قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

كتاب دوم قانون مدني در تابعيت كه در تاريخ 27 بهمن 1313 شمسي بتصويب مجلس شوراي ملي رسيده است

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1313/11/27
مرجع تصویب: مجلس شوراي ملي
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

طبقه بندیندارد
نوع قانونقانون
تاريخ اجرا1314/12/01
مرجع ابلاغنخست وزير
مرجع تصويبمجلس شوراي ملي
آخرین وضعیت1344/04/01
تاريخ تصويب1313/11/27
تاریخ ابلاغ1313/12/15
شماره ابلاغ8465ج
تاریخ انتشاراز جلد دوم>كتاب دوم>ماده 976 تا جلد دوم>كتاب پنجم>ماده 1030
تاریخ سند تصويب
شماره سند تصویب
تاریخ روزنامه رسمي1313/12/19
شماره روزنامه رسمي1845

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
كتاب دوم قانون مدني در تابعيت كه در تاريخ 27 بهمن 1313 شمسي بتصويب مجلس شوراي ملي رسيده است مصوب 1313,11,27 با اصلاحات و الحاقات بعدي
كتاب دوم در تابعيت
ماده 976
اشخاص ذيل تبعه ايران محسوب ميشوند: 1 - كليه ساكنين ايران باستثناي اشخاصي كه تبعيت خارجي آنها مسلم باشد تبعيت خارجي كساني مسلم است كه مدارك تابعيت آنها مورد‌ اعتراض دولت ايران نباشد. 2 - كساني كه پدر آن ها ايراني است اعم از اينكه در ايران يا در خارجه متولد شده باشند. 3 - كساني كه در ايران متولد شده و پدر و مادر آنان غيرمعلوم باشد. 4 - كساني كه در ايران از پدر و مادر خارجي كه يكي از آنها در ايران متولد شده بوجود آمده‌ اند. 5 - كساني كه در ايران از پدري كه تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسيدن بسن هيجده سال تمام لااقل 1 سال ديگر در ايران‌ اقامت كرده باشند و الا قبول شدن آنها بتابعيت ايران بر طبق مقرراتي خواهد بود كه مطابق قانون براي تحصيل تابعيت ايران مقرر است. 6 - هر زن تبعه خارجي كه شوهر ايراني اختيار كند. 7 - هر تبعه خارجي كه تابعيت ايران را تحصيل كرده باشد.
تبصره
اطفال متولد از نمايندگان سياسي و قنسولي خارجه مشمول فقره 4 و 5 نخواهند بود.
ماده 978
اشخاص مذكور در فقره 4 و 5 حق دارند پس از رسيدن بسن هيجده سال تمام تا يك سال تابعيت پدر خود را قبول كنند مشروط بر اينكه در ظرف مدت فوق اظهاريه كتبي تقديم وزارت خارجه نمايند و تصديق دولت متبوع پدرشان داير به اين كه آنها را تبعه خود خواهند شناخت ضميمه‌ اظهاريه باشد
ماده 978
نسبت باطفالي كه در ايران از اتباع دولي متولد شده‌ اند كه در مملكت متبوع آنها اطفال متولد از اتباع ايراني را بموجب مقررات تبعه ‌خود محسوب داشته و رجوع آنها را بتبعيت ايران منوط باجازه مي ‌كنند معامله متقابله خواهد شد.
ماده 979
اشخاصي كه داراي شرايط ذيل باشند ميتوانند تابعيت ايران را تحصيل كنند: 1 - بسن هيجده سال تمام رسيده باشند. 2 - 5 سال اعم از متوالي يا متناوب در ايران ساكن بوده باشند. 3 - فراري از خدمت نظامي نباشند. 4 - در هيچ مملكتي به جنحه مهم يا جنايت غيرسياسي محكوم نشده باشند. ‌در مورد فقره دوم اين ماده مدت اقامت در خارجه براي خدمت دولت ايران در حكم اقامت در خاك ايران است.
ماده 980
كسانيكه به امور عام ‌المنفعه ايران خدمت يا مساعدت شاياني كرده باشند و همچنين اشخاصي كه داراي عيال ايراني و از او اولاد دارند ‌و يا داراي مقدمات عالي علمي و متخصص در امور عام ‌المنفعه هستند و تقاضاي ورود به تابعيت دولت شاهنشاهي را مي‌ نمايند در صورتيكه دولت ‌ورود آن ها را به تابعيت دولت شاهنشاهي صلاح بداند بدون رعايت شرط اقامت ممكن است با تصويب هيئت وزراء به تبعيت ايران قبول شوند.
ماده 981
اگر در ظرف مدت 5 سال از تاريخ صدور سند تابعيت معلوم شود شخصي كه به تبعيت ايران قبول شده فراري از خدمت نظام بوده و‌ هم چنين هر گاه قبل از انقضاي مدتي كه مطابق قوانين ايران نسبت بجرم يا مجازات مرور زمان حاصل مي ‌شود معلوم گردد شخصي كه به تبعيت قبول‌ شده محكوم بجنحه مهم يا جنايت عمومي است هيئت وزراء حكم خروج او را از تابعيت ايران صادر خواهد كرد
تبصره
اتباع خارجه كه بتابعيت ايران قبول مي ‌شوند در صورتيكه در ممالك خارجه متوقف باشند و مرتكب عمليات ذيل شوند علاوه بر‌ اجراي مجازاتهاي مقرره با اجازه هيئت وزراء تابعيت ايران از آنها سلب خواهد شد: الف - كسانيكه مرتكب عملياتي بر ضد امنيت داخلي و خارجي مملكت ايران شوند و مخالفت و ضديت با اساس حكومت ملي و آزادي بنمايند. ب - كسانيكه خدمت نظام وظيفه را بطوري كه قانون ايران مقرر مي ‌دارد ايفاء ننمايند.
ماده 982
اشخاصي كه تحصيل تابعيت ايراني نموده يا بنمايند از كليه حقوقي كه براي ايرانيان مقرر است باستثناء حق رسيدن بمقام وزارت و كفالت و يا هر گونه ماموريت سياسي خارجه بهره مند مي شوند ليكن نميتوانند بمقامات ذيل نائل گردند مگر پس از ده سال از تاريخ صدور سند تابعيت: 1 - عضويت مجالس مقننه 2 - عضويت انجمن هاي ايالتي و ولايتي و بلدي 3 - استخدام وزارت امور خارجه
ماده 983
درخواست تابعيت بايد مستقيما يا بتوسط حكام يا ولات بوزارت امور خارجه تسليم شده و داراي منضمات ذيل باشد: 1 - سواد مصدق اسناد هويت تقاضا كننده و عيال و اولاد او. 2 - تصديقنامه نظميه دائر بتعيين مدت اقامت تقاضا كننده در ايران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مكنت كافي يا شغل معين براي تأمين معاش وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات راجعه بشخص تقاضا كننده را تكميل و آنرا بهيئت وزراء ارسال خواهد نمود تا هيئت مزبور در قبول ‌يا رد آن تصميم مقتضي اتخاذ كند در صورت قبول شدن تقاضا سند تابعيت بدرخواست ‌كننده تسليم خواهد شد
ماده 984
زن و اولاد صغير كساني كه بر طبق اين قانون تحصيل تابعيت ايران مينمايند تبعه دولت ايران شناخته مي ‌شوند ولي زن در ظرف 1 سال از تاريخ صدور سند تابعيت شوهر و اولاد صغير در ظرف يكسال از تاريخ رسيدن بسن هيجده سال تمام مي‌ توانند اظهاريه كتبي بوزارت امور‌ خارجه داده و تابعيت مملكت سابق شوهر و يا پدر را قبول كند ليكن باظهاريه اولاد اعم از ذكور و اناث بايد تصديق مذكور در ماده 977 ضميمه شود
ماده 985
تحصيل تابعيت ايراني پدر بهيچوجه درباره اولاد او كه در تاريخ تقاضانامه بسن هيجده سال تمام رسيده‌ اند مؤثر نمي ‌باشد.
ماده 986
زن غير ايراني كه در نتيجه ازدواج ايراني ميشود مي ‌تواند بعد از طلاق يا فوت شوهر ايراني به تابعيت اول خود رجوع نمايد مشروط بر‌ اينكه وزارت امور خارجه را كتبا مطلع كند ولي هر زن شوهر مرده كه از شوهر سابق خود اولاد دارد نمي‌ تواند مادام كه اولاد او بسن 18 سال تمام‌ نرسيده از اين حق استفاده كند و در هر حال زني كه مطابق اين ماده تبعه خارجه مي‌ شود حق داشتن اموال غير منقوله نخواهد داشت مگر در حدودي كه ‌اين حق باتباع خارجه داده شده باشد و هر گاه داراي اموال غير منقول بيش از آنچه كه براي اتباع خارجه داشتن آن جايز است بوده يا بعدا بارث‌ اموال غير منقولي بيش از آن حد باو برسد بايد در ظرف يكسال از تاريخ خروج از تابعيت ايران يا دارا شدن ملك در مورد ارث مقدار مازاد را بنحوي از انحاء باتباع ايران منتقل كند والا اموال مزبور با نظارت مدعي ‌العموم محل بفروش رسيده و پس از وضع مخارج فروش قيمت بانها داده‌ خواهد شد
ماده 987
زن ايراني كه با تبعه خارجه مزاوجت مي نمايد به تابعيت ايراني خود باقي خواهد ماند مگر اين كه مطابق قانون مملكت زوج تابعيت شوهر به واسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحميل شود ولي در هر صورت بعد از وفات شوهر و يا تفريق بصرف تقديم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصديق فوت شوهر و يا سند تفريق تابعيت اصليه زن با جميع حقوق و امتيازات راجعه به آن مجددا به او تعلق خواهد گرفت
تبصره ۱
هر گاه قانون تابعيت مملكت زوج زن را بين حفظ تابعيت اصلي و تابعيت زوج مخير بگذارد در اين مورد زن ايراني كه بخواهد تابعيت مملكت زوج را دارا شود و علل موجهي هم براي تقاضاي خود در دست داشته باشد بشرط تقديم تقاضا نامه كتبي بوزارت امور خارجه ممكن است با تقاضاي او موافقت گردد
تبصره ۲
زنهاي ايراني كه بر اثر ازدواج تابعيت خارجي را تحصيل مي كنند حق داشتن اموال غير منقول جز آنچه كه در موقع ازدواج دارا بوده اند ندارند اين حق هم به وراث خارجي آنها منتقل نمي شود مندرجات ماده ۹۸۸ در قسمت خروج از ايران مشمول زنان مزبور نخواهد بود
ماده 988
اتباع ايران نميتوانند تبعيت خود را ترك كنند مگر بشرايط ذيل: 1 - بسن 25 سال تمام رسيده باشند. 2 - هيئت وزراء خروج از تابعيت آنان را اجازه دهد. 3 - قبلا تعهد نمايند كه در ظرف يكسال از تاريخ ترك تابعيت حقوق خود را بر اموال غير منقول كه در ايران دارا مي ‌باشند و يا ممكن است‌ بالوراثه دارا شوند ولو قوانين ايران اجازه تملك آن را باتباع خارجه بدهد بنحوي از انحاء باتباع ايراني منتقل كنند زوجه و اطفال كسي كه بر طبق‌ اين ماده ترك تابعيت مي‌ نمايند اعم از اينكه اطفال مزبور صغير يا كبير باشند از تبعيت ايراني خارج نميگردد مگر اينكه اجازه هيئت وزراء شامل آنها‌ هم باشد. 4 - خدمت تحت ‌السلاح خود را انجام داده باشند
تبصره
كسانيكه بر طبق اين ماده مبادرت بتقاضاي ترك تابعيت ايران و قبول تبعيت خارجي مي‌ نمايند علاوه بر اجراي مقرراتي كه ضمن فقره 3 از اين ماده درباره آنان مقرر است بايد در مدت يك سال از ايران خارج شوند چنانچه در ظرف مدت مزبور خارج نشوند مقامات صالحه امر باخراج‌ آنها و فروش اموالشان صادر خواهند نمود و چنين اشخاصي هر گاه در آتيه بخواهند به ايران بيايند اجازه مخصوص هيئت وزراء آنهم براي يكدفعه و ‌مدت معين لازم است
ماده 989
هر تبعه ايراني كه بدون رعايت مقررات قانوني بعد از تاريخ 1280 شمسي تابعيت خارجي تحصيل كرده باشد تبعيت خارجي او‌ كان ‌لم ‌يكن بوده و تبعه ايران شناخته ميشود ولي در عين حال كليه اموال غيرمنقوله او با نظارت مدعي ‌العموم محل بفروش رسيده و پس از وضع‌ مخارج فروش قيمت آن باو داده خواهد شد و بعلاوه از اشتغال بوزارت و معاونت وزارت و عضويت مجالس مقننه و انجمن هاي ايالتي و ولايتي و ‌بلدي و هر گونه مشاغل دولتي محروم خواهد بود
ماده 990
از اتباع ايران كسي كه خود يا پدرشان موافق مقررات تبديل تابعيت كرده باشند و بخواهند بتبعيت اصليه خود رجوع نمايند بمجرد ‌درخواست به تابعيت ايران قبول خواهند شد مگر آنكه دولت تابعيت آنها را صلاح نداند
ماده 991
تكاليف مربوطه باجراء قانون تابعيت و اخذ مخارج دفتري (حقوق شانسلري) در مورد كساني كه تقاضاي ورود و خروج از تابعيت دولت شاهنشاهي و تقاضاي بقاء به تابعيت اصلي را دارند بموجب نظامنامه كه بتصويب هيئت وزراء خواهد رسيد معين خواهد شد.
كتاب سوم
در اسناد سجل احوال
ماده 992
سجل احوال هر كس بموجب دفاتري كه براي اين امر مقرر است معين ميشود.
ماده 993
امور ذيل بايد در ظرف مدت و بطريقي كه بموجب قوانين يا نظامات مخصوصه مقرر است بدايره سجل احوال اطلاع داده شود 1 - ولادت هر طفل و همچنين سقط هر جنين كه بعد از ماه ششم از تاريخ حمل واقع شود 2 - ازدواج اعم از دائم و منقطع 3 - طلاق اعم از بائن و رجعي و همچنين بذل مدت 4 - وفات هر شخص
ماده 994
حكم فوت فرضي غايب كه بر طبق مقررات كتاب پنجم از جلد دوم اين قانون صادر ميشود بايد در دفتر سجل احوال ثبت شود
ماده 995
تغيير مطالبي كه در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممكن نيست مگر بموجب حكم محكمه
ماده 996
اگر عدم صحت مطالبي كه بدائره سجل احوال اظهار شده است در محكمه ثابت گردد يا هويت كسي كه در دفتر سجل احوال بعنوان ‌مجهول ‌الهويه قيد شده است معين شود و يا حكم فوت فرضي غايب ابطال گردد مراتب بايد در دفاتر مربوطه سجل احوال قيد شود
ماده 997
هر كس بايد داراي نام خانوادگي باشد اتخاذ نام هاي مخصوصي كه بموجب نظامنامه اداره سجل احوال معين ميشود ممنوع است
ماده 998
هر كس كه اسم خانوادگي او را ديگري بدون حق اتخاذ كرده باشد ميتواند اقامه دعوي كرده و در حدود قوانين مربوطه تغيير نام‌ خانوادگي غاصب را بخواهد اگر كسي نام خانوادگي خود را كه در دفاتر سجل احوال ثبت كرده است مطابق مقررات مربوطه باين امر تغيير دهد هر ذي نفع ميتواند در ظرف مدت و ‌بطريقيكه در قوانين يا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض كند
ماده 999
سند ولادت اشخاصيكه ولادت آنها در مدت قانوني بدائره سجل احوال اظهار شده است سند رسمي محسوب خواهد بود
ماده 1000
ساير مطالب راجع بسجل احوال بموجب قوانين و نظامنامه‌ هاي مخصوصه مقرر است
ماده 1001
مامورين قنسولي ايران در خارجه بايد نسبت به ايرانيان مقيم حوزه ماموريت خود وظايفي را كه بموجب قوانين و نظامات جاريه بعهده دواير سجل احوال مقرر است انجام دهند.
كتاب چهارم در اقامتگاه
ماده 1002
اقامتگاه هر شخصي عبارت از محلي است كه شخص در آنجا سكونت داشته و مركز مهم امور او نيز در آنجا باشد اگر محل سكونت ‌شخصي غير از مركز مهم امور او باشد مركز امور او اقامتگاه محسوب است اقامتگاه اشخاص حقوقي مركز عمليات آنها خواهد بود
ماده 1003
هيچكس نميتواند بيش از يك اقامتگاه داشته باشد
ماده 1004
تغيير اقامتگاه بوسيله سكونت حقيقي در محل ديگر بعمل ميايد مشروط بر اينكه مركز مهم امور او نيز بهمان محل انتقال يافته ‌باشد
ماده 1005
اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است معذالك زني كه شوهر او اقامتگاه معلومي ندارد و همچنين زنيكه با رضايت شوهر‌ خود و يا با اجازه محكمه مسكن عليحده اختيار كرده ميتواند اقامتگاه شخصي عليحده نيز داشته باشد
ماده 1006
اقامتگاه صغير و محجور همان اقامتگاه ولي يا قيم آنها است
ماده 1007
اقامتگاه مامورين دولتي محلي است كه در آنجا ماموريت ثابت دارند.
ماده 1008
اقامتگاه افراد نظامي كه در ساخلو هستند محل ساخلو آنهاست
ماده 1009
اكراشخاص كبير كه معمولا نزد ديگري كار يا خدمت ميكنند در منزل كارفرما يا مخدوم خود سكونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان‌ اقامتگاه كارفرما يا مخدوم آنها خواهد بود.
ماده 1010
اگر ضمن معامله يا قراردادي طرفين معامله يا يكي از آنها براي اجراي تعهدات حاصله از آن معامله محلي غير از اقامتگاه حقيقي خود ‌انتخاب كرده باشد نسبت به دعاوي راجعه بان معامله همان محلي كه انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و هم چنين است در صورتيكه براي ابلاغ اوراق دعوي و احضار و اخطار محلي را غير از اقامتگاه حقيقي خود معين كند.
كتاب پنجم
در غايب مفقود الاثر
ماده 1011
غايب مفقود الاثر كسي است كه از غيبت او مدت بالنسبه مديدي گذشته و از او بهيچوجه خبري نباشد
ماده ۱۰۱۲
اگر غائب مفقود الاثر براي اداره اموال خود تكليفي معين نكرده باشد و كسي هم نباشد كه قانوناً حق تصدي امور او را داشته باشد ‌محكمه براي اداره اموال او يكنفر امين معين ميكند تقاضاي تعيين امين فقط از طرف مدعي ‌العموم و اشخاص ذينفع در اين امر قبول ميشود
ماده ۱۰۱۳
محكمه ميتواند از اميني كه معين ميكند تقاضاي ضامن يا تضمينات ديگر نمايد
ماده ۱۰۱۴
اگر يكي از وراث غايب تضمينات كافيه بدهد محكمه نميتواند امين ديگري معين نمايد و وارث مزبور باين سمت معين خواهد شد
ماده ۱۰۱۵
وظائف و مسئوليت هاي اميني كه بموجب مواد قبل معين ميگردد همان است كه براي قيم مقرر است
ماده ۱۰۱۶
هرگاه هم فوت و هم تاريخ فوت غايب مفقود الاثر مسلم شود اموال او بين وراث موجود حين ‌الموت تقسيم ميگردد اگرچه يك يا‌ چند نفر آنها از تاريخ فوت غايب به بعد فوت كرده باشد
ماده ۱۰۱۷
اگر فوت غايب بدون تعيين تاريخ فوت ثابت گردد محكمه بايد تاريخي را كه فوت او در آن تاريخ محقق بوده معين كند در اين صورت‌ اموال غائب بين وراثي كه در تاريخ مزبور موجود بوده‌ اند تقسيم ميشود
ماده ۱۰۱۸
مفاد ماده فوق در موردي نيز رعايت ميگردد كه حكم موت فرضي غايب صادر شود
ماده ۱۰۱۹
حكم موت فرضي غايب در موردي صادر مي ‌شود كه از تاريخ آخرين خبري كه از حيوة او رسيده است مدتي گذشته باشد كه عادتا‌ چنين شخصي زنده نمي‌ ماند.
ماده ۱۰۲۰
موارد ذيل از جمله مواردي محسوب است كه عادتا شخص غائب زنده فرض نمي ‌شود: ۱ - وقتي كه ده سال تمام از تاريخ آخرين خبري كه از حيوة غائب رسيده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غائب از۷۵ سال گذشته باشد ۲ - وقتي كه يكنفر بعنواني از عناوين جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاريخ انعقاد صلح بگذرد بدون اينكه‌ خبري از او برسد هرگاه جنگ منتهي بانعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور ۵ سال از تاريخ ختم جنگ محسوب ميشود ۳ - وقتي كه ۱ نفر حين سفر بحري در كشتي بوده كه آن كشتي در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاريخ تلف شدن كشتي گذشته ‌باشد بدون اينكه از آن مسافر خبري برسد.
ماده ۱۰۲۱
در مورد فقره اخير ماده قبل اگر با انقضاء مدتهاي ذيل كه مبدء آن از روز حركت كشتي محسوب ميشود كشتي به مقصد نرسيده باشد ‌و در صورت حركت بدون مقصد به بندري كه از آنجا حركت كرده برنگشته و از وجود آن بهيچوجه خبري نباشد كشتي تلف شده محسوب ‌ميشود الف - براي مسافرت در بحر خزر و داخل خليج فارس يكسال ب - براي مسافرت در بحر عمان - اقيانوس هند - بحر احمر - بحر سفيد (‌مديترانه) - بحر سياه و بحر آزوف دو سال ج - براي مسافرت در ساير بحار سه سال
ماده ۱۰۲۲
اگر كسي در نتيجه واقعه ‌اي بغير آنچه در فقره ۲ و۳ ماده ۱۰۲۰ مذكور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و يا در طياره بوده‌ و طياره مفقود شده باشد وقتي ميتوان حكم موت فرضي او را صادر نمود كه پنجسال از تاريخ دچار شدن بخطر مرگ بگذرد بدون اينكه خبري از‌حيوة مفقود رسيده باشد
ماده ۱۰۲۳
در مورد مواد ۱۰۲۰ و ۱۰۲۱ و ۱۰۲۲ محكمه وقتي ميتواند حكم موت فرضي غائب را صادر نمايد كه در يكي از جرائد محل و يكي ‌از روزنامهاي كثيرالانتشار طهران اعلاني در سه دفعه متوالي هر كدام بفاصله ۱ ماه منتشر كرده و اشخاصي را كه ممكن است از غائب خبري داشته‌ باشند دعوت نمايد كه اگر خبر دارند باطلاع محكمه برسانند هر گاه يكسال از تاريخ اولين اعلان بگذرد و حيات غايب ثابت نشود حكم موت‌ فرضي او داده ميشود
ماده ۱۰۲۴
اگر اشخاص متعدد در يك حادثه تلف شوند فرض بر اين مي‌ شود كه همه آنها در آن واحد مرده‌ اند. ‌مفاد اين ماده مانع از اجراء مقررات مواد ۸۷۳ و ۸۷۴ جلد اول اين قانون نخواهد بود
ماده ۱۰۲۵
وراث غائب مفقود الاثر مي توانند قبل از صدور حكم موت فرضي او نيز از محكمه تقاضا نمايند كه دارائي او را به تصرف آن‌ها بدهد ‌مشروط براينكه اولا غائب مزبور كسي را براي اداره كردن اموال خود معين نكرده باشد و ثانيا دو سال تمام از آخرين خبر غائب گذشته باشد بدون اينكه حيات يا ممات او معلوم باشد. در مورد اين ماده رعايت ماده ۱۰۲۳ راجع باعلان مدت يكسال حتمي است
ماده ۱۰۲۶
در مورد ماده قبل وراث بايد ضامن و يا تضمينات كافيه ديگر بدهند تا در صورت مراجعت غائب و يا در صورتيكه اشخاص ثالث‌ حقي بر اموال او داشته باشند از عهده اموال يا حق اشخاص ثالث برآيند تضمينات مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضي غائب باقي خواهد بود
ماده ۱۰۲۷
بعد از صدور حكم فوت فرضي نيز اگر غايب پيدا شود كسانيكه اموال او را به عنوان وراثت تصرف كرده‌ اند بايد آنچه را كه از اعيان ‌يا عوض و يا منافع اموال مزبور حين پيدا شدن غائب موجود ميباشد مسترد دارند
ماده ۱۰۲۸
اميني كه براي اداره كردن اموال غايب مفقودالاثر معين مي‌ شود بايد نفقه زوجه دائم يا منقطعه كه مدت او نگذشته و نفقه او را زوج‌ تعهد كرده باشد و اولاد غائب را از دارائي غايب تاديه نمايد در صورت اختلاف در ميزان نفقه تعيين آن بعهده محكمه است
ماده ۱۰۲۹
هرگاه شخصي چهار سال تمام غايب مفقود الاثر باشد زن او مي تواند تقاضاي طلاق كند در اين صورت با رعايت ماده ۱۰۲۳ حاكم او‌ را طلاق مي‌ دهد
ماده ۱۰۳۰
اكر شخص غائب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نمايد نسبت بطلاق حق رجوع دارد ولي بعد از انقضاء مدت ‌مزبور حق رجوع ندارد.

نسخه‌ها (پردهٔ زمانی)