« بازگشت به فهرست
قانون مدني مصوب 17 فروردين ماه 1314
متندار
تاریخ تصویب: 1314/01/17
مرجع تصویب: مجلس شوراي ملي
اطلاعات پایه
| طبقه بندی | ندارد |
|---|
| نوع قانون | قانون |
|---|
| تاريخ اجرا | 1314/02/26 |
|---|
| مرجع ابلاغ | نخست وزير |
|---|
| مرجع تصويب | مجلس شوراي ملي |
|---|
| آخرین وضعیت | — |
|---|
| تاريخ تصويب | 1314/01/17 |
|---|
| تاریخ ابلاغ | 1333/12/14 |
|---|
| شماره ابلاغ | 713 |
|---|
| تاریخ انتشار | ازجلددوم<كتاب هفتم>باب اول>فصل چهارم>ماده 1062تاجلددوم>كتاب هفتم>باب اول>فصل هشتم>ماده 1119 |
|---|
| تاریخ سند تصويب | — |
|---|
| شماره سند تصویب | — |
|---|
| تاریخ روزنامه رسمي | 1314/02/15 |
|---|
| شماره روزنامه رسمي | 1887 |
|---|
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
قانون مدني مصوب 17 فروردين ماه 1314 مصوب 1314,01,17 با اصلاحات و الحاقات بعدي
ماده 1062
نكاح واقع ميشود بايجاب و قبول به الفاظيكه صريحا دلالت بر قصد ازدواج نمايد.
ماده 1063
ايجاب و قبول ممكن است از طرف خود مرد و زن صادر شود و يا از طرف اشخاصي كه قانونا حق عقد دارند.
ماده 1064
عاقد بايد عاقل و بالغ و قاصد باشد.
ماده 1065
توالي عرفي ايجاب و قبول شرط صحت عقد است.
ماده 1066
هرگاه يكي از متعاقدين يا هر دو لال باشند عقد باشاره از طرف لال نيز واقع مي شود مشروط بر اينكه بطور وضوح حاكي از انشاء عقد باشد.
ماده 1067
تعيين زن و شوهر بنحوي كه براي هيچيك از طرفين در شخص طرف ديگر شبهه نباشد شرط صحت نكاح است.
ماده 1068
تعليق در عقد موجب بطلان است.
ماده 1069
شرط خيار فسخ نسبت بعقد نكاح باطل است ولي در نكاح دائم شرط خيار نسبت بصداق جايز است مشروط بر اينكه مدت آن معين باشد و بعد از فسخ مثل آنست كه اصلا مهر ذكر نشده باشد.
ماده 1070
رضاي زوجين شرط نفوذ عقد است و هرگاه مكره بعد از زوال كره عقد را اجازه كند نافذ است مگر اينكه اكراه بدرجه بوده كه عاقد فاقد قصد باشد
ماده 1071
هريك از مرد و زن مي تواند براي عقد نكاح وكالت بغير دهد.
ماده 1072
در صورتيكه وكالت بطور اطلاق داده شود وكيل نميتواند موكله را براي خود تزويج كند مگر اينكه اين اذن صريحا باو داده شده باشد.
ماده 1073
اگر وكيل از آنچه كه موكل راجع به شخص يا مهر يا خصوصيات ديگر معين كرده تخلف كند صحت عقد متوقف بر تنفيذ موكل خواهد بود
ماده 1074
حكم ماده فوق در موردي نيز جاري است كه وكالت بدون قيد بوده و وكيل مراعات مصلحت موكل را نكرده باشد
ماده 1075
نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معيني واقع شده باشد.
ماده 1076
مدت نكاح منقطع بايد كاملا معين شود
ماده 1077
در نكاح منقطع احكام راجع به وراثت زن و بمهر او همان است كه در باب ارث و در فصل آتي مقرر شده است.
ماده 1078
هر چيزي را كه ماليت داشته تملك نيز باشد ميتوان مهر قرار داد
ماده 1079
مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آن ها بشود معلوم باشد.
ماده 1080
تعيين مقدار مهر منوط به تراضي طرفين است.
ماده 1081
اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تاديه مهر در مدت معين نكاح باطل خواهد بود نكاح و مهر صحيح ولي شرط باطل است
ماده 1082
بمجرد عقد زن مالك مهر ميشود و ميتواند هر نوع تصرفي كه بخواهد در آن بنمايد
ماده 1083
براي تاديه تمام و يا قسمتي از مهر ميتوان مدت يا اقساطي قرار داد
ماده 1084
هر گاه مهر عين معين باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از عقد و قبل از تسليم معيوب و يا تلف شود شوهر ضامن عيب و تلف است
ماده 1085
زن ميتواند تا مهر باو تسليم نشده از ايفاء وظائفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود
ماده 1086
اگر زن قبل از اخذ مهر باختيار خود بايفاء وظائفي كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود ديگر نميتواند از حكم ماده قبل استفاده كند معذلك حقي كه براي مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد
ماده 1087
اكر [اگر] در نكاح دائم مهر ذكر نشده يا عدم مهر شرط شده باشد نگاح[نكاح] صحيح است و طرفين ميتوانند بعد از عقد مهر را بتراضي معين گنند [كنند] و اگر قبل از تراضي بر مهر معين بين آن ها نزديگي [نزديكي] واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
ماده 1088
در مورد مادة قبل اكر [اگر] يكي از زوجين قبل از تعيين مهر و قبل از نزديگي [نزديكي] بميرد زن مستحق هيچگونه مهري نيست
ماده 1089
ممكن است اختيار تعيين مهر به شوهر يا شخص ثالثي داده شود در اين صورت شوهر يا شخص ثالث ميتواند مهر را هر قدر بخواهد معين كند
ماده 1090
اگر اختيار تعيين مهر بزن داده شود زن نمي تواند بيشتر از مهرالمثل معين نمايد
ماده 1091
براي تعيين مهرالمثل بايد حال زن از حيث شرافت خانوادكي [خانوادگي] و ساير صفات و وضعيت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنين معمول محل و غيره در نظر كرفته [گرفته] شود.
ماده 1092
هر گاه شوهر قبل از نزديكي [نزديكي] زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اكر [اگر] شوهر بيش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عيناً يا مثلا يا قيمتا استرداد گند [كند]
ماده 1093
هر گاه مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر قبل از نزديگي و تعيين مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اكر بعد ازآن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود
ماده 1094
براي تعيين مهرالمتعه حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه ميشود
ماده 1095
در نكاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است
ماده 1096
در نكاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمي شود و همچنين است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزديكي نكند
ماده 1097
در نگاح [نكاح] منقطع هركاه [هرگاه] شوهر قبل از نزديكي تمام مدت نكاح را به بخشد بايد نصف مهريه را بدهد.
ماده 1098
در صورتي كه عقد نكاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و نزديگي [نزديكي] واقع نشده زن حق مهر ندارد و اكر [اگر] مهر را كرفته [گرفته] شوهر مي تواند آن را استرداد نمايد
ماده 1099
در صورت جهل زن بفساد نكاح و وقوع نزديكي زن مستحق مهرالمثل است
ماده 1100
در صورتي مهرالمسمي مجهول باشد يا ماليت نداشته باشد يا ملك غير باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل يا قيمت آن خواهد بود مگر اينكه صاحب مال اجازه نمايد
ماده 1101
هر گاه عقد نكاح قبل از نزديگي [نزديكي] بجهتي فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتي كه موجب فسخ عنن باشد كه در اين صورت با وجود فسخ نگاح [نكاح] زن مستحق نصف مهر است.
فصل هشتم
در حقوق و تكاليف زوجين نسبت بيكديكر
ماده 1102
همين كه نكاح بطور صحت واقع شد روابط زوجيت بين طرفين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديكر [همديگر] برقرار ميشود.
ماده 1103
زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند
ماده 1104
زوجين بايد در تشييد مباني خانواده و تربيت اولاد خود بيكديگر معاضدت نمايند.
مادۀ 1105
در روابط زوجين رياست خانواده از حصائص [خصائص] شوهر است.
ماده 1106
در عقد دائم نفقه زن بعهده شوهر است
ماده 1107
نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت كه بطور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او بواسطه مرض يا نقصان اعضاء
ماده 1108
هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظائف زوجيت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.
مادۀ 1109
نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده بر عهده شوهر است مكر [مگر] اينكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد ليگن [ليكن] اكر [اگر] عده از جهة فسخ نكاح يا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود كه در اينصورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.
ماده 1110
در عده وفات زن حق نفقه ندارد
مادۀ 1111
زن ميتواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه بمحگمه [بمحكمه] رجوع كند در اين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را بدادن آن محكوم خواهد كرد.
ماده 1112
اكر [اگر] اجراء حگم [حكم] مذگور [مذكور] در ماده قبل ممكن نباشد مطابق ماده 1129 رفتار خواهد شد.
ماده 1113
در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مكر [مگر] اينكه شرط شده يا آنكه عقد مبني بر آن جاري شده باشد
مادۀ 1114
زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين ميكند سكني نمايد مگر آنگه [آنكه] اختيار تعيين منزل بزن داده شده باشد.
ماده 1115
اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدني و يا مالي يا شرافتي براي زن باشد زن ميتواند مسكن عليحده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محگمه [محكمه] حكم بازكشت [بازگشت] بمنزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازكشتن [بازگشتن] بمنزل مزبور معذور است نفقه برعهده شوهر خواهد بود.
ماده 1116
در مورد مادة فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن بتراضي طرفين معين ميشود و در صورت عدمتراضي محگمه [محكمه] با جلب نظر اقرباي نزديك طرفين منزل زن را معين خواهد نمود و در صورتيكه اقربايي نباشد خود محكمه محل مورد اطمينان را معين خواهد كرد.
ماده 1117
شوهر ميتواند زن خود را از حرفه يا صنعتي كه منافي مصالح خانوادگي يا حيثيات خود يا زن باشد منع كند.
ماده 1118
زن مستقلا ميتواند در دارائي خود هر تصرفي را كه ميخواهد بكند.
ماده 1119
طرفين عقد ازدواج ميتوانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد درضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديكر [ديگر] بنمايند مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر زن ديگر بكيرد [بگيرد] يا درمدت معيني غائب شود يا ترك انفاق نمايد يا بر عليه حيات زن سوء قصد كند يا سوء رفتاري نمايد كه زندگاني آن ها با يكديگر غيرقابل تحمل شود زن وكيل و وگيل [وكيل] ودر توگيل [توكيل] باشد گه [كه]از اثبات تحقق شرط در محگمه [محكمه] و صدور حگم [حكم] نهائي خود را مطلقه سازد.