قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

نظامنامه قانون ثبت احوال مصوبه فروردين 1316

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1316/01/23
مرجع تصویب: هيات وزيران
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

طبقه بندیندارد
نوع قانونمقرره
تاريخ اجرا1316/01/01
مرجع ابلاغداخله
مرجع تصويبهيات وزيران
آخرین وضعیت1402/08/28
تاريخ تصويب1316/01/23
تاریخ ابلاغ1316/01/23
شماره ابلاغ547
تاریخ انتشار
تاریخ سند تصويب
شماره سند تصویب
تاریخ روزنامه رسمي1316/04/07
شماره روزنامه رسمي2527
مجریانداخله

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
نظامنامه قانون ثبت احوال مصوبه فروردين 1316 مصوب 1316,01,23 با اصلاحات و الحاقات بعدي
نظر باختيار حاصله از ماده 161 نظامنامه قانون ثبت احوال مصوبه شهريور 1314 كميسيون قضائي ثبت احوال مواد ذيل را بجاي نظامنامه سابق ثبت احوال تصويب و نظامنامه سابق را نسخ مينمايد:
[متن نظامنامه]
فصل اول
در كليات
ماده 1
سند ثبت احوال عبارت از مضمون ثبت يكواقعه در جدول مخصوص ثبت وقايع و در دفاتر و اوراق مربوطه است.
ماده 2
نماينده ثبت احوال ماموري است كه از طرف اداره ثبت احوال مكلف بثبت وقايع چهارگانه در جداول و اوراق و دفاتر رسمي است.
ماده 3
اظهاركننده شخصي است كه يكي از وقايع چهارگانه را براي ثبت در جدول و دفاتر رسمي بنماينده ثبت احوال يا نماينده او اطلاع ميدهد. اظهاركننده ممكن است صاحب واقعه يا نماينده قانوني او باشد.
تبصره
يكنفر نميتواند در آن واحد هم اظهاركننده و هم شاهد باشد.
ماده 4
اظهاركننده بايد لااقل هيجده سال تمام داشته باشد.
ماده 5 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
مسئول اخذ ورقه شناسنامه صغار ولي خاص (پدرـ جدپدري) يا وصي منصوبي كه وصايت او مسلم باشد يا قيم او است براي اثبات قيمومت و وصايت اظهاركننده بايد مدارك لازمه را ارائه نمايد ولي اين ترتيب مانع نخواهد بود كه مادر در غيبت‌ اولياء حق داشته باشد براي طفل صغير خود اظهاركننده باشد.
تبصره
تسليم ورقه شناسنامه بمادر موكول به اجازه پدر است.
ماده 6 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
براي ثبت هويت و همچنين ثبت وقايع اقامه دو شاهد لازم است كه در مورد ازدواج و طلاق به هويت و در مورد تولد و فوت بصحت گفتار اظهاركننده شهادت مي‌دهند سن شاهد نبايد از 18 سال كمتر باشد قبول شهادت زنها مانعي ندارد.
ماده 7
هرگاه شخصي براي ثبت هويت خود شاهدي نداشته باشد بايد قبلاً خود را بشهرباني يا حكومت يا امنيه يا كدخدا معرفي نمايد اشخاص مذكور پس از تحقيقات در اطراف آن شخص تصديق صادر خواهند نمود كه بموجب آن نماينده ميتواند هويت آنشخص را ثبت نمايد در اين مورد ثبت با تذكر ذيل بعمل خواهد آمد (مراتب ثبت در حضور اظهاركننده كه تصديق .............. را در دست داشت بعمل آمد.)
تبصره
در مرزها و در محل‌ هائيكه مامورين مذكور در فوق نباشد مامورين ساخلو محل و كلانتر‌هاي مرز ميتوانند تصديق مذكور فوق را بشخصي كه شاهد ندارد بدهند.
ماده 8
اشخاصيكه 18 سال آنها تمام نشده هرگاه كسي را نداشته باشند كه براي آنها اظهاركننده واقعشود مامورين انضباطي پس از تحقيقات لازمه در اطراف هويت آنها مراتب را به نماينده ثبت حوزه محل اقامت شخص مزبور اطلاع ميدهند كه براي آنها اسناد ثبت احوال تنظيم گردد در اين مورد اظهاركننده مامورين انضباطي هستند و در محل امضاء اظهاركننده نوشته مي‌ شود موافق ماده (8) مامور انضباطي اظهاركننده واقع شده.
تبصره
تسليم شناسنامه باشخاصيكه بموجب ماده فوق براي آنها اظهارنامه تنظيم ميشود در صورتيكه 15 سال آنها تمام باشد مانعي ندارد.
ماده 9
ثبت هويت صغار (اطفاليكه ولي خاص ندارند و سن آنها به 15 سال تمام نرسيده) بهيچوجه موكول به تعيين قيم نيست و ورقه شناسنامه آنها براي مدعي ‌العموم بدايت ارسال مي ‌شود تا پس از تعيين قيم ورقه را باو تسليم نمايد نماينده در حاشيه سند خواهد نوشت ورقه شناسنامه براي مدعي‌ العموم بدايت ..................................... ارسال شده.
ماده 10 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
هويت مجانين هرگاه قيم نداشته باشند برحسب اظهار مامورين انضباطي پس از تحقيقات لازمه كه مامورين مذكور بعمل خواهند آورد در همان حوزه كه ديوانه مقيم است ثبت خواهد شد و ورقه شناسنامه براي مدعي‌العموم بدايت ارسال ميشود. سن تقريبي مجنون اسم پدر و مادر هرگاه معلوم باشد نوشته ميشود. هرگاه پدر يا مادر او معلوم نباشد در محل مربوطه نوشته مي‌شود كه اظهاركننده اسم پدر و مادر او را نميدانست.
تبصره
در اسناد اين قبيل اشخاص بهيچوجه نبايد كلمه ديوانه نوشته شود.
ماده 11
در نقاطي كه وسائل عكاسي موجود است از كليه اشخاصيكه سن آنها از ده سال تجاوز مينمايد بايد سه عكس گرفته شود كه يكعكس بورقه شناسنامه و دو عكس ديگر در ظهر اظهارنامه ها الصاق ميشود. ظهر عكسهائي كه براي الصاق بشناسنامه و المثني گرفته مي‌ شود بايستي از طرف صاحب عكس يا وكيل او در صورتيكه صغير باشد از طرف ولي او امضاء شود و چنانچه صاحب عكس سواد نداشته باشد با انگشت ابهام علامت خواهد داشت.
تبصره
اشخاص بي‌ بضاعت كه عدم بضاعت آنها در شهرها بتصديق كلانتري و در قراء و قصبات بتصديق نواب حكام يا كدخدا رسيده باشد از دادن عكس معاف هستند و در اين صورت مامور ثبت احوال علائم مشخصه آنها را در ظهر اظهارنامه و در شناسنامه در محل مخصوصي قيد مينمايد.
فصل دوم
ثبت وقايع چهارگانه
ماده 12
احوال شخصيكه ثبت آن بموجب قانون اجباري است عبارت از وقايع ذيل است ولادت ازدواج- طلاق- فوت.
ماده 13
ثبت وقايع چهارگانه در نخستين‌ جداول مخصوص سوش ‌داري كه اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه مينمايد و نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است بعمل خواهد آمد.
تبصره
متوفيات موالد قبل از اول فروردين 1316 در جداول مذكور ثبت نشده و ثبت آن بوسيله نمايندگان ثبت احوال هر حوزه بدون مداخله كدخدايان فقط در دفتر يادداشتي پلمپ شده با حضور اظهاركننده و شهود بعمل مي ‌آيد و شماره ثبت در اين مورد متعاقب آخرين شماره ثبت فوق سال 1315 در هر قريه از حوزه‌ هاي بلوكي و هر حوزه شهري خواهد بود.
ماده 14
جداول مخصوص ثبت وقايع بايد قبل از آنكه چيزي در آن نوشته شده باشد بوسيله اداره بازرسي پلمپ شود.
تبصره
جداول مزبور در مركز تهيه شده و پس از اجراي ماده فوق قبل از بهمن‌ ماه هر سال براي مصرف سال بعد بدفاتر آمار و ثبت احوال ولايات فرستاده خواهد شد.
ماده 15
هر سند ثبت واقعه داراي يك شماره ترتيبي است كه در بالاي صفحه طرف راست نوشته مي ‌شود شماره مزبور از سـال 1316 شمسي در هر قريه و هر حوزه شهري از شماره يك شروع شده و هر سال تجديد ميگردد.
ماده 16
در ثبت هر واقعه ولادت و فوت سال ماه روز و ساعت قيد ميگردد و كليه تاريخها با تمام حروف نوشته ميشود.
تبصره
در وقايع ازدواج و طلاق فقط قيد ساعت ضروري نيست سال و ماه و روز بايد نوشته شود.
ماده 17
نماينده ثبت احوال يا نماينده او در هر سند در ذيل محل امضاء يا مهر اسم خود را بطريق ذيل خواهد نوشت (حسن بهمني نماينده حوزه يا قريه).
ماده 18
نمايندة كه غفلت نموده و ذيل سندي را امضاء ننموده باشد متخلف محسوب ميشود و پس از تحقيق و دقت در صحت مندرجات سند بامر اداره كل آمار و ثبت احوال در حاشيه ثبت مذكور چنين نوشته ميشود (بموجب امر شماره مورخه اداره كل آمار ثبت احوال مراتب امضاء بعمل آمد) و مامور وقت ذيل اين جمله را امضاء مينمايد.
ماده 19
ثبت وقايع چهارگانه در جداول مذكور در ماده 13 در قراء بعهده كدخدايان رسمي كه نماينده مامورين ثبت احوال هستند خواهد بود در اين صورت كد خدايان بايد واقعه را ثبت نمايند و اگر كدخدا سواد نداشته باشد شخص باسواد ديگري كه در قريه باشد از طرف كدخدا واقعه را نوشتة و كدخدا محل امضاء را مهر خواهد نمود و چنانچه باسوادي در قريه نباشد مأمور ثبت احوال شخصا واقعه را ثبت خواهد نمود.
ماده 20
كدخدايان قراء فقط مكلف به ثبت وقايع در جداول مخصوص ثبت وقايع بوده و بهيچوجه حق ندارند اوراق شناسنامه صادر نموده و يا وقايع را شخصا در ظهر يا متن شناسنامه ثبت كند.
ماده 21
كدخداي هر قريه بايد در آخر هر ماه منتهي تا سه روز بعد از ماه قبل صورتي از وقايع ثبت شده ماه گذشته بمركز حوزه ثبت احوال بفرستد اين صورت در اوراق مخصوصي كه نمونه آنرا اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه مينمايد تنظيم ميگردد و اگر وقايعي در قريه رخ نداده باشد صورت منفي بايد فرستاده شود (نمونه ضميمه اين نظامنامه است).
تبصره
كدخدا بايد اسم خود را در محل مخصوص بنويسد.
ماده 22
پس از وصول صورت مذكور در ماده فوق بحوزه ثبت احوال نماينده حوزه بقرائيكه واقعه داشته باشد سركشي نموده و در هر قريه پس از ملاحظه وقايع ثبت شده و حصول اطمينان بصحت نسبت بمواليد و متوفيات وقايع را در دفتر يادداشتي بلوكي پلمپ شده كه همراه خواهد داشت ثبت نموده و سپس نسبت بمواليد شناسنامه تنظيم و به‌ صاحبان آنها تسليم مينمايد اگر صاحبان آنها حاضر نبودند در مقابل رسيد شناسنامه‌ ها را بكدخداي هر قريه تسليم خواهد نمود. نسبت بوقايع ديگر هم مامور وظيفه خود را از حيث ثبت در اوراق شناسنامه و دفاتر و ظهر اسناد موجوده در حوزه انجام مينمايد.
ماده 23
دفاتر يادداشتي بلوكي و شهري موافق نمونه كه اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه مينمايد و نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است نوشته ميشود دفاتر مزبور قبل از آن كه چيزي در آن نوشته شود پلمپ ميگردد دفاتر مزبور صفحه شماره شده و در ابتدا و انتهاي هر دفتر صفحات نوشته شده و از طرف اداره بازرسي آمار و ثبت احوال تصديق خواهد شد.
ماده 24
علاوه بر دفاتر يادداشتي بلوكي پلمپ شده دفاتر يادداشتي آزادي براي دفاتر وقايع مواليد و متوفيات هر قريه از طرف نماينده ثبت احوال تنظيم مي‌ شود كه دفتر مزبور بضميمه نسخ اول هر واقعه ثبت شده كه از سوش جدا ميشود از طرف نماينده منتهي تا 25 هر ماه نسبت بماه قبل بمركز دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي فرستاده ميشود.
ماده 25
دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي پس از وصول سرسوش جداول ثبت وقايع و دفاتر يادداشتي مربوطه راجع بمواليد و متوفيات و سرسوشها را در دسته‌ هاي صدورقي طبق مقرات مربوطه به تنظيم اسناد جلد و پلمپ نموده و مندرجات جداول مربوطه بمواليد را در دفاتر سجل ولايتي ثبت مينمايد و نسبت بوقايع ديگر هم در ظهر اظهارنامه و جداول مراتب را قيد مينمايد.
تبصره
ته سوشها مادام كه جداول تمام نشده نزد كدخدا مانده و پس از تمام شدن هر يك از جداول ته سوشها نيز بايد بوسيله نمايندگان حوزه‌ ها در مقابل رسيدي كه بكدخدا داده ميشود جمع‌ آوري شده و به مركز دفتر آمار و ثبت احوال فرستاده شود تا طبق مقررات در دسته صد ورقي جلد و پلمپ گردد.
ماده 26
دفاتر سجل ولايتي موافق نمونه كه از طرف اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه ميشود و نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است تنظيم ميگردد. اين دفاتر نيز بترتيب سنواتي و نخستين تهيه ميشود و قبل آز آنكه چيزي در آن نوشته شود پلمپ گرديده و يك جلد از دفتر مزبور پس از آنكه تماماً نوشته شد باداره كل آمار و ثبت احوال فرستاده ميشود.
ماده 27
در موارديكه قانون ثبت احوال اجازه مي ‌دهد ممكن است بوسيله وكالتنامه واقعه را بثبت رسانيده صحت وكالتنامه بايد نزد مامور تنظيم سند محرز بوده و اصل يا رونويس مصدق آن كه به تصديق يكي از مامورين رسمي دولتي رسيده باشد جزو اسناد بايگاني شود.
ماده 28
براي نماينده ثبت احوال در مركز حوزه حسب ضرورت معاوني خواهد بود كه لدي‌ الاقتضاء وظايف او را نسبت بامور ثبت احوال انجام خواهد داد.
ماده 29
نماينده ثبت احوال وقايع مربوطه بشخص خود يا اقرباي خود تا درجه سوم اعم از سببي يا نسبي را در شهرها با حضور رئيس دفتر ولايتي و در قراء و قصبات با حضور نايب‌ الحكومه يا كدخدا بثبت ميرساند.
ماده 30
مامور ثبت احوال مكلف است به اظهاركننده و شهود عواقب وخيم اظهارات كذب را تذكر داده و اين موضوع را در سند قيد نمايد.
ماده 31
نماينده ثبت احوال بايد قبل از آنكه ثبت را بامضاء ا‌ظهاركنندگان و شهود برساند مندرجات آنرا براي آنها بخواند و تمام جزئيات را به نحويكه بفهمند توضيح بدهد و پس از آنكه اطمينان كامل پيدا كرد مراتب ثبت شده مطابق منظور اظهاركننده است اين عمل خود را با تصريح باينكه ثبت را خوانديم و جزئيات را فهميديم در جدول قيد و بامضاء آنها رسيده و خود نيز آنرا امضاء نمايد.
ماده 32
هر گاه اظهاركننده يا شاهد سواد نداشته باشد بجاي امضاء با انگشت ابهام جداول را علامت خواهد گذاشت كسانيكه سواد فارسي نداشته ولي بتوانند با يكي از السنه خارجه بنويسند با حروف زباني كه ميدانند جدول را امضاء نموده و بعلاوه با انگشت علامت خواهند گذاشت مامور ثبت احوال مكلف است علت عدم امضاء و يا امضاء غيرفارسي را پس از ثبت واقعه در متن توضيح دهد و اگر بسبب مرض و علت ديگري يكي از شهود يا اظهاركنندگان نتوانند امضاء نمايند علت مذكور نيز در جدول قيد ميشود.
ماده 33
هر گاه اظهاركننده كر يا گنگ باشد علاوه بر شهود بايد شخصي را كه با اشاره اظهارات او را بفهمد همراه خود بياورد كه در موقع قرائت مندرجات اظهارنامه و اجراي آن شخص مزبور حاضر باشد و مانعي ندارد شاهد در صورتيكه بتواند اين وظيفه را نيز انجام نمايد در هر صورت مراتب در جدول قيد ميشود.
تبصره
امضاء بايد خوانا باشد بدين معني كه امضاء كننده با تمام حروف اسم خود را خواهد نوشت گذاشتن علامت بجاي امضاء جز در مورد مواد فوق بهيچ وجه جايز نيست.
ماده 34
اختلافات راجع باسناد ثبت احوال مطابق ماده (8) قانون ثبت احوال كليتا بايد بوسيله محاكم قطع و فصل شود ولي چنانچه پس از امضاء ثبت واقعه معلوم شود مامور اشتباهي در تنظيم سند نموده مي‌ توان اشتباه مزبور را با موافقت صاحب ورقه و تصويب اداره ثبت احوال طبق تبصره (2) ماده مذكور اصلاح نمود.
ماده 35
هرگاه قبل از امضاي سند اشتباهي در تنظيم سند بشود نماينده ثبت احوال آنرا با مركب قرمز قلم زده و در حاشيه قلم زدگي را بشرح نمونه ذيل مينويسد (كلمه ................. در سطر................. قلم خورد زائد است يا باينطريق اصلاح شد تحرير بين سطور و تراشيدگي بكلي ممنوع است.)
ماده 36
هر گاه بعلتي ثبت يك واقعه ناتمام بماند نماينده ثبت علت را در جداول مربوطه قيد نموده و پس از ذكر تاريخ امضاء مينمايد و بثبت ناتمام ترتيب اثر داده نخواهد شد.
ماده 37
هر گاه محكمه در مورد دعوي جعل ملاحظه اوراق و دفاتري را لازم بداند دفاتر يا اوراق مزبور بوسيله نماينده مربوطه بمحكمه ارسال خواد گرديد و بوسيله همان نماينده پس از ملاحظه به محل اصلي اعاده ميشود.
ماده 38
رئيس دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي هر محل نسبـت بحوزه‌ هاي تابعه خود از هر جهت در امور مربوطه بامار و ثبت احوال نظارت كامل دارد و از اين حيث رسيدگي و بازرسي بوقايع مندرجه در اوراق و دفاتر را عهده‌ دار بوده و هر گاه خلاف ترتيب مشاهده گردد مراتب را براي تعقيب مسئول در ظرف 24 ساعت پس از اطلاع به بي ‌ترتيبي به اداره مركزي اطلاع ميدهد و براي انجام اين منظور سمت بازرسي را از طرف اداره كل آمار و ثبت احوال خواهد داشت.
فصل سوم
در اشخاص بدون شناسنامه
ماده 39
اسناد ثبـت احوال افراديكه ولادت آنها قبل از تاريـخ فروردين 1316 است در نخستين اظهارنامه مطابق نمونه كه اداره كل آمار ثبت احوال تهيه مي‌ نمايد و ضميمه اين نظامنامه است تنظيم خواهد شد و شماره آن در هر قريه و هر حوزه شهري آخرين شماره مسلسل اسناد سابقه است.
ماده 40
اگر در موقع تنظيم اظهارنامه اختلافي بين نماينده و اظهاركننده در موضوع سن ايجاد شوند نماينده اظهارنامه را مطابق تشخيص خود با ذكر دلائل تشخيص تنظيم مينمايد. اظهاركننده ميتواند از تشخيص مامور بمحكمه صالحه شكايت كند نماينده ثبت بايد پس از تنظيم اظهارنامه تصديقي به اظهاركننده در موضوع اختلاف مطابق نمونه ضميمه تسليم و در آن تصحيح كند كه مشاراليه ميتواند براي اثبات صحت اظهارات خود نسبت بتاريخ تولد بمحكمه مراجعه نمايد (تنظيم اظهارنامه مورخه ................. در حضور اظهاركننده كه در تاريخ ولادت اعتراض داشت بعمل آمد).
ماده 41
دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي مكلف است كليه اظهارنامه‌ هائي را كه جهت مواليد قبل از فروردين 1316 تنظيم شده و يا بعداً بموجب ماده 39 تنظيم مي‌ شود بطور شماره سلسل در دسته‌ هاي 250 ورقي هر نسخه را جداگانه جلد نموده و هر دو نسخه را در مركز دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي بايگاني نمايد.
ماده 42
مندرجات اظهارنامه مزبوره در دفاتر ياد داشتي پلمپ شده ثبت و در مركز دفتر بايگاني مي‌ شود و ذيل هر ورق دفتر بايد بامضاء رئيس دفتر آمار و ثبت احوال رسيده و قيد شود كه مندرجات اين ورقه طبق اسناد موجوده را بايگاني نمايد.
ماده 43
اظهارنامه‌ هاي مزبور بوسيله كميسيوني مركب از نماينده حكومت - عدليه - شهرباني و در صورت نبودن نمايندگان مزبور بوسيله نمايندگان ادارات ديگر كه در مركز دفتر هستند بدعوت رئيس آمار و ثبت احوال ولايتي و عضويت متصدي بايگاني تشكيل شده و معايب هر اظهارنامه استخراج و در صورت مجلس تشريح و بامضاء اعضاء كميسيون رسيده و بضميمه دسته اظهارنامه‌ هاي مربوطه پلمپ ميشود.
تبصره
دفاتر مواليد سنواتي تا آخر سال 1315 نيز بوسيله كميسيونهاي مزبور مورد رسيدگي واقع خواهد شد.
ماده 44
دفاتر سجل ولايتي متولدين از ( 1284) تا آخر سال 1315 كه براي آنها اظهارنامه‌ تنظيم شده و در دو نسخه تدوين ميشود كه 1 نسخه از دفاتر مزبور پس از تكميل بمركز ارسال و نسخه ديگر در مركز دفتر آمار و ثبت احوال بايگاني خواهد شد.
ماده 45
مواقعي كه اسناد و دفاتر ثبت احوال بعضاً يا كلاً از بين ميرود كميسيوني با حضور رئيس دفتر كل آمار و ثبت احوال ولايتي و حاكم و نايب‌ الحكومه محل و نماينده پاركه تشكيل و با مراجعه بساير اسناد دفاتر و اوراق و سوابق موجوده اسناد جديدي بجاي اسناد مفقوده تنظيم و بامضاي اعضاء كميسيون ميرسد و در صورتيكه صاحب اسناد نسبت باسناد جديد اعتراضي داشته باشد ميتواند بمحاكم صالحه رجوع و تقاضاي رسيدگي نمايد.
فصل چهارم
در ثبت ولادت
ماده 46 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
پدر يا مادر و قابله در مورد تولد بايد در ظرف ده روز واقعه تولد را به نماينده ثبت احوال حوزه خود اطلاع دهند كلمه قابله اطلاق بدكتر جراح و كليه اشخاصي ميشود كه وظيفه قابلگي را بعمل آورده و در موقع تولد حضور داشته باشند منظور از اطلاع كتبي كه در قانون بان تصريح شده اين است كه اعلام كننده ذيل اظهارات خود را در اوراق مخصوص امضاء نموده و بمامورين مربوطه ميدهد.
تبصره
تصديق طبيب يا قابله بايد در روي اوراقي باشد كه از طرف اداره كل آمار و ثبت احوال تهيه ميشود. تصديق مزبور در دو نسخه از اوراق برنگهاي مختلف تهيه شده و نسخه سفيد بصاحب واقعه تسليم و نسخه رنگي براي نماينده حوزه ثبت احوال فرستاده ميشود.
ماده 47
هر گاه مولود توأم يا متعدد باشد براي هر يك سند جداگانه تنظيم شده و بعد از ذكر مولود كلمه مولود اول و يا دوم نوشته ميشود مثلا اكبر رستمي مولود اول پسر ـ فريده رستمي مولود دوم دختر.
تبصره
هر گاه تولد طفلي پس از مرگ پدر واقع شده باشد بعد از اسم پدر كلمه متوفي اضافه ميشود.
ماده 48
نماينده ثبت احوال بهيچوجه نميتواند ثبت واقعه را به تعويق اندازد.
ماده 49
پس از ثبت واقعه هرگاه معلوم گردد كه اعلام كننده بر خلاف واقع اظهاراتي نموده نماينده ثبت احوال مراتب را برئيس دفتر ولايتي اطلاع خواهند داد تا مرتكبين از طريق قانوني تعقيب شده و حكم بي‌ اعتباري ثبت صادر شود مراسم ابطال در ظهر سند ولادت بشرح ذيل بعمل ميايد. (بموجب حكم شماره............ محكمه.............. اين سند كه مربوط بولادت ............ است ابطال گرديد).
ماده 50
ثبت واقعه ولادت در غير از حوزه تولد در صورت ضرورت با انجام تشريفات لازمه مانعي ندارد.
ماده 51
پس از ثبت واقعه در جداول ولادت در دفتر يادداشتي بر طبق 13 و 22 ورقه شناسنامه صادر ميشود.
ماده 52 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
ورقه شناسنامه طفل بولي حاضـر (پدرجدپدر) يا وصي منصوبي كه وصايت او مسلم باشد يا قيم صغير يا مادر او با اجازه پدر تسليم ميشود قبل از تسليم ورقه بايد اسم و تاريخ ولادت طفل در ورقه شناسنامه پدر يا مادر (در صورت حيات آنها) قيد گردد.
تبصره
هرگاه پدر در مسافرت باشد اسم و تاريخ ولادت طفل در ورقه شناسنامه مادر قيد شده و ورقه طفل با اجازه پدر بمشاراليها تسليم ميشود.
ماده 53 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
هرگاه پدر يا مادر يا يكي از اظهاركنندگان و شهود در موقع ثبت ولادت طفل داراي ورقه شناسنامه نباشد ثبت مذكور به تعويق نخواهد افتاد و در محل مربوطه بجاي دارنده ورقه بدون ورقه شناسنامه نوشته خواهد شد ولي براي اينكه ورقه شناسنامه طفل به پدر و مادر تسليم شود بايد آنها ورقه شناسنامه دريافت دارند.
ماده 54 نماينده ثبت احوال مكلف است پس از ثبت ولادت با ارسال اعلاميه مخصوص كه نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است مراتب را بدفتر محل صدور ورقه شناسنامه پدر يا مادر اطلاع دهد.
ماده 55
پس از وصول اعلاميه مذكور در ماده قبل دفتر ثبت اموال واقعه را در اسناد و دفاتر مربوط ثبت خواهد نمود.
ماده 56 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
هرگاه شناسنامه پدر يا مادر در همان حوزه كه ثبت ولادت طفل بعمل آمده صادر شده باشد دفتر آمار و ثبت احوال مكلف است در اسناد پدر يا مادر و دفاتر مربوطه ولادت طفل را تذكر دهد.
ماده 57 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
ثبت ولادت اطفاليكه در مؤسسات عام‌المنفعه بدنيا آمده يا براي سرپرستي بمؤسسات مزبوره سپرده شده‌اند بطريق ذيل بعمل ميايد. 1ـ در صورتيكه طفل داراي پدر باشد پدر و در صورت غيبت پدر مادر مكلف به ثبت ولادت است. 2ـ در صورتيكه پدر طفل نامعلوم باشد تقاضاي ثبت موافق ماده69 خواهد شد. 3ـ در صورتيكه والدين طفل بدنيا آمده حيات نداشته و يا يكي از آنها غائب و ديگري حيات نداشته باشد و اظهاركننده قانوني نيز براي تنظيم سند ولادت طفل نباشد رئيس مؤسسه يا نمايندة او با حضور دو شاهد مكلف به ‌ثبت واقعه ولادت خواهد بود. 4ـ در صورتيكه طفل سرراهي بوده و والدين او مشخص نباشد پس از وصول صورت مجلس تنظيم شده از طرف مامورين انضباطي باظهار رئيس مؤسسه يا نمايندة او بدون حضور شاهد براي طفل سند ولادت تنظيم مي‌شود و بجاي شهود قيد ميشود بموجب صورتمجلس ارسالي مامور انضباطي.
ماده 58
در مواقعي كه اطفال سرراهي بكلانتري يا حاكم يا امنيه يا كدخدا تسليم ميشوند بايد با لباس و آنچه در بر دارند تحويل گردند مامورين مزبور مكلفند صورت مجلسي با ذكر شرح لباس علائم بدن و رنگ صورت و مو و كليه مشخصات طفل و ساير اوضاع و احوال او تنظيم نموده و صورتمجلس را براي نماينده ثبت احوال حوزه خود بفرستد.
تبصره
مامور ثبت احوال مكلف است عين صورتمجلس را بايگاني نموده و در ظرف 24 ساعت مراتب را براي تعيين قيم جهت طفل بپاركه بدايت محل كتبا اطلاع دهد تنظيم سند ولادت براي طفل موكول بتعيين قيم نبوده و در حدود ماده 57 باظهار رئيس مؤسسه كه طفل بانجا سپرده شده سند ولادت تنظيم و شناسنامه صادر ميشود.
ماده 59 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
در مورديكه مادر طفل معلوم و پدر نامعلوم باشد و مادر اظهاركننده واقع شود تنظيم سند باظهار مادر با قيد اينكه پدر نامعلوم باشد مانعي ندارد و در محل اسم پدر در جدول مواليد و در شناسنامه نوشته ميشود (نامعلوم).
ماده 60
هرگاه طفلي بدون حيات به نماينده ثبت احوال معرفي شود اعم از اينكه طفل مرده بدنيا آمده يا زنده و يا قبل از اطلاع بمامور ثبت احوال مرده باشد سند ولادت براي او تنظيم خواهد شد.
تبصره
اثبات اينكه اگر طفل مرده بدنيا آمده يا پس از ولادت مرده است بايد در مقابل محكمه بعمل آيد.
ماده 61
ثبت ولادت اطفالي كه پدر و مادر آنها تبعه خارجه بوده و جواز اقامت دولت ايران در دست دارند در دفاتر مخصوصي كه نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است بعمل خواهد آمد.
ماده 62
براي اطفال مذكور تصديق ولادت موافق نمونة كه ضميمه اين نظامنامه است تنظيم و به اولياء آنها تسليم ميشود و از سن 18 سالگي تا 19 سالگي به آنها ورقه شناسنامه موقت داده خواهد شد و پس از اكمال سن 19 تمام در ايران موافق ماده 976 و 977 قانون مدني رفتار خواهد شد.
ماده 63
اگر پدر و مادر طفل يا يكي از آنها در ايران متولد شده باشند چون طفل طبق ماده 976 قانون مدني تبعه ايران شناخته ميشود نماينده ثبت احوال ولادت طفل را در جدول مواليد ثبت و براي او ورقه شناسنامه صادر مينمايد.
ماده 64
هر گاه بين نماينده ثبت احوال و اولياء طفل اختلاف نظر راجع به تابعيت طفل حاصل شود يا اينكه معلوم نباشد پدر يا مادر طفل در ايران بدنيا آمده‌ اند يا در خارجه نماينده واقعه را در جدول مواليد اتباع ايران ثبت ولي از صدور شناسنامه يا تصديق ولادت خودداري كرده مراتب را با ذكر دلائل خود و مدارك طرف باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش خواهد داد تا بوسيله مقامات صالحه اقدامات مقتضي براي شناختن تابعيت طفل بعمل آيد نماينده ثبت احوال براي پس از رسيدن دستور بر طبق آن عمل خواهد كرد.
ماده 65
هر گاه پدر يا مادر طفل خود را تبعه خارجه دانسته ولي گذرنامه در دست نداشته باشند ورقه ولادت در دفتر مخصوص مواليد اتباع ايران ايران ثبت ليكن ورقه شناسنامه شناخته فرستاده نشده و محل ورقه شناسنامه پدر يا مادر سفيد خواهد ماند نماينده پس از ثبت واقعه فوراً مراتب را بوسيله دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش مي‌ دهد تا بوسيله مقامات مربوطه تحقيقات شدة و دستور صدور ورقه شناس نامه يا تصديق ولادت داده شود.
ماده 66
در مورد دو ماده قبل در صورتيكه اداره كل آمار و ثبت احوال صدور تصديق ولادت را دستور داد ضمناً اجازه ميدهد كه تا مندرجات ورقه ثبت شده در جدول مواليد اتباع ايران بدفتر مخصوص ولادت اتباع خارجه منتقل شده و در ظهر جدول مواليد مراتب قيد شود.
ماده 67
ثبت ولادت اتباع ايران در خارجه مطابق تشريفاتي كه براي ثبت ولادت مقرر است در قنسولگري‌ هاي ايران بعمل خواهد آمد و در محل امضاء نماينده ثبت احوال اسم و سمت قنسول يا ويس قنسول نوشته ميشود.
تبصره 1
كليه اعلاميه‌ هائيكه از طرف مامورين مذكور صادر ميشود و همچنين اعلاميه‌ هائيكه از طرف دفاتر آمار و ثبت احوال ولايتي براي سفارت‌ خانه‌ ها يا قونسولگري‌ ها ارسال ميگردد بتوسط اداره كل آمار و ثبت احوال خواهد بود.
تبصره 2
نسخه اول جداول مخصوص ثبت وقايع در آخر سال باداره كل آمار و ثبت احوال فرستاده خواهد شد.
ماده 68
دفاتر يادداشتي پلمپ شده بر طبق مندرجات جداول مربوطه بمواليد و متوفيات در قنسولگر‌ي‌ ها تهيه و بايگاني ميشود و همچنين دفاتر يادداشت آزادي از مندرجات جداول مواليد و متوفيات تهيه شده و بضميمه نسخه اول جداول وقايع كه در تبصره 2 ماده فوق نوشته شده باداره كل آمار و ثبت احوال فرستاده ميشود.
ماده 69
دفاتر سجل ولايتي مواليـد اتباع ايران ثبـت شـده در قونسولگري‌ هاي ايران در خارجه در مركز در دائره امور مربوطه باتباع شاهنشاهي در خارجه تنظيم ميگردد.
ماده 70
در صورت وقوع تولد در جهازات ناخداي كشتي بمحض وقوع ولادت و قبل از ورود به بندر در اوراق مخصوص سوش ‌داري كه نمونه آنضميمه اين نظامنامه است در 3 نسخه ولادت طفل را به ثبت خواهد رسانيد و يك نسخه از اوراق مزبور را بوالدين و نسخه ديگر را پس از ورود به بندر باداره كل بحريه تسليم مينمايد كه از طريق اداره مزبور باداره كل آمار و ثبت احوال فرستاده شود و نسخه سوم در نزد ناخدا بايگاني ميشود.
تبصره
اوراق مذكور در ماده فوق بايد قبل از آنكه چيزي در آن نوشته شود پلمپ گردد.
ماده 71
اداره كل آمار و ثبت احوال پس از دريافت ورقه مذكور در ماده فوق مراتب را بدفتر محل اقامت والدين طفل اطلاع ميدهد تا دفتر آنها را براي ثبت واقعه در جداول دعوت نمايد و در صورتيكه والدين طفل به‌ خارجه مسافرت نموده باشند نسخه مزبور به قنسولگري محل اقامت آنها فرستاده ميشود تا واقعه ولادت بوسيله قنسولگري‌ در جداول مربوطه ثبت شود پدر و مادر طفل نيز مكلف هستند پس از خروج از كشتي در ظرف 10 روز خود را باولين دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي يا اولين نماينده قونسولي ايران در خارجه معرفي نمايند تا ولادت طفل طبق مقررات ثبت ورقه شناسنامه صادر شود.
ماده 72
در صورتيكه واقعه ولادتي در موقع خود به ثبت نرسيده باشد ثبت آن در جداول سال جاري بعمل خواهد آمد و فقط از لحاظ حفظ حساب مواليد هر سال دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي مكلف است كه صورت عليحده نسبت باين قبيل متولدين باداره كل آمار و ثبت احوال بفرستد.
فصل پنجم
در ثبت متوفيات
ماده 73 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
طبيب معالج در صورت اطلاع از فوت و قابله در صورت حضور در موقع ولادت طفل متوفي و غسال پس از شستن مرده مكلفند در ظرف 24ساعت واقعه را كتبا بموجب ورقه تصديقنامه كه نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است به نماينده ثبت احوال اطلاع دهند.
ماده 74
بموجب ماده 6 قانون ثبت احوال مصوب 20 مرداد 1307 اشخاص ذيل مكلفند در ظرف 48 ساعت واقعه فوت را بنماينده ثبت احوال اطلاع دهند. نزديكترين اقرباي حاضر شخص متوفي يا وكيل يا نماينده آنها و در صورت نبودن اقرباي مذكور سرپرست ساكنين خانه و در صورت نبودن سرپرست مستخدمين خانه كه فوت در آنجا واقع شده.
ماده 75
ثبت واقعه فوت يا ارائه تصديق طبيب يا غسال با حضور دو شاهد بعمل ميايد.
تبصره
عدم ارائه تصديق طبيب يا غسال در موقعي كه دست‌ رسي به تحصيل چنين تصديقي نباشد مانع ثبت نخواهد بود و در اين صورت يا حضور دو شاهد ثبت بعمل خواهد آمد.
ماده 76
با ارائه تصديق شهرباني يا كلانتري كه خدا نايب‌ الحكومه يا امنيه يا قونسولگري يا طبيب ارتش نسبت (بمشموليني كه در مريضخانه‌ هاي ارتش فوت مي نمايند) كه دلالت بر فوت شخص معين در روز معين مينمايند اظهاركننده ميتواند بدون حضور شاهد هم فوت را به ثبت برساند.
تبصره
تصديق كدخدا براي غير از محل ماموريت او خواهد بود.
ماده 77
ثبت فوت در غير از محل وقوع فوت با انجام تشريفات لازمه مانعي ندارد.
تبصره
نماينده ثبت احوال مكلف است پس از ثبت در صورتيكه ورقه شناسنامه صادره از دفتر ديگري باشد واقعه فوت را با ارسال اعلاميه مخصوصي كه نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است بدفتر محل صدور ورقه شناسنامه متوفي اطلاع دهد.
ماده 78
نماينده ثبت احوال پس از ثبت واقعه فوت در صورتيكه ورقه شناسنامه متوفي در حوزه‌ اي كه فوت واقع شده صادر شده باشد واقعه فوت را در اسناد مربوطه به متوفي قيد خواهد نمود و همچنين در ورقه شناسنامه متوفي در محل مخصوص واقعه را قيد نموده و شناسنامه را به بازماندگان متوفي تسليم مي ‌نمايد.
ماده 79
دفتر آمار و ثبت احوال مربوطه پس از وصول اعلاميه فوت مراتب را در ظهر اسناد يا جدول مخصوص ولادت متوفي و ستون ملاحظات دفتر يادداشتي شهري و بلوكي و دفتر سجل ولايتي قيد مينمايد.
ماده 80
اگر متوفي يا اظهاركننده داراي ورقه شناسنامه نباشد ثبت واقعه بهيچوجه بتاخير نخواهد افتاد و فقط بجاي دارنده ورقه شناسنامه جمله بدون ورقه شناسنامه نوشته خواهد شد.
ماده 81
نماينده ثبت احوال در صورتي ‌كه نسبت بواقعه فوت ترديدي حاصل كند ميتواند بهر وسيله كه بنظر او ميرسد در موضوع واقعه فوت تحقيقاتي براي حصول اطمينان خود بنمايد.
تبصره
اقدامات و تحقيقات نماينده براي كسب اطمينان مانع از ثبت واقعه نخواهد شد و هر گاه در نتيجه تحقيقات معلوم شود كه اظهاركننده و شهود بر خلاف واقع اظهاراتي كرده‌ اند نماينده يا بازرس مراتب را بتوسط دفتر ثبت احوال ولايتي بپاركه محل اطلاع خواهد داد تا مرتكبين خلاف را از طريق قانوني تعقيب و درخواست ابطال سند فوت را از محاكم صالحه بنمايد.
ماده 82
در مورد فوت زوج يا زوجه نماينده ثبت بايستي مراتب را از ثبت واقعه فوت بدفتر محل صدور ورقه شناسنامه طرفي كه حيات دارد اعلام نمايد تا در ذيل ثبت ازدواج واقعه فوت هم ثبت شود.
ماده 83
ثبت فوت اشخاصيكه در مؤسسات مختلفه فوت مينمايند در صورتيكه اظهاركننده قانوني نداشته باشند باظهار رئيس مؤسسه يا نماينده او با حضور دو شاهد بعمل ميايد.
ماده 84
مامورين اداره شهرباني و امنيه مكلفند در صورت كشف جسد صورت مجلسي بر طبق نمونة كه اداره كل آمار و ثبت احوال مربوط ارسال و در مقابل رسيد اخذ نمايند.
تبصره
مامور ثبت احوال صورتمجلس را بايگاني نموده و هرگاه هويت شخصي كه جسد او كشف شده است بمامورين شهرباني و امنيه معلوم گردد باظهار آنها واقعه فوت را ثبت مينمايد.
ماده 85
در موقعيكه فوت در توقيفگاه يا زندان واقع شود رئيس آن اداره يا نماينده در مدت مقرره در نمونه مخصوصي كه براي اين منظور تهيه شده مراتب را بنماينده ثبت احوال مربوطه اطلاع خواهد داد تا بر طبق آن واقعه فوت ثبت گردد و همچنين پس از اجراي حكم محكومين باعدام واقعه بنماينده ثبت احوال در نمونه مزبوره داده ميشود كه واقعه را بثبت برساند مدرك فوت ميشود (بموجب اعلاميه اداره زندان شماره..................).
ماده 86
در موقعيكه فوت در اثر جنابت واقع شده باشد مامورين شهرباني يا امنيه طبق ماده 84 واقعه را بنمايندة ثبت احوال اعلام مينمايد.
تبصره
اگر قبل از وصول اعلاميه اداره شهرباني يا امنيه صاحبان واقعه با مدارك لازمه كه بموجب مواد 84 و 85 تنظيم شده براي ثبت واقعه فوت مراجعه نمودند مامور ثبت احوال به ثبت واقعه اقدام مينمايد علت فوت بهيچوجه نبايد در اسناد ثبت احوال ذكر شود:
ماده 87
اگر فوت در جنگ واقع شود دو مورد بايد درنظر گرفته شود. 1 ـ در صورتيكه هويت شخص متوفي معلوم شده باشد واقعه فوت از طريق وزارت جنگ در اوراقيكه نمونه آن ضميمه اين نظامنامه است به‌ اداره كل آمار و ثبت احوال اطلاع داده خواهد شد تا مراسم ثبت در آخرين محل اقامت متوفي بعمل آيد. نماينده ثبت احوال تطبيق ثبت را با نمونه ارسالي در ذيل سند امضاء خواهد نمود. 2 ـ در صورت معلوم نبودن هويت متوفي واقعه مزبور از طريق وزارت جنگ بر طبق صورتمجلس مخصوص باداره كل آمار و ثبت احوال اطلاع داده خواهد شد تا مراسم ثبت در دفتر آمار و ثبت احوال تهران بعمل آيد.
ماده 88
هرگاه در اثر حادثه از قبيل زلزله و حريق و غيره عده‌ اي تلف شدند و شناختن آنها ميسر نباشد مامورين شهرباني و امنيه و بهداري مكلف هستند صورتمجلسهاي مخصوصي را كه تنظيم كرده‌ اند براي نماينده ثبت احوال مربوطه بفرستند كه در محل مخصوص بايگاني شود.
ماده 89
اگر شخصي در بيمارستان فوت كند و هويت او معلوم نباشد واقعه فوت بموجب صورتمجلس بنماينده ثبت احوال اطلاع داده ميشود و بموجب همان صورتمجلس نماينده فوت را ثبت مينمايند.
تبصره
در صورتمجلس مزبور بايد سن تقريبي متوفي نوشته شود عين آن در محل ثبت بجاي ذكر شماره شناسنامه قيد گردد.
ماده 90
طفل مرده بدنيا آمده يا طفلي كه قبل از ثبت ولادت به مامور ثبت احوال مرده معرفي شده باشد در جدول متوفيات ثبت ميشود در اين مورد در محل مخصوص ثبت اسم متوفي قيد ميشود. (مرده معرفي شده).
ماده 91
ثبت فوت اتباع ايران در خارجه و كسانيكه در جهازات فوت مينمايند در جداول مخصوص بهمان كيفيتي است كه راجع بثبت ولادت آنان قيد شده.
تبصره
در صورتي كه فوت اتباع ايران در خارجه با ارائه تصديق مقامات صلاحيت‌ دار محل قونسولگر اظهار مي‌ شود ثبت فوت بر طبق تصديق مزبور در جدول مربوطه بدون اقامه شاهد مانعي ندارد و محل اسم شهود ذكر ميشود (بموجب تصديق شماره اداره ........................ ).
ماده 92
فوت اتباع خارجه در ايران در دفاتر مخصـوص با همان تشريفات كه براي ثبت فوت اتباع ايران مقرر است بعمل خواهد آمد و تصديق فوق در نمونه كه ضميمه اين نظامنامه است صادر و بوزارت امور خارجه بوسيلة اداره كل آمار و ثبت احوال فرستاده ميشود.
تبصره
اشخاص ذينفع نيز در صورتيكه تصديق اداره كل قونسولي وزارت امور خارجه را ابراز نمايند ميتوانند رونوشت مصدق تصديق فوت را با پرداخت حق تمبر قانوني تحصيل نمايند.
ماده 93
در صورتيكه محكمه صلاحيت‌ دار موافق ماده 994 قانون مدني حكم فوت فرضي غايبي را صادر نمايد باستناد حكم محكمه واقعه فوت در جدول و دفتر مخصوص ثبت فوت ثبت ميشود. ثبت واقعه در اين مورد حاجتي به معرفي شهود نداشته و فقط باستناد حكم محكمه و تقاضاي اظهاركننده ثبت بعمل ميايد در محل مدرك فوت شماره حكم و تاريخ آن و محكمه حاكمه و محل صدور حكم قيد ميشود.
تبصره
هرگاه حكم فوت فرضي از طرف محكمه ابطال گردد ثبت فوت نيز ابطال ميشود و در ظهر سند فوت و ساير مستنداتيكه حكم فوت قيد شده تذكر داده ميشود. (بموجب حكم شماره ...................... محكمه ..................... اين ثبت باطل شد و داراي اعتبار نيست.)
فصل ششم
در ثبت ازدواج و طلاق
ماده 94
در نقاطي كه دفاتر رسمي ازدواج و طلاق تاسيس شده و واقعه در دفاتر مزبوره به ثبت ميرسد رؤساي دفاتر رسمي بايد پس از ثبت واقعه مراتب را در اوراق شناسنامه زوجين درج نموده و در 15 و آخر هر ماه شمسي صورتي از وقايع مزبور در روي اوراق چايي كه اداره ثبت احوال تنظيم مينمايد تهيه و براي نماينده دفتر ثبت احوال حوزه خود ارسال دارند.
ماده 95
نماينده ثبت احوال پس از وصول صورت مزبور اعلاميه‌ هاي لازمه را كه دلالت بر وقوع ازدواج يا طلاق مينمايد صادر كرده بدفاتري كه اوراق شناسنامه زوجين را صادر نموده ارسال خواهد داشت تا دفاتر مزبوره مراتب را در مستندات مربوطه قيد نمايد.
ماده 96
در نقاطيكه دفاتر رسمي ازدواج و طلاق تاسيس نشده ثبت ازدواج و طلاق در نخستين جداول مربوطه بعمل خواهد آمد.
ماده 97
كليه عاقدين و مجريان صيغه مكلفند داراي دفاتر شرعيات بوده و پس از اجراي صيغه در روي اوراق چاپي كه اداره ثبت احوال تهيه كرده مراتب را قيد و بنماينده ثبت دفتر مربوطه اطلاع دهند و همچنين اشخاص مذكور مكلفند بزوجين اخطار نمايند كه واقعه را بدفاتر ثبت احوال محل در ظرف ده روز اطلاع دهند و الا تعقيب جزائي خواهند شد.
ماده 98
زوجين در مورد ازدواج و طلاق بايد در ظرف 10 روز از تاريخ وقوع ازدواج و طلاق مراتب را بنماينده ثبت مربوطه اطلاع‌ دهند و مامور ثبت پس از مراجعه بقباله نكاح يا طلاقنامه در حضور دو شاهد و اظهاركنندگان (زوج و زوجه) مراتب را در جدول مخصوص درج و بامضاء ميرساند.
تبصره
پس از واقعه نماينده ثبت در حاشيه يا در ظهر اين قباله و طلاقنامه شماره سند و تاريخ ثبت را درج خواهد كرد بدين طريق (در تاريخ 18 ماه خرداد سال 1316 در جدول ازدواج و طلاق تحت شماره ................. ثبت شده مهر و امضاء نماينده.)
ماده 99
هرگاه مجري صيغه واقعه را بنماينده اطلاع دهد و صاحبان واقعه در ظرف ده روز براي ثبت واقعه حاضر نشوند نماينده ثبت بوسيله مقامات مربوطه آنانرا تعقيب و واقعه را ثبت خواهد كرد.
ماده 100
نمايندة ثبت احوال پس از واقعه خلاصه آنرا در شناسنامه زوجين قيد خواهد نمود و ضمنا نماينده اعلاميه صادر و بدفتر محل صدور ورقه شناسنامه زوجين خواهد فرستاد كه دفتر صادركننده شناسنامه واقعه را در ظهر اسناد مربوطه ثبت نمايد.
ماده 101
ثبت واقعه ازدواج يا طلاق در غير از محل وقوع با انجام تشريفات مقرره و ارائه مدارك مانعي ندارد.
ماده 102
ثبت وقايع معوقه ازدواج و طلاق با ارائه مدارك لازمه در جداول مذكور در ماده 96 بعمل مي‌ آيد.
ماده 103
طرفين طلاق يا هر يك به تنهائي مي ‌توانند با حضور دو نفر شاهد و ارائه طلاقنامه واقعه را به ثبت برسانند.
ماده 104
نماينده ثبت واقعه ازدواج كساني را كه بسن رشد قانوني نرسيده‌ اند در جدول ثبت و مراتب را بوسيله دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي باداره كل آمار و ثبت احوال اطلاع خواهد داد.
ماده 105
ازدواج و طلاق اتباع ايران در خارجه مطابق مقررات اين نظامنامه (هر گاه بر خلاف قوانين ايران واقع نشده باشد) در قنسولگري‌ هاي ايران بثبت خواهد رسيد.
فصل هفتم
راجع باشخاصيكه تابعيت آنها روشن نيست
ماده 106
نسبت باشخاصيكه مخفيانه از خارجه داخل كشور ميشوند بطريق ذيل رفتار خواهد شد.
1
در صورتيكه شخص مزبور مدعي تابعيت ايران باشد بايد قبلاً بكميسيوني كه مركب از حاكم و رئيس اداره شهرباني و رئيس دفتر آمار و ثبت احوال است مراجعه نمايد تا كميسيون مزبور نسبت بهويت شخص مذكور تحقيقات نموده و چنانچه تابعيت خارجي او در نظر كميسيون احراز نشد باو تصديق خواهند داد تا با ارائه تصديق مزبور و اقامه دو شاهد بنماينده ثبت احوال مراجعه و ورقه شناسنامه دريافت نمايد و اگر شخص مزبور شهودي نداشته باشد بمعرفي مامور شهرباني يا نايب‌ الحكومه يا رئيس امنيه يا كدخدا ورقه شناسنامه باو داده ميشود.
2
در صورتيكه شخص مذكور مدعي تابعيت خارجي بود و تذكره يا اسناد ديگري كه مثبت تابعيت خارجي او باشد در دست نداشته باشد در تحت مراقبت شهرباني يا حكومت يا امنيه خواهد بود تا تابعيت او معلوم شود چنانچه تابعيت ايراني او معلوم شد رئيس شهرباني و غيره او را به ‌نماينده ثبت مربوطه معرفي مي‌ نمايد تا براي او بطريقي كه در قسمت يك ماده فوق نوشته شده اسناد ثبت احوال تنظيم و شناسنامه صادر شود.
فصل هشتم
در نام خانوادگي
ماده 107 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
تغيير نام خانوادگي در موارد ذيل ممكن است: 1ـ در صورتيكه نام مزبور در يك حوزه ثبت احوال (قلمرو يك دفتر آمار و ثبت احوال) تكرار شده باشد. 2ـ در صورتيكه نام مزبور از كلمات زشت و ناپسند و مستهجن بوده يا با آنها تركيب شده باشد. 3ـ در صورتيكه منظور وحدت نام خانوادگي باشد با ارائه اجازه از دارنده حق تقدم 4ـ در صورتيكه نام خانوادگي از اسامي ممنوع‌ الاستمال و قابل حذف تركيب شده باشد. 5 ـ در صورتيكه نام خانوادگي از لغات خارجي تركيب شده باشد. 6 ـ در صورتيكه نام مزبور از كلمات مركبه (سه كلمه يا بيشتر) تركيب شده باشد. 8 ـ در صورتيكه محكوميت جزائي باستثناي خلاف براي يكي از افراد خانواده پيش آمده باشد.
ماده 108
نامهاي ذيل را بعنوان نام خانوادگي نميتوان انتخاب نمود: 1ـ نامهاي منتسبه بخاندان سلطنت و القاب و اسامي مربوط بعناوين و مناصب دولتي و مؤسسات عمومي بطوركلي اعم از بسيط يا مركب. 2ـ نامهاي شركتها و مؤسسات تجارتي كه موافق قوانين مربوطه بثبت رسيده است. 3ـ نامهاي مشاهير و دانشمندان معروف كه اسامي آنها از طرف وزارت معارف معين شده باشد 4ـ نامهاي زشت و ناپسند و مستهجن 5 ـ نامهائيكه صورت القاب را دارد. 6 ـ لغات منتسب بزبانهاي خارجه 7ـ نامهائي را كه حق تقدم آن با ديگران است ولو با اضافه نمودن يك كلمه يا يك حرف به آن بطوريكه در معني هيچگونه تغييري نداده و موجب اشتباه باشد. مثل نعيمي و نعيمي طهراني يا بروجردي و الف بروجردي و همچنين نامهائي را كه در تلفظ شباهت نام دارنده مثل سمر و ثمر صواب و ثواب مهرابي محرابي.
تبصره
اشخاصيكه قبل از تصويب اين نظامنامه يكي از نامهاي مذكوره در فقره 1 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 ماده فوق را نام خانوادگي خود قرار داده‌اند مكلف بتغيير آن ميباشند.
ماده 109
كساني‌ كه بخواهند طبق مقررات اين نظامنامه نام خانوادگي خود را تغيير بدهند بايد ذكر دليل تقاضاي خود را بدفتر آمار و ثبت احوال محل بدهند و رئيس دفتر مكلف است مراتب را با ا‌ظهار نظريه باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش دهد تا پس از تصويب مركز به تغيير نام خانوادگي اقدام نمايد.
تبصره
دفتر آمار و ثبت احوال بايد در ضمن گزارش خود بلامعارض بودن نام خانوادگي انتخاب شده از طرف متقاضي را در حوزه ثبت (قلمرو دفتر) تصديق نمايد.
ماده 110
براي جلوگيري از تكرار نام خانوادگي در قلمرو هر دفتر آمار و ثبت و احوال دفاتري مقرر است كه كليه نامهاي انتخاب شده از طرف اشخاص بايد در آن دفتر ثبت شود.
ماده 111
نام خانوادگي جديد در متن صفحه مخصوص خلاصه ولادت درج و صفحه سفيد شناسنامه بطريق ذيل نوشته ميشود : (نام خانوادگي دارنده شناسنامه ................ طبق دستور..................... اداره كل آمار و ثبت احوال از ............ به .............. تغيير يافته است بتاريخ .......... امضاء و مهر) و در حاشيه مستندات و ستون ملاحظات دفاتر تغيير نام خانوادگي قيد خواهد شد.
ماده 112
حق تقدم نام خانوادگي اشخاص پس از فوت آنها بورثه قانوني آنها انتقال مي‌ يابد و ورثه مشتركا نسبت بنام خانوادگي خود داراي همان اختيار هستند كه صاحب تقدم داشته است.
ماده 113
اجازه‌ نامه اشخاصيكه بديگري اجازه اختيار نام خانوادگي خود را مي ‌دهند بايستي در شهرها بتصديق رؤساي دفاتر آمار و ثبت احوال (براي غيره حوزه ماموريت خود) يا دفاتر اسناد رسمي يا كلانتري و در قراء و قصبات بتصديق نايب ‌الحكومه يا كدخداي محل رسيده باشد و اجازه مزبور فقط شامل شخصي است كه باو اجازه داده شده و كساني كه قانوناً تابع او هستند و اجازه گيرنده حق ندارد بشخص ديگري اجازه لحوق بدهد مگر اينكه حق واگذاري در اجازه‌ نامه او تصريح شده باشد.
ماده 114
در موقعي كه بعضي از كلمات بايد بر طبق ساير قوانين و مقررات از اسامي اشخاص حذف شود صفحه مخصوص درج خلاصه ولادت با حذف كلمه مزبور تنظيم و در صفحه سفيد ورقه شناسنامه نوشته ميشود (مثلا كلمه ميرزا) يا صنيع‌ السلطنه بر طبق دستور شماره.................. از اسم صاحب ورثه يا اسم پدر و غيره حذف گرديده است تاريخ................. و امضاء و مهر) و همچنين در حاشيه اسناد و ستون ملاحظات دفتر قيد ميشود (در تاريخ ............... بر طبق دستور شماره................ المثني با حذف كلمه .............. از.............. صادر گرديد. محل امضاء و مهر)
ماده 115
نسبت باشخاصيكه اسامي شخصي آنها بايد بجهت قانوني تغيير كند اسامي جديدي را كه اختيار مي ‌كنند در حاشيه مستندات ثبت احوال و در متن ورقه شناسنامه ذكر و در صفحه سفيد ورقه بشرح ذيل نوشته ميشـود (اسم صاحـب ورقه بر طبق دستـور شماره ................... از ................. به ......................... تبديل مييابد بتاريخ .................... امضاء و مهر).
تبصره
در مواقعي كه اسم شخصي تغيير مييابد در اسناد سجلي اولاد و دفاتريكه اسم او مندرج است اسم جديد بعد از اسم قديم با مركب قرمز درج و در صفحه سفيد شناسنامه اولاد يا عيال او نيز نوشته ميشود (اسم پدر يا اسم شوهر دارنده شناسنامه شماره ..................... از ..................... به ..................... تغيير يافته است بتاريخ ...................... امضاء و مهر).
ماده 116
تغييرات راجع به سن و يا تغييرات ديگري كه بموجب احكام صادره از محاكم در اسناد سجلي داده مي ‌شود پس از ثبت در مستندات سجلي در متن ورقه شناسنامه ثبت شده و مندرجات قبل از تصحيح در صفحه سفيد ورقه شناسنامه يادداشت ميشود.
فصل نهم
راجع بالمثني
ماده 117
المثني شناسنامه وقتي داده ميشود كه ورقه شناسنامه مفقود يا عين ورقه مستعمل تسليم شده باشد.
ماده 118
امضاء المثني از وظايف مختصه نماينده حوزه ثبت و يا رئيس دفتر آمار و ثبت احوال ولايتي است.
ماده 119
اداره ثبت احوال ميتواند نسبت به اشخاصيكه در خارجه شناسنامه تحصيل نموده‌ اند از روي اسناد سجلي آنها كه در مركز موجود است المثني صادر نمايد.
ماده 120 (منسوخه 07ˏ06ˏ1400)منسوخه 1400/06/07
المثني ورقه شناسنامه فقط بصاحب آن يا وكيل ثابت‌الوكاله و يا در صورتيكه صغير باشد بولي و قيم و وصي يا مادر صغير داده ميشود.
ماده 121
المثني شناسنامه با مراجعه به نخستين مستندات و دفاتر يادداشت تهيه ميشود.
تبصره
در صورتيكه دفتر يادداشتي پلمپ شده كه با اسناد تطبيق شده باشد در اختيار رئيس حوزه باشد رئيس حوزه ميتواند از روي دفتر مزبور المثني بدهد.
ماده 122
در صورتيكه در اسناد اشتباهاتي ديده شود كه رفع آن قانونا با اداره كل آمار و ثبت احوال باشد دفتر مربوطه مراتب را باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش نموده و پس از صدور دستور و رفع اشتباه المثني داده ميشود.
ماده 123
اگر اختلافي بين اسناد يا خدشه در آنها باشد تقاضاكننده قبل از رفع اختلاف المثني بخواهد صدور المثني با تشريح اختلاف يا خدشه مانعي ندارد منتهي قسمت مورد اختلاف يا خدشه در محل خود در صفحه خلاصه ولادت نوشته نشده و در حاشيه همان صفحه نوشته ميشود مثلاً راجع به اسم پدر يا تاريخ تولد و غيره به صفحه سفيد دفتر شناسنامه مراجعه شود و در صفحه سفيد شرح اختلاف يا خدشه ذكر خواهد شد مثلاً اگر اختلاف در تاريخ تولد بوده و در يك نسخه 1256 و ديگري 1266 و دفتر يادداشتي (1276) باشد در صفحه سفيد نوشته ميشود تاريخ ولادت دارنده شناسنامه شماره... در يك نسخه از اسناد 1256 و در يك نسخه 1266 و در دفتر 1276 است امضاء و مهر و همچنين در صورتيكه تاريخ تولد (1286) بوده مخدوشا به (1276) تبديل شده باشد. نوشته ميشود. تاريخ ولادت دارنده شناسنامه .......سال 1286 بوده و مخدوشا به 1276 تبديل شده. مهر و امضاء
ماده 124
براي اشخاصيكه با تسليم ورقه شناسنامه مستعمل تقاضاي المثني ميكنند در صورتي كه مندرجات شناسنامه مستمعل با مندرجات تخستين مستندات و دفاتر مربوطه اختلاف داشته باشد بايستي مطابق مندرجات مستندات المثني صادر شده و در صفحه سفيد ورقه شناسنامه شرح اختلاف تذكر داده شود.
فصل دهم
مواد متفرقه
ماده 125
رؤساي دفاتر و نمايندگان ثبت احوال و بازرسان اداره كل آمار و ثبت احوال جز در مورديكه نسبت بورقه شناسنامه سوء ظن حاصل شده و تصور ارتكاب جرمي رود حق ندارند ورقه شناسنامه را كه در دست مردم است از آنها اخذ نمايند و در صورتيكه باخذ شناسنامه مبادرت نمودند بايد بلافاصله شرح قضيه را با فرستادن عين ورقه باداره كل آمار و ثبت احوال گزارش دهند و الا مسئول خواهند بود.
ماده 126
هر گاه در ضمن اجراي اين نظامنامه نواقصي مشاهده شده يا اصلاحاتي در نظامنامه لازم باشـد اداره كل آمار و ثبت احـوال ميتواند آنرا بكميسيون قضائي ثبت احوال مراجعه نموده و پس از تصويب كميسيون و موافقت نظر وزارت داخله مواد تصويب شده را به موقع اجراء بگذارد.
ماده 127
نظامنامه قانون ثبت احوال مصوب شهريور 1314 ملغي و اين نظامنامه كه مشتمل بر ده فصل و يكصد و بيست و هفت ماده است از تاريخ اول فروردين 1316 بموقع اجراء گذارده ميشود.

نسخه‌ها (پردهٔ زمانی)