول، فرسايش پذيري خاك منطقه مورد مطالعه، توپوگرافي و پوشش گياهي براي ارزيابي آسيب‌هاي احتمالي به گياهان و تعيين ميزان فرسايش خاك و بررسي تناسب اراضي مورد توجه قرار مي گيرد . ج ) رطوبت نسبي هوا 16 رطوبت نسبي عبارتست از درصد رطوبت موجود در هوا در دماي خاص نسبت به درصد رطوبت اشباع هوا در همان دما كه با استفاده از دماسنج خشك و مرطوب و اختلاف دماي محاسبه شده در آن‌ها و از جداول خاصي محاسبه مي شود . رطوبت نسبي يكي ديگر از‌ عوامل اقليمي است كه در بررسي وضعيت تناسب يك منطقه براي كشت گياهان مختلف حائز اهميت متفاوت مي باشد . به عنوان مثال : گندم و جو نسبت به رطوبت نسبي هوا حساسيت قابل توجهي ندارند و مقدار رشد آن‌ها تحت تاثير رطوبت نسبي واقع نمي شود . در مورد آفتابگردان، اگر رطوبت نسبي دوران رويش بين 90-42 درصد باشد، وضعيت رشد گياه خوب است و اگر زير 30 درصد باشد، با كاهش شديد ميزان رشد و توليد محصول روبرو مي شود . گياه ذرت در دومين ماه رشد خود ( دوره نمو 17 ) ، رطوبت نسبي بالاي 42 درصد را مي پسندد و در همين دوره در رطوبت نسبي زير 30 درصد با كاهش شديد محصول روبرو مي شود . در همين گياه در دوره بلوغ 18 رطوبت نسبي 75-42 درصد، مطلوب مي باشد در حالي كه رطوبت نسبي بالاي 90 درصد و يا زير 20 درصد، مقدار محصول را به شدت كاهش مي دهد . در مورد گياه پنبه در طول دوران رشد گياه، رطوبت نسبي در دوره بلوغ بيشترين اهميت را پيدا مي كند . در اين دوره گياه پنبه نسبت به رطوبت نسبي بالاي 80 درصد عكس‌العمل منفي نشان داده و با كاهش شديد محصول همراه است در صورتي كه رطوبت نسبي زير 65 درصد براي آن مطلوب مي باشد . د ) تابش آفتاب 19 نقش تابش آفتاب به طور غيرمستقيم از طريق عامل حرارتي در برآورد تناسب اراضي تاثير داده شده ولي براي بعضي از محصولات مسئله تعداد ساعات آفتابي در طول چرخه رشد و نيز نسبت ساعات آفتابي به حداكثر ساعات آفتابي ممكن ( n/N ) در طول دوران رشد يا دوره خاصي از رشد نبات مورد بررسي قرار مي گيرد . ذ ) باد 20 از آنجا كه باد و اثرات آن در كشاورزي جنبه كلي داشته و براي هر دسته از محصولات محدوديت مشابهي ايجاد مي كند، لذا به صورت گروهي بايد مورد بررسي قرار گيرد . - ويژگي‌هاي خاك و زمين‌نما 21 از جمله عوامل مهم ديگر در تناسب اراضي، وضعيت خاك مي باشد . خاك به عنوان بستر رشد تمام گياهان در تعيين تناسب اراضي از جايگاه ويژه اي برخوردار است . لذا براي تعيين وضعيت آن، خصوصيت هايي مثل رطوبت خاك، ويژگي‌هاي فيزيكي خاك، مقدار آهك و گچ، ويژگي‌هاي حاصلخيزي خاك و شوري و سديمي‌بودن مورد بررسي قرار مي گيرد . البته در هر منطقه بسته به نياز گياهان مورد نظر ( LUT ) ممكن است تمام ويژگي‌هاي فوق و يا بعضي از آن‌ها بررسي شوند كه اين مسأله بستگي به نوع گياه مورد نظر و محدوديت هاي موجود در منطقه دارد . الف ) پستي و بلندي 22 پستي و بلندي در تعيين محصولات قابل كشت و نوع مديريت اراضي نقش بسزايي دارد . پستي و بلندي، آب‌شناسي و اقليم را در مقياس كوچك ( micro-climatic ) تحت تاثير قرار مي دهد و به اين ترتيب تاثير غيرمستقيمي بر انتخاب محصولات دارد . شيب زمين به عنوان مهم‌ترين عامل نشان‌دهنده پستي‌وبلندي منطقه، يك عامل فيزيكي بحراني در ارزيابي تناسب اراضي است . اين ويژگي، تأثير مستقيمي بر انتخاب روش آبياري و راندمان آن دارد . در آبياري‌هاي سنتي سطحي و غرقابي، شيب يك محدودكننده جدي محسوب مي‌شود؛ زيرا افزايش شيب موجب افزايش سرعت جريان آب ( رواناب ) ، كاهش شديد زمان نفوذ كافي، فرسايش شياري خاك و در نتيجه، كاهش شديد يكنواختي توزيع آب و راندمان كلي سيستم مي‌گردد، به طوري كه اراضي با شيب‌هاي بيشتر اغلب براي اين روش‌ها نامناسب ارزيابي مي‌شوند . ليكن، با گذار به سيستم‌هاي آبياري تحت فشار نظير قطره‌اي، بابلر و آبپاش‌ها، اين اثر محدودكنندگي شيب به طور چشمگيري كاهش مي‌يابد؛ دليل اين امر آن است كه در سيستم‌هاي تحت فشار، كنترل حركت و توزيع آب نه بر عهده نيروي گرانش و توپوگرافي زمين، بلكه توسط فشار مكانيكي و شبكه لوله‌گذاري انجام مي‌شود . به خصوص در آبياري قطره‌اي با قطره‌چكان‌هاي جبران‌كننده فشار، دبي خروجي قطره‌چكان‌ها در يك محدوده فشار مشخص، صرف نظر از شيب تند زمين، ثابت و يكنواخت باقي مي‌ماند، كه اين ويژگي امكان كشت محصولات زراعي و باغي در دامنه‌هايي با شيب‌هاي تند را با راندمان و يكنواختي بالا فراهم مي‌سازد . اين استقلال از شيب، نه تنها خطر فرسايش ناشي از آبياري را به دليل عدم وجود رواناب سطحي به صفر مي‌رساند، بلكه بازه اراضي مناسب براي كشاورزي را به طرز چشمگيري گسترش مي‌دهد و معيار شيب را از يك عامل مانع مطلق در ارزيابي تناسب اراضي، به يك عامل طراحي سيستم تبديل مي‌كند . ب ) خيسي خاك 23 وضعيت رطوبتي خاك، به وسيله بررسي مسأله زهكشي و سيل گيري تعيين مي شود . وضعيت زهكشي هر واحد اراضي با توجه به نوع استفاده مورد نظر، عمق آب تحت الارض و بافت خاك ارزيابي مي گردد . گياهان با ساختار ريشه اي عميق، نسبت به گياهان سالانه با ساختار ريشه اي كم عمق در مقابل زهكشي نامناسب بسيار حساس ترند ولي گياهاني مثل برنج كاملاً متفاوت عمل كرده و با بهبود زهكشي تناسب آن‌ها كاهش مي يابد . البته در كشاورزي آبي علاوه بر عمق آب زيرزميني بايستي به شوري آن نيز توجه كرد، چرا كه اين عامل ايجاد محدوديت مضاعف مي كند . همچنين در نواحي سيل گير، سيل به عنوان يك عامل محدودكننده جدي مطرح است كه براي محصولات مختلف محدوديت هايي با شدت‌هاي مختلف ايجاد مي كند . مثلاً گياهان علفي با ريشه افشان در مقابل سيل حساس تر و گياهان چند ساله و درختان مقاومت بيشتري دارند . ج ) ويژگي‌هاي فيزيكي خاك 24 خصوصيت هاي فيزيكي خاك دامنه وسيعي از ويژگي‌هاي خاك را شامل مي شود كه بافت خاك، اجزاي درشت خاك و عمق خاك از آن جمله هستند . بافت خاك، خصوصيت هاي مهمي از خاك مثل رطوبت قابل استفاده، سرعت نفوذ آب در خاك، زهكشي، شخم پذيري و ظرفيت نگهداري عناصر غذايي را تحت تاثير قرار مي دهد . البته تاثير بافت خاك بر خصوصيت هاي مذكور ممكن است با ساختمان خاك، نوع كاني‌هاي رسي، مواد آلي و يا ميزان آهك موجود در خاك تغيير يابد . اجزاي درشت موجود در سطح و تا عمق 20 سانتي متري خاك سطحي ( عمق شخم ) مثل سنگريزه و قلوه سنگ، بر روي وضعيت كشت و كار و همچنين ظرفيت نگهداري آب و مواد غذايي تاثير مي گذارد . وجود سنگ‌هاي با قطر بيش از 25 سانتي متر در سطح خاك براي ماشين آلات و تراكتور مشكل ايجاد مي كند ( در كشاورزي كاملاً مكانيزه اين مسأله قطعاً براي فعاليت‌هاي ماشين‌آلات و ادوات كشاورزي ايجاد ممانعت مي كند، در حالي كه در كشاورزي سنتي و براي كشت‌هاي دائمي، سنگ‌هاي سطحي اهميت چنداني ندارند ). در مورد عمق خاك بايد توجه داشت، عمقي از خاك كه ممكن است توسط ريشه گياهان مورد استفاده قرار گيرد، براي ارزيابي حائز اهميت است . در يك خاك عميق با زهكشي خوب حتي تا عمق بيش از 150 سانتي‌متر، نفوذ ريشه گياهان ديده مي‌شود . در حاليكه براي گياهان يكساله، قسمت اعظم ساختار ريشه‌اي در عمق كمتر از 60 سانتي‌متري مشاهده مي‌شود . د ) مقدار آهك و گچ 25 مقدار كربنات كلسيم ( آهك ) موجود در خاك، خصوصيات فيزيكي و شيميايي خاك را تحت تأثير قرار مي‌دهد . علاوه بر درصد كل آهك، فرم توزيع آن نيز بسيار مهم است . كربنات‌هايي كه به شكل سخت ‌دانه تجمع يافته‌اند، كمتر از كربنات‌هاي پراكنده فعال بوده و بويژه ذرات كربنات كلسيم با ابعاد كوچكتر از 20 ميكرون اهميت خاصي دارند . وجود مقادير متعادل از آهك در خاك باعث بهبود خصوصيات فيزيكي خاك، اصلاح واكنش خاك بويژه در خاك‌هاي اسيدي، افزايش كلسيم قابل جذب و كاهش سميت عناصر سنگين و آلومينيوم مي‌شود . در مقابل، وجود مقادير آهك بيش از حدّ بهينه براي هر يك از انواع گياهان، افزايش بيش از حدّ واكنش خاك و عدم جذب برخي عناصر بويژه ريزمغذي‌ها، تجزيه سريع‌تر مواد آلي و فعاليت نامتوازن ميكروارگانيسم‌ها و افزايش خطر شوري ثانويه در شرايط خشك و آبياري با آب شور را در پي خواهد داشت . توجه به اين نكته نيز مهم است كه ويژگي‌هاي فيزيكي خاك‌هاي آهكي در صورت آبياري تغيير مي‌كند . بنابراين مقدار آهك موجود در خاك، تناسب اراضي را براي آبياري تحت تأثير قرار مي‌دهد . با افزايش مقدار آهك خاك، اراضي آبياري شده بسيار فشرده شده و مقاومت خاك در مقابل نفوذ ريشه افزايش مي‌يابد . گچ به صورت مستقيم و غير مستقيم ( در مناطق خشك ) بر ويژگي‌هاي فيزيكي خاك تأثير مي‌گذارد . گچ، ساختمان خاك را بهبود بخشيده و مانع اشباع فاز تبادلي با سديم مي‌شود . بنابراين مقدار اندك گچ براي بهبود نفوذپذيري و تراوش‌پذيري خاك سودمند است ولي در مقادير زياد ( بيش از 5%) غالباً باعث كاهش ظرفيت تبادلي خاك، تأثير نامطلوب در نسبت يون‌ها و در مقادير خيلي زياد ايجاد خاصيت رمبندگي و در نتيجه نياز به تسطيح مكرر اراضي زراعي مي‌شود كه خود منجر به افزايش پتانسيل تخريب خاك خواهد شد . ه ) ويژگي ‌هاي حاصلخيزي خاك 26 خصوصيت‌هاي حاصلخيزي خاك را مي‌توان با بررسي ويژگي‌هاي شيميايي خاك مثل ظرفيت تبادل كاتيوني ظاهري 27 ، مجموع كاتيون‌هاي بازي قابل تبادل، واكنش خاك و كربن آلي درجه‌‌بندي كرد . • در مناطق خشك و نيمه‌خشك، اكثر خاك‌ها آهكي بوده و داراي كاني ‌هاي قابل هواديدگي با مقادير خوب عناصر غذايي هستند و ميزان ظرفيت تبادل كاتيوني ظاهري آن‌ها بيش از 24 سانتي مول بر كيلوگرم رس ( Cmol/kg day ) مي‌ باشد . • مجموع كاتيون‌هاي بازي قابل تبادل ( Ca, Mg, K ) يك شاخص براي بيان مقدار كاتيون‌ها يا عناصر غذايي در دسترس براي رشد گياه محسوب مي‌شود و نه تنها مقدار كل كاتيون‌ها بلكه نسبت به كاتيون‌هاي مختلف نيز داراي اهميت مي‌باشد، مثلاً نسبت Ca/Mg/K برابر 17/18/75 يك مقدار بهينه است . • در مورد كربن آلي مي‌توان گفت، در شرايط رويش طبيعي مقدار كربن آلي اغلب يك عامل بيان‌كننده حاصلخيزي خاك مي‌باشد، به همين دليل اين خصوصيت‌ها براي ارزيابي از اهميت ويژه‌اي برخوردار است . و ) شوري و قليائيت 28 خاكهايي با وضعيت خوب، فاقد نمك‌هاي محلول بوده و كمپلكس‌هاي تبادلي آنها غالباً بوسيله يون‌هاي كلسيم و منيزيم و فقط به مقدار بسيار كم توسط يون سديم اشغال شده است . درحاليكه در خاك‌هاي شور و سديمي، اينطور نيست . شوري خاك باعث كند شدن جذب آب و عناصر غذايي توسط گياه شده و بدينوسيله به طور مستقيم بر رشد و نمو گياهان تأثير مي‌گذارد . از طرف ديگر قليائيت خاك كه ناشي از اشغال موقعيت‌هاي تبادلي سطوح ذرات خاك توسط يون سديم مي‌باشد، شديداً بر ساختمان و نفوذپذيري خاك تأثير مي‌گذارد كه اين مسأله بر طراحي ‌سامانه آبياري موثر است . مرحله دوم 29 اين مرحله شامل تعيين نيازهاي كاربري هاي مورد نظر ( LUR ) مي باشد كه اين نيازها به هفت گروه مورد اشاره در جدول 3- 1 تقسيم مي شود : جدول 3-1- گروه هاي نيازهاي كاربري هاي مورد نظر ( LUR ) نيازهاي كاربري اراضي LAND USE REQUIREMENTS LUR خصوصيت‌هاي اقليمي Climate Cl پستي و بلندي Topographic characteristics T زهكشي Wetness W خصوصيت هاي فيزيكي خاك Physical soil characteristics S مقدار آهك و گچ Calcium carbonate and gypsum Ca خصوصيت هاي حاصلخيزي Fertility characteristics F شوري و قليائيت Salinity and alkalinity N مرحله سوم 30 همانطور كه گفته شد، در مرحله اول طبقه بندي تناسب اراضي فائو، اطلاعات مربوط به تمام ويژگي‌هاي اراضي (LCs) گردآوري شده و در جداول مشخصي ثبت مي گردد . در مرحله دوم، نيازهاي كاربري هاي مورد نظر (LUR) از منابع استخراج مي شود و در مرحله سوم اطلاعات مربوط به خصوصيت هاي اراضي (LC) با نيازهاي كاربري هاي مورد نظر (LUR) مقايسه شده و مورد ارزيابي قرار مي گيرند . سپس كلاس يا درجه‌‌بندي مناسب به هر ويژگي داده شده و به اين صورت شاخص اقليمي 31 و شاخص اراضي 32 محاسبه مي شود . سطوح طبقه‌‌بندي در مطالعات ارزيابي تناسب اراضي در طبقه‌‌بندي تناسب اراضي به روش فائو، كلاس‌هاي تناسب اراضي در سطوح مختلفي مانند رده، كلاس، زير كلاس و واحد دسته‌‌بندي مي‌شود . رده‌ها در اين طبقه‌‌بندي عبارتند از : رده متناسب (S) و رده نامتناسب (N) . اراضي با رده متناسب به آن‌هايي گفته مي‌شود كه سود حاصل از استفاده پايدار از اين نوع اراضي براي يك نوع بهره‌برداري تعريف شده خاص تمامي هزينه‌هاي مترتب بر استفاده از آن را بدون اثر مخرب در محيط، توجيه نمايد . اراضي با رده نامتناسب به آن‌هايي گفته مي‌شود كه داراي مشخصات يا خصوصياتي باشند كه مانع استفاده پايدار از آن اراضي براي يك نوع بهره‌برداري تعريف شده خاص شود و يا اينكه براي استفاده از آن نياز به اجراي عمليات حفاظتي و اصلاحي غير قابل قبول از نظر هزينه باشد . رده متناسب شامل چهار كلاس به قرار زير است : S1 = مناسب 33 S2 = نسبتاً مناسب 34 S3 = تناسب بحراني يا تناسب سر به سر با هزينه‌ها و سود كم 35 رده نامتناسب شامل دو كلاس به قرار زير مي‌باشد : N1 = در حال حاضر نامناسب ولي پس از رفع محدوديت‌ها، متناسب خواهد شد 36 N2 = نامتناسب 37 كلاس‌هاي تناسب به چندين زير كلاس تناسب تقسيم مي‌گردد . اين زيركلاس‌ها بر اساس نوع محدوديت و يا انواع عمليات اصلاحي مورد نياز در هر كلاس تعريف شده و نشان داده مي‌شود . زير كلاس‌ها با حروف كوچك انگليسي كه سمت راست هر كلاس گذاشته مي‌شود مشخص مي‌نمايند . انواع زير كلاس‌ها به قرار زير تعريف مي‌گردند : c = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل اقليمي t = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل پستي و بلندي w = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل خيسي خاك s = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل خاك f = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل حاصلخيزي خاك n = محدوديت‌هاي مربوط به‌ عوامل شوري و سديمي‌بودن خاك روش‌هاي تعيين كلاس و تحت كلاس تناسب اراضي ارزيابي كلاس‌هاي تناسب اراضي با روش‌هاي متفاوتي انجام مي‌شود . اين روش‌ها در طول زمان و براي ارتقاء كيفي كلاس‌ها ابداع شده‌اند . ارتقاء كيفي كلاس‌ها با افزايش سازگاري كلاس‌هاي تعيين شده با حقايق طبيعت همراه مي‌باشد . روش محدوديت با افزايش محدوديت اقليمي و زمين با آنچه كه حدود مناسب نيازهاي استفاده مورد نظر تعريف شده است، كلاس تعلق گرفته به واحد اراضي مورد بررسي به درجات پايين ‌تر مي‌رود . در اين روش ارزيابي تعيين كلاس تناسب بر اساس سطح محدوديتي كه خاك‌ها دارند انجام مي‌گردد . براي محدوديت‌هاي خاك‌ها، پنج سطح محدوديت مشخص گرديده است . بدون محدوديت (0) : مشخصات زمين براي استفاده تعريف شده هيچگونه محدوديتي ندارد و استفاده تعريف شده در حد اعلا قابل اجرا مي‌باشد ( در صورت كاشت گياه، توليد حداكثر است ). اين سطح محدوديت كلاس تناسب S1 را به خود مي‌گيرد . محدوديت كم (1) : مشخصات زمين براي استفاده تعريف شده محدوديت كمي دارد و استفاده تعريف شده با تناسب كمتري قابل اجرا مي‌باشد ( در صورت كاشت گياه، توليد محصول با 15 درصد كاهش انجام مي‌شود ). اين سطح محدوديت كلاس تناسب S1 را به خود مي‌گيرد . محدوديت متوسط (2) : مشخصات زمين براي استفاده تعريف شده محدوديت متوسطي دارد و استفاده مورد نظر با تناسب متوسط قابل اجرا مي‌باشد ( در صورت كاشت گياه، توليد محصول هنوز سودآور است ). اين سطح محدوديت كلاس تناسب S2 را به خود مي‌گيرد . محدوديت شديد (3) : مشخصات زمين براي استفاده تعريف شده محدوديت شديدي دارد و استفاده مورد نظر تناسبي سر به سر 38 با هزينه‌ها دارد ( در صورت كاشت گياه، توليد محصول سودآوري كمي دارد ولي با اين حال سودآور است ). اين سطح محدوديت كلاس تناسب S3 را به خود مي‌گيرد . محدوديت خيلي شديد (4) : مشخصات زمين براي استفاده تعريف شده محدوديت خيلي شديدي دارد و استفاده مورد نظر تناسبي با مشخصات اراضي ندارد . اين سطح محدوديت رده تناسب N را به خود مي‌گيرد . اگر محدوديت‌هاي اين سطح، قابل اصلاح باشند، كلاس نامناسب N1 را به خود مي‌گيرد و اگر محدوديت‌هاي اين سطح، قابل اصلاح نباشند، كلاس نامناسب N2 را به خود مي‌گيرند . ارتباط بين سطوح يا شدت محدوديت‌ها با ميزان محدوديت و كلاس تناسب درجدول 3- 2 ارائه شده است . جدول 3-2- ارتباط بين ميزان و شدت محدوديت‌ها با كلاس تناسب اراضي ميزان محدوديت شدت يا سطوح محدوديت ‌ ها ‌ كلاس تناسب بدون محدوديت 0 S0 محدوديت كم 1 S1 محدوديت متوسط 2 S2 محدوديت شديد 3 S3 محدوديت خيلي شديد ( قابل اصلاح N1 يا غيرقابل اصلاح N2 ) 4 N روش محدوديت ساده در اين روش محدودكننده‌ترين ويژگي اقليم و زمين براي استفاده تعريف شده، تعيين‌كننده كلاس تناسب اراضي خواهد بود . در اين روش خصوصيات مختلف با هم تداخل نداشته و مجزا در نظر گرفته مي‌شوند . دقت اين روش زياد نيست ولي سادگي و سرعت عمل آن زياد است . نحوه تعيين تناسب اراضي در اين روش با تهيه جداول نيازمندي‌هاي اقليمي و خاك براي هر استفاده تعريف شده شروع مي‌شود . با مقايسه مقادير هر ويژگي اقليمي و خاك با مقادير نيازمندي‌هاي مورد نياز استفاده‌هاي تعريف شده، مقدار محدوديت و كلاس تناسب هر يك تعيين مي‌شود . متغيرهاي اقليمي به چهار گروه تابشي، درجه حرارتي، بارندگي و رطوبت نسبي تقسيم مي‌گردند . لذا پس از تعيين محدوديت و كلاس تناسب در هر يك از گروه‌هاي چهارگانه، ‌كمترين آن به عنوان نماينده محدوديت‌هاي اقليمي در نظر گرفته مي‌شود . محدوديت اقليمي معرفي شده همراه با محدوديت‌هاي خصوصيات خاك براي تعيين محدودكننده‌ترين خصوصيت و كلاس نهايي تناسب اراضي استفاده مي‌شوند . رابطه بين محدوديت‌ها و كلاس تناسب اراضي در اين روش در جدول 3- 3 ارائه شده است . كلاس‌هاي تناسب خاك و اراضي بر اساس اين جدول در هر واحد نقشه خاك تعيين مي‌گردد . جدول 3-3- رابطه بين محدوديت‌ها و كلاس تناسب خاك و اراضي محدوديت ها علامت يا سطح محدوديت شرح كلاس تناسب بدون محدوديت 0 خيلي مناسب S0 محدوديت كم 1 مناسب S1 محدوديت متوسط 2 نسبتاً مناسب S2 محدوديت شديد 3 تناسب بحراني ( سر به سر ) S3 محدوديت خيلي شديد ( قابل اصلاح و يا غيرقابل اصلاح ) 4 در حال حاضر نامناسب N روش محدوديت با در نظر گرفتن تعداد و شدت محدوديت‌ها در اين روش تعداد و شدت محدوديت‌ها تعيين‌كننده كلاس تناسب اراضي مي‌باشند . ابتدا متغيرهاي چهارگانه اقليمي شامل تابش، درجه حرارت، بارندگي و رطوبت نسبي در نظر گرفته مي‌شوند . براي هر گروه اقليمي، با مقايسه داده‌هاي اقليمي جمع‌آوري شده براي هر واحد نقشه با جداول نيازمندي‌هاي اقليمي و اراضي تهيه شده براي استفاده‌هاي تعريف شده در پروژه، شديد‌ترين محدوديت، سطوح محدوديت مرتبط و كلاس تناسب مربوطه، با استفاده از جدول 3- 4 ، مشخص مي‌گردند . كمترين سطح محدوديت اقليمي از بين گروه‌هاي چهارگانه انتخاب و همراه با سطوح محدوديت و كلاس‌هاي تناسب حاصل از جدول نيازمندي‌هاي خاك براي تعيين كلاس نهايي تناسب اراضي استفاده مي‌شود . براي تعيين تناسب خاك، خصوصيات خاكي هر واحد نقشه با جدول نيازمندي‌هاي خاكي استفاده‌هاي تعريف شده مقايسه و سطوح محدوديت و كلاس تناسب خاك با استفاده از جدول 3- 5 حاصل مي‌شود . كلاس نهايي خاك و اراضي براي هر واحد نقشه براي استفاده‌اي خاص، كمترين سطح محدوديت از سرجمع محدوديت‌هاي خاك و اقليم تعيين مي‌شود . جدول 3-4- تعداد و سطح محدوديت‌هاي اقليمي مورد استفاده كلاس تعداد و شدت محدوديت سطح محدوديت S 0 اقليم محدوديت ايجاد نمي نمايد 0 S 1 اقليم داراي حداكثر سه محدوديت كم است 1 S 2 اقليم داراي حداكثر چهار محدوديت كم و يا حداكثر سه سطح محدوديت متوسط است 2 S 3 اقليم داراي چهار محدوديت متوسط و يك يا بيشتر محدوديت شديد است 3 N اقليم داراي يك يا بيشتر محدوديت خيلي شديد است 4 جدول 3-5- تعداد و سطح محدوديت‌هاي تعيين كننده كلاس تناسب اراضي كلاس‌هاي تناسب اراضي تعداد و شدت محدوديت‌ها S 0 ( خيلي مناسب ) واحد خاك محدوديت ندارد S 1 ( مناسب ) واحد خاك حداكثر 4 محدوديت كم دارد S 2 ( نسبتا مناسب ) واحد خاك بيش از 4 محدوديت كم و يا حداكثر 3 محدوديت متوسط دارد S 3 ( تناسب بحراني يا سر به سر ) واحد خاك بيش از 3 محدوديت متوسط و يا حداكثر 2 محدوديت شديد دارد N 1 ( نامناسب قابل اصلاح ) واحد خاك داراي محدوديت خيلي شديد اما قابل اصلاح است N 2 ( نامناسب غيرقابل اصلاح ) واحد خاك داراي محدوديت خيلي شديد و غيرقابل اصلاح است اين روش نسبت به روش اول پيچيده‌تر ولي دقيق‌تر مي‌باشد . از نظر روش اول، كلاس نهايي تناسب اراضي در واحد خاكي با يك يا تعداد بيشتر ويژگي در كلاس S 2 ، همان كلاس S 2 است . در حاليكه اگر تعداد ويژگي‌ها با محدوديت در سطح S 2 زيادتر شود، بازده عملكرد و سودآوري كمتر خواهد بود . اين مسأله تاحدودي در روش دوم در نظر گرفته شده است . روش عددي ( پارامتريك ) روش عددي ارزيابي خصوصيات اراضي براي استفاده‌هاي تعريف شده شامل درجه‌‌بندي سطوح محدوديت خصوصيات اقليمي و خاك در مقاديري متغير از صفر تا 100 است . اگر يك ويژگي براي استفاده‌اي خاص كاملاً مناسب در نظر گرفته شود عدد 100 به آن تعلق خواهد گرفت و بر عكس اگر آن ويژگي براي استفاده مورد نظر تناسبي از مناسب تا كاملاً نامناسب داشته باشد، درجه‌اي متناسب با سطح محدوديت ايجاد نموده و در كمترين حالت، صفر به آن تعلق مي‌گيرد . براي اجراي هرچه دقيق‌تر اين روش قواعد مشروح زير بايد لحاظ گردد : تعداد خصوصيات استفاده شده در جداول نيازمندي‌هاي اقليمي و خاك : براي جلوگيري از تأثير منفي بكارگيري تكراري خصيصه‌هاي مشابه يا داراي همپوشاني مفهومي در معادلات مورد محاسبه و كاهش شاخص‌هاي محاسبه شده، بايد تعداد آن‌ها به حداقل كاهش داده شده و از استفاده خصوصياتي كه رفتار مشابه‌اي از خاك و محيط را نشان مي‌دهند جلوگيري شود . براي اجرايي كردن اين فرآيند از استفاده مشخصه‌هاي متعدد در گروه‌هاي مفهومي خاك مثل كلاس زهكشي خاك و سطح آب زيرزميني در گروه زهكشي كه نشان‌دهنده يك كيفيت از خاك هستند، بايد جلوگيري نمود و يا تركيبي از خصوصيات را با هم درجه‌‌بندي نمود مثل بافت، ساختمان و سنگريزه . همچنين مي‌توان به جاي مشخصات خاك از كيفيت‌هاي خاك كه تركيبي از چند خصيصه را در خود دارد استفاده نمود . خصيصه‌هاي مهم در طيفي وسيع‌تر مثلاً 25 تا 100 و خصيصه‌ها با اهميت كمتر، در طيف كوچكتر، مثلاً 60 تا 100 درجه‌‌بندي مي‌شوند . اين مسأله مي‌تواند به مفهوم وزن‌دهي بيشتر به خصوصيات مهم نيز محسوب شود . مي‌توان درجه 100 را به مناسب ‌ ترين حالت تخصيص داد و سپس بصورت خطي تناسب‌هاي كمتري را به حالت‌هايي با تناسب پايين‌تر اختصاص داد . عمق لازم براي تعيين شاخص‌هاي اراضي بايد براي هر استفاده تعريف شده از قبل معين باشد . در ارزيابي تناسب اراضي، عمق خاك براي محاسبه مقادير خصوصيات خاك، بايد متناسب با عمق حداكثر پراكنش ريشه انواع استفاده‌هايي كه در هر مطالعه براي آن‌ها ارزيابي انجام مي‌گيرد در نظر گرفته شود . اين بدليل اين واقعيت مي‌باشد كه خصوصيات در اعماق هماهنگ با توسعه حداكثري ريشه تأثير بيشتري به رشد و نمو و در نتيجه عملكرد گياه دارند، قسمت سطحي خاك به دليل توان توليد زياد داراي اهميت بوده و لذا ضريب بيشتري به آن تعلق مي‌گيرد . براي در نظر گرفتن ميزان تأثير و اهميت خصوصيات خاك اعماق مختلف در درجه انتخابي و نهايتاً كلاس تناسب خاك مي‌توان از ضرايب مشخص شده در جدول 3- 6 براي خاك‌هايي با اعماق مختلف استفاده نمود . در اين روش ‌براي استفاده‌هاي تعريف شده زراعي، عمق موثر خاك براي توسعه و نفوذ ريشه، يك متر و در استفاده‌هاي باغي، يك و نيم متر در نظر گرفته شده است‌ . جدول 3-6- تعداد لايه‌ها و ضرايب وزني مرتبط براي محاسبه خصوصيات كمّي خاك عمق ( سانتي‌متر ) تعداد بخش‌هاي مساوي جداشده ضرايب وزني 150-125 6 2 – 5/1 – 1 – 75/0 – 5/0 – 25/0 125-100 5 75/1 – 5/1 – 1 – 5/0 – 25/0 100-75 4 75/1 – 25/1 – 75/0 – 25/0 75-50 3 5/1 – 1 – 5/0 50-25 2 25/1 – 75/0 25-0 1 1 تعيين كلاس‌هاي تناسب اراضي به روش پارامتريك محاسبه شاخص اقليمي مشخصات اقليمي مورد نياز ( گروه‌هاي چهارگانه تابشي، درجه حرارت، بارندگي و رطوبت نسبي ) براي واحدهاي نقشه خاك طراحي شده براي منطقه مورد مطالعه : گروه تابش خورشيدي : حداقل، حداكثر و متوسط ساعات آفتابي، شدت تابش آفتاب، ميانگين ساعات ابرناكي، طول روز به ساعت . گروه بارندگي : ميانگين ميزان بارش يا بارندگي موثر، تبخير و تعرق، تبخير و تعرق مرجع، حداكثر بارش 24 ساعته، تبخير، مجموع بارندگي . گروه رطوبت نسبي : حداقل و حداكثر رطوبت نسبي، حداكثر سرعت باد در ارتفاع 2 متري ( با دوره ‌هاي برگشت مختلف ) ، متوسط سرعت باد در ارتفاع 2 متري . گروه درجه حرارت : حداقل، حداكثر و متوسط دما، حداقل و حداكثر مطلق دما، ميانگين حداقل و حداكثر مطلق دما، احتمال وقوع دماي حداقل ( براي دوره ‌هاي 10 روزه ) ، احتمال وقوع دماي حداكثر ( براي دوره ‌هاي 10 روزه ) ، متوسط تعداد روزهاي توأم با يخبندان، متوسط طول دوره يخبندان، دماي نقطه شبنم، ميانگين شبانه درجه حرارت، ميانگين روزانه درجه حرارت . الگويي از جدول نيازهاي اقليمي گياهان، همراه با درجه‌‌بندي كيفيت اقليمي در چهارگروه ‌ متغيرهاي تابشي، درجه حرارت، بارندگي و رطوبت نسبي كه براي تعيين كلاس‌هاي تناسب خصوصيات اقليمي طراحي شده در جدول 3- 7 ارائه شده است . براي محاسبه شاخص اقليمي لازم است كه نيازهاي آب و هوايي كه در جداول نيازمندي‌ها ارائه شده است با خصوصيات آب و هوايي منطقه مورد مطالعه تطبيق داده شده و درجات مربوط به هر كدام از خصوصيات براي روش عددي مشخص شود . در روش عددي، با استفاده از جداول نيازمندي‌هاي اقليمي هر محصول، به كيفيت هر خصوصيت در گروه‌هاي بارندگي، درجه حرارت، رطوبت نسبي و تابش خورشيد يك درجه‌بندي عددي ( بين 0 و 100) اختصاص داده مي‌شود . كمترين درجه خصوصيات موجود در هر گروه اقليمي نماينده آن گروه براي محاسبات بعدي محسوب مي‌گردد . دليل اين انتخاب وجود اثر برهمكنش بسيار بالاي خصوصيات اقليمي گروه‌ها مي‌باشد . از درجه‌بندي هاي عددي بدست آمده براي گروه‌هاي اقليمي براي تعيين شاخص اقليمي استفاده مي‌شود . كمترين درجه بدست آمده در هر گروه تعيين ‌كننده درجه آن گروه مي‌باشد . لذا با استفاده از كمترين درجه هر گروه به روش‌هاي استوري يا ريشه دوم شاخص اقليمي محاسبه مي‌گردد . روش استوري رابطه (3-1) روش ريشه دوم رابطه (3-2) جدول 3-7- جدول نياز‌هاي اقليمي گياه گندم Climatic Characteristics Climatic class, degree of limitation and rating S1 S2 S3 N1 N2 0 1 2 3 4 100 95 85 60 40 25 0 Mean Temp. of the growing cycle (  C) 18-20 18-15 20-23 15-12 23-25 12-10 25-30 10-8 - - >30 <8 Mean Temp. of the vegetative stage (  C) 10-8 10-12 8-6 12-18 6-4 18-24 4-2 24-28 - - <2 >28 Mean Temp. of the flowering stage (  C) 18-14 18-22 14-12 22-26 12-10 26-32 10-8 32-36 - - <8 >36 Mean Temp. of the ripening stage (  C) 20-16 20-24 16-14 24-30 14-12 30-36 12-10 36-42 - - <10 >42 Average daily min. temp. coldest month combined with average daily max. temp. of coldest month (  C) <8 if - >8 if 8-13 if - - >13 <21 - <21 >21 - - - محاسبه درجه اقليمي نخست درجه مربوط به هر ويژگي اقليمي در دوره فنولوژي مرتبط تعيين و سپس ‌‌‌‌‌‌‌‌شاخص اقليمي‌‌‌‌‌‌‌‌ به روش ريشه دوم محاسبه مي‌شود . شاخص اقليمي محاسبه شده با استفاده از روابط زير به درجه اقليمي‌‌‌‌‌‌‌‌ تبديل مي‌شود . اگر شاخص اقليمي‌‌‌‌‌‌‌‌ بزرگ‌تر از 25 و كوچك‌تر از 5/92 باشد از رابطه (3-3) و اگر شاخص اقليمي كوچك‌تر از 25 باشد از رابطه (3-4) استفاده مي‌شود . رابطه (3-3) CR = 16.67 + 0.9CI رابطه (3-4) CR=1.6CI در‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اين روابط : CR = درجه اقليمي ‌‌‌‌‌‌‌‌و CI = شاخص اقليمي‌‌‌‌‌‌‌‌ است . درجه اقليمي به‌دست‌آمده همراه با درجات مربوط به خصوصيات زمين و خاك با استفاده از رابطه ريشه دوم براي تعيين شاخص اراضي به‌كار مي‌رود . محاسبه شاخص خاك الگوئي از نيازهاي رويشي خاك و چشم‌انداز يا خصوصيات اراضي مورد نياز ( گروه‌هاي چهارگانه ناهمواري، خصوصيات فيزيكي، خصوصيات حاصلخيزي و خصوصيات شوري و قلياييت ) همراه با درجه‌‌بندي كيفيت‌هاي مختلف آن‌ها در جدول 3- 9 ارائه شده است ( براي گندم ). براي محاسبه شاخص خاك لازم است كه نيازهاي خاك و اراضي كه در جداول نيازمندي‌ها ارائه شده است با خصوصيات اراضي واحدهاي خاك طراحي شده براي منطقه مورد مطالعه ( نقشه خاك ) مقايسه شده و درجات مربوط به هر كدام از خصوصيات مشخص شود . اين بدان معني است كه به كيفيت هر خصوصيت در گروه ‌ هاي توپوگرافي، خصوصيات فيزيكي، خصوصيات حاصلخيزي و خصوصيات شوري و قليائيت يك درجه‌بندي عددي ( بين 0 و 100) اختصاص داده شود . براي اختصاص درجه به خصوصيت‌هاي مختلف خاك، ابتدا بايد مقدار كميت لازم براي آن‌ها تعيين شود تا با مقايسه با مقادير مشخص شده در كلاس‌هاي مختلف درجه مربوطه استخراج گردد . در مورد برخي از اين خصوصيات مانند شيب، وضعيت زهكشي و محدوديت سيل‌گيري، داده به كل مقطع مطالعه شده تعلق دارد و نياز به استفاده از عمليات محاسبه‌اي ديگر نيست . بنابراين داده‌ها به همان صورتي كه در كارت تشريح پروفيل‌ها و پايگاه اطلاعات ثبت شده است، وارد جدول شده و مورد مقايسه قرار مي‌گيرند تا درجه مربوطه استخراج شود . ليكن براي محاسبه كميت خصوصياتي همچون بافت، مقدار آهك، گچ و غيره كه اساساً براي لايه‌هاي عمقي متفاوت داده‌برداري انجام مي‌گيرد، بايد ميانگين وزني مقادير آن‌ها مورد مقايسه و درجات مربوطه استخراج شود . براي محاسبه ميانگين وزني اين كميت‌ها، بر اساس عمقي كه متناسب با نفوذ ريشه محصولات مورد ارزيابي باشد، از ضرايب وزني ارائه شده در جدول 3- 6 استفاده مي‌شود . جدول 3- 9- الگوي تهيه جدول نياز‌هاي رويشي خاك و زمين نما براي گياه گندم Land characteristics Class, degree of limitation and rating scale S1 S2 S3 N1 N2 0 1 2 3 4 100 95 85 60 40 25 0 Topography (t) Slope (%) (1) 0-1 1-2 2-5 5-8 >8 (2) 0-2 2-4 4-8 8-16 >16 (3) 0-4 4-8 8-16 16-30 >30 Wetness (w) Flooding F0 - F1 F2 F3+ Drainage (4) Good Moderate imperfect poor and poor but poor not (5) imperfect Moderate good aeric drainable drainable Physical soil characteristics (s) Texture/structure C<60s, SiC, Co, Si, SiL, CL, SiCL, SiCs C<60v, SC, C>60s, L C>60v, SCL SL, LfS, LS Cm, SiCm, LcS, fS, cS, S Coarse fragment (vol %) 0-3 3-15 15-35 35-75 >75 Soil depth(cm) >90 90-50 50-20 20-10 <10 CaCO 3 . (%) Primary 3-20 20-40 40-60 60-70 >70 Secondary 3-20 20-30 30-40 40-60 >60 Gypsum (%) 0-10 10-25 25-40 40-50 >50 Soil fertility characteristics (f) Apparent CEC (cmol (+) /kg clay) >24 24-16 <16(-) <16(+) Base saturation (%) >80 80-50 50-35 <35 Sum of basic cation (cmol(+)/kg soil) >8 8-5 5-3.5 3.5-2 <2 pH(H 2 O) 7.0-6.5 6.5-6.0 6.0-5.6 5.6-5.2 <5.2 7.0-7.5 7.5-8.2 8.2-8.3 8.3-8.5 >8.5 Organic carbon (%) >1.5 1.5-0.8 <0.8 (6) >2.5 2.5-1.5 1.5-1 <1 (7) >1.5 1.5-1 1-0.5 <0.5 (8) >0.6 0.6-0.4 <0.4 Salinity and Alkalinity(n) EC (dS/m) 0-6 6-9 9-13 13-18 >18 ESP (%) 0-15 15-20 20-35 35-45 >45 1 = Irrigated agriculture, basin furrow irrigation 2 = High level of management with full mechanization 3 = Low level of management animal traction or handwork 4 = Medium and fine textured soils 5 = Coarse textured soils (sandy families) 6 = Kaolinitic materials 7 = Non kaolinitic, non-calcareous materials 8 = Calcareous materials m = massive, s = blocky structure, o = Oxic, C = clay, Si = Silt, S = Sand, Cm = massive clay, SiCm = massive silty clay, C+60v or C>60v= Very fine clay, vertisol structure, C+60s or C>60s= very fine clay, blocky structure, C-60v or C<60v= clay, vertisol structure, C-60s or C<60s = clay, blocky structure, SiCs = Silty clay, blocky structure, Co = clay, oxisol structure, SiCL = silty clay loam, CL = Clay loam, Si = silt, SiL = Silt loam, SC = Sandy clay, SiC = silty clay, L = Loam, SCL = Sandy clay loam, SL = Sandy loam, LfS = Loamy fine sand, LS = loamy sand, LcS = Loamy coarse sand, fS = Fine sand, S = sand, cS = Coarse sand. از درجه‌‌بندي اقليمي بدست آمده به همراه درجه ساير خصوصيات خاك و پستي و بلندي در محاسبه شاخص نهايي اراضي ( LI ) به روش‌هاي استوري يا ريشه دوم كه در قسمت محاسبه شاخص اقليم ذكر شد، استفاده مي‌شود . در نهايت شاخص‌هاي بدست آمده با استفاده از جدول 3- 10 تبديل به كلاس تناسب اراضي واحدهاي نقشه خاك مي‌شوند . جدول 3-10- مقادير عددي شاخص براي كلاس‌هاي تناسب اراضي كلاس‌هاي تناسب شاخص اراضي S1 ( خيلي مناسب ) 100-75 S2 ( نسبتاً مناسب ) 75-50 S3 ( تناسب بحراني ) 50-25 N1 ( نامناسب در شرايط حاضر ) 25-12/5 N2 ( نامناسب دائمي ) 0- 12/5 هرچند كه محاسبات تعيين تناسب اراضي واحدهاي خاك به روش پارامتريك، ساده است ليكن مي‌تواند در محدوده‌هاي وسيع، وقت گير و طاقت فرسا باشد . در اين شرايط امكان اشتباه براي كاربر در انجام محاسبات را نيز بايد در نظر گرفت . بنابراين طراحي و تهيه نرم افزاري كه بتواند محاسبات را طيّ زماني اندك با دقت بالا انجام دهد و قابليت اتصال به سامانه اي تحت وب براي نمايش خروجي بصورت نقشه را داشته باشد، ضروري بود . از اين رو، موسسه تحقيقات خاك و آب كشور، نرم افزار ملّي تناسب اراضي را طراحي كرد . در اين نرم افزار، سه بانك عظيم از داده هاي خاك، گياه و اقليم بارگذاري شده است . در بانك داده هاي خاك، اطلاعات واحدهاي خاك كه در گزارش هاي خاكشناسي پيشين در كل كشور تهيه شده بود، به طور كامل وارد شده است . هر واحد خاك با يك كد شناسايي منحصر بفرد نمايش داده مي‌شود كه قابليت اتصال خروجي حاصل از نرم افزار به ساير نرم افزارها مانند ArcGIS را فراهم سازد . در قسمت اطلاعات گياه، داده هاي جمع آوري شده از دوره هاي فنولوژي گياهان در سراسر كشور در قالب پهنه هاي اقليمي مشخص وارد نرم افزار شده است . همچنين نيازهاي رويشي 41 گياه زراعي و 28 گياه باغي مهم كشور، در اين نرم افزار وارد گرديد . براي انجام ارزيابي تناسب اراضي، صفحه ي ارزيابي طراحي شده كه در آن بتوان گياه مورد نظر را با دوره فنولوژي مربوطه براي يك خاك در منطقه اي مشخص انتخاب نمود و براساس نزديكترين ايستگاه هواشناسي به منطقه، تناسب واحد خاك را بصورت كلاس هاي تناسب و نوع محدوديت آن، بدست آورد . فصل چهارم گزارش مطالعات تناسب اراضي مقدمه در گزارش مطالعات تناسب اراضي اطلاعات جامعي در مورد پراكنش جغرافيائي واحدهاي اراضي، ويژگي، استعداد و محدوديت ‌ هاي آن ‌ ها براي كاربري مورد نظر ارائه مي ‌ گردد . گزارش ‌ هاي تناسب اراضي بايد درقالبي ارائه شوند كه طيف وسيعي از خوانندگان بتوانند به محتواي آن ‌ ها پي ببرند و از آن استفاده نمايند . افزون ‌ بر اين، غناء علمي و فني گزارش ‌ ها بايد طوري باشد كه تأمين كننده اطلاعات لازم براي اهداف مختلف مانند تهيه الگوي كشت منطقه مورد مطالعه باشد . اين كار با ساده نويسي متن گزارش و درج اطلاعات علمي و تكنيكي در قسمت ضمائم تخصصي امكان‌پذير است . - قالب گزارش ‌هاي ارزيابي تناسب اراضي يك گزارش ارزيابي تناسب اراضي مي ‌ تواند داراي قالب و محتواي زير باشد . خلاصه گزارش، مقدمه، مروري بر مطالعات گذشته، روش كار، نتايج، بحث و تفسير، نتيجه‌گيري و پيشنهادها . خلاصه گزارش بايد به ‌ خوبي نوشته و قابل فهم باشد و در آن خواننده به فصل ‌ هاي گزارش، به خصوص فصل پيشنهادها ارجاع داده شود . محتوي و عمق مباحث علمي به كاربراني كه از گزارش استفاده مي نمايند بستگي دارد . در هر حال با يد توجه داشت كه كاربران مختلف در زمينه ‌ هاي مورد علاقه خود نياز به اعداد و ارقام دارند . اطلاعات كمي بايد به ‌ دقت و طوري ارائه شود،كه باعث سردرگمي خوانندگان نشود . فصل اول مقدمه ( حداكثر 5 صفحه ) ، خلاصه قرارداد مطالعات و درصورت لزوم شرح مختصر تغييرات انجام شده در قرارداد، اهداف مطالعه ( اگر در شرح قرارداد به آن اشاره نشده باشد ) ، دلايل انتخاب منطقه ( مناطق ) مطالعاتي، ويژگي ‌ هاي خاص مطالعات ( مثلاً وقتي قرارداد مطالعات تغيير مي كند و دلايل آن ) ، خلاصه ‌ اي از محتواي گزارش، نقشه ‌ هاي توليد شده و داده‌هاي منتشر نشده موجود در آرشيو كه درصورت تقاضا مي ‌ توان در اختيار گذاشت همراه با محل مراجعه جهت دريافت اين اطلاعات و داده‌ها، ضميمه شامل مدارك قرارداد و نام شركت كنندگان در پروژه، فصل دوم مروري بر مطالعاتي كه در گذشته انجام شده شامل مطالعات داخل كشور و خارج از آن . فصل سوم خصوصيات منطقه ( موقعيت و وسعت منطقه / مناطق مورد مطالعه همراه با نقشه موقعيت، رابطه با تقسيم ‌ بندي جغرافيائي ملي يا ناحيه ‌ اي و مناطق تقسيم ‌ بندي اداري، شهرها و شهرك ‌ هاي مهم محلي، ارتفاع از سطح دريا، واحدهاي فيزيوگرافي مهم و پستي ‌ وبلندي نسبي ، راه‌هاي ارتباطاتي، مناطق مسكوني و فعاليت‌هاي روزمره اقتصادي مرتبط با كشاورزي، سطح دقت مطالعات، مختصري از مطالعه خاكشناسي كه اطلاعات مرتبط با خاك را براي گزارش تناسب اراضي فراهم كرده است شامل فاصله نقاط مشاهداتي، تعداد واحد خاك و خاكرخ شاهد، نوع مطالعه ( اجمالي، نيمه‌تفصيلي، تفصيلي ) ، روش كار فصل چهارم نتايج فصل پنجم بحث و تفسير فصل ششم خلاصه يافته هاي فني و پيشنهادهاي ويژه ( حداكثر 3 صفحه ) . مطالب به ‌ صورت فهرست و خيلي خلاصه ارائه شوند ، ضمائم فهرست منابع زين ‎ الديني، ع . ، تومانيان، ن . ، نويدي، م . ن . ، فرج ‎ نيا، ا . سيدجلالي، ع . ر . 1398. نيازهاي رويشي گياهان مهم باغباني كشور . موسسه تحقيقات خاك و آب سيدجلالي، ع . ر . ، زين الديني، ع . ، نويدي، م . ن . ، محمداسماعيل، ز . 1398. نيازهاي رويشي گياهان زراعي . موسسه تحقيقات خاك و آب محمودي، ش . 1377. خصوصيات و مديريت خاك ‌ هاي گچي، مجله علوم خاك و آب مؤسسه تحقيقات خاك و آب، ويژه ‌ نامه خاك‌هاي گچي، خصوصيات، مديريت وارزيابي تناسب اراضي، جلد 12 ، شماره 2 ، صفحه 25- نويدي، م . ن . 1398. طراحي و تهيه نرم افزار ارزيابي تناسب اراضي براي گياهان زراعي و باغي كشور . موسسه تحقيقات خاك و آب، نشريه شماره 2250. Dent, D. and A. Young, 1981. Soil Survey and Land Evaluation. Allen & Unwin, London, England. FAO. 1976. A framework for land evaluation. Soils Bulletin 32. Food and Agriculture Organization of the United Nations, Rome, Italy. FAO. 1985. Guidelines: land evaluation for irrigated agriculture. Soils Bulletin 55. Food and Agriculture Organization of the United Nations, Rome. FAO. 1993. Guidelines for Land use Planning. FAO Development Series No.1. FAO Pub. Rome. FAO. 1996. Agro-Ecological Zoning Guidelines. Bulletin 73. FAO, Rome. Italy. Rossiter, D.G. 1996. A theoretical framework for land evaluation. Geoderma 12 : 165-190. Sys, C., E. Van Ranst, and J. Debaveye. 1991a. Land evaluation, Part II. Methods in Land Evaluation. International Training center for post graduate soil scientists, Ghent University, Ghent. 247 pp. Sys, C., E. Van Ranst, and J. Debaveye. 1991b. Land evaluation, Part I. Principles in Land Evaluation and Crop Production Calculation. International Training center for post graduate soil scientists, Ghent University, Ghent. 274 pp. Sys, C., E., Debaveye, Van Ranst, J. and F. Beernaret. 1993: Land evaluation, Part III. Crop Requirements. International Training center for post graduate soil scientists, Ghent University, Ghent. 199 pp. Van Diepen, C.A., H. Van Keulen, J. Wolf, and J.A.A. Berkhout, 1991. Land evaluation: from intuition to quantification. In: B.A. Stewart (Editor), Advances in soil science. Springer, New York, pp. 139-204. Verheye, W.H. 2004. LAND EVALUATION, in Land Cover and Land Use, Ed. Willy H. Verheye. 2011. In Encyclopedia of Life Support Systems (EOLSS), Developed under the Auspices of the UNESCO, Eolss Publishers, Oxford ,UK, [http://www.eolss.net] Islamic Republic of Iran Guidelines for land suitability evaluation Jihad-E- Agriculture Ministry Water & Soil Research Institute 2025 1 - Feedbacks 2 - Land Utilization Type (LUT) 3 - Land Use Requirements (LUR) 4 - Land Characteristic/ Land Qualities (LC/LQ) 5 - Climate 6 - Land Classification Approaches 7 - Wageningen 8  - Land utilization type (LUT) 9 - FAO Land Classification Approach 10 - Land characteristics 11 - Land qualities 12 - Land use requirements 13 - Climatic characteristics 14 - Temperature 15 - Rainfall 16 - Relative humidity 17 - Development stage 18 - Maturation 19 - Insolation 20 - Wind 21 - Soil and landscape characteristics 22 - Topography 23 - Wetness 24 - Physical soil characteristics 25 - Lime and gypsum status 26 - Fertility Characteristics 27 - Apparent CEC 28 - Salinity and Alkalinity 29 - Phase II 30 - Phase III 31 - Climatic index 32 - Land index 33  - Suitable 34  - Moderately suitable 35  - Marginally suitable 36  - Actually unsuitable but potentially suitable 37  - Actually and potentiall unsuitable 38 - Marginal