قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

قانون مدني مصوبه 19 فروردين ماه 1314

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1314/01/19
مرجع تصویب: مجلس شوراي ملي
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

طبقه بندیندارد
نوع قانونقانون
تاريخ اجرا1314/02/26
مرجع ابلاغنخست وزير
مرجع تصويبمجلس شوراي ملي
آخرین وضعیت
تاريخ تصويب1314/01/19
تاریخ ابلاغ1314/02/08
شماره ابلاغ617
تاریخ انتشارازجلددوم>كتاب هشتم>باب اول>ماده 1158تاجلددوم>كتاب نهم>فصل اول>ماده 1206
تاریخ سند تصويب
شماره سند تصویب
تاریخ روزنامه رسمي1314/02/15
شماره روزنامه رسمي1887

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
قانون مدني مصوبه 19 فروردين ماه 1314 مصوب 1314,01,19
كتاب هشتم
در اولاد
باب اول
در نسب
ماده 1158
طفل متولد در زمان زوجيت ملحق بشوهر است مشروط بر اينكه از تاريخ نزديكي تا زمان تولد كمتر از شش ماه و بيشتر از ده ماه‌ نگذشته باشد
ماده 1159
هر طفلي كه بعد از انحلال نگاح [نكاح] متولد شود ملحق بشوهر است مشروط بر اينكه مادر هنوز شوهر نكرده و از تاريخ انحلال نگاح [نكاح] تا‌ روز ولادت طفل بيش از ده ماه نه گذشته باشد مگر آنكه ثابت شود كه از تاريخ نزديكي تا زمان ولادت كمتر از 6 ماه و يا بيش از ده ماه گذشته باشد
ماده 1160
در صورتيكه عقد نكاح پس از نزديكي منحل شود و زن مجددا شوهر گند [كند] و طفلي كه از او متولد گردد طفل بشوهري ملحق ‌ميشود كه مطابق مواد قبل الحاق او بان شوهر ممكن است در صورتيكه مطابق مواد قبل الحاق طفل بهر دو شوهر ممكن باشد طفل ملحق بشوهر دوم است مگر آنگه [آنكه] امارات قطعيه بر خلاف آن دلالت كند
ماده 1161
در مورد مواد قبل هر كاه [هرگاه] شوهر صريحا يا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوي نفي ولد از او مسموع نخواهد بود.
ماده 1162
در مورد مواد قبل دعوي نفي ولد بايد در صورتيكه عادتا پس از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل براي امكان اقامه دعوي كافي [كافي] ‌ميباشد اقامه گردد و در هر حال دعوي مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاريخ اطلاع يافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود
ماده 1163
در مورديكه شوهر مطلع از تاريخ حقيقي تولد طفل نبوده و تاريخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند بنوعي كه موجب الحاق طفل باو باشد و بعدها شوهر از تاريخ حقيقي تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوي نفي دو ماه از تاريخ كشف خدعه خواهد بود
ماده 1164
احكام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزديكي به شبهه نيز جاري است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد
ماده 1165
طفل متولد از نزديكي بشبهه فقط ملحق به طرفي ميشود كه در اشتباه بوده و در صورتيكه هر دو در اشتباه بوده‌اند ملحق بهر دو‌ خواهد بود
ماده 1166
هر كاه [هرگاه] بواسطه وجود مانعي نكاح بين اوبن طفل باطل باشد نسبت طفل بهر يك از ابوبن كه جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و‌ نسبت بديگري نامشروع خواهد بود در صورت جهل هر دو نسب طفل به هر دو مشروع است.
ماده 1167
طفل متولد از زنا ملحق بزاني نميشود
باب دوم
‌در نكاهداري و تربيت اطفال
ماده 1168
نكاه داري [نگاه داري] اطفال هم حق و هم تكليف ابوبن [ابوين] است.
ماده 1169
براي نگاهداري طفل مادر تا دو سال از ولادت او اولويت خواهد داشت پس از انقضاء اين مدت حضانت با پدر است مكر ‌نسبت باطفال اناث كه تا سال هفتم حضانت آنها با مادر خواهد بود
ماده 1170
اكر [اگر] مادر در مدتي كه حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود يا با ديگري شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.
ماده 1171
در صورت فوت يكي از ابوين حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود هر چند متوفي پدر طفل بوده و براي او قيم معين كرده‌ باشد
ماده 1172
هيچيك از ابوين حق ندارند در مدتي كه حضانت طفل بعهده آنها است از نگاهداري او امتناع كند در صورت امتناع يكي از ابوين‌ حاكم بايد بتقاضاي ديگري يا به تقاضاي قيم يا يكي از قرباء و يا بتقاضاي مدعي‌العموم نگاهداري طفل را بهر يك از ابوين گه [كه] حضانت بعهده او‌ست الزام گند [كند] و در صورتيگه [صورتيكه] الزام ممكن يا مؤثر نباشد حضانت را بخرج پدر و هر كاه [هرگاه] پدر فوت شده باشد بخرج مادر تامين كند.
ماده 1173
هرگاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست، صحت جسماني و يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد، محكمه مي تواند بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي قيم او يا بتقاضاي مدعي العموم هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند، اتخاذ كند.
ماده 1174
در صورتيكه بعلت طلاق يا بهر علت ديكر [ديگر] ابوين طفل در يك منزل سكونت نداشته باشند هر يك از ابوين كه طفل تحت‌ حضانت او نميباشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعيين زمان و مكان ملاقات و ساير جزئيات مربوطه بان در صورت اختلاف بين ابوين با محكمه ‌است.
ماده 1175
طفل را نميتوان از ابوين و يا از پدر و يا از مادري گه [كه] حضانت با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانوني.
ماده 1176
مادر مجبور نيست گه [كه] بطفل خود شير بدهد مگر در صورتيكه تغذيه طفل بغير شير مادر ممكن نباشد.
ماده 1177
طفل بايد مطيع ابوين خود بوده و در هر سني كه باشد بايد با آنها احترام كند.
ماده 1178
ابوين مگلف [مكلف] هستند كه در حدود توانائي خود بتربيت اطفال خويش برحسب مقتضي اقدام كنند و نبايد آنها را مهمل بكذارند [بگذارند].
ماده 1179
ابوين حق تنبيه طفل خود را دارند ولي باستناد اين حق نميتوانند طفل خود را خارج از حدود تاديب تنبيه نمايند.
باب سوم
‌در ولايت قهري پدر و جد پدري
ماده 1180
طفل صغير تحت ولايت قهري پدر و جد پدري خود ميباشد و همچنين است طفل غيررشيد يا مجنون در صورتي كه عدم رشد يا‌ جنون او متصل بصغر باشد.
ماده 1181
هر يك از پدر و جد پدري نسبت با ولاد خود ولايت دارند.
ماده 1182
هركاه [هرگاه] طفل هم پدر و هم جد پدري داشته باشد و يكي از آنها محجور يا بعلتي ممنوع از تصرف در اموال مولي‌ عليه گردد ولايت‌ قانوني او ساقط ميشود.
ماده 1183
در كليه امور مربوطه باموال و حقوقي مالي مولي‌ عليه ولي نماينده قانوني او ميباشد
ماده 1184
هرگاه ولي قهري طفل لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته باشد و يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل كرده بتقاضاي اقرباي طفل يا بتقاضاي مدعي العموم بعد از ثبوت عدم لياقت با خيانت او در اموال مولي عليه بطرفيت مدعي العموم در محكمه حاكم بكيفر امين بولي منضم ميكند همين حكم در موردي نيز جاري است كه ولي طفل بواسطه كبر سن يا عرض يا امثال آن قادر باداره كردن اموال مولي عليه نباشد
ماده 1185
هر گاه ولي قهري طفل محجور شود مدعي ‌العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه بتعيين قيم قيمي براي طفل معين كند.
ماده 1186
در مواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت بدارائي طفل امارات قويه موجود باشد مدعي‌ العموم مگلف [مكلف] است از محكمه ‌ابتدائي رسيدگي بعمليات او را بخواهد محكمه در اين مورد رسيدگي كرده در صورتيكه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده 1184 رفتار مينمايد.
ماده 1187
هر گاه ولي قهري منحصر بواسطه غيبت يا حبس بهر علتي كه نتواند بامور مولي‌ عليه رسيدگي كند و كسي را هم از طرف خود معين‌ نكرده باشد حاكم يگنفر [يكنفر] امين به پيشنهاد مدعي‌ العموم براي تصدي و اداره اموال مولي عليه و ساير امور راجعه باو موقتا معين خواهد كرد.
ماده 1188
هر يك از پدر و جد پدري بعد از وفات ديگري ميتواند براي اولاد خود كه تحت ولايت او ميباشند وصي معين كند تا بعد از فوت‌ خود در نگاهداري و تربيت آنها مواظبت كرده و اموال آنها را اداره نمايد
ماده 1189
هيچيك از پدر و جد پدري نميتواند با حيات ديكري [ديگري] براي مولي‌ عليه خود وصي معين كند.
ماده 1190
ممگن [ممكن] است پدر يا جد پدري بكسي گه [كه] بسمت وصايت معين كرده اختيار تعيين وصي بعد فوت خود را براي مولي عليه بدهد.
ماده 1191
اگر وصي منصوب از طرف ولي قهري بنكاهداري [بنگهداري] يا تربيت مولي ‌عليه يا اداره امور او اقدام نكند يا امتناع از انجام وظائف خود بنمايد‌ منعزل ميشود
ماده 1192
ولي مسلم نميتواند براي امور مولي‌ عليه خود وصي غير مسلم معين كند
ماده 1193
همينگه [همينكه] طفل كبير و رشيد شد از تحت ولايت خارج ميشود و اگر بعدا سفيه يا مجنون شود قيمي براي او معين ميشود
ماده 1194
پدر و جد پدري و وصي منصوب از طرف يكي از آنان ولي خاص طفل ناميده شود
كتاب نهم
در خانواده
فصل اول
در الزام بانفاق
ماده 1195
احكام نفقه زوجه همان است كه بموجب فصل هشتم از باب اول از كتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همين فصل مقرر ميشود.
ماده 1196
در روابط بين اقارب فقط اقارب نسبي و در خط عمودي اعم از صعودي و يا نزولي ملزم به انفاق يكديگرند.
ماده 1197
كسي مستحق نفقه است گه [كه] ندار بوده و نتواند بوسيله اشتغال بشغلي وسائل معيشت خود را فراهم سازد.
ماده 1198
گسي [كسي] ملزم بانفاق است كه متمكن از دادن نفقه باشد يعني بتواند نفقه بدهد بدون اينكه از اين حيث در وضع معيشت خود دچار ‌مضيقه كردد [گردد] براي تشخيص تمكن بايد كليه تعهدات و وضع زندگاني شخصي او در جامعه در نظر گرفته شود.
ماده 1199
نفقه اولاد بر عهده پدر است پس از فوت پدر يا عدم قدرت او بانفاق بعهده اجداد پدري است با رعايت الاقرب‌ فالاقرب در صورت ‌نبودن پدر و اجداد پدري و يا عدم قدرت آن ها نفقه بر عهده مادر است هرگاه مادر هم زنده و يا قادر بانفاق نباشد با رعايت الاقرب ‌فالاقرب بعهده اجداد و جدات مادري و جدات پدري واجب ‌النفقه است و اگر چند نفر از ‌اجداد و جدات مزبور از حيث درجه اقربيت مساوي باشند نفقه را بايد بحصه متساوي تاديه كنند
ماده 1200
نفقه ابوين با رعايت الاقرب‌ فالاقرب بعهده اولاد و اولاد اولاد است
ماده 1201
هر گاه يك نفر هم در خط عمودي صعودي و هم در خط عمودي نزولي اقارب داشته باشد كه از حيث الزام بانفاق در درجه مساوي‌ هستند نفقه او را بايد اقارب مزبور بحصه متساوي تاديه كنند بنا بر اين اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد پدر و ‌اولاد او متساويا تاديه كنند بدون اين گه [كه] مادر سهمي بدهد و همچنين اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد مادر و اولاد ‌متساويا بدهند.
ماده 1202
اكر [اگر] اقارب واجب‌النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه همه آن ها را بدهد اقارب در خط عمودي نزولي مقدم بر اقارب در خط عمودي‌ صعودي خواهند بود.
ماده 1203
در صورت بودن زوجه و يك يا چند نفر واجب ‌النفقه ديگر زوجه مقدم بر سايرين خواهد بود
ماده 1204
نفقه اقارب عبارت است از مسگن [مسكن] و البسه و غذا و اثاث‌البيت بقدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.
ماده 1205
واجب ‌النفقه اعم از زوجه و اقارب مي ‌تواند براي مطالبه نفقه خود بمحكمه رجوع كند
ماده 1206
زوجه در هر حال مي‌ تواند براي نفقه زمان كذشته [گذشته] خود اقامه دعوي نمايد و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتازه بوده و در صورت‌ افلاس يا ورشكستگي شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولي اقارب فقط نسبت باتيه نتوانند [ميتوانند] مطالبه نفقه نمايند ‌.