« بازگشت به فهرست
نظر مشورتي 7/1403/7 مورخ 1403/08/01 اداره كل حقوقي قوه قضائيه
متندار
تاریخ تصویب: 1403/08/01
مرجع تصویب: اداره کل حقوقی قوه قضائیه
اطلاعات پایه
اطلاعات پایه هنوز دریافت نشده.
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
استعلام : 1- چنانچه شركت سهامي به موجب مصوبه مجمع عمومي فوقالعاده و با رعايت موازين قانوني منحل شود و پس از ثبت انحلال، بار ديگر مجمع دوم فوقالعاده با رعايت موازين تشكيل و مصوبه انحلال را لغو كند، آيا مصوبه دوم داراي اعتبار است و يا آنكه مجمع فوقالعاده دوم فاقد صلاحيت براي اتخاذ چنين تصميمي است؟ 2- در صورتي كه شركت در نتيجه حكم مرجع قضايي باطل شود و عمليات ختم تصفيه آغاز شود، آيا شركت مذكور در دوران تصفيه داراي شخصيت حقوقي (ناقص) است؟ طرح دعواي حقوقي از سوي بستانكاران شركت مذكور عليه چه اشخاصي بايد باشد؛ شركت و يا سهامداران؟ نظريه مشورتي اداره كل حقوقي قوه قضاييه : 1- در فرض سؤال كه شركت سهامي با تصميم مجمع عمومي فوقالعاده منحل و اين تصميم ثبت شده است، احياء شركت وفق مقررات قانوني، امكانپذير نيست؛ زيرا اولاً، به موجب ماده 208 لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت مصوب 1347، اختيارات شركت پس از انحلال محدود به انجام امور مربوط به تصفيه است. ثانياً، به موجب ماده 83 لايحه قانوني يادشده، اختيارات مجمع عمومي فوقالعاده، انحصاري است و موارد آن در قانون مشخص شده است و احياء شركت منحله از جمله اين اختيارات نميباشد. ثالثاً، با انحلال شركت، براي سهامداران اقليت حقوقي ايجاد ميشود كه بدون رعايت آن، احياء شركت امكانپذير نميباشد؛ بنا به مراتب پيشگفته، در فرض سؤال راهاندازي مجدد شركت منحله فاقد وجاهت قانوني است. 2- به موجب بند 5 ماده 199 لايحه قانوني اصلاح قسمتي از قانون تجارت مصوب 1347، صدور حكم قطعي دادگاه بر بطلان شركت، از جمله موارد انحلال شركت سهامي است و وفق ماده 274 اين لايحه قانوني، دادگاه ضمن صدور حكم بر بطلان شركت، يك يا چند نفر را به عنوان مدير تصفيه تعيين ميكند تا طبق مقررات اين قانون انجام وظيفه نمايند و مطابق ماده 208 لايحه قانوني يادشده، شخصيت حقوقي شركت صرفاً از جهت انجام امور تصفيه و خاتمه دادن به دعاوي جاري و انجام تعهدات آن باقي است؛ بر اين اساس، تمامي دعاوي مربوط به شركت منحله كه ناشي از فعاليت آن بوده و يا مربوط به امور تصفيه است، بايد به طرفيت شركت اقامه شود و دعوا متوجه شركا و مديران تصفيه نيست؛ چرا كه شخصيتي مستقل از شركت منحله دارند و نميتوانند طرف دعوا قرار گيرند؛ بنابراين، در فرض سؤال، بستانكاران شركت بايد به طرفيت شركت در حال تصفيه (منحله) اقامه دعوا كنند.