قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

بخشنامه راجع به 45 واژه فيزيك

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1319/01/24
مرجع تصویب: وزير دادگستري
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
بخشنامه راجع به ۴۵ واژه فيزيك مصوب 1319,01,24 با اصلاحات و الحاقات بعدي
در فرهنگستان براي ۴۵ واژه از اصطلاحات فيزيك برابرهائي انتخاب و مورد تصويب واقع گرديده كه در پائين درج: ۱ـ آشام Absorption جذب مايع ۲ـ درخشان Brillant ساطع ۳ـ بي‌دررو Adiabatique اين اصطلاح فيزيكي تاكنون ترجمه نشده بوده و مقصود از آن گرمائي است كه در دستگاهي بمصرف رسيده و هيچ قسمتي از آن كم و كاسته نميشود ۴ـ هواسنج Barometre ميزان الهوا براي تعيين فشار هوا و بلندي زمين ۵ـ لرزان Tremblant برتعش يعني داراي حركت رفت و آمد نامنظم ۶ ـ نوان Oscillant نوسان‌ كننده يعني داراي حركت و رفت و آمد منظم ۷ ـ نويدن Osciller نوسان ‌كردن ۸ ـ فشارسنج Manometre ميزان ‌الضغطه براي تعيين فشار گازها و ديگهاي بخار ۹ـ مارپيچ Spirale منحني مخصوصي كه در يك سطح بدور خود ميچرخد ۱۰ـ پيچه Helice منحني مخصوصي كه مانند پيچيدن مار بدور درخت است ۱۱ ـ انباره Aecumulateur خازن ـ آكومولاتر- باتري ۱۲ـ پايا Constant كه بمعني ثابت است ۱۳ ـ بارمان Remanant مقدار ثابتي كه بجاي ميماند ۱۴ ـ ماندگار Permanant-Persistant چيزي كه پيوسته بر يك حال مانده و تغيير نميكند ۱۵ ـ همزمان Synchrone متساوي ‌الزمان ۱۶ ـ يك‌ زمان Isochrone متحد الزمان ۱۷ـ پرتوه Raie خطوط باريك كه در هنگام تابش نور ديده ميشود ۱۸ـ چگال Dense منكثف ـ كثيف ـ مقصود از سختي و بهم پيوستگي جسم است ۱۹ـ دج Solide صلب و جامد ۲۰ ـ آبگونه Liquide مايع ۲۱ـ دمه Vapeur بخار ۲۲ ـ آسه Axe محور ـ خطي كه جسم متحركي بدور آن ميچرخد ۲۳ ـ ترازمند Equilibre متعادل ۲۴ـ برهيختن Extraire استخراج كردن ۲۵ـ غرغره Poulie قرقره ۲۶ـ پيچك Bobine بوبين ـ كوپل ۲۷ ـ راست ‌ساز Redreseur مستقيم‌ كننده ۲۸ـ بسامد Erequence رفت وآمد متواتر ۲۹ ـ پربسامد Haute frequence داراي حركت متواتر بسيار ۳۰ ـ ميان بسامد Moyene frequence داراي حركت متواتر متوسط ۳۱ ـ كم بسامد Basse frequence داراي حركت متواتر كم ۳۲ ـ فراز Anode آنود ‌ـ قطب مثبت جريان برق ۳۳ ـ فرود Cathode كاتد‌ ‌ـ قطب منفي جريان برق ۳۴ ـ سرون Antenne آنتن ـ دكلهاي بلند ۳۵ـ پيچش ‌نخست Enroulement Primaire سيم‌ پيچي اول در پيچكها ۳۶ ـ پيچش دوم Enroulement سيم‌پيچي دوم Secondaire در پيچكها ۳۷ ـ گمرك Prise پريز ۳۸ ـ رشته Filament فيلامان ـ كه در چراغهاي برق يا راديو روشن ميشود ۳۹ ـ تن Culot سرپيچ چراغ ۴۰ ـ سيخ Broche ۴۱ـ آشكارساختن Detecter ۴۲ ـ آشكارساز Detecter ۴۳ ـ آشكارسازي Detection ۴۴ـ دو راه Diode ۴۵ ـ سه راه Triode و لزوماً ابلاغ ميشود بعد از اين واژه‌هاي جديد را بكار ببريد.
كفيل وزارت دادگستري