« بازگشت به فهرست
ابطال بخشنامه شماره 32055/10 مورخ 1385/5/29 مديريت منابع آب ايران
متندار
مرجع تصویب: دیوان عدالت اداری
اطلاعات پایه
| طبقه بندی | — |
|---|
| نوع قانون | رأی/نظر |
|---|
| تاريخ اجرا | — |
|---|
| مرجع ابلاغ | — |
|---|
| مرجع تصويب | — |
|---|
| آخرین وضعیت | — |
|---|
| تاريخ تصويب | — |
|---|
| تاریخ ابلاغ | — |
|---|
| شماره ابلاغ | — |
|---|
| تاریخ انتشار | — |
|---|
| تاریخ سند تصويب | — |
|---|
| شماره سند تصویب | — |
|---|
| تاریخ روزنامه رسمي | — |
|---|
| شماره روزنامه رسمي | — |
|---|
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
رأي شماره 305، 306، 307 هيأت عمومي ديوان عدالت اداري درخصوص ابطال بخشنامه شماره 10/32055 مورخ 29/5/1385 مديريت منابع آب ايران شماره 86/139 ، 541 ـ 85/748 تاريخ: 6/5/1387 شماره دادنامه: 305، 306، 307 كلاسه پرونده: 85/748 و86/139، 541 مرجع رسيدگي: هيأت عمومي ديوان عدالت اداري. شاكي: آقاي براتعلي ميرزايي و آقاي نقدعلي فيضي اسفروديني و آقاي اصغر قنبري. موضوع شكايت و خواسته: ابطال بخشنامه شماره 10/32055 مورخ 29/5/1385 مديريت منابع آب ايران. مقدمه: وكيل شكات به شرح دادخواستهاي تقديمي اعلام داشتهاند، بند يك ماده 24 آييننامه اجرايي فصل دوم توزيع عادلانه آب مصوب 18/7/1363 و همچنين بخشنامه 100/62055 مورخ 29/5/1385 معاونت وزارت نيرو در امور آب اشكالاتي به نظر ميرسد. آييننامه از آن جهت كه راجع به پر و مسلوب المنفعه نمودن چاههايي كه قبل از وضع قانون توزيع عادلانه آب حفر شده، مقرراتي خلاف قانون وضع نموده كه در قانون پيشبيني نشده بخشـنامه از اين جهت كه در پيروي از آن (مـاده 24 آيـيننامه) و حتـي فراتر از آن نسبت به مواردي كه كميسيون راجع به صدور پروانه بهرهبرداري در اثر تعلل به تصميمگيري در فرجه قانوني، مبادرت ننموده دستوراتي را در مورد پر و مسلوبالمنفعه نمودن چاههاي قديمي صادر و حقوق مكتسبه مالكين اين گونه چاهها (چاههايي كه قبل از وضع قانون توزيع عادلانه آب حفر و مورد بهرهبرداري قرار داشته) كه تنها ممر مشروب نمودن محصولات كشاورزي بوده را با مخاطره پر كردن مواجه نمودهاند. الف ـ مغايرت بند يك ماده 24 آييننامه با قانون توزيع عادلانه آب: به موجب صدر ماده 3 قانون توزيع عادلانه آب، استفاده از آبهاي زيرزميني از طريق حفر چاه با اجازه وزارت نيرو بوده كه وفق مقررات به صدور پروانه حفر و بهرهبرداري اقدام ميكند و به موجب تبصره ماده 3، از تاريخ تصويب قانون (تا لغو تبصره 29/12/1384) صاحبان چاههايي كه قبل ازتصويب اين قانون (16/12/1361) مبادرت به حفر چاه نموده باشند، بايستي به وزارت نيرو مراجعه و پروانه بهرهبرداري اخذ نمايند. چنانچه طبق نظر كارشناس وجود چاه مضربه مصالح عمومي تشخيص داده شود، آن چاه مسدود ميگردد. اعم از اينكه اينگونه چاهها در محل ممنوعه واقع شده باشد يا نه بنابراين آييننامه نميتوانسته بدون رعايت قانون مذكور، مقرراتي راجع به پر و مسلوب المنفعه نمودن چاههايي كه در اجراي ماده 3 و تبصره آن مالكين براي صدور پروانه بهرهبرداري مراجعه كردهاند مقرراتي خلاف قانون توزيع عادلانه آب وضع نمايد. ب ـ بررسي موارد خلاف قانون بخشنامه: در قسمتي از بخشنامه مبحوث عنه ذكر شده «... نظر به اتمام مهلت مقرر در ماده واحده مذكور ... و ماده24 آييننامه اجرائي .... كليه چاههاي فاقد پروانه ... پر و مسلوبالمنفعه شده و به وضع سابق اعاده گردد...» اولاً چه در قانون توزيع عادلانه آب مصوب سال 1361 و چه آييننامه اجرايي آن هيچ گاه در مورد مشابه به مسلوب المنفعه بودن و پر نمودن چاه محفور، قبل از تصويب قانون مذكور، حكم نشده تنها موردي كه براي مسدود نمودن چاه پيشبيني شده در مقررات تبصره 3 قانون توزيع عادلانه آب مصوب 1361 بوده كه به موجب آن هرگاه استفاده از چاه مضـر به مصالح عمومي تشخيص داده شود، نسبت به مسدود نمودن چاه اقدام ميشد، كه اين تبصره نيز به موجب قانون الحاق يك ماده به قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت مصوب 30/4/1384 لغو گرديده است. ثانياً، استناد به ماده 24 آييننامه نسبت به مورد خروجي موضوع دارد به عبارتي ماده 24 آييننامه اجرايي فصل دوم قانون توزيع عادلانه آب، مشمول چاههايي است كه بدون مجوز پس از وضع قانون (1361) حفر شده و يا در حال حفر باشد و مشمول چاههاي محفوره قديمي قبل از 1361 كه تاكنون در حال بهرهبرداري است، نميباشد. اين معنا از بند يك ماده 24 آييننامه كه اشعار داشته، « چاههايي كه بدون مجوز حفر يا در حال حفر ميباشد...» بدست ميآيد كه مبحث پر و مسلوب المنفعه نمودن. چاه زماني صادق است كه حفر پس از قانون توزيع عادلانه آب مصوب 1361 انجام گرفته باشد يا در حال حفر باشد. لذا تسري مجازات پر و مسلوب المنفعه نمودن مندرج در ماده 24 آييننامه به مورد چاه متعلقه، مندرج در بخشنامه مغاير با حقوق مكتسبه و مخالف با قانون است. 2ـ در قسمت ديگري از بخشنامه مورد اعتراض آمده است، «... و تنها پرونده چاههايي كه قبل از تاريخ29/12/1384 مورد بازديد كارشناس قرارگرفته و كميسيون رسيدگي به صدور پروانه نيز صراحتاً نسبت به ادامه بهرهبرداري از آنها اظهار نظر نموده است، روال معمول خود را طي خواهد نمود...» لذا متقاضي ابطال بند يك مـاده 24 آييننامه فوقالذكر و بخشنامه شماره 10/32055 مورخ 29/5/1385 مديريت منابع آب ميباشم. مدير عامل شركت منابع آب ايـران در پاسخ طي نامه شماره 100/6/7163 مورخ 23/11/1386 اعلام داشته است، در اجراي سياستهاي كلي نظام و اعمال حاكميت حقوق عمومي بر عرصه منابع آب و به منظور پيشگيري از وقوع فاجعه انساني و امكان تثبيت آبهاي شيرين و حفاظت از آنها، تامين آب شرب، و ... قانونگذار در سال 1384 بـا تصويب ماده الحاق يك ماده به قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين، تبصره ذيل ماده 3 قانون توزيع عادلانه آب را با لحاظ آثار منفي و مترتب بر آن لغو و تحت هر عنوان صدور پروانه بهرهبرداري جهت چاههاي غيرمجاز محفوره را بعد از تصويب قانون توزيع عادلانه آب غيرقانوني اعلام نمود. اين اقدام مطابق قانون و در راستاي اختيارات حاكميتي از جمله اصل 45 قانون اساسي ايران است. مسئوليت حفظ و نگهداري كليه آبهاي سطحي ـ درياها ـ بركهها از مشتركات بوده و توسط مقنن صورت گرفته و به تبع آن وزارت نيرو عهده دار وظايف حاكميتي فوق است. ليكن بهرهبرداران غير مجاز از آبهاي زيرزميني به اين اقدامات معترض ميباشند كه اين امر را با اين اعتراضات با نص صريح قانون اساسي و قانون مدني مغايرت اساسي دارد. زيرا مقوله آب يك امر حاكميتي و جزء حقوق عمومي است. به همين منظور پس از تصويب ماده واحده فوق در سال 1384 به دليل اهميت و گستردگي آبهاي زيرزميني و حفظ سرمايههاي ملي و حقوق ساير كشاورزان وزارت نيرو بخشنامه معترضعنه به شماره 100/32055 مورخ 29/5/1385 را تدوين و ابلاغ نموده است. مراتب به كليه صاحبان چاههاي محفوره غير مجاز به وسيله آگهي منتشره ابلاغ و اعلام گرديده بود كه جهت ارائه درخواست در مهلت قانوني و اخذ پروانه بهرهبرداري به شركتهاي آب منطقهاي مراجعه نمايند و مطابق بخشنامه استنادي چنانچه قبل از تصويب متقاضيان اقدامات قانوني اوليه را جهت تشكيل پرونده و تحويل مدارك و مستندات و بازديد دو نفر كارشناس و عدم اضرار به منافع عمومي را به انجام و اثبات رسانيده باشند و كميسيونهاي رسيدگي به صدور پروانههاي شركت نيز صراحتاً اظهار نظر مثبت نموده باشد و به منظور توجه به حقوق مكتسبه اشخاص پيشبيني لازم جهت صدور مجوز بهرهبرداري جهت متقاضيان چاههاي بدون پروانه در بخشنامه و قانون موصوف به عمل آيد. بنابراين همانگونه كه ملاحظه ميفرماييد با تدوين و ابلاغ بخشنامه معترضعنه موجبي براي عدم توجه به حقوق مكتسبه كشاورزان و متقاضيان وجود نداشته و با رعايت اصول و ضوابط قانوني اين اقدام صورت پذيرفته است. بديهي است پس از انقضاي مهلتهاي قانوني مندرج در ماده واحده عملاً و قانوناً مجوز قانوني دال بر صدور پروانه بهرهبرداري چاههاي موضوع تبصره ذيل ماده 3 قانون توزيع عادلانه آب براي اين قبيل چاهها وجود نداشته و وزارت نيرو نميتواند مشكلات اين قبيل متقاضيان را مرتفع نمايد و به تقاضاي آنها رسيدگي و احتمالاً پروانه بهرهبرداري صادر نمايد. بنابراين به لحاظ فقدان عنصر الزام قانوني، هرگونه اقدامي در جهت صدور پروانه بهرهبرداري فاقد توجيه فني و منطقي و قانوني است. از اينرو بهمنظور جلوگيري از سوءاستفاده احتمالي اشخاص سودجو با توسل به روشهاي غيرقانوني با حفر چاه مدعي صدور مجوز بهرهبرداري از چاههاي غيرمجاز ميباشند. به موجب بخشنامه معترضعنه ترتيبي اتخاذ گرديد تا شركت آب منطقهاي از تشكيل پرونده جديد از ابتداي سال 1385 ممانعت نموده و از طرفي موجبات تعقيب متخلفين (بهرهبرداران غيرمجاز از آبهاي زيرزميني) در اجراي ماده 45 قانون توزيع عادلانه آب و ساير موازين جزايي فراهم آمده است. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري در تاريخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشكيل و پس از بحث و بررسي و انجام مشاوره با اكثريت آراء به شرح آتي مبادرت بـه صدور رأي مينمايد رأي هيأت عمومي الف ـ با عنايت به وظايف و مسئوليتهاي وزارت نيرو در زمينه نظارت بر كيفيت استفاده از منابع آب زيرزميني در جهت استفاده بهينه و مطلوب از آنها و جلوگيري از نقصان و يا اتلاف منابع مذكور به شرح مقرر در قانون توزيع عادلانه آب مصوب 1361 و اينكه قانونگذار به شرح قسمت اخير ماده واحده قانون الحاق يك ماده به قانون وصول برخي از درآمدهاي دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب 1384 وزارت نيرو را مكلف به تعيين تكليف چاههاي بدون پروانه، حفر شده در مناطق ممنوعه قبل از تصويب قانون توزيع عادلانه آب موضوع تبصره ذيل ماده 3 قانون فوقالذكر تا پايان سال 1384 نموده و با انقضاء مدت مذكور تبصره فوقالذكر را ملغي اعلام داشته است. بنابه جهات فوقالذكر بخشنامه شماره 10/55/320 مورخ 29/5/1385 معاون وزير نيرو در امور آب كه در اجراي قانون فوق الاشعار ضرورت انسداد و مسلوب المنفعه شدن چاههاي آب فاقد پروانه حفر شده در تمامي دشتهاي آزاد و ممنوعه را با كسب مجوز از مراجع ذيصلاح مورد تأكيد قرار داده است، مغايرتي با قانون ندارد و خارج از حدود اختيارات قانوني مربوط نميباشد. ب ـ به موجب ماده 5 قانون توزيع عادلانه آب در مناطق غير ممنوعه حفر چاه و استفاده از آب آن براي مصرف خانگي و شرب و بهداشتي و باغچه تا ظرفيت آبدهي 25 متر مكعب در شبانه روز بدون نياز به صدور پروانه حفر و بهرهبرداري مجاز اعلام شده است. بنابراين اطلاق بند يك ماده 24 آييننامه اجرائي قانون مذكور مبني بر انسداد و مسلوب المنفعه نمودن چاههاي حفر شده و يا در حال حفر كه شامل موارد مصرح در ماده 5 قانون فوقالذكر نيز ميباشد خلاف قانون و خارج از حدود اختيارات قوه مجريه در وضع مقررات دولتي تشخيص داده ميشود و به استناد قسمت دوم اصل 170 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و ماده يك و بند يك ماده 19 و ماده 42 قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 ابطال ميگردد. هيأت عمومي ديوان عدالت اداري معاون قضائي ديوان عدالت اداري ـ مقدسي فرد