قوانین — بایگانی محلی مرورگر آفلاین دادهٔ دریافت‌شده از qavanin.ir
« بازگشت به فهرست

بخشنامه وزارت دادگستري راجع به برابرهاي فارسي بعضي از تركيبات عربي

متن‌دار
تاریخ تصویب: 1318/09/29
مرجع تصویب: وزير دادگستري
مشاهدهٔ اصل سند در qavanin.ir ↗

اطلاعات پایه

اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.

متن قانون

راهنمای رنگ‌بندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
بخشنامه وزارت دادگستري راجع به برابرهاي فارسي بعضي از تركيبات عربي مصوب 1318,09,29
در فرهنگستان براي پاره‌ از تركيبات عربي برابرهاي مانوس فارسي برگزيده شده و مورد تصويب نيز واقع شده است كه در پائين درج: جديد البنا تازه ساز ـ نوساز ـ نوساخت جديد الاحداث نوبنيان ـ نوبنياد ـ تازه بنياد جديد الورود نورسيده ـ تازه رسيده ـ تازه وارد ـ نوآمده عند الامكان اگر بشود ـ هر زمان بشود ـ هر گاه بشود حتي الامكان تابتوان علي قدرالامكان چندانكه بتوان ـ چندانكه بشود مهما امكن تا بتوان ـ باندازه توانائي عندالضروره اگر لازم باشد ـ اگر بايستي عندالحاجه هنكام [هنگام] حاجت ـ وقت حاجت ـ هنكام [هنگام] نياز علي‌الخصوص بويژه ـ بخصوص غيرممكن الوقوع نشدني قابل اجرا انجام پذير ـ اجرا پذير ـ پيش بردني غيرقابل اجراء انجام ناپذير ـ اجرا ناپذير ـ پيش نرفتني قابل قبول پذيرفتني ـ باوركردني غيرقابل قبول ناپذيرفتني ـ باورنكردني لدي الورود همينكه رسيد ـ برسيدن ـ بورود ـ بامدن ـ همينكه آمد ـ تا آمد ـ تا رسيد مجهول‌الهويه ناشناس ـ ناشناخت ـ بي نام و نشان ـ گمنام متفقّ الراي هم راي ـ همداستان متفق القول ـ متفق الكلام هم سخن ـ يگدل [يكدل] ـ يكزبان ـ همزبان ـ هم آواز عنقريب زودي ـ بهمين زودي ـ بهمين نزديكي ـ زود- زود باشد كه في‌الفور ـ علي الفور دردم ـ بي‌درنك [بي درنگ]ـ هماندم ـ در زمان صحيح المزاج صحيح البنيه تن درست ـ سالم بالضروره ناچار ـ ناگزير في‌المجلس همانجا ـ درجاي صعب ‌الوصول دشوار رس ـ دشوارياب ـ ديرياب صعب العبور بد ـ سخت ـ دشوار ـ دشوار رونده ـ دشخوار سهل الوصول آسان رس ـ آسان ياب سهل العبور آسان ـ خوب ـ آسان رو سريع الانتقال تندفهم ـ زودفهم ـ تندهوش ـ تندياب- زودياب- تيزهوش بطي الانتقال ديرفهم ـ كندفهم ـ ديرياب ـ كم هوش ـ كودن سريع العمل تندكار ـ چالاك بالاخره ـ الغرض باري ـ آخر آخرالامر ـ عاقبت‌الامر سرانجام ـ آخركار ـ بآخر فاسدالاخلاق زشت خوي ـ بدخوي ـ تبه خوي فارغ البال آسوده خاطر ـ آسوده دل مرفه الحال با آسايش ـ آسوده ـ آسوده حال ـ تن آسا مقضي المرام كامياب ـ كامروا اباعن جد پدر بر پدر ـ پشت درپشت با حسن وجوه و با حسن شقوق ببهترين راه ـ ببهترين صورت ـ به بهترين روي ـ ببهترين روش طرفة العين چشم بهم ‌زدن ـ بيكدم ـ بيك چشم زدن ـ بيك چشم زد دستورالعمل دستور ـ دستوركار علي العميا (علي ‌العمي) كوركورانه ـ نسنجيده ـ ناسنجيده من البدو الي الختم ازسرتا ته ـ سراسر ـ از آغاز تا انجام ـ از اول تا آخر- از سر تا بن ـ سر تا سر سنه ماضيه سال گذشته سنوات ماضيه سالهاي گذشته عليهذا از اينرو ـ بنابراين هذه السنه امسال مفقودالاثر گم شده ـ ناپيدا ـ ناپديد ـ پي ‌گم حسب الوظيفه برحسب وظيفه ـ بنا بوظيفه ـ از روي وظيفه حسب الامر بدستور ـ بفرمان ـ بفرمود ـ بفرمايش حسب المعمول بنابمعمول ـ بر حسب معمول علي الرسم برسم ـ چنانكه رسم است علي الظاهر بظاهر ـ برحسب ظاهر ـ بصورت ـ برحسب صورت قديم الايام از ديرباز ـ روزكار [روزگار] پيش ـ روزگار پيشين صحيح العمل درستكار ـراستكار- درست كردار معذالك با اين حال ـ با اينهمه- با وجود اين من حيث المجموع روي هم رفته و لزوماً ابلاغ ميشود بعد از اين آنها را بكار ببريد.
كفيل وزارت دادكستري [دادگستري] ـ سروري