« بازگشت به فهرست
قانون اصول تشكيلات عدليه و محاضر شرعيه و حكام صلحيه
متندار
تاریخ تصویب: 1290/04/25
مرجع تصویب: كميسيون مجلس
اطلاعات پایه
| طبقه بندی | ندارد |
|---|
| نوع قانون | قانون |
|---|
| تاريخ اجرا | 0000/00/00 |
|---|
| مرجع ابلاغ | نامعلوم |
|---|
| مرجع تصويب | كميسيون مجلس |
|---|
| آخرین وضعیت | 1396/03/16 |
|---|
| تاريخ تصويب | 1290/04/25 |
|---|
| تاریخ ابلاغ | — |
|---|
| شماره ابلاغ | نامعلوم |
|---|
| تاریخ انتشار | — |
|---|
| تاریخ سند تصويب | — |
|---|
| شماره سند تصویب | — |
|---|
| تاریخ روزنامه رسمي | 0000/00/00 |
|---|
| شماره روزنامه رسمي | نامعلوم |
|---|
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
قانون اصول تشكيلات عدليه و محاضر شرعيه و حكام صلحيه مصوب كميسيون عدليه مورخ 21 شهر رجب 1329 قمري مصوب 1290,04,25 با اصلاحات و الحاقات بعدي
كتاب اول
اصول تشكيلات عدليه
ماده 1
محاكم عدليه بر دو نوع است: عمومي و اختصاصي.
ماده 2
محاكم عمومي آنست كه حق رسيدگي بتمام دعاوي دارد غير آنچه قانون صراحتاً استثناء كرده است. محاكم عمومي بدو درجه است: اول ابتدائي دوم استيناف براي موارديكه قانون معين ميكند.
ماده 3
براي سهولت جريان و تسويه امور و عدم تراكم دعاوي در محاكم ابتدائيه محاكم صلحيه در جاهائيكه قانون معين ميكند برقرار ميشود.
ماده 4
محاكم اختصاصي آنست كه بهيچ امري حق رسيدگي را ندارد غير آنچه قانون صراحتاً اجازه داده است مثل محاكم تجارت و نظامي وغيرها كه تشكيلات و ترتيبات آنها بموجب قانون عليحده معين ميشود.
ماده 5
مافوق محاكم مزبوره در مادﮤ (2) فقط در پايتخت مملكت ايران ديوان تميز تشكيل ميشود.
ماده 6
تقسيمات مملكت ايران از حيث تأسيس محاكم عدليه از قرار تفصيل ذيل است: (اولا) حوزﮤ صلحيه (ثانياً) حوزه ابتدائيه (ثالثاً) حوزﮤ استينافيه.
ماده 7
حوزﮤ صلحيه عبارت است از قسمتي از خاك ايران كه در قلمرو يك محكمه صلحيه است.
ماده 8
حوزه ابتدائيه عبارت است از قسمتي از مملكت ايران كه در قلمرو يك محكمه ابتدائي واقع است و هر يك از حوزههاي ابتدائيه مشتملاست بر حوزههاي صلحيه.
ماده 9
حوزﮤ استينافيه مركب است از حوزههاي ابتدائيه.
ماده 10
قوﮤ قضائيه ديوان تميز شامل كليه محاكم عدليه مملكت ايران است.
ماده 11
صلحيهها و محاكم ابتدائي و استيناف بماهيت امور و قضايا موافق قانون رسيدگي كرده حكم ميدهند و ديوان تميز در غير مواردي كه قانون استثنا كرده داخل در ماهيت دعاوي نشده فقط حق نقض و ابرام احكام و نظارت در محافظت قوت قانون و اجراء آنرا بالسويه در تمام محاكمعدليه دارد.
ماده 12
براي تحقيقات راجعه بجنحه و جنايات مستنطقين معين ميشوند.
ماده 13
در نزد محاكم عدليه ادارﮤ مدعي عمومي براي ايفاي وظايف مقرره تأسيس ميشود.
ماده 14
حدود و وظايف و ترتيب اقدامات محاكم و ادارات عدليه بموجب قوانين مقرره تعيين ميشود.
ماده 15
رؤساء و اعضاء محاكم و صاحبان مناصب و مستنطقين عدليه را دولت معين ميكند.
ماده 19
در معيت محاكم اشخاص مفصلة ذيل ميباشند: 1 - مأمورين اجراء و احضار و اعلام. 2 - منتظرين خدمت رسمي. 3 - وكلاء رسمي. 4 - طبيب قانوني و مترجم (در صورت لزوم)، ترتيبات راجعه بتأسيس هركدام از مشاغل مزبوره بموجب قانون معين ميشود.
باب اول
در تشكيل محاكم عمومي
ماده 17
محاكم صلح در جاهاي مفصله الذيل تأسيس ميشوند: (اولا) در شهرها. (ثانياً) در مركز بلوكات.
ماده 18
ممكن است در يك بلوك يا شهر بزرگي بحسب مقتضيات محلي صلحيههاي متعدد تشكيل شود (در اينصورت آن شهر يا بلوك بچندين حوزﮤ صلحيه تقسيم ميشود) و نيز ممكن است بواسطة مقتضيات محلي از براي چند محله يا بلوك يك صلحيه تأسيس شود (در اين صورتآن چند محل يك حوزه صلحيه را تشكيل مينمايد).
ماده 19
عده حوزههاي صلحيه را نظر بمقتضيات وقت و محل و زير عدليه معين و پس از تصويب مقامات لازمه صورت آنرا اعلام مينمايد.
ماده 20
محكمه صلحيه عبارت است از امين صلح و يكنفر فقيه كه صلاحيت قطع و فصل دعاوي راجعه بمحكمه صلاح را در موارد امورشرعي داشته باشد، فقيه مذكور موسوم است بحاكم صلح.
ماده 21
براي امين صلح علامت و مهر مخصوصي مقرر است.
ماده 22
امناي صلح براي رسيدگي دائمي محل معيني خواهند داشت ولي شكايات را با رعايت حدود قانوني در هر نقطة از نقاط حوزﮤ خود قبول ميكنند و در موارد لازمه موافق اصول محاكمات خودشان تنها يا باتفاق فقيه محكمه بمحل وقوع دعوا رفته در محل رسيدگي مينمايند.
ماده 23
در صورت غيبت يا مرض امين صلح يكي از امناء صلح نزديكترين محل بطوريكه قبلا مابين امناء صلحيه مقرر شده موقتاً وظايف اورا انجام ميدهد و يا قائممقامي براي امين صلح غايب يا مريض موقتاً بر حسب نظامات معين ميشود،
ماده 24
امناء صلح بقدر لزوم اجزاء تحرير و ثبت و ضبط خواهند داشت. احضار و اعلام و همچنين اجراي احكام محاكم صلحيه بعهدﮤ اشخاصي است كه در موارد (196) الي (229) مقرر است.
ماده 25
محاكم صلح در تحت نظارت ادارﮤ مدعيهاي عمومي و وزير عدليه واقعند.
ماده 26
باحكام غير قطعي محاكم صلح موافق اصول محاكمات در محكمة ابتدائي كه در حوزﮤ آن واقعند استينافاً رسيدگي ميشود. احكام قطعي محاكم صلحيه قابل تميز نيست.
ماده 27
محكمه صلح فقط در حوزﮤ صلحيه خود حق رسيدگي را دارد.
ماده 28
هر گاه متداعيين و ساير اشخاصي كه در محل رسيدگي امناء صلح حضور دارند رعايت نظم و ترتيب و قواعد مقرره را ننمودند امناء صلح بايد دو دفعه اخطار نمايند و در صورتيكه اخطارات آنها بينتيجه ماند مرتكب خلاف اگر از متداعيين است از دو الي بيست و چهار ساعت نسبت بدرجات تقصير محكوم بتوقيف خواهد بود و اگر از غير متداعيين است امين صلح بايد او را از محكمه اخراج نمايد.
ماده 29
هر گاه از اشخاس(اشخاص) مذكوره در ماده قبل توهيني نسبت بامين صلح يا بيكي از اجزاء محكمه واقع شود امين صلح حق دارد كه صورت مجلسي در اين باب مرتب نموده با مرتكب نزد مدعيالعموم بدايت بفرستند.
ماده 30
محاكم صلح حق دارند با تمام ادارات مستقيماً مكاتب نمايند.
ماده 31
امناء صلح مكلفند كه راپورتهاي راجعه بجريان امور حوزه صلحيه خودشان را سالي دو مرتب مرتب نموده يك نسخه آنرا در موعد مقرر مستقيماً بوزارت عدليه و نسخه ديگر را در امور حقوقي برئيس محكمة ابتدائي متبوعه و در امور جزائي بمدعيالعموم محكمه مذكوره بفرستند كه بعد از ملاحظه اشخاص مذكوره موافق ترتيب مقرر و در موعدي كه وزارت عدليه معين و اعلام ميكند بآن وزارت ارسال شود. علاوه بر راپوراتهاي(راپورت هاي) ساليانه امناي صلح مكلفند كه بر حسب تقاضاي وزارت عدليه يا اداره مدعيالعموم در هر موقع اطلاعات و راپورتهاي لازمه را بدهند.
ماده 32
ترتيب دفاتر صلحيهها بموجب دستورالعمل وزارت عدليه موافق نظامنامههاي داخلي محاكم معين ميشود.
ماده 33
دستورالعملهائيكه براي اجراي قوانين يا توضيحات آن لازم است بامناي صلحيه داده شود اداره مدعيالعموم لايحه آنرا مرتب كرده و بعد از مداقه بوزير عدليه پيشنهاد ميكند.
فصل دويم
در محاكم ابتدائيه
ماده 34
در هر حوزﮤ ابتدائيه يك محكمه ابتدائي براي رسيدگي بدعاوي حقوقيه و جزائيه تشكيل ميشود. صورت محلهائيكه بايد در آنجاها محاكم ابتدائي تشكيل شود و عدﮤ اطاقهاي محاكم ابتدائي را بحسب اقتضاء محل و كثرت و قلت دعاوي وزارت عدليه معين و پس از تصويب مقامات لازمه اعلام مينمايد.
ماده 35
در هر محل كه محكمه ابتدائي فقط داراي يك اطاق باشد در آن اطاق گاهي بامور حقوقي و گاهي بامور جزائي رسيدگي ميشود و درجاهائيكه اطاقهاي محكمه متعدد است تخصيص اطاقهاي مزبور بر يك از نوع دعاوي حقوقي و جزائي با موافقت مقتضيات محلي با وزارت عدليهاست.
ماده 36
محكمة ابتدائي در تحت رياست يك نفر رئيس ميباشد و رئيس مزبور در صورت تعدد اطاقها بقدر لزوم معاونين خواهد داشت. رئيس محكمه رياست يكي از اطاقها و معاونين رياست اطاقهاي ديگر را در عهده ميدارند.
ماده 37
در هر يك از اطاقها علاوه بر رئيس اطاق دو عضو موظف خواهند بود. لااقل يكي از اعضاء هر اطاقي بايد از اهل علم بوده بصيرت كامله بمسائل و احكام فقهيه داشته باشد.
ماده 38
در هر محكمه ابتدائي يك دفتردار براي تحريرات لازمه و ثبت تقريرات و ضبط اوراق و غيره مقرر است. دفتردار مزبور مديري دفتر خانه محكمه را بعهده داشته در صورت تعدد اطاقهاي محكمه بقدر لزوم در تحت رياست خود تقريرنويس و ثبات و ضباط خواهد داشت.
ماده 39
عدﮤ اجزاي دفترخانه موافق مقتضيات وقت و محل بتوسط وزير عدليه معين و بتصويب مقامات لازمه ميرسد.
ماده 40
محاكم ابتدائي دعاوي حقوقيه و جزائيه را كه بموجب قوانين راجع بآنها است پذيرفته و آنچه را كه خارج از صلاحيت آنها است رد مينمايند. دعاوي راجعه بمحاضر شرع را محاكم ابتدائي پذيرفته بمحاضر مزبوره رجوع ميكنند و همچنين اطاقهاي حقوقي بدعاوي حقوقي و اطاقهاي جزائي بدعاوي جزائي رسيدگي كرده و آنچه را كه از خصايص آنها نيست رد نموده يا اطاقي را كه مرجع است بمتداعيين اعلام مينمايند.
ماده 41
محاكم ابتدائيه دعاوي حقوقيه را كه بموجب قوانين موضوعه راجع بآنها است و همچنين دعاوي جزائيه را در تقصيري كه بدرجة جنحه است بدايتاً و بقراردادهاي غير قطعي محاكم صلحيه استينافاً رسيدگي نموده حكم ميدهند و در جنايات در جاهائيكه محكمة جنائي تشكيل نشده مطابق اصول محاكمات جزائي رسيدگي نموده حكم ميدهند.
ماده 42
در جاهائيكه محكمه تجارتي تشكيل نشده اطاق حقوقي محكمه ابتدائي بدعاوي تجارتي نيز موافق قانون محاكم تجارت رسيدگي نموده حكم ميدهد.
ماده 43
در صورتيكه محكمة ابتدائي داراي يك اطاق باشد يكنفر مستنطق در آن محكمه مقرر است و هر گاه محكمة مذكور بيش از يك اطاق داشته باشد عده مستنطقين را بارعايت مقتضيات محلي و كثرت و قلت دعاوي وزير عدليه معين مينمايد. مستنطقين بدو درجه تقسيم ميشوند و مستنطق درجه اول رئيس دائرﮤ استنطاق ميباشد. در صورت قلت دعاوي جزائي وزير عدليه ميتواند يكي از اعضاء محكمه را با رعايت مادﮤ (76) بسمت مستنطقي معين نمايد.
ماده 44
در جاهائيكه محاكم عدليه كاملا موافق قوانين مقرره تشكيل شده در معيت محكمة ابتدائي دايرﮤ ثبت اسناد بطوريكه قانون مخصوص آن معين ميكند تأسيس ميشود.
ماده 45
در هر حوزﮤ استينافيه يك محكمة استيناف تأسيس ميشود. وزير عدليه عدﮤ حوزههاي استينافيه و جاهائي را كه بايد مقر محكمه استيناف باشد و همچنين عدﮤ اطاقهاي محكمه استيناف را با ملاحظة مقتضيات محل معين نموده بمقامات لازمه پيشنهاد ميكند.
ماده 46
در صورتيكه محكمه استيناف داراي يك اطاق باشد يك رئيس و يك معاون دوم و دو نفر عضو خواهد داشت كه گاه بامور حقوقي و گاه بامور جزائي رسيدگي خواهند نمود و هر گاه محكمة مذكوره داراي دو اطاق باشد مركب خواهد بود از يك رئيس و يك معاون اول (رئيس شعب) و دو معاون دوم و چهار عضو. در اين صورت رئيس محكمه استيناف رياست يكي از اطاقها را بالخصوص بعهده گرفته و رياست اطاق ديگر را بعهده معاون اول واگذار مينمايد يكي از اعضاء بنوبت عضو محقق معين و جلسه محكمه مركب از سه نفر ميباشد.
ماده 47
در معيت هر يك از محاكم استيناف دفترخانه مقرر است دفتردار محكمه مديري دفتر و ثبت و ضبط اوراق محكمه را در عهده خواهد داشت و تقريرنويسهاي محكمه در مقابل او مسئولند.
ماده 48
محاكم استيناف احكام و قرارهاي محاكم ابتدائي حوزﮤ خود را در امور حقوقيه و جزائيه و تجاري موافق اصول محاكمات و قانون تجارت استينافاً رسيدگي مينمايد. صلاحيت محاكم استيناف در جنايات در اصول محاكمات جزائي مقرر است.
فصل چهارم
در تشكيل ديوان تميز
ماده 49
ديوان تميز فقط در پايتخت تأسيس ميشود.
ماده 50
ديوان تميز منشعب ميشود بدو اطاق حقوقي و جزائي. تجزية امور جزائي از امور حقوقي و تخصيص اطاق جداگانه بر كدام از نوع امور مذكوره منوط بمقتضيات وقت و تصويب وزير عدليه و مقامات لازمه است.
ماده 51
هر اطاقي مركب است از يك رئيس اطاق و چهار مستشار. يكي از رؤساي اطاق رياست ديوان تميز بر عهده دارد.
ماده 52
ديوان تميز باحكامي كه در اصول محاكمات حقوقي و جزائي مقرر است تميزاً (بدون داخل شدن در ماهيت و اصل دعاوي و قضايا) رسيدگي ميكند جز در مواردي كه اصول محاكمات استثناء ميكند.
ماده 53
در ديوان تميز يك دفترخانه مقرر است كه در تحت رياست يك دفتردار ميباشد. تقريرنويسهاي محكمه تميز در تحت رياست مشاراليه ثبت و ضبط را در عهده داشته مسئول او خواهند بود دفترخانه مذكور بقدر لزوم اجزاء خواهد داشت.
فصل پنجم
در ترتيبات داخلي محاكم عمومي
ماده 54
جلسات محاكم عمومي بدو طريق ميشود: جلسه محاكمه و اداري (مشاوره) .
ماده 55
جلسه محاكمه نيز بر دو قسم است: اولا بطور معمولي كه هر اطاق بدعاوي مرجوعه رسيدگي نموده حكم ميدهد. ثانياً بطورفوقالعاده و آن در صورت تعدد اطاقها تشكيل مييابد از اجتماع عمومي اعضاء اطاقها در تحت رياست رئيس محكمه. موارد جلسات فوقالعاده محاكم بموجب قوانين و نظامنامهها مقرر است.
ماده 56
جلسات محاكمه (خواه معمولي باشد خواه فوقالعاده) علني است مگر در مواردي كه اصول محاكمات حقوقي و جزائي استثناء كردهاست.
ماده 57
جلسات اداري (مشاوره) محاكم براي انجام امور راجعه بانتظامات داخلي محاكم و ترتيب دستورالعملها و تهيه لوايح و دادن قرارهائي است كه بايد در جلسات اداري بعمل آيد و قانون و نظامنامهها موارد آنرا معين كرده و آن نيز بر دو قسمت است: بطور معمولي كه هر اطاق بامورراجعه بآن اطاق رسيدگي نموده قرار ميدهد و بطور فوقالعاده كه در صورت تعدد اطاقها اعضاء اطاقها در تحت رياست رئيس محكمه بامور مرجوعهرسيدگي مينمايند. جلسات اداري محكمه در هر حال غير علني است.
ماده 58
براي اينكه جلسات معمولي محاكم قانوني محسوب شود در جلسات معمولي محاكم ابتدائي و استيناف علاوه بر رئيس اطاق لااقل دونفر از اعضاء محكمه بايد حاضر باشند و در جلسات معمولي محكمة تميز علاوه بر رئيس اطاق چهار نفر از اعضاء.
ماده 59
جلسات فوقالعاده (اجتماع عمومي) محاكم وقتي قانوني ميباشد كه لااقل دو ثلث اعضاء محكمه در تحت رياست رئيس محكمه يا قايم مقام او در جلسه حاضر باشند و عدﮤ اعضاء نبايد زوج باشد.
ماده 60
پس از انعقاد محكمه هر يك از رؤسا و اعضاء بايد در دفتري كه براي حاضر و غايب در محكمه مقرر است اسم خودشان را بنويسند و ذيل اسامي را رئيس يا قائم مقام او امضاء نمايد و پس از شروع بمحاكمه عضوي كه حاضر نبوده حق ندارد اسم خود را در دفتر بنويسد.
ماده 61
در دفتر مزبور بايد مدت و تفصيل محاكماتي كه در جلسات ميشود قيد شده و همچنين تصريح شود باينكه جلسه محاكمه بوده يا اداري معمولي بوده يا فوقالعاده و در صورتيكه در موعد معين محاكمه نشود يا اين كه در ساعات كم و كسري روي دهد بايد تخلف را در دفتر توضيح نمود.
ماده 62
مدعيان عمومي محكمه ابتدائي يا قائم مقام آنها بايد سواد دفتر مذكور را در دوم و هفدهم هر ماهي بپاركه استيناف بفرستند ولي بدواً تحقيقات لازمه خود را در صحت يا عدم صحت آن دفتر بايد نموده باشند.
ماده 63
مدعيان عمومي استيناف پس از اينكه تحقيقات و تدقيقات خود را نمودند در تهران در پنجم و بيستم هر ماه صورت دفتر را بوزيرعدليه تقديم مينمايند و در ولايات ماهي يك مرتب صورت دفتر را بوزارت عدليه ميفرستند.
ماده 64
ترتيب نشستن رؤساء و اعضاء محاكم در جلسات محكمه بر حسب رتب و اقدميت در خدمت خواهد بود.
ماده 65
دعاوي كه بر يك از شعب يا اطاقهاي محكمه رجوع شده است بترتيب الاقدمفالاقدم رسيدگي ميشود جز در امور فوري كه تقدم آن منوط برأي رئيس است.
ماده 66
محكمه ميتواند تحقيق و تدقيق امور را بيك يا چند نفر از اعضاء خود محول نمايد و اين عضو را در محكمه ابتدائي و استيناف عضو محقق و در محكمه تميز عضو مميز نامند اعضاء مذكوره مكلفند كه صورت اسناد دعاوي را مرتب نموده بدفتردار محكمه بدهند كه در دفتر ثبت شود و راپورت مذكور بايد در مدتي كه محكمه معين ميكند حاضر شود. تاريخ رجوع عمل باعضاء مذكور توسط دفتردار در محكمه ثبت ميشود.
ماده 67
در صورتيكه پس از انقضاء مدت معينه محقق يا مميز راپورت خود را نداد بايد دليل آنرا كتباً برئيس اطاق يا شعب تقديم نموده تزييد مدت را بخواهد و در صورتي كه مدت مهلتي كه داده ميشود منقضي شده و راپورت مزبور باز تهيه نشود آن شغل بديگري تفويض خواهد شد ومراتب بتوسط مدعيالعموم بوزارت عدليه راپورت ميشود.
ماده 68
در جلسات محكمه هيچيك از اعضاء بدون اجازه رئيس نميتوانند تكلم نمايند و اگر خواستن توضيحي را از متداعيين لازم بدانند بعد از تحصيل اجازه از رئيس سئوال خواهند كرد.
ماده 69
هيچ كس حق ندارد در حين محاكمه كلام متكلم را قطع نمايد جز رئيس در موردي كه بيانات متكلم را خارج از موضوع بحث ديد بايداخطار نمايد.
ماده 70
بعد از انعقاد محكمه از مدتي كه براي محاكمه مطلبي معين ميشود نبايد قسمتي بجلسة ادارﮤ يا بامور ديگري مصروف گردد.
ماده 71
امور راجعه بمحاكم بر دو نوع است: فوري و عادي. امور فوري بر عادي مقدم است.
ماده 72
پس از اتمام محاكمه اعضاء و رئيس محكمه بطوريكه در اصول محاكمات مقرر است مشاوره نموده و رئيس محكمه در اخذ آراء از رأي كوچكترين عضو محكمه از حيث اقدميت شروع كرده بعد از گرفتن رأي ساير اعضاء رأي خود را اظهار خواهد كرد.
مبحث دوم
در مراتب رئيس و معاونين و اعضاء
ماده 73
در صورتيكه محكمه داراي اطاقهاي متعدده باشد رئيس محكمه رياست هر يك اطاقهائي را كه بخواهد اختيار ميكند و در موارديكه لازم شود رياست هر يك از اطاقها را نيز ميتواند بنمايد ولي در اينصورت بايد در تمام مدت جلسه رياست داشته باشد. اطاقيكه رئيس رياست آنرااختيار كرده اطاق اول ناميده ميشود.
ماده 74
در صورتيكه رئيس محكمه بانجام مشاغل و تسوية امور مرجوعه كه مخصوص او است مشغول بوده يا غايب باشد يكي از اعضاء همان اطاق بحكم اقدميت قائم مقام او خواهد بود.
ماده 75
در صورتي كه معاون رئيس بواسطة اشتغال بامور مرجوعه يا غيبت نميتواند در اطاق خود حاضر شود يكي از اعضاء همان اطاق بحكم تقدم در خدمت قائم مقام او خواهد بود.
ماده 76
در مورد دو مادﮤ قبل يكي از مستنطقين يا يكي از اعضاء معاون را (رجوع بمادﮤ 231) ميتوان براي تكميل عده بجلسة محكمه دعوت نمود ولي مستنطقي كه تحقيقات دعواي جزائي را كرده در محاكمه راجعه بمان دعوي نميتواند بعضويت دعوت شود.
ماده 77
در موارديكه عدﮤ اطاقهاي محكمه متعدد بوده و دفتردار نتواند بشخصه ايفاي وظيفه در تمام جلسات محكمه نمايد در هر اطاقي در غياب او يكي از تقريرنويسها قائم مقام او ميباشد ولي در جلسات فوقالعادﮤ محكمه بايد خود دفتردار بشخصه حاضر باشد.
ماده 78
اشخاصيكه با هم قرابت نسبي تا درجة چهارم، قرابت سببي تا درجة سيم دارند ميتوانند در يك جلسه بسمت رياست يا عضويت با همديگر (مجتمعاً) حاضر باشند.
ماده 79
سالي يكمرتب تبديل اعضاء و رئيس هر يك از اطاقها خواهد شد بدين ترتيب كه رئيس و اعضاء اطاقي باطاق ديگر مأمور ميشوند بطوري كه رئيس و اعضاء يك اطاق بيش از يك سال با هم نباشند - تبديل رئيس و اعضاء در جلسة فوقالعادﮤ ادارﮤ محكمه مرتب بعد از امضاي وزير عدليه بموقع اجرا گذارده ميشود.
ماده 80
عرايض برئيس محكمه داده ميشود و مشاراليه بايد وقت معيني براي گرفتن عرايض تعيين نمايد.
ماده 81
كليه عرايض را باستثناي اموري كه در مادﮤ آتيه مذكور است رئيس محكمه ميان اطاقها تقسيم ميكند و رئيس بايد هميشه پيشرفت وسرعت جريان امور را در تقسيم كارها منظور دارد.
ماده 82
بدعاوي راجعه بدولت و ايالات و ولايات و تأسيسات و خيريات عمومي در اطاقي كه رئيس محكمه بالخصوص رياست دارد رسيدگي ميشود. و هر گاه دعاوي مذكوره از نوع امور جزائي بوده و رئيس محكمه رياست اطاق حقوق را بالخصوص اختيار كرده باشد بدعاوي مذكوره بر حسب اصول در اطاق جزائي رسيدگي ميشود.
ماده 83
بعد از اينكه عرايض تقسيم شد جواب امور بعهده رؤساي اطاقها خواهد بود.
ماده 84
در دفترخانه محكمه بايد دفتر مخصوصي براي اموريكه راجع بتكاليف رئيس است موجود باشد و هر دفعه مطلبي كه ثبت ميشود بايد باسم طرفين يا وكلاي ايشان در آن دفتر مندرج گردد و در ستون مخصوص ارجاعاتيكه رئيس محكمه باطاقها نموده و همچنين تصريح اينكه دعوا از امور مستعجله است يا عادي شده كليه مندرجات بامضاي رئيس برسد و همچنين كليه امور راجعه بر يك از اطاقها بترتيب نمره در دفتريثبت خواهد شد.
مبحث چهارم
در نظم اطاق محاكمه
ماده 85
نظم اطاق محكمه بعهدﮤ رئيس اطاق است و در اجتماعات عمومي بعهدﮤ رئيس محكمه و در صورت غيبت رئيس با قائم مقام اوست.
تنبيه - من بعد در اين مبحث براي اختصار بجاي رئيس اطاق يا رئيس شعب يا رئيس محكمه لفظ رئيس فقط استعمال خواهد شد
ماده 86
افتتاح و ختم جلسه با رئيس يا قائم مقام اوست.
ماده 87
در اطاق محاكمه اشخاص خارج از هيئت حاكمه يا پاركه يا اصحاب دعوا عليحده در جائي كه براي آنها معين شده مينشينند.
ماده 88
براي اجراي اوامر رئيس در اطاق محكمه يكنفر از مأمورين اجرا خواهد بود در صورتيكه مأمورين اجرا بواسطه مشاغل خودشان نتوانند حاضر شوند بتصويب رئيس محكمه يكنفر از مأمورين احضار يا پيشخدمتهاي محكمه قائم مقام او خواهد شد.
ماده 89
اداره كردن جلسه بعهده رئيس است و مشاراليه حافظ نظم و ترتيب بوده مرافبت(مراقبت) مينمايد كه با ترتيبات مقرره محاكمه بعمل آيد واشخاصي كه حق تكلم و دخالت را در محاكمه دارند بعد از تحصيل اجازه از رئيس بيانات خود را مينمايند .
ماده 90
اشخاصي كه در اطاق محاكمه هستند بايد قواعد نظم و ترتيب را قوياً رعايت نموده اوامر رئيس را اطاعت نمايند.
ماده 91
هر گاه اشخاص خارجي (تماشاچي) از مفاد ماده قبل تجاوز نمايند رئيس حق دارد آنها را از اطاق محاكمه اخراج نمايد و اگر مقاومت نمايند از يك الي بيست و چهار ساعت حكم توقيف آنها را بدهد.
ماده 92
هر گاه در مورد مادﮤ قبل ممكن نباشد خاطي را معين كرد و اخطارات رئيس مثمر ثمري نشود رئيس ميتواند كليه اشخاص خارجي را ازمحكمه خارج نمايد.
ماده 93
هر گاه تخلفات مذكوره در مادﮤ (91) از طرف اصحاب دعوا يا وكلاي آنها ناشي شود رئيس دو دفعه اخطار و ضمناً بخاطي اعلام مينمايد كه در دفعه سيم او را مجازات خواهد داد و هر گاه باز خاطي مرتكب خلاف قاعده شده رئيس باهميت تقصير از شش الي چهل و هشت ساعت حكم توقيف او را خواهد داد.
ماده 94
مفاد مادﮤ قبل لازمالرعايه است همچنين در موارديكه يكي از اصحاب دعوا الفاظي استعمال كند كه باعث هتك عرض و ناموس طرف مقابل است يا نسبت بطرف خود افشاء كند اوضاع و احوالي را كه هيچ مربوط بقضية كه در تحت محاكمه است نبوده و براي توضيح مطلب لزومي نداشته باشد.
ماده 95
هر گاه از طرف اشخاصي خارج يا متداعيين توهين يا هتك شرف نسبت برئيس يا اعضاء محكمه بشود رئيس حق دارد صورتمجلسي در اين باب مرتب نموده با مقصر بمحكمة كه صلاحيت رسيدگي را دارد بفرستد.
ماده 96
براي حفظ و وقايع نظم و ترتيب و همچنين در مواردي كه امنيت و آزادي محكمه تهديد ميشود رئيس حق دارد از نظميه يا در مواقع فوتي از نزديكترين قوه نظامي استمداد نمايد. اين تقاضاي رئيس بايد بلاتأخير و همان طوري كه خواسته است مجري شود.
مبحث پنجم
در راپورتهاي محاكم
ماده 97
محاكم و ادارات مدعيان عمومي بايد سالي دو مرتب راپورتهاي احصائيه خود را در جريان امور و عده امور تسويه شده و متراكمه و سايراطلاعات بوزير عدليه تقديم نمايند طرز و ترتيب راپورتهاي مذكوره موافق نمونه خواهد بود كه وزير عدليه مرتب و بمحاكم و ادارات مذكوره خواهد فرستاد.
ماده 98
راپورتهاي مذكوره در مادﮤ قبل را رؤساء محاكم با مدعيالعموم محكمه كه در نزد آن مأموريت دارد ترتيب خواهند داد.
ماده 99
راپورتهاي محاكم ابتدائي در جلسه فوقالعاده اداري محاكم مذكوره مداقه شده و بمحكمة استيناف متبوعه ارسال ميشود.
ماده 100
در محكمة استيناف از راپورتهاي محاكم ابتدائي و راپورتهاي محكمه استيناف راپورت عمومي مرتب و بعد از مداقه در جلسة فوقالعاده اداري بوزير عدليه تقديم ميشود.
ماده 101
راپورتهاي مدعيان عمومي محاكم ابتدائي بمدعيالعموم محكمة استيناف تقديم و مشاراليه از راپورتهاي مزبوره و راپورت پاركة استيناف راپورت عمومي ترتيب داده بوزير عدليه تقديم ميكند.
ماده 102
راپورتهاي محكمة تميز در جلسه فوقالعاده اداري مطرح مداقه شده بوزير عدليه فرستاده ميشود.
ماده 103
هر گاه توضيحاتي لازم باشد كه در راپورتهاي محاكم نتوان مندرج نمود لايحه جداگانه مشعر بر توضيحات مذكوره براپورتها منضم و ماحصل راپورت با راپورتهاي گذشته مطابقه و مقايسه خواهد شد.
ماده 104
هر گاه عده كليه امور بياندازه زياد يا كم شده باشد يا همين زيادي و كمي در نوعي از امور حاصل شده باشد بايد جهت آنرا محاكم وادارات تصريح نمايند. وزير عدليه از راپورتهاي محاكم و ادارات مدعيان عمومي راپورت عمومي ترتيب داده بمقامات لازمه پيشنهاد ميكند راپورت مزبور براي اطلاع عامه طبع و منتشر خواهد شد.
ماده 105
علاوه بر راپورتهائي كه رؤساء محاكم و مدعيهاي عمومي دو دفعه در عرض سال ميدهند بايد محاكم و ادارات مدعي عمومياطلاعاتيرا كه وزير عدليه از آنها ميخواهد در مواعدي كه از طرف وزارت عدليه مقرر گشته بوزير عدليه تقديم نمايند. دستورالعمل و طرز راپورتهاي مذكوره را وزارت عدليه مرتب و بجاهاي لازم اعلام مينمايد.
ماده 106
ترتيب محاسبات عايدات عدليه و راپورتهاي راجعة بآن بطوري است كه وزير عدليه با موافقت وزارت ماليه معين و اعلام خواهد كرد.
باب دوم
در تشكيل اداره مدعيهاي عمومي
ماده 107
مسئوليتي كه ناشي ميشود از جرم داراي دو حيث است: يكي حيثيت شخصي و ديگري حيثيت عمومي. حيثيت شخصي در وقتي است كه ضرر جرم يا تقصير بشخص معين تعلق گيرد و حيثيت عمومي درموقعي است كه ضرر راجع بحقوق عامه باشد. لهذا ادارﮤ مدعيهاي عمومي بحكم قانون براي حفظ حقوق عامه تأسيس ميشود.
ماده 108
مدعيهاي عمومي عبارتند از هيئتي از رؤساء ضابطين عدليه كه در موارد مقرره قانوني در محاكم عدليه حاضر بوده وظايف خود را نسبت بحفظ حقوق عامه و نظارت اجراي قوانين انجام ميدهند.
ماده 109
در موارد محاكمات جزائيه مدعي عمومي يا قائم مقام او حاضر ميباشد اعم از اينكه محاكمه راجع بجنحه باشد يا جنايت. در اينموارد مدعي عمومي حكم وكيل جماعت را دارد يعني وكيل است براي مدافعه و حفظ حقوق و منافع عامه.
ماده 110
در محاكمات حقوقي مدعي عمومي بيطرف است جز در موارديكه قانون باو دخالت ميدهد.
ماده 111
از حيني كه مدعيان عمومي نمايندﮤ دولتند در محاكم عدليه بجريان امور در محاكمي كه در نزد آنها مأموريت دارند نظارت داشته مراقب ميباشند كه تجاوز از حدود قانوني نشود و تجاوزات و سوء جريان امور را بمقامات لازمه راپورت مينمايند.
فصل اول
در تشكيل و تركيب اداره مدعيهاي عمومي
ماده 112
ادارﮤ مدعيان عمومي در تحت رياست فايقة وزير عدليه تشكيل ميشود. ادارﮤ مزبوره منشعب ميشود بسه شعبة مفصلهالذيل: شعبة ديوان تميز. شعبة محكمة استيناف. شعبة محكمة ابتدائي.
تنبيه - براي اختصار بجاي شعبة اداره مدعي عمومي من بعد لفظ پاركه استعمال ميشود.
ماده 113
پاركه ديوان تميز مركب است از مدعي عمومي كل و يكنفر معاون او كه موسوم است بوكيل عمومي محكمه تميز.
ماده 114
پاركه محكمه استيناف عبارت است از مدعي عمومي اول و يك وكيل عمومي براي هر اطاقي و (در صورت لزوم) يك معاون وكيلعمومي.
ماده 115
پاركه بدايت تشكيل ميشود از مدعي عمومي محكمه ابتدائي و يكنفر معاون او براي هر اطاقي از اطاقهاي حقوقي و جزائي.
ماده 116
كليه ترتيبات اداره و اعمال هر پاركه تفويض بمدعيالعموم آن پاركه است و وكلاي عمومي در تحت رياست مدعي عمومي بامور راجعه بخودشان رسيدگي مينمايند.
ماده 117
هر گاه مدعي عمومي بعلت مخصوصي از اجراء وظيفه خود باز ماند يكي از وكلاي عمومي بحكم اقدميت در خدمت قايم مقام اوخواهد بود و همچنين در صورت مرض يا غيبت مدعي عمومي يكي از وكلاي عمومي بحسب قدمت در خدمت وظايف او را انجام ميدهد.
ماده 118
مدعي عمومي هر يك از وكلاي عمومي را كه صلاح بداند مأمور بامور هر يك از اطاقهاي محكمه كه در نزد آن مأموريت دارد مينمايد و وكلاي عمومي در موقع حضور در هر يك از اطاق محاكم بنام مدعي عمومي نطق و اظهار رأي خواهند كرد.
ماده 119
وكلاي عمومي در امور مهمه بايد نتيجه عقايد خودشان را بمدعي عمومي اظهار دارند. در صورتيكه مشاراليه عقيده وكيل عمومي را تصويب نكرد و وكيل عمومي اصرار در حفظ عقيده خود نمود مدعي عمومي ميتواند وكيل عمومي ديگري را انتخاب نمايد كه مطلب را چنانكه مدعي عمومي عقيده دارد در محكمه اظهار نمايد.
ماده 120
در موارديكه قانون حضور مدعيالعموم را در محكمه تقاضا مينمايد مدعيالعموم بايد حاضر شده وظايف خود را انجام بدهد. و هرگاه نتواند در تمام اطاقهاي محكمه بشخصه حاضر شود در هر اطاقي كه صلاح بداند حاضر ميشود ولي در جلسات عمومي محاكم و همچنين درموارد مهمه جلسات معمولي مدعي عمومي بايد شخصاً حاضر شود.
ماده 121
هر گاه يكي از وكلاي عمومي از ايفاي وظيفه خود معذور ماند و ساير وكلاي عمومي نيز بواسطه مشاغل فوقالعاده يا فوتي نتوانند بجاي او معين شوند بحكم وزير عدليه يكي از اعضاء محكمه موقتاً وظيفه وكيل عمومي را انجام ميدهد.
فصل دوم
در وظايف مدعي عمومي
ماده 122
مواردي را كه مدعي عمومي بايد دخالت در محاكمات حقوقي نمايد موارد ابلاغ گويند و در موارد مذكوره رئيس محكمه مكلف است اوراق راجعه بدعوا را بمدعي عمومي آن محكمه قبل از استماع دعوا تبليغ نمايد.
ماده 123
موارد ابلاغ از قرار تفصيل است. اولا - دعاوي راجعه بمنافع عامه و حقوق عمومي مثل شارع عام و مياه و انهار و مراتع مباحه و امثال آنها چه آن دعوي مابين اهالي دو محل باشد يا يك محل چه طرفين دعوا محصور باشند و چه نباشند. ثانيا - دعاوي راجعه بدولت چه آندعوي متعلق بخزانه ماليه باشد يا خزانه اوقاف عمومي يا ديون عمومي يا عوارض دولتي و غيره. ثالثاً - در دعاوي راجعه بوجوه بريه و امور خيريه كه جهت عمومي داشته باشد (نسبت بوصيتنامههاي عمومي و وقفنامههاي عمومي و امثالذلك). رابعاً - در موارد نقض قوانين موافق ماده (136) . خامساً - در دعاوي متعلقه بصلاحيت محاكم و رد حكام عدليه. سادساً - در دعاوي متعلقه بصغير و مجنون و سفيه كه قيم يا ولي خاص دارند. سابعاً - در دعاوي حقوق راجع بافلاس. ثامناً - در موارد ادعاي جعليت اسناد و محاكمه آن. تاسعاً - در دعاوي حقوقي شخصيه كه ناشي گردد از جرائم چه در محكمه جزائيه بدعاوي مذكوره رسيدگي شود و چه در محكمه حقوق.
ماده 124
هر گاه دعوا راجع بصغير يا مجنون يا سفيه بوده و اشخاص مذكوره قيم يا ولي خاص نداشته باشند. و همچنين در موارديكه دعواراجع است بغايب مفقودالاثر كه حيات و ممات او معلوم نيست مدعيالعموم قبل از مداخله بمجتهد جامعالشرايط عادل اطلاع داده و بعد از تعيين قيم يا ولي مداخله مينمايد.
ماده 125
مدعي عمومي حق دارد اوراق هر دعوائي را كه بخواهد از محكمه مطالب كند تا جدا كند آنچه را كه تعلق بوظيفه او دارد.
ماده 126
مدعي عمومي هر محكمه حق مراقبت و نظارت بر تمام احكام صادره از آن محكمه را دارد.
ماده 127
مداخله در محاكمات شرعيه خارج از وظيفه مدعيالعموم است و در محاكم تجارت اگر دعواي افلاس باشد حق مداخله دارد بطوريكه در مادﮤ (123) مذكور است.
ماده 128
مدعي عمومي در هر دعوائي كه مداخله مينمايد بايد طرفدار حق بوده و بافكار و رأي خود تقويت نمايد طرفي را كه بمقتضاي قانون محق فهميده است.
ماده 129
مدعي عمومي در مدت سه روز از فرداي تبليغ اوراق بايد مداخله يا عدم مداخله را كتباً برئيس محكمه اطلاع دهد و در صورت عدم مداخله بايد محكمه قبل از صدور حكم افادات مدعي عمومي را در عدم مداخله شفاهاً استماع نموده در اوراق ضبط و در صورت حكم درج نمايد.
ماده 130
اگر زياده از سه روز مدعي عمومي اوراق را معطل نموده و جواب بمحكمه ندهد مسئول خواهد بود و اگر از تعطيل اوراق ضرر وخسارتي بر متداعيين وارد آيد حق شكايت بر او و مطالب ضرر و خسارات را از او دارند.
ماده 131
اگر محكمه قرارداد بر مداخلة مدعيالعموم در محاكمه مشاراليه نميتواند امتناع نمايد بلكه حاضر شده و عقيدﮤ خود را اظهار ميدارد.
ماده 132
در صورتيكه مدعيالعمومي مداخلة خود را برئيس محكمه اطلاع داد بايد از طرف محكمه روز وقت رؤيت دعوي باو اخطار شود تا در وقت مقرره حاضر شود.
ماده 133
مداخلة مدعيالعمومي در موارد ابلاغ بر دو قسم است: مداخله اصليه و مداخله تبعي.
ماده 134
مداخله اصليه در موارديست كه دعوا مربوط بحقوق عمومي و منافع عامه است (رجوع بفقرﮤ اول و دوم و سيم و چهارم مادﮤ123) در اين صورت مدعيالعموم مثل مدعي يا مدعيعليه دخالت مينمايد (زيرا كه وكيل است از جهت مدافعه و حفظ حقوق عمومي) و چون حقوق و اختيارات او همان حقوق و اختيارات مدعي يا مدعيعليه است لذا اگر متداعيين خصوصي دعواي خود را باصلاح ختم نمايند صلح آنها خللي بحقوق عمومي وارد نميآورد و مدعي عمومي بنام حقوق عمومي محاكمه را تعقيب ميكند و اگر محكمه حكم داد و مدعيالعموم بر آن حكم تسليم ننمود مدعيالعموم حق اعتراض (استيناف و اعادﮤ محاكمه و تميز) را موافق اصول محاكمات حقوقي دارد. و همچنين هر گاه مدعي يا مدعيعليه خصوصي محكوم شده و تسليم بر حكم محكمه نمود مدعي عمومي با وجود تسليم آنها حق اعتراض را دارد.
ماده 135
در مداخلة تبعي (رجوع بفقره پنجم و ششم و هفتم و هشتم مادﮤ 123) مدعيالعموم چون طرف نيست و فيالواقع بسمت مشاور حقوق در محكمه حاضر شده بيان عقيده مينمايد. لهذا اگر متداعيين خصوصي منازعه خود را بصلح ختم يا برحكم محكمه تسليم نمودند مدعيالعموم تعقيب نمينمايد و حق هيچ گونه اعتراض را ندارد.
ماده 136
در موارد نقض قوانين فقط وقتي مدعيالعموم مداخله مينمايد كه بموجب حكم قطعي نقض قانون شده و هيچيك از طرفين درموعد مقرر تميز آن حكم را خواستار نشده باشند. در اين صورت مدعيالعموم هر محكمه مراتب را بمدعيالعموم ديوان تميز اطلاع ميدهد كه او براي محافظت قانون تميز حكم را بخواهد ليكن در اين موارد نقض ديوان تميز درباره طرفين دعوا مؤثر نميباشد و فقط براي حفظ قانون است.
ماده 137
در صورت مداخله اصليه هر چند مدعي عمومي بصفت مدعي محاكمه مينمايد ولي نميتواند ابتداء شروع بمحاكمه نمايد بلكه بعد از اقامة دعوا نمودن مدعي خصوصي مداخله مينمايد.
ماده 138
در كليه مداخلات مدعي عمومي كفايت نميكند كه تقرير و افادات خود را شفاهاً و علناً اظهار دارد بلكه بايد كتباً بمحكمه بدهد.
ماده 139
در صورتيكه مدعي عمومي مداخلة اصليه در دعوي نمايد بايد در تمام جلسات محاكمه خودش يا قائم مقامش حاضر شود و استماع شهادت شهود و تقرير خصم را بنمايد و اگر محتاج بكشف و تحقيق موضوع مدعي بگردد بايد در مقام كشف آن نيز حاضر شود و بايد حكم درحضور او بطرفين قرائت و تفهيم شود. و در صورتي كه مداخلة عمومي مداخلة تبعي باشد حضور او در جلسات محاكمه و در روز كشف متنازعفيه بجهت معاينه و در روز صدور حكم وقرائت آن بر طرفين هيچيك لازم نيست فقط بايد بعد از ختم مذاكرات طرفين اظهار عقيده نمايد.
ماده 140
در صورت مداخله تبعي مدعي عمومي محكمه نبايد استماع نمايد افادات مدعي عمومي را مگر بعد از تمام شدن افادات و مذاكرات متداعيين و متداعيين حق ندارند كه بعد از تقرير مدعي عمومي تكلم نمايند بلكه محاكمه با نطق مدعيالعموم ختم ميشود و اگر متداعيين بر تقرير اواعتراض داشته باشند ميتوانند بر ورقه نوشته برئيس تقديم دارند.
ماده 141
اگر مداخله مدعي عمومي اصليه باشد هر يك از متداعيين ميتوانند باجازه رئيس اعتراض و دفاع از خود نمايند (زيرا كه مدعيعمومي در اينصورت متخاصم است) .
ماده 142
مدعي عمومي نبايد داخل شود در اطاق مذاكره يا اينكه با اعضاي محكمه شركت در دادن رأي نمايد.
ماده 143
مدعي عمومي از جميع مصارف و رسوم متعلقه بتمام محاكم معاف است و در مواردي كه براي استيناف و تميز تأمينات لازم است مدعي عمومي مستثني است.
ماده 144
مدت استيناف و مدت تميز از براي مدعي عمومي در مداخلات اصليه همان مدت مقرره از براي مدعي شخصي ميباشد و در مورد ماده (136) مدت مقرر ندارد هر وقت مطلع شود ميتواند تميز نمايد.
ماده 145
مدعيهاي عمومي مكلفند اعمالي را كه متضمن خلاف يا جنحه يا جنايت است تفتيش و تعاقب نمايند.
ماده 146
وظايف مدعيهاي عمومي از حيث تفتيش و تعاقب مجرمين و طريق عمل كردن آنها بوظايف خود و حدود اختيارات آنها در اصول محاكمات جزائي مصرح است.
باب سيم
در حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عليه
فصل اول (منسوخه 25ˏ01ˏ1302)منسوخه 1302/01/25
در شرايط و اوصاف
ماده 147
رؤساء و اعضاء محاكم و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه كليه بايد داراي شرايط و اوصاف ذيل باشند:
ثالثاً )
سن كه بايد كمتر از آنچه ذيلا معين شده است نباشد.
1
براي اعضاء و وكلاي عمومي محكمه ابتدائي و مستنطقين درجه دوم و دفتردارهاي محاكم و اشخاصي كه در يكمقام با اشخاص مذكورهستند(25) سال.
2
براي مدعيالعموم بدايت و اعضاء و وكلاي عمومي محكمة استيناف مستنطقين درجه اول و معاونين وكلاي عمومي استيناف و اشخاصي كه در يك مقام با آنها هستند (30) سال.
3
براي رؤساء محاكم ابتدائي و مدعيالعموم استيناف و اعضاي تميز و اشخاصي كه در مقام با آنها مساويند (35) سال.
4
براي رؤساء محاكم استيناف مدعيالعموم تميز و رؤساء تميز (40) سال.
رابعا ً)
دادن امتحانات علمي و عملي در انجمن امتحان وزارت عدليه موافق پروگرامي كه وزير عدليه مرتب و بعد از گذشتن از مقامات لازمه طبع واعلام خواهد كرد (ماداميكه مدرسه حقوق تأسيس و اعضاء و جزاء براي محاكم و ادارات عدليه تهيه نشده است).
ماده 148
اشخاص مفصله ذيل نميتوانند در عدليه مستخدم شوند: اولا - اشخاصي كه بواسطه ارتكاب بجنحه و جنايت در تحت محاكمه هستند يا بواسطه اتهام بجنحه و جنايت در تحت محاكمه بوده برائت ذمه حاصل نكردهاند. ثانياً - كسانيكه بواسطة ارتكاب بجنحه و جنايات محكوم بحبس يا مجازاتي شديدتر شدهاند. ثالثاً - اشخاصيكه ورشكسته اعلان شدهاند. رابعاً - اشخاصيكه در تحت قيمومت يا ولايت شرعي هستند. خامساً - كسانيكه معروف بفساد عقيده اسلامي باشند. سادساً - اشخاصيكه متظاهر بارتكاب منكرات و اتصاف باخلاق ذميمه هستند. سابعاً - كسانيكه از ادارات دولتي بعد از محاكمه اخراج شدهاند.
فصل دوم (منسوخه 25ˏ01ˏ1302)منسوخه 1302/01/25
در نصب حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه
ماده 149
رؤساء و مستشاران ديوان تميز و رؤساء و اعضاء محاكم استيناف و رؤساء محاكم ابتدائي و اشخاصيكه باحكام مذكوره در يك رتب هستند بتصويب وزير عدليه معين و بصدور فرمان همايوني منصوب ميشوند. و اعضاء محاكم ابتدائي و مستنطقين درجه دوم و امناي صلحيه واشخاصي را كه بآنها در يك رتبه هستند وزير عدليه معين و بصدور حكم او منصوب ميشوند.
ماده 150
در صورتيكه جاي عضوي در محاكم ابتدائي يا استيناف يا جاي مستنطقي باز شود در جلسه فوقالعاده اداري محكمه با حضورمدعيالعموم در باب اشخاصي كه شرايط مذكوره در فصل اول را دارا بوده و لياقت اشتغال جاي خالي را دارند مذاكره بعمل آمده صورت اشخاصلايق را ترتيب ميدهند.
ماده 151
بعد از اينكه اشخاص مذكوره رضايت خود را باشغال جاي خالي اظهار كردند صورت مذكوره در ماده قبل بتوسط رئيس محكمه بوزير عدليه تقديم ميشود.
ماده 152
وزير عدليه از صورت مذكوره در ماده قبل يا از اشخاص ديگري كه شرايط و اوصاف فصل اول را دارا هستند اشخاصي را كه صلاح ميداند موافق قانون معين مينمايد.
ماده 153
مدعيالعموم كل (ديوان تميز) و مدعيالعموم استيناف بتصويب وزير عدليه و اذن حاكم شرع معين و بصدور فرمان همايوني منصوب ميشود. معاون مدعيالعموم استيناف (مدعيالعموم بدايت) از ميان اشخاصي كه مدعيالعموم استيناف معرفي نموده بتصويب وزير عدليه معين و بصدور فرمان همايوني منصوب ميشود .
ماده 154
دفتردارهاي محاكم ابتدائي و استيناف و تمبز(تميز) و ساير اجزاء دفترخانه محاكم را وزير عدليه معين و بصدور حكم او منصوب ميشوند.
ماده 155
منشيهاي هر پاركه را مدعيالعموم آن پاركه معين ميكند و در نصب منشيهاي مزبوره حكم وزير عدليه صادر ميشود.
ماده 156
حكام و صاحبمنصبان عدليه كه تازه بمشاغل خود معين شدهاند قبل از مباشرت بشغل خودشان در جلسه فوقالعاده علني محكمه كه در آن يا نزد آن مأموريت دارند بايد بموجب صورتيكه جداگانه معين شده است قسم ياد نمايند. امناي صلح در جلسه فوقالعاده علني محكمهابتدائي قسم ياد مينمايند. ورقه قسم را رؤساء محاكم بدائره سجل احوال وزارت عدليه خواهند فرستاد.
ماده 157
تقريرنويسها و ساير اجزاء محاكم و منشيهاي ادارات مدعي عمومي در جلسه معمولي علني قسم ياد مينمايند.
فصل سيم (منسوخه 25ˏ01ˏ1302)منسوخه 1302/01/25
در عزل و حركت حكام عدليه و صاحبمنصبان اداره مدعيالعموم و مرخصي آنها
ماده 158
در موارد مفصله حكام عدليه و صاحبمنصبان ادارﮤ مدعيالعموم از شغل خود معزول ميشوند: 1 - در صورتي كه مرتكب عملي شوند كه بر خلاف شرف آنها باشد يا دلالت كند بر ارتشاء يا عدم درستي و فساد اخلاق. 2 - اشتغال بشغل يا حرفه ديگري از قبيل تجارت و دلالي و غيره با داشتن مقام رسمي در خدمت عدليه. 3 - در صورتيكه اعمال و افعالشان عالماً عامداً مغاير قانون و نظامات عدليه باشد. 4 - در صورتيكه بواسطه ارتكاب بجنحه و جنايت در محكمه كه صلاحيت رسيدگي را دارد محكوم شده باشند. 5 - در موارديكه فاقد شرايط اوصافي شوند كه براي حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه مقرر است ( مواد 147 و 148).
ماده 159
در موارد ماده قبل عزل حكام عدليه و صاحبمنصبان اداره مدعيالعموم بعد از رسيدگي بحكم مجلس عالي (رجوع بمادﮤ 181) بعمل ميآيد و وزير عدليه حكم مجلس مذكور را بموقع اجراء ميگذارد.
ماده 160
هر گاه حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه بواسطه مرضي در مدت چهار ماه نتوانند در سر خدمت حاضر شوند و با وجود آناستعفاء از شغل خود ننمايند بايد بآنها اخطار شود كه استعفا نمايند. و هر گاه در مدت دو هفته بعد از اين اخطار استعفاء نكردند مستعفي محسوب خواهند شد اين اخطار را باعضاء محاكم و اجزاء ادارات رؤساء مستقيم آنها خواهند كرد.
ماده 161
صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه سالي يك ماه حق مرخصي دارند و موعد آن بتوسط وزير عدليه معين خواهد شد.
ماده 162
اجازه مرخصي در صورتيكه علاوه بر آنچه قانوناً براي حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه مقرر شده استدعا شود منوط بتصويب وزير عدليه است.
فصل چهارم (منسوخه 25ˏ01ˏ1302)منسوخه 1302/01/25
در حقوق و حدود حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه
ماده 163
حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه در خدمت دولتي محسوب و از كليه حقوق و امتيازاتيكه براي مستخدمين دولت مقرراست برهمند ميباشند.
ماده 164
حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه نميتوانند باشغل خود هيچ شغل و حرفه ديگري چه در ادارات رسمي باشد چه غيررسمي توأم نمايند ولي قبول عضويت افتخاري در انجمنهاي خيريه در صورتيكه مانع از ايفاي وظايف ايشان نباشد جايز است.
ماده 165
مراتب حكام و صاحبمنصبان اداره مدعيان عمومي و مستخدمين عدليه از قرار ذيل است:
1
رياست ديوان تميز و مدعي عمومي ديوان مذكور.
3
مستشاري ديوان تميز و رياست محكمه استيناف و مدعي عمومي استيناف و وكالت عمومي ديوان تميز.
4
رياست شعب استيناف و وكالت عموم استيناف.
5
رياست محكمه ابتدائي و مدعي عمومي محكمه ابتدائي.
6
عضويت محكمه استيناف و معاونت وكالت عمومي استيناف و مستنطقي درجه اول و رياست شعب ابتدائي و رياست محكمه تجارت.
7
عضويت محكمه ابتدائي و معاونت مدعي عمومي بدايت و مستنطقي درجه دوم و امانت صلح
8
معاونت عضويت محكمه ابتدائي.
10
تقريرنويسي محاكم و منشيگري اداره مدعيهاي عمومي.
ماده 166
محاكم عدليه پايتخت و ولايات از حيث عدﮤ امور راجعه بآنها و قلت و كثرت دعاوي بسه درجه منقسم ميشوند و ترتيب مقرري هر يك از درجات مذكوره بطوري است كه عليحده موافق قانون معين گرديده.
ماده 167
وقتيكه محاكم عدليه بيئت اجتماع بايد در مواقع رسمي حاضر شوند بترتيب ذيل خواهيد بود: (اول) ديوان تميز (دوم) محكمه استيناف (سوم) محكمه ابتدائي (چهارم) محكمه تجارت (پنجم) محكمه صلحيه.
فصل پنجم
در نظارت بمحاكم و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه
ماده 168
مقامات مفصله نسبت بمقاماتيكه ذيلاً تصريح شده است نظارت دارند: ديوان تميز با مجلس عمومي آن نسبت بتمام محاكم ايران غير از اداره مدعيهاي عمومي محاكم استيناف نسبت بمحاكم ابتدائي غير از پاركه استيناف و بدايت. محاكم ابتدائي نسبت بمحاكم صلحيه.
ماده 169
حق نظارت اقدامات مفصله را حاوي است. مقام بالاتر حق دارد: اولا - در مورد شكايات از احكام موافق اصول محاكمات از مقام پائينتر اطلاعات و توضيحات لازم را بخواهد. ثانياً - در صورت مشاهده بينظمي يا سوء استعمال يا مسامحه در انجام وظايف مقرره از وزير عدليه خواهش نمايد كه اخطارات لازمه نسبت بمقام پائينتر بعمل آيد. ثالثاً - هر گاه مقامات پائينتر از حدود خود تجاوز نمايند تا اندازﮤ كه اصول محاكمات بمقامات بالاتر اجازه ميدهد آن اقدامات را فسخ مينمايند.
ماده 170
رؤساء محاكم عدليه نسبت برؤساء شعب و معاونين و اعضاء و اجزاء دفتر خانه محاكم حق نظارت را دارند و مراقبت مينمايند كهامور از نظم و ترتيب خارج نشده و اعضاء و اجزاء از وظايف خود تخلف ننمايند.
ماده 171
صاحبمنصبان و اجزاء پاركه بدايت در تحت نظارت مدعيالعموم بدايت و صاحبمنصبان و اجزاي پاركه استيناف و مدعيالعموم بدايت در تحت نظارت مدعيالعموم استيناف واقعند و تمام مدعيهاي عمومي استيناف و مدعيالعموم ديوان تميز در تحت نظارت رياست عاليه وزيرعدليه واقعند.
ماده 172
محاكم و رؤساء آنها حق ندارند در امور ادارﮤ مدعيالعموم دخالت يا نظارتي نمايند و هر گاه بينظمي در اداره مزبور مشاهده كنند يا برئيس آن اداره اطلاع ميدهند يا بوزير عدليه راپورت مينمايند.
ماده 173
مدعيالعموم و وكلاي عمومي هر گاه بينظير يا اختلال و اغتشاشي در محاكم مشاهده كنند مستقيماً برؤساء آن محاكم اطلاعميدهند و يا بمدعيالعموم اول استيناف و مشاراليه مكلف است كه اطلاعات مزبوره را بوزير عدليه راپورت نمايد.
ماده 174
وزير عدليه نظارت عاليه و عمومي نسبت بكليه محاكم و ادارات عدليه ايران دارد و ميتواند هر نوع اطلاعات و توضيحاتي كه لازم بداند از محاكم عدليه و رؤساء آنها بخواهد و نيز ميتواند بتوضيحات كتبي اكتفا ننموده تقاضاي توضيحات شفاهي كند.
ماده 175
وزير عدليه حق دارد تفتيشات لازمه را در محاكم و ادارات مدعيالعموم و ساير دواير عدليه نموده اخطارات و اقدامات لازمه را برايجلوگيري از بينظمي يا تراكم امور يا مسامحه و مماطله و امثال آن نمايد و در مواقعيكه لازم بداند آنها را بمعرض مسئوليت و مؤاخذه و سياست درآورد.
ماده 176
تفتيش مذكور در ماده قبل را وزير عدليه ميتواند مستقيماً بيكي از مأمورين وزارتخانه يا اشخاصي كه طرف اطمينان او هستند و يا بيكي از رؤسا و اعضاء محاكم يا پاركهها رجوع نمايد.
ماده 177
وزير عدليه ميتواند بمدعيهاي عمومي تعليمات لازمه در جلوگيري از بينظمي امور داخلي محاكم و نقض قوانين و قواعد وانتظامات داخلي آنها بدهد.
ماده 178
دفتر خانههاي محاكم در تحت نظارت رؤساء محاكم است و اجزاء دفترخانه در تحت نظارت دفتردار وظايف مقرره را انجام ميدهند.
فصل ششم (منسوخه 25ˏ01ˏ1302)منسوخه 1302/01/25
در مسئوليت حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه
ماده 179
تخلف حكام و صاحبمنصبان عدليه از حدوديكه براي آنها مقرر شده و همچنين تقصيرات راجعه بخدمت يا مسامحه و مماطله آنها در انجام وظايف خودشان باعث مسئوليت و مجازات اداره انتظامي است.
ماده 180
تنبيهات و سياسات كه براي حكام و صاحبمنصبان عدليه در صورت محكوميت آنها در رسيدگي اداري انتظامي مقرر است از قرار ذيل است: اولا - تحذير كتبي. ثانياً - توبيخ و شماتت كتبي بدون درج در ورقه خدمت. ثالثاً - توبيخ و شماتت كتبي با درج آن در ورقه خدمت. رابعاً - كسر گذاشتن از مقرري ماهيانه الي يك ثلث در مدت از يك ماه الي شش ماه. خامساً - تنزل از شغلي بشغلي پايينتر. سادساً - انفصال موقتي. سابعاً - انفصال از شغل و خدمت عدليه.
ماده 181
رسيدگي بتقصيرات اداره رؤساء و اعضاء محاكم و معاونين اعضاء محاكم ابتدائي و صاحبمنصباني كه با آنها در يك مقام هستند درمجلس رسيدگي اداري (يا مجلس رسيدگي عالي) كه در وزارت عدليه تشكيل ميشود بعمل خواهد آمد - و رسيدگي بتقصيرات دفتردار و اجزاء دفترخانه محاكم و اشخاصي كه با آنها در يك مقام هستند در مجلس فوقالعاده اداري همان محكمه كه در آن مشغول خدمت هستند.
ماده 182
رسيدگي اداري شروع ميشود اولا - بتكليف وزير عدليه و آن در صورتي است: 1 - كه شكايتي از حكام و صاحبمنصبان عدليه از طرف اشخاصي بشود و پس از تحقيقات اوليه معلوم شود كه شكايت وارد است. 2 - بموجب شكايت محكمه. 3 - بموجب اطلاعات صحيحه كه بوزير عدليه رسيده يا خود وزير عدليه تحصيل كرده. (ثانياً) در مواردي كه بموجب حكم محكمه كه صلاحيت دارد حاكم يا صاحبمنصب عدليه محكوم بارتكاب جنحه يا جنايتي شده و وزير عدليه براي صدور قرار عزل مقصر را بمجلس اداري ميفرستد.
ماده 183
وزير عدليه نسبت بحكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه و رؤساء محاكم نسبت بدفتردار و اجزاء دفترخانه محاكم مذكورهحق تحذير كتبي و توبيخ و شماتت را با درج آن در ورقه خدمت بدون رسيدگي اداره دارند.
ماده 184
رسيدگي اداري بعد از انقضاي يك سال از زمان وقوع تقصير جايز نيست و قانوناً نميتواند شروع شود.
ماده 185
در مواردي كه رسيدگي ادارات بشكايت محكمه شروع ميشود جهات آن را رئيس محكمه در جلسه معمولي اداري محكمه با اسناد ودلايل مطرح مينمايد و بعد از مداقه لازمه صورت مجلس نوشته شده بوزير عدليه تقديم ميشود.
ماده 186
در صورتيكه از ملاحظه و رسيدگي بشكايت متظلمين از حكام عدليه علت صحيحي براي رسيدگي اداري كشف شود آن رسيدگي اداري را نميتوان موقوف داشت ولو اينكه متظلم شكايت خود را پس بگيرد.
ماده 187
مجلس رسيدگي عالي بعد از تحصيل اطلاعات و خواستن توضيحات و جمعآوري اسناد و اوراق لازمه شروع برسيدگي مينمايد.
ماده 188
هر گاه مجلس مذكور حضور متشكيعنه يا متهم را لازم بداند بايد مشاراليه شخصاً حاضر شود و در صورتيكه بدون عذر موجه درموعد مقرر حاضر نشد اين عدم حضور او باعث توقيف رسيدگي نخواهد شد.
ماده 189
در محاكمه اداري رد اعضاء مجلس بموجب اصول محاكمات جايز است.
ماده 190
رسيدگي مجلس عالي غير علني است.
ماده 191
قبل از اينكه مجلس رسيدگي عالي حكم بدهد رأي مدعي عمومي را كه صلاحيت حضور را دارد ميشنود و بعد توضيحات آخري متهم را اصغا ميكند.
ماده 192
هر گاه در حين رسيدگي اداري تقصير ديگري كشف شود موافق اوضاع و احوال يا مجلس بهر دو تقصير توأماً رسيدگي ميكند و يا بتقصيري كه اخيراً كشف شده است جداگانه موافق ترتيبات مقرره رسيدگي مينمايد.
ماده 193
حكم مجلس بعد از صدور فوراً بمتهم ابلاغ ميشود و هر گاه غايب باشد بمحكمه براي ابلاغ حكم احضار ميشود و در صورتيكه در محكمه ديگري كه در شهر ديگري است باشد بدان محكمه فرستاده ميشود كه در جلسه فوقالعاده اداري آن محكمه بمحكوم ابلاغ شود.
ماده 194
هر گاه در حين محاكمه اداري كشف شود كه مقصر مرتكب جنحه يا جنايتي شده محاكمه مجلس عالي توقيف و مقصر موافق اصول محاكمات جزائي بمحكمة كه صلاحيت رسيدگي را دارد جلب ميشود و پس از صدور حكم قطعي محكمه مذكوره مجلس عالي برسيدگي تقصيرادارﮤ مداومت كرده حكم ميدهد هر گاه مقصر در مورد جنحه يا جنايت در محكمه عمومي محكوم بحبس يا جزائي شديدتر شده باشد مجلس رسيدگي عالي حتماً حكم عزل را ميدهد.
ماده 195
هر گاه حكام و صاحبمنصبان و مستخدمين عدليه بواسطه اتهام بجنحه يا جنايت جلب بمحاكمه جزائي شوند در صورتيكهمجازات تقصير متهمين موافق قانون حبس يا جزائي شديدتر باشد مشاراليهم از شغل خود موقتاً منفصل خواهند شد و انفصال يا دعوت آنها بشغل خودشان منوط بختم محاكمه جزائي و رأي مجلس عالي است.
باب چهارم
در دواير و اشخاصي كه وابسته بمحاكم ميباشند
فصل اول
در مأمورين اجرا و مأمورين احضار و اعلام
مبحث اول
در شرايط و اوصاف مأمورين اجرا
ماده 196
مأمورين اجرا براي اجراي احكام و قراردادهاي محاكم معين ميشوند عدﮤ مأمورين مذكور را وزير عدليه موافق مقتضيات محل و وقت معين مينمايد.
ماده 197
مأمورين اجرا بايد همان شرايط و اوصاف را دارا باشند كه در مواد (147) و (148) براي مستخدمين عدليه مقرر است.
ماده 198
مأمورين اجرا را در تهران وزير عدليه و در ولايات مدعيالعموم بدايت يا رئيس محكمه ابتدائي (در صورتيكه مدعيالعموم نباشد) معين ميكند.
ماده 199
اشخاص مذكوره نميتوانند بشغل خودشان مباشرت نمايند مگر بعد از وديعه گذاشتن وجهالضمانه در صندوق عدليه كه هر گاه ازاعمال غير قانوني آنها خسارتي بر كسي وارد آمد و در محكمه ثابت شود از وجهالضمانه مذكوره پرداخته شود. مقدار وجهالضمانه مذكور را در طهران وزير عدليه و در ولايات محكمه ابتدائي معين ميكند عوض وجهالضمانه مأمورين اجرا ميتوانند ضامن معتبر بدهند و مبلغ ضمانت نيز جداگانه معينميشود.
ماده 200
مأمورين اجرا بايد قبل از مباشرت بشغل خودشان در جلسة اداري فوقالعاده محكمه كه در نزد آن مأموريت دارند قسم ياد نمايند.
ماده 201
پس از ياد كردن قسم مزبور بمأمورين اجراء تصديق نامه داده ميشود و بعلاوه صاحبمنصبان مزبور لباس و مهر مخصوصي خواهند داشت (موافق نظامنامه).
ماده 202
محل اقامت مأمورين اجرا را كه در نزد محكمه مأموريت دارند بايد رؤساء محاكم مذكوره معين نمايند و تغيير محل اقامت بدون اجازه رئيس محكمه مستلزم انفصال آنها از شغل خودشان است.
ماده 203
محل اقامت اشخاص مذكوره بايد در همان شهر يا محلي كه مقر محكمه است بوده ولي بكلي خارج از محكمه باشد.
ماده 204
نصب مأمورين اجرا بعد از يك سال از مباشرت آنها بشغل خودشان بعمل ميآيد.
ماده 205
در صورت عدم كفايت مأمورين اجرا محاكم ميتوانند اجراي احكام را بصاحبمنصبان نظميه رجوع نمايند و در اين موارد حقالزحمة كه براي مأمورين اجرا مقرر است بصاحبمنصبان نظميه داده خواهد شد.
ماده 206
مأمورين اجرا و صاحبمنصبان نظميه در مورد اجراي احكام در تحت نظارت مدعيالعموم بدايت و در مواقعي كه شك و شبه در مفادقوانين راجعة باجراء يا مضمون حكم براي آنها حاصل شود يا بعضي از مواد حكم را نفهمند بايد برؤساء محاكمي كه حكم دادهاند رجوع نموده دستورالعمل بخواهند.
مبحث دوم
در حقوق مأمورين اجراء
ماده 207
براي مأمورين اجرا حقوق دولتي مقرر است . بعلاوه حقوق دولتي مأمورين مزبوره حقالزحمة مخصوصي از حق اجراي احكام كه دولت اخذ ميكند دريافت خواهند داشت مقدار حقالزحمه مزبوره از احكامي كه مقدار مدعاب آن معين است از هر يك صد تومان چهار قران ميباشد و يا از هر ده تومان چهارصد دينار كسور ده تومان بحساب نميآيد.
ماده 208
حقالزحمه مذكوره در صندوق مخصوصي كه وزير عدليه معين خواهد كرد جمع شده سالي دو مرتب مابين مأمورين اجراي حوزههاي ابتدائي تقسيم خواهد شد.
ماده 209
هر گاه بعضي از مأمورين اجرا قبل از انقضاء مدت شش ماه منفصل يا فوت شدند نسبت بمدت خدمت آنها قسمت آنها بخود يا ورثه آنها داده خواهد شد.
ماده 210
مأمورين اجرا در صورتيكه در انجام وظايف خود ساعي بوده و خلاف قوانين و نظامات عدليه رفتار نكرده باشند مثل مستخدمين دولتي حق ارتقاء رتبه و درجات را خواهند داشت (موافق قانون استخدام و نظامنامهها).
ماده 211
در صورتيكه نسبت بمأمورين اجرا در موقع اجراي احكام مقاومت يا سوء رفتاري شود مشارالهيم حق دارند از نظميه محل استعانت نمايند و مأمورين نظميه مكلفند كه بدون تأخير بآنها كمك نمايند. اين استعانت بايد بموجب سند كتبي باشد مگر در موارد فوري.
ماده 212
هر گاه توهين يا مقاومتي نسبت بمأمورين اجرا شود مشاراليهم صورت مجلسي در آن باب مرتب و بامضاي شهود و مطلعين واجزاي نظميه (در صورتيكه باشند) ميرسانند همچنين در صورتيكه نظميه محل تقاضاي آنها را انجام ندهد صورت مجلسي مرتب ميشود و بامضاي مطلعين ميرسد.
ماده 213
صورت مجلس مذكور بمدعيالعموم بدايت يا بيكي از معاونين او تبليغ ميشود تا تحقيقات و تفتيشات لازمه و جلب مقصرين بمحكمة قانوني بعمل آيد.
مبحث سوم
در تكاليف مأمورين اجراء
ماده 214
اجراي احكام محاكم موافق قوانين مقرره در اصول محاكمات بعهدﮤ مأمورين اجرا است.
ماده 215
مأمورين اجرا نميتوانند مأموريتي را قبول نمايند كه راجع بعيال آنها يا باشخاصي است كه بآنها قرابت نسبي تا درجه چهارم وقرابت سببي تا درجه سيم دارند و همچنين اجراي احكامي را كه راجع است بمخدومين يا خادمين آنها ولو نسبت بزمان سابق.
ماده 216
مأمورين اجرا بايد در دفاتر مخصوصي كليه اقدامات خود را ثبت نمايند و دفاتر مذكوره را موافق ترتيبي كه در اصول محاكمات مقرر است نگاه داشته و بجاهاي لازمه در مواقع مقرره تقديم ميكنند.
ماده 217
مجازات اداري مأمورين اجرا از قرار تفصيل است: (اولا) توبيخ و شماتت. (ثانياً) كسر مقرري ماهيانه الي يك ثلث از يكماه الي ششماه. (ثالثاً) محروميت از حقالزحمه مقرره در مادﮤ (207). (رابعاً) تنزل از شغلي بشغلي. (خامساً) انفصال موقتي. (سادساً) انفصال از خدمت عدليه. توبيخ و شماتت و توقيف را خود رئيس محكمه يا مدعيالعموم بدايت ميتواند بعد از اينكه شخصاً رسيدگي كرد مجري دارد. ساير مجازاتهاي اداري در طهران بحكم وزير عدليه و در ولايات بحكم جلسه فوقالعاده اداري محكمه معين ميشود.
ماده 218
هر گاه بر مدعيالعموم بدايت معلوم شود كه مأمور اجرا وجوهي را كه نزد او امانت بوده است تفريط كرده است و وجه مزبور بيش از وجهالضمانه است فوراً از محكمه ابتدائي توقيف اموال او را بقدر كفايت خواسته مقصر را بمحكمة كه صلاحيت رسيدگي را دارد جلب ميكند.
ماده 219
شكايت از عمال نظميه كه در تحت نظارت و اوامر صاحبمنصب اجرا انجام وظايف مينمايند راجع بمأمور اجرا است.
ماده 220
هر گاه بواسطه اقدامات غير قانوني مأمورين اجرا خسارتي بر اشخاص وارد شود مشاراليهم موافق قانون مجازات اداري خواهند شد.
ماده 221
مأمورين اجرا كه وجهالضمانه آنها كلا يا جزاً بتأديه خسارت صرف شده است موقتاً از شغل خود منفصل و فقط پس از توديع وجهالضمانه يا تكميل مقدار قانوني آن بشغل خود معاودت خواهند نمود.
مبحث چهارم
در رئيس مأمورين اجرا
ماده 222
براي مأمورين اجراي هر حوزه استينافيه يك نفر رئيس اجرا معين ميشود.
ماده 223
رئيس مزبور را در طهران وزير عدليه تعيين و منصوب مينمايد و در ولايات مدعيالعموم استيناف انتخاب و معرفي مينمايد و پس ازتصويب وزير عدليه بحكم او منصوب ميشود.
ماده 224
وظايف رئيس مذكور از قرار تفصيل است: 1 - نظارت نسبت بمأمورين اجرا از حيث اجراي وظايفشان. 2 - تسوية اختلافاتي كه فيمابين آنها روي ميدهد. 3 - رسيدگي بشكاياتي كه از آنها در مواقع انجام وظايفشان ميشود. 4 - تقسيم حقالزحمة مقرره در ماده (207) مابين آنها. 5 - تحذير و توبيخ و شماتت صاحب منصبان اجرا در موارد تقصيرات جزئي يا قصور و اقدام در مقامات لازمه براي دادن مجازات شديدتر در موارد تقصيرات مهمه. 6 - در موارد مهمه رئيس مأمورين اجرا خودش اجراي احكام را مينمايد.
ماده 225
اشخاصي كه از اقدامات رئيس مأمورين اجرا شكايت دارند در ظرف دو هفته از وقوع ماده شكايت در طهران بوزير عدليه و در ولايات بمدعيالعموم استيناف شكايت خود را رجوع مينمايند.
مبحث پنجم
مأمورين احضار و اعلام
ماده 226
احضار و اعلام بعهدﮤ مأمورين اجرا است و مأمورين مذكوره براي تبليغ احضار و اعلام در تحت نظارت خودشان مأمورين احضارخواهند داشت. عدﮤ مأمورين مزبوره بتعيين رؤساء محاكم و تصويب وزير عدليه است.
ماده 227
مقررات مواد 197 و 198 و 202 و 204 و 211 و 212 و 213 و 217 و 220 شامل مأمورين احضار نيز ميباشد.
ماده 228
مأمورين احضار از مستخدمين دولت محسوب نيستند ولي مواجبي براي آنها بطوري كه بودجه وزارت عدليه معين ميكند مقرراست.
ماده 229
مأمورين احضار لباس و مهر مخصوص داشته در مواقع انجام وظايف خودشان موافق اصول محاكمات و نظامات عدليه رفتارمينمايند.
فصل دوم
در مباشرين و دفتر را كد ثبت اسناد و مدير ثبت
ماده 230
تشكيل و ترتيب دائره ثبت اسناد و حقوق و حدود و تكاليف و ترتيب انجام وظايف آنها بطوريست كه در قانون مخصوص مقرراست.
فصل سوم
در منتظرين رجوع شغلي
ماده 231
اشخاصيكه داراي شرايط و اوصاف مقرره بوده امتحان دخول بخدمت عدليه را دادهاند ولي بواسطة نبودن جا منتظر خالي شدن محل و اشتغال آن با ترتيبات مقرره هستند منتظرين خدمت ناميده ميشوند.
ماده 232
اشخاص مذكوره را رئيس محكمه ميتواند براي كمك باعضاء محكمه يا با جزاي دفترخانه و فراگرفتن و آموختن عمليات كار دعوت نمايد.
ماده 233
منتظرين ماداميكه داخل در خدمت عدليه نشدهاند موظف نميباشند ولي در موارديكه معاون عضوي واقع ميشوند كه بدون عذرموجه غايب شده است يا استعفاء يا فوت نموده و يا بالاخره بشغل ديگري معين شده است مقرري آن عضو را دريافت مينمايد.
ماده 234
منتظرين را فقط بمحاكم ابتدائي و دفترخانه آن و پاركه بدايت ميتوان پذيرفت و عده منتظرين خدمت در هر محكمه ابتدائي بعده اطاقها خواهد بود ماداميكه اشخاص مذكوره در دفترخانه محكمه ميباشند تابع قوانين و نظامات عدليه بوده اوامر و دستورالعملهاي مقامات لازمه رامجري ميدارند.
ماده 235
همينكه جائي باز شد رئيس محكمه منتظرين وابسته محكمه خود را امتحان عملي موافق پروگرام مقرره نموده و صورت امتحانات را با شرح اخلاق و رفتار آنها چنانكه در مادﮤ (150) مذكور است بوزارت عدليه ميفرستد.
فصل چهارم
در وكلاي رسمي عدليه
مبحث اول
در شرايط و اوصاف وكلاي رسمي
ماده 236
وكلاي عدليه بر دو قسمند: رسمي و غير رسمي. وكلاي رسمي اشخاصي هستند كه شغل خودشان را وكالت در محاكم قرارداده و بدين صفت معرفي شدهاند. وكلاي غير رسمي كساني هستند كه عمل بوكالت را شغل خود قرار نداده و اگر وكالتي را ميكنند بر سبيل اتفاق ميباشد.
ماده 237
وكلاي رسمي بايد داراي صفات ذيل باشند: (اولا) تابعيت ايران (ثانياً) سن كه لااقل بايد سي سال باشد. (ثالثاً) معلومات معينه كه پروگرام آن بتوسط وزارت عدليه جداگانه مرتب و اعلام خواهد شد و اشخاصي كه داوطلب شغل وكالت رسمي درعدليه هستند بايد موافق پروگرام مزبور در مجلس امتحان (147) امتحانات لازمه داده تصديقنامه در دست داشته باشند.
ماده 238
اشخاص مفصله نميتوانند وكلاي رسمي يا غير رسمي شوند: (اولا) اشخاصي كه بواسطه ارتكاب بجنحه و جنايات كه مجازات آنها حبس يا جزائي شديدتر است در تحت محاكمه هستند. (ثانياً) محكومين بمجازات مذكوره. (ثالثاً) اشخاصي كه از خدمت دولتي بعد از محاكمه اخراج شدهاند. (رابعاً) اشخاصي كه شغل موظفي در ادارات رسمي دولتي يا ملتي دارند. (خامساً) اشخاصي كه بحكم محكمه از وكالت ممنوعند. (سادساً) اشخاص ورشكسته. (سابعاً) كساني كه در تحت قيمومت يا ولايت شرعي هستند.
ماده 239
اشخاصي كه ميخواهند در عدليه وكيل رسمي شوند بايد قبل از امتحان استدعانامه ارسال داشته در آن اسم و اسم پدر و شهرت واقامتگاه و سن و شغل سابق خود را درج نمايند بانضمام شهادتنامه در حسن اخلاق خود از معاريف و معتمدين محل خود استدعانامه مزبور در طهران بوزير عدليه و در ولايات برئيس محكمه استيناف يا ابتدائي داده ميشود.
ماده 240
امتحانات مذكوره در ماده (237) در طهران در وزارت عدليه و در ولايات در محاكم استيناف با حضور مدعيالعموم استيناف بعمل ميآيد. صورت اشخاصي كه امتحان داده و اوصاف مقرره را دارا هستند با اوراق امتحانيه بوزارت عدليه فرستاده ميشود دادن تصديقنامه در طهران منوط بتصويب وزير عدليه و در ولايات بتصويب رئيس محكمه استيناف است و مقامات مذكوره مكلفند كه مداقه لازمه را در عدم تخلف از مواد اين فصل بعمل آورند.
ماده 241
وكلاي رسمي عدليه پس از آنكه بر طبق مواد فوق صلاحيت خودشان را ظاهري داشتند بايد قبل از مباشرت بشغل خودشان در محكمه استيناف در جلسه اداراي قسم ياد نمايند. صورت قسمنامه جداگانه مرتب است.
ماده 242
هر گاه پس از دادن تصديقنامه ثابت شود كه داوطلب شغل وكالت اظهاراتش جعلي و داراي صفات مقرره نبوده تصديقنامه از او مسترد و بمحكمه كه صلاحيت دارد جلب و از شش ماه الي يكسال بسته باهميت تقصير محكوم بحبس خواهد بود.
ماده 243
مدعيالعموم هر گاه در امتحانات و اجراي مواد اين فصل مسامحه يا بينظمي مشاهده كند بوزير عدليه راپورت خواهد كرد.
ماده 244
تصديقنامه همهساله در برج حمل تجديد ميشود و براي تصديقنامه تعرفه ذيل مقرر است: 1 - براي وكالت در محاكم صلحيه پنج تومان. 2 - براي وكالت در محاكم ابتدائي و استيناف ده تومان 3 - براي وكالت در محكمه تميز يازده تومان. شخص واحد ميتواند هر سه تصديق را گرفته و در تمام محاكم حق وكالت رسمي را داشته باشد.
ماده 245
اشخاصي كه تصديقنامه وكالت رسمي را ندارند و وكيل اتفاقي هم نيستند نميتوانند در محاكم عدليه وكالت نمايند.
ماده 246
هر گاه محاكم مشاهده كنند كه وكلاي رسمي از حدود خوذ(خود) تجاوز مينمايند يا مرتكب اعمالي ميشوند كه در انظار قبيح و ركيك بوده موافق مقام آنها نيست حق دارند رأساً يا به تكليف مدعيالعموم در جلسه اداري فوقالعاده محكمه برفتار و اعمال آنها رسيدگي كرده مجازات اداري ذيل را بآنها بدهند: (اولا) توبيخ و شماتت. (ثانياً) ممنوع داشتن آنها از شغل وكالت از يك الي سه ماه. (ثالثاً) خارج كردن اسامي وكلاي رسمي از لوحه وكلاي رسمي عدليه در جلسات مزبوره مدعيالعموم بايد عقيدﮤ خود را اظهار دارد.
ماده 247
در مورد فقره دوم و سوم ماده قبل هر گاه وكلاي محكوم و مدعيالعموم شكايتي از حكم محاكم داشته باشند در ظرف دو هفته از تاريخاعلام حكم ميتوانند از حكم محكمه ابتدائي استيناف و از حكم محكمه استيناف تميز بدهند.
ماده 248
علاوه بر مجازات مذكوره در مادﮤ قبل وزير عدليه ميتواند تحقيقات لازمه راجع برفتار و اعمال وكلاي عدليه نموده و در صورتيكهاطلاعات صحيحه از سوء اخلاق يا اعمال آنها تحصيل كرد آنها را از وكالت در عدليه ممنوع دارد.
ماده 249
اسامي وكلاي رسمي عدليه بايد در دفتر مخصوص و همچنين در لوحه مخصوص كه در اطاق پذيرائي محكمه نصب ميشود ثبت شود.
ماده 250
وكلاء عدليه حق ندارند ادعاي موكلين خود را بخود بطور مصانعه و ساختگي يا در ظاهر باسم ديگري و در باطن بخود باي نحوكان انتقال نمايند. در صورت وقوع چنين امري دعاوي آنها در عدليه پذيرفته و استماع نخواهد شد.
ماده 251
وكلاء رسمي عدليه بايد قبل از دخالت در كار با موكل خودشان قرار شرايط لازمه را در حقالوكاله بدهند ولي نميتوانند اجرت يوميه قرارداد نمايند و اين سند تمبر شده را بايد بمحكمه ارائه بدهند.
ماده 252
عموم وكلاء بايد قبل از شروع بمحاكمه وكالتنامه معتبره تمبر شده بمحكمه تقديم كنند. و در صورتيكه يكنفر از وكلاء در كليه امور شخصي موكل خودش وكالت داشته باشد گذشته از آنكه در وكالتنامة كل بايد تمبر شود بايد براي هر دعوائي كه متعلق بموكل او است يك سواد وكالتنامه كل را تمبر كرده بمحكمه بدهد.
ماده 253
در صورتي كه ثابت شود كه وكيلي خيانت بموكل خود نمود و با طرف ساخته باولين خيانت اسم او از لوحة وكلاء محو شده و خواه وكيل رسمي باشد خواه غير رسمي در روزنامه درج ميشود و هرگز بوكالت پذيرفته نخواهد شد. و اين مجازات مانع از دعوي خسارتي كه موكل ميتواند بوكيل اقامه نمايد نخواهد بود.
ماده 254
در صورتي كه وكيلي بوكالتنامه تقلبي داخل در عمل وكالت شود علاوه بر اينكه در محكمة كه صلاحيت دارد محكوم بمجازات خواهد شد اسم او از لوحة وكلاء محو و خواه وكيل رسمي باشد خواه غير رسمي در روزنامه اعلان و حكم بر بطلان عملي كه استناداً بآن وكالت كرده است ميشود بعلاوه بايد از عهدﮤ كليه خسارت وارده بر موكل خود نيز بر آيد.
ماده 255
در صورتي كه وكيل در عدم حضور خود عذر موجهي داشته باشد بايد قبل از افتتاح محكمه برئيس محكمه كتباً اظهار دارد و اگر وكيل در توكيل باشد يك نفر وكيل معتمدي را قائم مقام خود نمايد و يا آنكه بنزديكتر روزي كه محكمه برقرار است حضور خود را مقرر دارد.
ماده 256
هر گاه وكيل در وقت مقرر در محكمه حاضر نشده و بتقصير او كار محكمه بتأخير افتاد در جلسﮤ دوم اظهارات او بدون الصاق تمبر يك تومان بوكالتنامه و در جلسه سوم بدون الصاق دو تومان مسموع نخواهد شد و در دفعه چهارم از مدت يك ماه الي به سه ماه تعيين آن محكمه درتمام محاكم بوكالت پذيرفته نخواهد شد و بعلاوه موكل حق ادعاء و مطالب خسارت را از وكيل خواهد داشت.
ماده 257
وكلاء بايد كليه اسناد راجعﮤ بدعوي را حاضر داشته كه در موقع لزوم ارائه دهند و در صورتيكه موكل نخواهد اسنادش را تفويض وكيل نمايد بايد خودش باوكيل حاضر شود و يا بكسي كه محل وثوق او است بدهد تا در موقع محاكمه ارائه شود.
ماده 258
در صورتيكه وكيل براي اثبات مدعاي موكل خود دليل موجهي داشته باشد ولي ابراز آن دليل در آنساعت از امكان خارج باشد بايد درمحكمه ملتزم شود كه در روز معين حاضر شده و عمل را ختم نمايد.
ماده 259
وكلاء بهيچوجه نميتوانند از موضوع محاكمه خارج شوند و هر دفعه كه ميخواهند نطق كنند بايد از رئيس محكمه اجاره بخواهند.
ماده 260
در وكالتنامه بايد اسم و شهرت وكيل و موكل و محل اقامت آنها و موضوع و حدود وكالت مصرح باشد.
ماده 261
اقدامات وكيل بايد در حدود وكالتش باشد و وظايف او بطوري است كه در قوانين شرع و نظامات عدليه مقرر است.
ماده 262
هر گاه موكل در محكمﮤ كه صلاحيت دارد اثبات كند كه وكيل تكاهل در حفظ حقوق او كرده در اينموضوع وكالت وكيل ديگر پذيرفته نشده و بتأديه حقالوكالة كه گرفته است و ساير خسارات موكل بعد از ثبوت ملزم خواهد شد.
ماده 263
در صورتي كه وكيل از وكالت خود استعفاء نمايد بايد طوري قبلاً بموكل خود اطلاع داده باشد كه مشاراليه بتواند وكيل جديدي بمحكمه معرفي نمايد. و هر گاه وكيل بمفاد اين ماده عمل نكرد و موجب فوت حقي از حقوق قانونيه موكل شد وكيل مستعفي ملزم است از عهده خسارت و مصارف متعارفه كه از اين جهت بر موكل وارد شده برآيد.
مواد الحاقيه باصول تشكيلات عدليه
ماده 1)
اكيداً ممنوع است كه حكام عدليه و صاحبمنصبان ادارﮤ مدعي العموم دسته بندي يا اتحادي نمايند براي تعطيل محاكم و ادارات يا توقيف جريان امور عدليه يا براي اقدام ديگري بهيئت اجتماع از قبيل ترتيب اعتراض نامه و امثال آن . قدغن مزبور شامل دفتردارهاي محاكم و تقريرنويسها و ثبات و ضباط و مأمورين اجرا و احضار و وكلاي رسمي عدليه نيز ميباشد .
ماده 2)
اقدام مذكور در مادﮤ قبل مستلزم انفصال فوري مقصرين بوده و منفصلين ديگر بخدمت عدليه پذيرفته نخواهند شد .
كتاب دوم (منسوخه 09ˏ09ˏ1310)منسوخه 1310/09/09
در محاضر شرعيه و حكام صلحيه
باب اول
در تشكيلات محاضر شرعيه و مجالس فوقالعاده
ماده 1
محاضر شرعيه كه مراجع رسمي محاكم عدليه است و موافق مقررات قانونيه امور بآن ارجاع و احكام صادره از آن بموقع اجرا گذاشته ميشود در مركز و ايالات و ولايات بحسب مقتضيات محل تعيين خواهد شد.
ماده 2
مراجع رسمي مذكوره محاضري خواهد بود كه وزارت عدليه بعد از تشخيصات قانوني آنها را بدين سمت شناخته و مرجع قرار ميدهد ولي هر گاه متداعيين بتراضي مجتهد ديگري را براي ارجاع امر خود از عدليه تقاضا نمايند عدليه اين تقاضا را قبول كرده ارجاع مينمايد حكم صادر از محضر مزبور مثل احكام صادره از مراجع رسمي خواهد بود.
ماده 3
هر محضري عبارت است از يكنفر مجتهد جامعالشرايط كه حاكم محضر ناميده ميشود و دو نفر معاون قريبالاجتهاد.
ماده 4
وزارت عدليه شخصي را كه لااقل دو نفر از علماء مرجع تقليد مشخص و معرفي نمودند بمرجعيت و قضاوت خواهد شناخت.
ماده 5
در محلي كه تصديقشدگان مراجع تقليد بقدر كفايت نباشند وزارت عدليه ميتواند از تصديقشدهگان مزبور تقاضا نمايد اشخاص ديگري را معرفي و تصديق نمايند و بعد از معرفي و تصديق دو نفر از آنان وزارت عدليه ميتواند تصديقشدهگان را برسميت بپذيرد.
ماده 6
هر گاه عدﮤ تصديقشدهگان در محلي بيشتر از قدر كفايت باشد وزارت عدليه كساني را كه اكثر تصديقاً هستند و در صورت تساوي تصديقات اوثق آنان را مرجع قرار خواهد داد.
ماده 7
اگر عدﮤ تصديقشدهگان در محلي كمتر و در محلي زيادتر از قدر كفايت باشد وزارت عدليه ميتواند عده ناقصه را از زايده تكميل نمايد.
ماده 8
وزارت عدليه در محل از اشخاصي كه بترتيب مواد مذكورﮤ فوق مشخص و معرفي شدهاند مستقيماً يا بتوسط رئيس عدليه محل تقاضاي تصدي قضاوت را مينمايد و هر يك از اشخاص مذكوره كه قبول تقاضاي وزارت عدليه را نمودند در مركز مستقيماً و در ايالات و ولايات بتوسط رئيس عدليه محل بوزارت مزبوره اطلاع خواهند داد.
ماده 9
اسامي اشخاصي كه قبول قضاوت را نمودهاند با مشخصات و معينات و محل اقامت در دفتر تسجيل احوال و دفتر حوزﮤ ابتدائيه ثبت خواهد شد و حقوق آنان و معاونين و محررين آنان بقراري است كه در بودجه معين است.
ماده 10
حاكم هر محضر دو نفر معاون و يكنفر محرر خود را موافق شرايط مقرره انتخاب و بوزير عدليه معرفي مينمايد.
ماده 11
مجلس فوقالعاده مركب است از حكام محاضر شرعيه و حكام صلحيه.
ماده 12
عدﮤ اعضاي مجلس فوقالعاده لااقل پنج نفر خواهد بود.
ماده 13
هر گاه در محلي حكام محاضر شرعيه و صلحيه كه مراجع هستند از پنج نفر كمتر باشند از ساير اهل علم آنمحل كسانيكه داراي شرايط قضاوت باشند براي عضويت مجلس فوقالعاده موقتاً دعوت خواهند شد و آراء آنها مناط اعتبار است.
ماده 14
در موقعي كه يكي از حكام شرعيه يا صلحيه فوت شود يا استعفاء دهد يا بسببي از اسباب از شغل خود منفصل شود مجلس فوقالعاده منعقد شده باكثريت آراء شخصي را كه قابل قضاوت باشد مشخص و بوزارت عدليه معرفي مينمايند و وزارت عدليه مختار است كه شخص تصديق شده را بمرجعيت رسمي بشناسد يا بقسمي كه در مادﮤ (4) و مادﮤ (5) مذكور است رفتار نمايد.
ماده 15
حكام محاضر شرعيه و محاكم صلحيه بزوال صفت اجتهاد يا عدالت كه در مجلس فوقالعاده بثبوت برسد بكلي از شغل قضاوت منفصل ميشوند.
ماده 16
حكام محاضر شرعيه و صلحيه بيكي از سه جهت از مرجعيت رسمي منفصل ميشوند: 1 - در صورتيكه در مطلبي كه بآنان مرجوع شده موجبات قطع دعوي موجود باشد ولو بخلف و قطع و فصل را باندازﮤ طول بدهند كه باعث تضييع حقوقي شود. 2 - در صورتيكه از وظايف مقررﮤ قانوني كه در مواد سابقه و آتيه مذكور و معين شده تخلف نمايند. 3 - در صورتيكه بدون تصويب وزارتعدليه غيبت يا مسافرت نمايند.
ماده 17
انفصال يكي از حكام محاضر شرعيه و صلحيه در موقع تخلف از وظايف مقرره قانوني بعد از تكرار آنست دو مرتبه كه در كرت اولي و ثانيه از طرف وزارت عدليه بآنان كتباً اخطار ميشود و در دفعه سوم از شغل خود منفصل ميشوند و پس از آن وزارت عدليه آنان را برسميت نخواهد شناخت.
ماده 18
هر گاه يكي از حكام محاضر شرعيه يا حكام صلحيه براي امر مهمي بخواهد بيشتر از دو هفته غيبت از محضر يا محكمه نمايد بايد شخصي را كه بصفت اجتهاد و عدالت متصف باشد در مجلس فوقالعاده معرفي و مشخص نمايد بعد از تصديق اكثريت مجلس مزبور بوزارت عدليه پيشنهاد مينمايد و پس از تحصيل تصويب وزارت عدليه ميتواند غيبت يا مسافرت نمايد.
باب دوم
در وظايف و ترتيب جلسات محاضر شرعيه و مجلس فوقالعاده
ماده 19
اشتغال محاضر شرعيه بامور راجعه بآنها موافق دستوري خواهد بود كه وزارت عدليه معين مينمايد.
ماده 20
حكم صادر از محاضر را اولا حاكم محضر و بعد از آن دو نفر معاون امضاء خواهند نمود.
ماده 21
در احكام صادره از محاضر ذكر مدارك و دلايل حكم لازم است.
ماده 22
ثبت و ضبط تقريرات و تحريرات در محاضر شرعيه بعهدﮤ محرر است.
ماده 23
احكام محاضر در دفتر محضر بايد بتمام كلمات ثبت شود و محرر نمرﮤ ثبت را در خود حكم قيد نمايد.
ماده 24
تقريرات طرفين و شهود و اسامي آنان و دلايل و قراين كه طرفين بآن استناد مينمايند بايد در صورتمجلس قيد شود.
ماده 25
محاكمات محضر علني خواهد بود مگر در صورتيكه منافي عصمت باشد يا طرفين سري بودن را تقاضا نمايند.
ماده 26
حكم صادر از محضر قطعي است و موافق قانون بموقع اجرا گذاشته ميشود و شكايت از حكم محضر موجب تأخير اجرا نميشود مگر در صورتيكه از مجلس فوقالعاده حكم صريح در توقيف اجرا صادر شود.
ماده 27
حاكم محضر بعد از صدور حكم نميتواند حكم خود را تغيير بدهد مگر در موردي كه قانوناً اعادﮤ محاكمه (تجديد نظر) جايز باشد.
ماده 28
مراجع رسمي از رسيدگي بامريكه بآنها ارجاع شده و حق رسيدگي دارند نميتوانند امتناع نمايند مگر در صورتيكه دليل موجه داشته باشند.
ماده 29
چون محاكم ابتدائيه هر حوزه امور شرعيه خود را بايد بمحاضر شرعي كه در همان حوزه واقع است ارجاع نمايد هر يك از محاضرشرعيه باموري رسيدگي خواهند كرد كه از محكمة ابتدائي كه محاضر مزبوره در حوزﮤ همان محكمه واقع است ارجاع ميشود.
ماده 30
اموريكه در مجلس فوقالعاده رسيدگي ميشود از اينقرار است: 1 - اموريكه در يكي از محاضر شرعيه يا در نزديكي از حكام صلح پيچيده و مشكل باشد و محضر يا محكمه صلح تقاضاي رسيدگي و حل آنرا در جلسه فوقالعاده بنمايند. 2 - شكايتي كه از حكم يا حاكم يكي از محاضر شرعيه يا معاونين آنها يا حكام صلحيه نموده باشند و از عدليه ارجاع شده باشد اعم از اين كهمدعي عمومي باشد يا خصوصي. 3 - مطالبيكه راجع بتنظيمات و ترتيب محاضر شرعيه است كه پس از مذاكره و مشاوره تصفيه نموده بوزارتعدليه پيشنهاد مينمايند تااقدامات مقتضيه در رفع نواقص بعمل آيد. 4 - مسائل فقهيه كه حكم شرعي آن از براي يكي از حكام محاضر يا حكام صلح محل شبه باشد. 5 - تعيين عوض حاكم محضر شرع يا محكمه صلحيه كه مستعفي يا متوفي يا منفصل شده باشد در صورت تقاضاي وزارت عدليه بقسميكه درمادﮤ 14 مذكور است.
ماده 31
حكم صادر از مجلس فوقالعاده باكثريت آراء خواهد بود و در صورت تساوي آراء رأي طرفيكه حكام محاضر شرعيه در آنطرف زيادتر است مرجح است.
ماده 32
حاكمي كه از او يا حكم او شكايت شده در وقت رسيدگي بآن شكايت نميتواند عضو مجلس فوقالعاده واقع شود ولي او را براي دادن توضيحات ميتوانند حاضر نمايند.
ماده 33
در مجلس فوقالعاده مسنترين حكام محاضر شرعيه سمت رياست خواهد داشت و نظم جلسه بعهدﮤ او خواهد بود.
ماده 34
مجلس فوقالعاده در هر هفته يك روز منعقد ميشود ولي در موقع لزوم وزارت عدليه ميتواند تكثير جلسات را تقاضا نمايد.
باب سوم
در تشخيص و تعيين حكام صلحيه
ماده 35
محكمه صلحيه خواه در محلات شهرها و خواه در مركز بلوكات چنانچه در اصول تشكيلات عدليه مقرر است داراي يك نفر فقيه عادل خواهد بود كه لااقل ادني درجة اجتهاد را دارا باشد.
ماده 36
تشخيص حكام صلحيه در بدو امر بطريق امتحان خواهد بود.
ماده 37
تصديق دو نفر از مراجع تقليد دربارﮤ حكام صلح كافي مستغني از امتحان است.
ماده 38
بعد از تشكيل محاكم صلحيه هر گاه حاكمي مستعفي يا متوفي يا بسببي از اسباب منفصل گرديد وزارتعدليه مخير است كه بطريق امتحان عوض او را منتخب كند يا از مجلس فوقالعاده تقاضا نمايد عوض او را تشخيص داده بوزارتعدليه معرفي نمايد.
ماده 39
شرايط و اوصاف حكام صلح عيناً همان شرايط و اوصافي است كه براي امناي صلحيه تعيين شده است.
ماده 40
ترتيب تعيين و نصب حكام صلح بلاتفاوت موافق تعيين و نصب امناي صلحيه خواهد بود.
ماده 41
موجبات انفصال حكام صلح موافق موجبات انفصال حكام محاضر شرعيه است بعلاوه تخلف از مقررات قانوني محاكم صلحيه نيزموجب انفصال آنان است.
ماده 42
هيأت ممتحنه مركب خواهد بود لااقل از سه نفر از تصديقشدگان مراجع تقليد با حضور نماينده از طرف وزارت عدليه.
تبصره
مراد از تصديقشدگان كساني هستند كه لااقل دو نفر از مراجع تقليد اهليت و لياقت آنانرا براي قضاوت و رسيدگي بامور شرعيه تصديق كرده باشد.
ماده 43
اكثريت آراء هيئت ممتحنه مناط اعتبار خواهد بود.
ماده 44
هيئت ممتحنه بعد از تصديق اهليت و تشخيص قابليت امتحانشدهگان صورت مجلس امتحان و آراء خود را بتوسط نمايندﮤ وزارتعدليه بوزارت مزبوره ارسال خواهند داشت.
ماده 45
هر گاه امتحانشدهگان زيادتر از كفايت حوزه ابتدائيه باشند با تساوي درجات آنان اهالي مجلس براي صلحيه همان محل مقدم و مرجح برديگران خواهند بود.
ماده 46
هرگاه امتحانشدگان در يك محل زيادتر از احتياج محل باشند با تساوي ساير شروط وزارت عدليه بقرعه حكام صلح را معين خواهد كرد.
ماده (1)(منسوخه 25ˏ04ˏ1290)منسوخه 1290/04/25
اكيداً ممنوع است كه حكام عدليه و صاحبمنصبان اداره مدعيالعموم دستهبندي يا اتحادي نمايند براي تعطيل محاكم و ادارات ياتوقيف جريان امور عدليه يا براي اقدام ديگري به هيأت اجتماع از قبيل ترتيب اعتراضنامه و امثال آن. قدغن مزبور شامل دفتردارهاي محاكم وتقريرنويسها و ثبات و ضباط و مأمورين اجرا و احضار و وكلاي رسمي عدليه نيز ميباشد.
ماده (2)(منسوخه 25ˏ04ˏ1290)منسوخه 1290/04/25
اقدام مذكور در ماده قبل مستلزم انفصال فوري مقصرين بوده و منفصلين ديگر به خدمت عدليه پذيرفته نخواهند شد.
ماده الحاقيه (منسوخه 12ˏ07ˏ1311)منسوخه 1311/07/12
براي رسيدگي استينافي با احكام و قرارهاي حقوقي و جزائي محاكم ابتدائي محكمه استيناف ممكن است از دو نفر تشكيل شود و رايآن دو نفر در صورت انفاق مناط اعتبار خواهد بود و در هر موردي كه بين آن دو نفر اختلاف نظر حاصل شود يكنفر ديگر از اعضاء استيناف به تعيين رئيس كل استيناف براي مشاوره و راي در موضوع مورد اختلاف ضميمه خواهد شد در اينصورت راي اكثريت قاطع است. در صورت نقض حكم محكمه استيناف ديوان تميز رسيدگي مجدد را بشعبه ديگر همان محكمه يا محكمه استيناف حوزه ديگر ارجاع مي كند.
نسخهها (پردهٔ زمانی)
- 1290/04/251290/04/25_مواد الحاقيه به اصول تشكيلات عدليه...
- 1300/12/061300/12/06_تفسير قانوني فقره 4 از ماده 147 قانون اصول تشكيلات عدليه...
- 1302/01/251302/01/25_قانون استخدام حكام محاكم عدليه و صاحبمنصبان پاركه...
- 1310/09/091310/09/09_قانون محاكم شرع...
- 1311/07/121311/07/12_قانون متمم اصلاح اصول محاكمات جزائي...
- 1360/03/141360/03/14_قانون راجع به حذف عبارت «فرمان همايوني» در قوانين و مقررات مربوط به ان...
- 1396/03/161396/03/16_قانون الغاي برخي قوانين از تاريخ 1285/6/18 تا 1309/12/30...