قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

قانون اصلاح قانون ثبت احوال

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1319/02/22
مرجع تصویب: مجلس شوراي ملي
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
قانون اصلاح قانون ثبت احوال ‌مصوب 22 ارديبهشت ماه 1319 مصوب 1319,02,22 با اصلاحات و الحاقات بعدي
‌باب اول
‌در مقررات راجع به ثبت وقايع چهارگانه
ماده 1
در هر محل وقايع چهارگانه تولد - ازدواج - طلاق - وفات بايد در دفاتر ثبت احوال طبق اين قانون ثبت شود.
‌فصل اول ‌در ثبت تولد و تنظيم شناسنامه
‌ماده 2
تولد هر طفل بايد در ظرف 15 روز از تاريخ ولادت در شهرها بحوزه ثبت احوال محل و در دهات در صورت نبودن مأمور ثبت احوال بكدخدايان براي ثبت در دفاتر سجلي اعلام شود.
‌ماده 3
اعلام تولد طفل بعهده پدر يا سرپرست يا ولي يا مادر بترتيب زير خواهد بود: 1 - پدر طفل در صورتيكه در محل حاضر باشد. 2 - ولي يا سرپرست طفل يا خانوادة كه طفل در آن متولد شده است. 3 - مادر طفل در اولين موقعي كه قادر بانجام اين وظيفه باشد. ‌ماما يا پزشكي هم كه حين ولادت طفل حاضر بوده است مكلف مي ‌باشد در ظرف يك هفته ولادت طفل را بحوزه ثبت احوال اطلاع دهد. ‌در مورد اطفالي كه در بنگاه ‌هاي عمومي (‌از قبيل بيمارستان زايشگاه مسكين ‌خانه) و زايشگاه زندان و بازداشت گاه و غيره متولد ميشوند دادن اطلاع ‌بعهده رئيس بنگاه خواهد بود.
‌ماده 4
در دفتر مواليد بايد نكات زير قيد شود: 1 - محل - ساعت - روز - ماه - سال ولادت با تمام حروف. 2 - نام و نام خانوادگي طفل با تعيين اينكه پسر است يا دختر. 3 - نام و نام خانوادگي و كار ابوين و محل اقامتشان. 4 - شماره شناسنامه ابوين طفل با تعيين محل صدور آن. 5 - نام و نام خانوادگي و كار و محل اقامت و سمت اعلام‌ كننده.
‌ماده 5
در موارديكه ابوين طفل يا يكي از آنها غيرمعلوم باشد در ستونهاي مربوطه عبارت (‌نامعلوم) نوشته خواهد شد و اگر بعدها نسبت طفل بواسطه اقرار مرد يا زني بر حسب سند رسمي يا بواسطه دادنامه محرز گردد اداره ثبت احوال اقرار مربوطه يا مفاد دادنامه را در حاشيه دفاتر مربوط قيد‌ خواهد كرد. ‌عين يا رونوشت دادنامه يا اقرارنامه مربوط بولادت طفل در پرونده بايگاني خواهد شد.
‌ماده 6
مولود با نام خانوادگي پدر ناميده شده اسناد سجلي و شناسنامه با نام مزبور تنظيم و صادر ميشود و در صورتيكه پدر معلوم نباشد با نام‌ خانوادگي مادر ناميده ‌شود.
‌ماده 7
هر كس طفلي را پيدا كند كه نسبت او معلوم نباشد بايد فوراً مراتب را بشهرباني و در نقاطي كه شهرباني نباشد به بخشدار يا كدخدا اطلاع ‌دهد مامورين نامبرده مكلف هستند اطلاعاتي كه راجع بآن طفل تحصيل شده است ضمن صورت‌ مجلس تدوين و صورت ‌مجلس نامبرده را بدفتر ‌ثبت احوال محل ارسال دارند. ‌در صورت ‌مجلس نامبرده بايد نكات زير ذكر شود
1
محلي كه طفل در آنجا يافت شده
2
تاريخ پيدا شدن طفل و ساير كيفيات مربوطه به آن
3
تعيين اينكه طفل پسر است يا دختر و تشخيص سن تقريبي او.
4
آثار و علائم مخصوصي كه ممكن است در بدن طفل موجود بوده و باعث شناخته شدن او گردد
5
توصيف مختصر البسه و ساير اشيائيكه ممكن است با طفل يافته شده باشد.
6
شخص يا بنگاهي كه طفل باو سپرده ميشود
7
نامي كه طفل به آن ناميده ميشود.
ماده 8
در مورد ماده 7 مطابق ماده 5 عمل خواهد شد و اگر ثبت ولادت در حوزه ثبت احوال غير از حوزه محل تولد بعمل آمده باشد بايد مراتب‌ بحوزه محل نامبرده نيز اطلاع داده شود تا در كليه مستندات سجلي او درج گردد
‌ماده 9
هرگاه تولد در كشتي واقع شود ناخداي كشتي مكلف است با حضور دو نفر گواه مراتب را در دفتر مخصوصي ثبت و گواهي تولد را به ‌اولياء مولود تسليم و بمجرد رسيدن بيكي از بنادر در ايران فورا مستخرجه از دفتر را بوسيله اداره كل درياداري باداره كل آمار و ثبت احوال ارسال ‌دارد كسي كه متصدي نگاهداري طفل است بايد بعد از پياده شدن از كشتي باولين شعبه ثبت احوال در ايران يا نمايندگان كنسولي ايران در خارجه ‌گواهي نامبرده را تسليم و شناسنامه مولود را دريافت كند.
‌ماده 10
در مورد ماده 5 و 7 همچنين در مواردي كه مأمور ثبت احوال بمناسبت انجام وظائف خود مطلع بوجود طفلي گردد كه محتاج بقيم ‌باشد مكلف است مراتب را به دادستان شهرستان محل يا كسانيكه وظائف او را انجام ميدهند اطلاع دهد تا از طرف دادستان به تعيين قيم اقدام شود
‌فصل دوم
در ثبت وفات
ماده 11
فوت هر كس بايد در ظرف (48) ساعت در شهرها بحوزه ثبت احوال و در دهات در صورت نبودن مامور ثبت احوال بكدخدا اعلام ‌شود و در صورتي كه روز دوم وفات مصادف با تعطيل باشد روز بعد از تعطيل اعلام خواهد شد.
‌ماده 12
اعلام فوت بترتيب بعهده يكي از اشخاص زير خواهد بود: 1 - نزديكترين اقرباه [اقرباء] حاضر متوفي. 2 - سرپرست ساكنين خانه كه فوت در آنجا واقع شده. 3 - مستخدمين خانه نامبرده. 4 - هر شخص ديگري كه در حين فوت حاضر باشد. 5 - مأمورين شهرباني يا بخشدار يا كدخدا.
‌ماده 13
هرگاه فوت در يكي از بنگاههاي عمومي از قبيل بيمارستان و مسكين‌ خانه و پرورشگاه و زندان و بازداشتگاه واقع شود اعلام نامبرده بعهده رئيس بنگاه است و اگر فوت در يكي از اماكن عمومي از قبيل گاراژ و گرمابه و مسجد و مهمانخانه و غيره مواقع [واقع] شود بعهده مدير يا متصدي آن‌ مكان است.
‌ماده 14
متصديان غسل و كفن و دفن مكلف هستند كه حوزه ثبت احوال را از وقوع فوت مطلع سازند.
‌ماده 15
در موارديكه گواهي پزشك يا ماما موجود باشد مامور ثبت احوال پس از بايگاني گواهي نامبرده بنا باظهار اظهاركننده مراتب را ثبت ‌كرده و زير آنرا به امضاء اظهاركننده ميرساند و در موارديكه گواهي ‌هاي مذكور موجود نباشد اعلام نامبرده بايد با حضور يك يا دو گواه بعمل آيد و ‌مامور ثبت احوال واقعه را به ثبت رسانده بامضاء اعلام‌ كننده و گواه مي ‌رساند.
‌ماده 16
در دفتر متوفيات بايد نكات زير قيد شود: 1 - محل - روز - ماه - سال و در صورت امكان ساعت وفات با تمام حروف. 2 - نام و نام خانوادگي و كار و محل اقامت متوفي 3 - شماره و تاريخ شناسنامه او با محل صدور آن 4 - علت فوت در صورتيكه مشخص باشد. 5 - نام و نام خانوادگي و كار و محل اقامت و سمت اعلام‌ كننده.
‌ماده 17
در مورد فوت اشخاصي كه داراي منزل ثابت و اقرباي حاضر نيستند و يا به تنهائي در يك منزل زندگاني مي‌ كنند مامورين شهرباني در‌ شهرها و بخشدار و كدخدا در دهات مكلف هستند مراتب را بازجوئي و در اسرع اوقات فوت را بمامورين ثبت احوال اطلاع دهند اين قبيل وقايع بر ‌طبق اظهار كسانيكه مكلف به بازجوئي در اطراف واقعه و اعلام آن هستند در دفاتر ثبت احوال ثبت ميشوند.
ماده 18
پزشك معالج مكلف است بمجرد مراجعه اقرباء متوفي و ساير اشخاصيكه قانونا موظف باطلاع دادن وفات هستند علت فوت و ‌تاريخ آنرا در برگي نوشته به مراجعه‌ كننده تسليم نمايد.
ماده 19
در موقعيكه طفل مرده بدنيا بيايد يا مادر در حين وضع حمل فوت نمايد علاوه بر پزشك معالج (‌در صورت بودن) ماما هم كه حاضر ‌بوده مكلف بدادن گواهي ميباشد
‌ماده 20
هر كس جسدي را كشف نمايد فوراً مراتب را بمأمورين شهرباني و در محلي كه شهرباني نباشد ببخشدار يا كدخدا و الا بمامورين ‌امنيه اطلاع دهد هرگاه هويت جسد شناخته شود مراتب بدفتر ثبت احوال محل كشف اعلام ميگردد ‌چنانچه هويت شخص متوفي معلوم نشود مامورين نامبرده مكلف هستند با اطلاع دادستان شهرستان يا نماينده او صورت ‌مجلسي تنظيم كرده و بدفتر ‌ثبت احوال محل ارسال دارند ‌صورت ‌مجلس نامبرده بايد حاوي نكات زير باشد:
1
محليكه جسد در آنجا پيدا شده.
2
تاريخ پيدا شدن جسد و ساير كيفيات مربوطه به آن.
3
تعيين اينكه متوفي مرد است يا زن و تشخيص سن تقريبي او.
4
آثار و علائم مخصوصي كه ممكن است در جسد موجود بوده و باعث كشف هويت او شود و در صورت امكان عكسي از جسد نامبرده برداشته و ‌بصورت ‌مجلس پيوست شود.
5
توصيف مختصري از البسه و ساير اشيائيكه ممكن است با جسد پيدا شده باشد.
6
علت و تاريخ احتمالي مرگ. ‌مراتب بالا بايد در دفتر متوفيات نيز ثبت شود.
‌ماده 21
نسبت باشخاصيكه حين مسافرت در راهها يا منزلگاهها فوت مينمايند مامورين بخشداري و كدخدا و الا مامورين امنيه مكلف هستند ‌وقوع فوت را با اطلاعاتيكه راجع به هويت شخص متوفي بدست مياورند كتبا به نزديكترين حوزه ثبت احوال اطلاع دهند.
‌ماده 22
هرگاه در موارد مواد 20 و 21 هويت متوفي معلوم نبود و بعدها كشف شود بايد مراتب در حاشيه دفتر متوفيات قيد گردد.
‌ماده 23
مفاد ماده 9 در موقعيكه فوت در كشتي واقع ميشود بايد رعايت گردد. ‌اداره كل آمار و ثبت احوال بايد مستخرجه دفتر مواليد و متوفيات كشتي را كه بر طبق مواد مزبور دريافت ميدارد بدفتر ثبت احوال محل اقامت ابوين ‌مولود يا شخص متوفي ارسال دارد تا در دفاتر ثبت گردد و اگر محل اقامت اشخاص نامبرده معلوم نباشد اين واقعه در دفتر مخصوصي كه در مركز اداره ‌كل آمار و ثبت احوال تنظيم ميشود ثبت خواهد شد.
‌ماده 24
نسبت به كسانيكه در جنگ يا لشگركشي فوت مينمايند بطريق زير رفتار خواهد شد: ‌هركاه [هرگاه] هويت متوفي معلوم باشد رئيس قسمت مراتب را بوسيله وزارت جنگ باداره كل آمار و ثبت احوال اطلاع خواهد داد تا فوت بر طبق ‌اطلاع ‌نامه مزبور در دفتر محل صدور شناسنامه متوفي ثبت شود و اگر هويت شخص متوفي تشخيص نشود صورت ‌مجلس بامضاء افسران مربوط ‌ارتش تنظيم و رونوشت گواهي شده آن بوسيله وزارت جنگ باداره كل آمار و ثبت احوال ارسال ميشود و چنانچه بعد اطلاعاتي راجع به هويت‌ شخص متوفي از طرف مقامات ارتش تحصيل شود مراتب بايد بطريق مذكور باداره آمار و ثبت احوال اطلاع داده شود.
ماده 25
حكم فوت غائب مفقودالاثر بايد در دفتر سجل ولايتي محل تولد او ثبت شود و اگر حكم نامبرده ابطال گردد مراتب بايد در ستون ‌ملاحظات دفتر سجل ولايتي مربوطه قيد شود.
ماده 26
هرگاه شخصي در خارج از محل ثبت ولادت فوت نموده باشد حوزه ثبت احوال كه وفات در آنجا ثبت شده است بايد مستخرجه ثبت را‌ هر چه زودتر به حوزه محل ثبت ولادت براي ثبت بفرستد
‌ماده 27
در دهستانهائيكه حوزه ‌هاي سجلي سيار دائر است اشخاصي كه مطابق مقررات اين قانون مكلف به تسليم اطلاع ‌نامه ولادت يا فوت‌ ميباشند اطلاع ‌نامه مربوطه را در ظرف مدت مقرر تنظيم و به بخشدار يا ده‌ دار يا بكدخدا تسليم خواهند نمود تا پس از ورود مامور ثبت احوال محل ‌واقعه را طبق مقررات دفاتر مربوطه به ثبت برساند.
‌فصل سوم
در ثبت ازدواج و طلاق
‌ماده 28
سردفترهاي رسمي ازدواج و طلاق مكلف هستند هر نوع عقد ازدواج و طلاق و رجوع و بذل مدت كه در دفاتر ثبت ميكنند در صفحه ‌مخصوص شناسنامه طرفين قيد كرده و مراتب را در ظرف پانزده روز بنماينده ثبت احوال اعلام نمايند. ‌نماينده كان [نمايندگان] ثبت احوال مكلفند پس از وصول اعلاميه‌ هاي فوق ‌الذكر مراتب را در مستندات مربوط بزوجين ثبت نمايند.
ماده 29
نمايندگان ثبت احوال ازدواج و طلاقهائي را كه در هر محل قبل از تاسيس دفاتر ازدواج و طلاق واقع شده در صورت درخواست زوجين ‌و تسليم مدركي كه حاكي از وقوع واقعه باشد در مستندات زوجين ثبت مينمايند.
‌فصل چهارم
‌مقررات راجع باتباع ايران مقيمين خارجه
ماده 30
وظايف مامورين آمار و ثبت احوال را نسبت باتباع ايران مقيمين خارج مامورين وزارت امور خارجه مطابق آئين‌ نامه مخصوصي بتصويب هيئت وزيران ميرسد انجام خواهند داد.
‌فصل پنجم
‌مقررات راجع باتباع خارجه مقيمين ايران
ماده 31
تولد و وفات و نكاح و طلاق اتباع خارجه مقيمين ايران بايد در دفاتر ثبت احوال محل وقوع واقعه ثبت گردد و اشخاص مربوط مكلف هستند وظايفي را كه در مورد هر يك از وقايع چهارگانه بموجب اين قانون مقرر است انجام دهند.
‌باب دوم
در تنظيم اسناد سجلي
‌فصل اول
تنظيم اظهارنامه و صدور شناسنامه
ماده 32
كليه اتباع ايران بايد داراي شناسنامه باشند.
‌ماده 33
اشخاصي كه بسن 18 سال تمام رسيده ‌اند شخصا بايد برگ شناسنامه بگيرند و مسئول گرفتن شناس نامه [شناسنامه] كسانيكه سن آنها كمتر از 18 سال است ولي خاص بترتيب (‌پدر - جد پدري - وصي منصوب) يا قيم آنها ميباشد و در غيبت ولي مادر مسئول است براي اولادش كه بسن 18 سال نرسيده است درخواست شناسنامه نمايد.
ماده 34
نسبت باطفال سر راهي كسيكه طفل را نگاهداري ميكند يا رئيس بنگاهي كه طفل به آنجا سپرده شده است موظف بدريافت ‌شناسنامه طفل خواهد بود.
‌ماده 35
مامورين ثبت احوال با حضور دو نفر گواه باظهارات اظهاركنندگان رسيدگي و پس از تشخيص آن شناسنامه صادر مينمايند.
‌ماده 36
هرگاه شخصي براي ثبت هويت خود گواه نداشته باشد بايد قبلا خود را بشهرباني يا فرماندار يا بخشدار يا امنيه يا كدخدا معرفي نمايد ‌مامورين مذكور پس از تحقيقات در اطراف آن شخص تصديقي خواهند داد كه بموجب آن نماينده ميتواند هويت آن شخص را ثبت نمايد.
‌ماده 37
هرگاه مامورين انتظامات چه در شهر و چه در خارج شخصي را بدون شناسنامه يافتند مكلفند در اطراف او تحقيقات لازمه را نموده او را‌ وادار باخذ شناسنامه نمايند اگر شخص مذكور گواه نداشته باشد بطريقي كه در ماده قبل ذكر شده عمل ميشود.
‌فصل دوم
نام خانوادگي
‌ماده 38
هر كس بايد براي خود نام خانوادگي مخصوص انتخاب كند زوجه و كليه اولاد و احفاء ذكور و اناث آنشخصي كه در تحت ولايت او ‌هستند به آن نام موسوم خواهند بود كساني كه تحت ولايت نيستند ميتوانند نام خانوادگي ديگري براي خود اختيار نمايند.
ماده 39
نامهاي خانوادگي پس از ثبت در دفاتر ثبت احوال قلمرو هر دفتر آمار و ثبت احوال مختص اشخاصي است كه بنام آنها ثبت شده و‌ ديگري حق اختيار آن نام را در حوزه قلمرو آن دفتر ندارد مگر با اجازه دارنده حق تقدم.
‌ماده 40
حق تقدم نام خانوادگي اشخاص پس از فوت بورثه قانوني آنها انتقال مييابد و هر يك از ورثه ميتواند ديگري را كه بخواهد آن نام را ‌اختيار كند مورد اعتراض و تعقيب قرار دهد ولي مشتركا ميتوانند بديگري اجازه دهند كه نام خانوادگي آنها را اختيار كند.
‌ماده 41
بچه‌ هائيكه در غير محل ثبت نام پدر بدنيا آمده ‌اند و ولادت آنها در دفتر محل تولد ثبت ميشود بنام خانوادگي پدر خود موسوم و‌ مراتب در اسناد سجلي مربوطه قيد ميشود اگر چه ديگري آن نام را در محل مذكور قبلا براي نام خانوادگي خود ثبت كرده باشد.
‌ماده 42
تغيير نام خانوادگي بايد منحصراً بفرمان اعليحضرت همايون شاهنشاهي باشد و هيچكس حق ندارد بدون اجازه قبلي در نام خانوادگي‌ خود هيچگونه تغييري بدهد. درخواست كنندگان بايد دلائل خود را بوزارت كشور اظهار كرده و پس از بررسي بوسيله نخست ‌وزير بعرض پيشگاه‌ اعليحضرت همايون شاهنشاهي برسد.
ماده 43
هرگاه بين زن و شوهر تفريق قانوني واقع شود بقاء بنام خانوادگي شوهر براي زن منوط باجازه شوهر است و در صورتيكه شوهر نام‌ خانوادگي زن را اختيار كرده باشد بقاء نام مزبور براي شوهر پس از تفريق منوط باجازه زن است
‌باب سوم
در برگهاي مكرر و اختلافات و اشتباهات حاصله در اسناد سجلي
‌فصل اول
‌ماده 44
هرگاه اختلافي راجع باسناد سجلي ايجاد بشود و يا براي يكنفر برگهاي مكرر صادر شده باشد رسيدگي باختلاف و ابطال برگهاي ‌اضافي در دادگاه شهرستان محل صدور شناسنامه و در صورت نبودن آن در نزديكترين دادگاه بخش بعمل ميآيد و تا موقعيكه از طرف دادگاههاي نامبرده اسناد مذكور باطل يا تصحيح نشود آن اسناد باعتبار خود باقي خواهد بود و دادنامه دادگاه در اين موارد فقط قابل پژوهش است مامور ثبت ‌احوال مدلول راي دادگاه را در اسناد سجلي محكوم‌ له درج نموده و بر طبق رأي مذكور شناسنامه جديد صادر مينمايد دادنامه كه بموجب اين ماده ‌صادر مي ‌شود از حيث مقررات راجع بنظام وظيفه مؤثر نخواهد بود.
‌ماده 45
باختلاف اسناد ثبت احوال اتباع ايران كه در خارجه شناسنامه گرفته‌ اند مادام كه در كشورهاي خارجه هستند در دادگاه شهرستان تهران و ‌در غير اينصورت در دادگاه محل اقامت صاحب سند رسيدگي ميشود
‌فصل دوم
اشتباهات حاصله در اسناد سجلي
ماده 46
اشتباهاتي كه ممكن است در تنظيم اسناد سجلي از طرف اداره مربوطه بعمل آمده باشد ميتوان با موافقت اداره كل آمار و ثبت احوال ‌و صاحب برگ تصحيح نمود ليكن اين تصحيح در مقابل اشخاص ثالث معتبر نخواهد بود.
‌باب چهارم
مواد عمومي
‌ماده 47
مندرجات دفاتر ولادت و فوت و اسناديكه بر طبق آن صادر ميشود تمام محتويات و امضاهاي مندرجه در دفاتر از اسناد رسمي و معتبر‌خواهد بود مگر آنكه خلاف آن در دادگاه ثابت شود ساير اسناد سجلي كه بر طبق مقررات قانون با تشريفات مذكور در بالا تنظيم شده نيز اسناد رسمي ‌است ولكن در مقابل اشخاص ثالث معتبر نخواهد بود
‌ماده 48
هرگاه در تحرير دفاتر يا تنظيم اظهارنامه اشتباهي از طرف مامور بشود چنانچه قبل از امضاء اظهاركننده و گواهان باشد مامور مراتب را در‌ حاشيه سند با مركب اصلاح كرده و بامضاء اظهاركننده و صاحب واقعه و گواهان ميرساند و چنانچه بعد از امضاء آن باشد مامور بايد فواً شرح اشتباه ‌را باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش دهد تا بر حسب اجازه اداره كل آمار و ثبت احوال دستور اصلاح داده شود.
ماده 49 - رونوشت كليه اسناد و آن قسمت از دفاتر در صورتي معتبر است و در دادگاهها و دفترخانه‌ها و ادارات دولتي و شهرداري پذيرفته مي‌شود‌كه از اداره آمار و ثبت احوال كل يا شعب آن صادر و مصدق شده باشد و ببرگهاي نامبرده باين ترتيب تمبر الصاق مي‌شود: 1ـ تعويض شناسنامه نمونه سابق به نمونه جديد دو ريال. 2ـ المثناي شناسنامه و رونوشت و هرگونه گواهينامه كه از روي مندرجات اسناد ثبت احوال بر طبق درخواست به اشخاص داده مي‌شود ده ريال. 3 ـ اعلاميه ازدواج 20 ريال. 4 ـ اعلاميه طلاق يكصد ريال. 5 ـ اصل برگهاي شناسنامه مجاني خواهد بود.
تبصره (منسوخه 13ˏ12ˏ1334)منسوخه 1334/12/13
ببرگهاي مذكور در مادة فوق معادل مبلغ دريافتي تمبر مخصوص ثبت احوال بر طبق نمونه اي كه بوسيلة ادارة كل آمار و ثبت احوال تهيه و از طرف خزانه داري كل چاپ ميشود الصاق و باطل ميگردد.
‌باب پنجم
در كيفر
‌ماده 50
از تاريخ اجراي مقررات راجع به ثبت احوال در هر حوزه كساني كه وظايفي را كه بر طبق اين قانون براي ثبت ولادت و فوت در عهده آنها ‌قرار گرفته انجام ندهند و همچنين مشمولين مواد 32 - 33 - 34 علاوه بر اينكه بموجب حكم دادگاه به 8 روز تا دو ماه حبس تاديبي قابل ‌خريداري بقرار روزي از 10 تا 40 ريال محكوم ميشوند بانجام تكاليف مقرره نيز محكوم خواهند گرديد و در صورتي كه خود آنها تا ده روز بعد از ‌ابلاغ حكم قطعي تكاليف خود را راجع به ثبت واقعه انجام بدهند از كيفر مذكور معاف خواهند بود
ماده 51
هر يك از مامورين كه در اجراي مقررات اين قانون مسامحه نمايند مطابق مقررات قانون استخدام كشوري مورد تعقيب و دادرسي اداري‌ واقع خواهند شد.
ماده 52
كسانيكه بعد از تصويب اين قانون بگرفتن شناسنامه مكرر مبادرت نمايند بحكم دادكاه كيفر خلافي از يك روز تا 7 روز حبس و يا‌ از 5 ريال تا 50 ريال جريمه محكوم خواهند شد.
‌ماده 53
طرز اجراي اين قانون و برگها و دفاتري كه وقايع بايد در آن ثبت شود مطابق آئين‌ نامه خواهد بود كه بتصويب هيئت وزيران رسيده ‌باشد.
ماده 54
آئين ‌نامه‌ هاي مربوط باجراي مواد اين قانون را اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه نموده پس از تصويب وزارت كشور بموقع اجرا خواهد ‌گذارد.
ماده 55
از تاريخ تصويب اين قانون كليه قوانين راجع به ثبت احوال كه مخالف مقررات اين قانون باشد منسوخ و اين قانون بوسيله وزارت كشور ‌به موقع اجرا گذاشته خواهد شد.
‌اين قانون كه مشتمل بر پنجاه و پنج ماده است در جلسه بيست و دوم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و نوزده بتصويب مجلس شوراي ملي رسيد.
‌رئيس مجلس شوراي ملي - حسن اسفندياري

نسخه‌ها (پردهٔ زمانی)