« بازگشت به فهرست
نظر مشورتي 7/1401/363 مورخ 1401/12/15 اداره كل حقوقي قوهقضائيه در خصوص اينكه چنانچه نتايج به كارگيري شيوههاي مندرج در ماده 500 مكرر قانون مجازات اسلامي (تعزيرات) به تحقق هر يك از اقدامات مندرج در بندها منتهي شود، ركن مادي جرم محقق است هر چند واژههاي «مغاير» و «مخل» از نظر لغوي متفاوت ميباشند و بين اين دو واژه ميتوان قائل به رابطه عموم و خصوص مطلق بود
متندار
تاریخ تصویب: 1401/12/15
مرجع تصویب: اداره کل حقوقی قوه قضائیه
اطلاعات پایه
| طبقه بندی | — |
|---|
| نوع قانون | رأی/نظر |
|---|
| تاريخ اجرا | — |
|---|
| مرجع ابلاغ | — |
|---|
| مرجع تصويب | — |
|---|
| آخرین وضعیت | — |
|---|
| تاريخ تصويب | 1401/12/15 |
|---|
| تاریخ ابلاغ | — |
|---|
| شماره ابلاغ | — |
|---|
| تاریخ انتشار | — |
|---|
| تاریخ سند تصويب | — |
|---|
| شماره سند تصویب | — |
|---|
| تاریخ روزنامه رسمي | — |
|---|
| شماره روزنامه رسمي | — |
|---|
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
استعلام : با عنايت به ماده 500 مكرر قانون مجازات اسلامي (تعزيرات، الحاقي 1399) و ابهامات موجود خواهشمند است به پرسشهاي زير پاسخ دهيد: 1- منظور از القائات رواني در صدر ماده فوقالذكر چيست؟ با توجه به استفاده قانونگذار از حرف «واو» بين عبارت شيوههاي كنترل ذهن و القائات رواني، آيا جهت تحقق بزه، استفاده از شيوههاي كنترل ذهن و القائات رواني در هر دو بند ذيل ماده الزامي است و يا آنكه با عنايت به سياق ماده استفاده از شيوههاي كنترل ذهن مربوط به بند اول ماده و استفاده از القائات رواني مربوط به بند دوم ماده است؟ 2- با توجه به اينكه در بند 2 ماده فوقالذكر، فعاليت آموزشي و تبليغي انحرافي مغاير و يا مخل با شرع مقدس اسلام به عنوان ركن مادي بزه بيان شده است، آيا بين مغاير و مخل تفاوتي وجود دارد؟ 3- با توجه به اينكه در بند 2 ماده فوقالذكر، فعاليت آموزشي و تبليغي انحرافي مغاير و مخل با شرع مقدس اسلام به عنوان ركن مادي بزه بيان شده است، منظور از اصطلاح شرع مقدس اسلام چيست؟ آيا اين اصطلاح شامل تمام تعاليم فقهي عقيدتي (كلامي) اخلاقي و عرفاني اسلام است يا برخي از اين تعاليم مدنظر ميباشد؟ 4- چنانچه منظور از اصطلاح شرع مقدس اسلام اعم از موارد فوقالذكر باشد يا برخي از آن، آيا تمامي محتواي شرع اعم از اصول و فروع و جزئيات فروع را شامل ميشود يا فقط شامل مطالب اصولي و اساسي فقهي، عقيدتي و يا عرفاني اسلام ميشود؟ براي مثال، فعاليتهاي آموزشي تبليغي انحرافي در حوزه مهدويت نظير يمانيها از اين جهت كه فروع مسائل اعتقادي در حوزه مهدويت جزء اعتقادات اساسي مذهب شيعه ميباشد؛ اما جزء اصول پنجگانه دين (توحيد، عدل، معاد، نبوت و امامت) نيست، آيا مغاير يا مخل به شرع مقدس اسلام محسوب ميشود؟ يا فعاليت انحرافي كه اعتقادات اساسي و مهم شيعه همچون زيارت، توسل، شفاعت و نذر را زير سؤال ميبرد و معتقد به آنها را مشرك و بدعتگذار ميخواند، مغاير يا مخل به شرع مقدس اسلام محسوب ميشود؟ 5- با توجه به اختلافات فراوان فقهي عقيدتي مذاهب مختلف اسلامي، آيا منظور از شرع مقدس اسلام شامل همه مذاهب اسلامي است يا تنها مذهب حقه جعفري اثنيعشري است كه در اصل دوازدهم قانون اساسي به عنوان مذهب رسمي كشور بيان شده است؟ 6- آيا جهت تحقق بزه فعاليت آموزشي و تبليغي انحرافي بايد صرفاً نسبت به پيروان مذهب حقه جعفري اثنيعشري انجام شود يا اينكه شامل پيروان ديگر مذاهب اسلامي و ديگر اديان رسمي مورد تأييد در قانون اساسي نيز ميباشد؟ براي مثال، آيا فعاليت آموزشي و تبليغي سلفيگري و وهابيت در بين اهل تسنن ايران را نيز شامل ميشود يا فعاليت آموزشي و تبليغي فرق انحرافي مسيحيت نسبت به مسيحيان مورد تأييد در قانون اساسي را نيز شامل ميشود؟ 7- آيا جهت تحقق بزه فعاليت آموزشي و تبليغي انحرافي، بايد صرفاً نسبت به پيروان مذهب حقه جعفري اثنيعشري انجام شود يا اينكه پيروان ديگر فرق و اديان غير رسمي كه مورد تأييد در قانون اساسي نيستند را نيز شامل ميشود؟ براي مثال، آيا فعاليت آموزشي و تبليغي بهائيت نسبت به افرادي كه بهاييزاده ميباشند را نيز شامل ميشود؟ 8- با عنايت به اينكه طبق اصل سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، مسيحيت به عنوان يك اقليت ديني به رسميت شناخته شده است و با توجه به اينكه دين مسيحيت خود شامل سه فرقه اصلي كاتوليك، ارتودوكس و پروتستان است و اين فرقهها نيز شامل 105 زيرفرقه در مسيحيت؛ بهويژه در فرقه پروتستان هستند، كدام يك از اين فرقههاي مسيحيت طبق اصل سيزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به رسميت شناخته ميشوند؟ 9- با توجه به اينكه مقنن ماده فوقالذكر را در فصل اول از كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي با عنوان جرايم ضد امنيت داخلي و خارجي كشور بيان نموده است، رسيدگي به اين بزه در صلاحيت كدام دادگاه است؟ دادگاه انقلاب يا دادگاه كيفري دو؟ نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه : 1- ماده 500 مكرر الحاقي 1399 به قانون مجازات اسلامي (تعزيرات مصوب 1375) در مقام جرمانگاري شيوههايي است كه منتهي به كنترل ذهن و القائات رواني شده است و بندهاي 1 و 2 اين ماده به گونهاي نيست كه برخي شيوهها به يكي از اين بندها اختصاص يابد؛ بنابراين در فرض سؤال، چنانچه نتايج به كارگيري شيوههاي مندرج در ماده يادشده به تحقق هر يك از اقدامات مندرج در بندها منتهي شود، ركن مادي جرم محقق است. 2- هر چند واژههاي «مغاير» و «مخل» از نظر لغوي متفاوت ميباشند و بين اين دو واژه ميتوان قائل به رابطه عموم و خصوص مطلق بود؛ از اين حيث كه هر عمل و اقدام مخل شرع، مغاير آن نيز ميباشد؛ اما برخي مغايرها، «مخل» تلقي نميشوند؛ با وجود اين، در جرمانگاري موضوع ماده 500 مكرر الحاقي 1399 به قانون مجازات اسلامي (تعزيرات مصوب 1375) با عنايت به جرمانگاري هرگونه فعاليت آموزشي و يا تبليغي انحرافي مغاير با شرع مقدس اسلام با تحقق اين عنوان، ركن مادي جرم محقق ميشود. 3، 4 و 5- منظور از عبارت «شرع مقدس اسلام» در بند 2 ماده 500 مكرر الحاقي 1399 به قانون مجازات اسلامي (تعزيرات مصوب 1375)، اصول اعتقادي ديني و ضروريات و مسلمات مذهب جعفري اثني عشري است. 6 و 7- فعاليت آموزشي و يا تبليغي انحرافي كه مغاير و يا مخل به شرع مقدس اسلام باشد؛ اعم از آنكه مخاطب اين فعاليت انحرافي فرد مسلمان باشد يا غير مسلمان، مشمول ماده يادشده ميباشد. 8- اين بخش از استعلام مستلزم تفسير قانون اساسي است و با عنايت به مواد 2 و 5 «دستورالعمل نحوه استعلام حقوقي و پاسخ به آن در قوه قضاييه» مصوب 19/9/1398، پاسخگويي به آن از وظايف اداره كل حقوقي خارج است. 9- با توجه به اينكه ماده 500 مكرر الحاقي 1399 به قانون مجازات اسلامي (تعزيرات مصوب 1375) در فصل اول جرايم ضد امنيت داخلي و خارجي كشور آمده است؛ لذا جرايم موضوع اين ماده از جمله جرايم عليه امنيت داخلي و خارجي محسوب ميشود و رسيدگي به اين جرايم طبق بند «الف» ماده 303 قانون آيين دادرسي كيفري مصوب 1392، در صلاحيت «دادگاه انقلاب» است.