« بازگشت به فهرست
نظامنامه اعطاء وامهاي فلاحتي و تعيين اختيارات مديرعامل و اساسنامه بانك فلاحتي و صنعتي ايران (شركت سهامي)
متندار
تاریخ تصویب: 1316/12/11
مرجع تصویب: هيات وزيران
اطلاعات پایه
| طبقه بندی | ندارد |
|---|
| نوع قانون | مقرره |
|---|
| تاريخ اجرا | 1316/12/15 |
|---|
| مرجع ابلاغ | نخست وزير |
|---|
| مرجع تصويب | هيات وزيران |
|---|
| آخرین وضعیت | 1402/08/28 |
|---|
| تاريخ تصويب | 1316/12/11 |
|---|
| تاریخ ابلاغ | 1316/12/15 |
|---|
| شماره ابلاغ | 16940 |
|---|
| تاریخ انتشار | — |
|---|
| تاریخ سند تصويب | — |
|---|
| شماره سند تصویب | — |
|---|
| تاریخ روزنامه رسمي | 1317/01/01 |
|---|
| شماره روزنامه رسمي | 2744 |
|---|
متن قانون
راهنمای رنگبندی: معتبراصلاحی / الحاقیمنسوخهتفسیر
نظامنامه اعطاء وامهاي فلاحتي و تعيين اختيارات مديرعامل و اساسنامه بانك فلاحتي و صنعتي ايران (شركت سهامي) مصوب 1316,12,11 با اصلاحات و الحاقات بعدي
هيئت وزراء در جلسه يازدهم اسفندماه 1316 بنا به پيشنهاد شماره (50260) وزارت ماليه اساسنامه بانك فلاحتي و صنعتي ايران و نظامنامه تعيين اختيارات مديرعامل آن بانك را كه بموجب صورتجلسه پيوست پيشنهاد مزبور قبلا مورد بررسي و تصويب كميسيون متشكله در وزارت ماليه قرار گرفته است تصويب نمودند.تصويبنامه در دفتر رياست وزراء است.
نظامنامه اعطاء وامهاي فلاحتي
ماده 1
وامهاي فلاحتي فقط در موارد زير داده ميشود. الف ـ بمالكين براي اجراء مواد 2 و 3 قانون عمران و وظائف عمومي قانوني ديگريكه طبق برنامه توليد كشور و يا مقررات ديگر بعهده آنها واگذار ميگردد. ب ـ بمالكيني كه شخصا ميخواهند اقداماتي براي اصلاح و يا آباداني ملك خود بنمايند. ج ـ به شركتها و مؤسسات فلاحتي و شركتهاي اجاره داري. 1ـ براي انجام اعمال موضوع بند الف بالا 2ـ براي دادن وام ببرزگران 3ـ بمنظور انجام وظايف مالك مستنكف طبق ماده 4 قانون عمران 4 جهت خريد محصول رعايا ببهاء خوب و فروش مايحتاج آنها بنرخ ارزان. د ـ بشركتهاي فلاحتي كه با سرمايه دولت تأسيس ميشود بمنظور پيشرفت امور فلاحتي. هـ ـ ببرزگران براي مصارف جاري فلاحتي به مدت كوتاه. و ـ باجاره داران بمنظور انجام عمل فلاحتي.
ماده 2
وام گيرنده بايد مصرف وام را در تقاضانامه خود تعيين نمايد و بانك بايد قبل از موافقت باتقاضاي وام اطمينان حاصل كند كه اقدام منظور در صورت انجام در آباداني و توليد مفيد و مؤثر خواهد بود جز در مواردي كه عمل مورد مساعده بموجب برنامه اصلاحات عمومي شوراي بخش و يا برنامه توليد كشور و يا مقررات قانوني ديگر بعهده مالك واگذار شده است.
ماده 3
بانك بايد نظارت كند كه وام فقط براي انجام عمليكه جهت آن داده شده بمصرف برسد و براي اين منظور حق دارد در هر موقع كه مقتضي بداند ماموريني براي بازديد املاك مورد عمل و بازرسي در مصرف وام بفرستد و بعلاوه ميتواند مبلغ وام را باقساط بمروريكه مصرف ميشود بپردازد. چنانچه معلوم شود وام گيرنده وجوه دريافتي را بمصرفيكه در قرارداد تصريح شده و يا بمصرف فلاحتي ديگري كه بانك مفيد بودن آنرا تصديق كند نرسانده است بانك بوسيله نامه سفارشي به بدهكار اخطار خواهد كرد كه تمام مبلغ بدهي خود را كه بمصرف تعهد شده نرسيده است با سود 12صدم علاوه بر فرع مقرر از ابتداي پرداخت وام تا روز استرداد بپردازد و اگر در ظرف سه ماه بدهكار بدهي خود را نپرداخت و يا تعهدات خود را نسبت بمصرف وام انجام نداد بفروش مال مورد وثيقه اقدام خواهد نمود.
تبصره
در قرارداد وام بانك حق نظارت خود را صريحاً يادداشت نموده و محفوظ خواهد داشت.
ماده 4
حداكثر مدت وامهاي بانك چهارسال است و فقط در موارد زير بانك ميتواند سررسيد وامها را تا اين مدت قرار بدهد. الف ـ وام براي تاسيسات جديد مانند ايجاد قنوات و ساختن بندها و خشكانيدن باطلاق ها و درختكاري و ساختمانهاي فلاحتي و احداث جادههاي مفيد براي حمل و نقل محصول و ادوات و لوازم زراعت و غيره. ب ـ در مورد وامهاي موضوع بندهاي ج ـ د ـ و ماده يك اين نظامنامه در صورتيكه بانك تشخيص بدهد نوع عملياتيكه براي انجام آن تقاضاي وام شده اين مدت را ايجاد ميكند.
تبصره
در هر يك از موارد بالا پس از ختم مدت چهارسال بانك ميتواند در صورت لزوم سررسيد را منتهي تا چهارسال تمديد نمايد.
ماده 5 اكثر مدت وامهائي كه بمنظور تعمير ابنيه و يا تكميل تاسيسات و عمليات موجود از قبيل تنقيه قنوات و غيره و همچنين براي خريد ماشينهاي فلاحتي و خريد اغنام و تربيت حيوانات و تهيه وسائل و غيره و همچنين براي خريد ماشينهاي فلاحتي و خريد اغنام و تربيت حيوانات و تهيه وسائل بهبودي و محصولات حيواني يا نباتي و ايجاد صنايع روستائي داده ميشود دو سال خواهد بود ولي پس از ختم اين مدت در صورت لزوم بانك ميتواند (سررسيد را) منتهي تا دو سال تمديد نمايد.
ماده 6
مدت وامهائيكه براي مصارف جاري از قبيـل تهيه بذر و برداشت محصول و تهيه ادوات و ملزومات فلاحتي بمالكين يا ببرزگران داده ميشود از يكسال بيشتر نخواهد بود.
فصل سوم
نوع تضمين و ميزان وام
ماده 7
وامهاي موضوع بند الف ماده يك در مقابل رهن املاك داده ميشود اعم از اينكه اين املاك ثبت شده يا بثبت نرسيده باشد و نسبت به املاك به ثبت نرسيده بموجب قانون.......عين املاك مورد رهن بدهكار بانك خواهد بود ولو معلوم شود كه رهن گذارنده مالك حقيقي ملك نبوده است ـ حداكثر ميزان وام در اين مورد 40درصد بهاي املاك مورد وثيقه است.
ماده 8
وام بمالكيني كه شخصاً درصدد اصلاح و يا آباداني املاك خود برميايند در مقابل رهن املاك ثبت شده آنها خواهد بود و منتهي تا ميزان چهل درصد بهاء اين املاك وام داده ميشود.
ماده 9
وام بشركتها و مؤسسات فلاحتي و شركتهاي اجاره داري در مقابل رهن املاك ثبت شده و يا گرو اسهام و اوراق بهادار خواهد بود بعلاوه بانك ميتواند در مقابل تعهد تضامني شركاء و رهن املاك ثبت نشده متصرفي آنها نيز وام بدهد حداكثر ميزان وام در مقابل اوراق املاك ثبت شده و يا گرو اسهام و اوراق بهادار چهل درصد و در ساير موارد سي درصد بهاء اموال مورد وثيقه خواهد بود.
ماده 10
وام بشركتهاي فلاحتي كه با سرمايه دولت تأسيس ميشوند مطابق مقررات عادي بانك خواهد بود علاوه بر اين ممكن است بتضمين وزارتماليه نيز به شركتهاي مزبور وام داده شود.
ماده 11
ببرزگران فقط بشرط تضمين مالكين حداكثر تا ميزان 2500 ريال وام داده ميشود.
ماده 12
اجاره داران ميتوانند املاك ثبت شده غير از ملك مورد اجاره و يا همان ملك را اگر ثبت شده و مالك رضايت ميدهد براي دريافت وام وثيقه بگذارند و يا اسهام و اوراق بهادار نزد بانك گرو بگذارند در هر حال ميزان اين نوع از وام را در هر مورد با در نظر گرفتن بهاء وثيقه و فايده عملياتي كه در نظر است هيئت مديره بانك تعيين خواهد نمود.
ماده 13
بانك ميتواند از تقاضاكننده بخواهد كه برحسب تعهد ملزمي بانك را مختار نمايد كه طبق قانون اجراء ثبت اسناد و نظامنامههاي مربوطه از آنقدر اموال بدهكار استيفاء طلب خود را در زمان حيات و بعد از فوق او بنمايد و بانك در استيفاي طلب خود از آنقدر اموال بدهكار و يا از اموال مرهونه مختار خواهد بود بدون آنكه اين اختيار تزلزلي در حق تقدم بانك نسبت بطلب خود در مورد اموال مرهونه وارد نمايد.
ماده 14
بدهكار ملزم است تا زمانيكه تمام وام خود را اصلاً و فرعاً ببانك نپرداخته در مال مورد وثيقه هيچگونه تغيير و تبديلي كه موجب تنزل بهاء آن بشود بدون اجازه كتبي بانك ندهد همچنين نبايد بدون موافقت بانك ملك مورد عمل را انتقال دهد.
ماده 15
تقاضاي وام بايد روي اوراق مخصوصي كه از طرف بانك تهيه ميشود و شامل تمام توضيحات لازم براي معرفي وام گيرنده و مبلغ مورد تقاضا و منظور از وام و تعيين وثيقه ميباشد و بعلاوه تمام مواد اجباري اين نظامنامه و مواد مربوطه اساسنامه در آن عيناً درج شده است نوشته شود امضاء ورقه تقاضا در حكم قبول تمام شرائط مندرج در آن است.
ماده
16 ـ بهاء املاك برحسب ارزيابي كه از طرف بانك بعمل ميايد تعيين ميشود و در ارزيابي استعداد بهاء ملك در نتيجه اقداماتيكه براي انجام آن وام درخواست شده تا حدوديكه اين افزايش مطمئن بنظر ميرسد منظور خواهد شد.
تبصره
در موقع تمديد وام طبق مواد 4 و 5 اين نظامنامه بانك ميتواند اگر لازم بداند املاك مرهونه را از نو ارزيابي نموده و در صورتيكه بهاء آن تنزل كرده باشد بدهكار بايد ملك ديگري كه مورد قبول بانك باشد به بانك وثيقه بدهد و يا تفاوت مبالغي را كه بيش از نسبت مقرر وام به بهاء وثيقه است مسترد دارد.
ماده 17
بانك مي تواند براي هزينه ارزيابي و بازرسي از تقاضاكننده وام بخواهد وديعه كه ميزان آن بتراضي طرفين تعيين ميشود و از صدي دو مبلغ تقاضا شده بيشتر نخواهد بود قبلاً در صندوق بانك وديعه بگذارد تا چنانچه تقاضاكننده منصرف شود تمام اين مبلغ به نفع بانك برداشت شود در غير اينصورت تمام مبلغ وديعه مسترد خواهد شد.
ماده 18
قرارداد وام روي اوراق چاپ شده مخصوصيكه در آن كليه مقررات اساسنامه و نظامنامههاي بانك كه مربوط بمعامله ميشود درج شده نوشته ميشود و بايد تمام شرائط راجع بمبلغ موضوع وام و طرز پرداخت و استرداد آن و مصرف وجوه پرداختي در متن قرارداد ذكر شده و بامضاء بانك و وام گيرنده و در صورت وجود ضامنين او برسد اين قراردادها طبق مقررات بثبت خواهد رسيد.
ماده
19 ـ حداكثر فرع هر يك از انواع وامهاي فلاحتي صدي 6 در سال خواهد بود - فرع سال يكم در موقع پرداخت وام و فرع سالهاي بعد در ابتداي هر سال دريافت ميگردد. تمام هزينه پرداخت وام به عهده گيرنده است.
نظامنامه تعيين اختيارات مديرعامل يمديرعامل بانك فلاحتي و صنعتي ايران اختيارات وظائف هيئت مديره بانك را در حدود مراتب زير شخصاً اعمال مينمايند.
ماده 1
طرح مسائلي كه مستلزم تصميم هيئت مديره است در جلسات هيئت مديره و اجراي تصميمات آن.
ماده 2
اداره بانك مراقب در عمليات كاركنان آن و حفظ انتظامات داخلي واموال و اثاثيه.
ماده 3
تصميم در تمام امور كارگزيني از قبيل تعيين و تغيير و عزل كاركنان بانك جز بازرسهاي حساب كه تعيين و تغيير و عزل آنها با اكثريت آراء هيئت مديره بعمل ميايد.
تبصره
مديرعامل ميتواند مادام كه بودجه بانك بتصويب مجمع عمومي نرسيده است امور بانك را در حدود بودجه هزينه كه براي سال پيش بتصويب رسيده اداره نمايد.
ماده 5
اخذ تصميم نسبت بتقاضاي وام كمتر از پنجاه هزار ريال باتفاق رئيس شعبه بانك در شهرستانها و يا رئيس شعبه اعتبارات در مركز.
ماده 6
اجراي عمليات صندوق.
ماده 7
امضـاء نامههاي بانك بشرط آنكه بجـز در حدود مواد بالا تعهدي براي بانك ايجاد نكند.
ماده 8
مديرعامل در مقابل هيئت مديره مسئول انجام وظايفي است كه بموجب اين نظامنامه عهدهدار ميباشد.
اساسنامه بانك فلاحتي و صنعتي ايران (شركت سهامي)
فصل اول
اسم و موضوع و مركز بانك
ماده 1
اسم شركت بانك فلاحتي و صنعتي ايران (شركت سهامي) است.
ماده 2
موضوع بانك كمك به پيشرفت و بسط امور فلاحتي و صنعتي كشور و براي اين منظور ميتواند: الف ـ طبق قانون 13 شهريور 1313 مؤسسـاتي از توليدكننـدگان و همچنين شركتهائي تاسيس نموده و وسائل مالي آنها را خواه بوسيله شركت در آنها و خواه بوسيله دادن وام تامين نمايد. ب ـ براي انجام عملياتـي كه به تامين منظـور بالا كمك مينمايـد به تقاضاكنندگان وام بدهد. فرع و مدت و مصرف و ساير شرائط اين وامها بموجب نظامنامه مخصوصي كه بتصويب مجمع عمومي بانك ميرسد تعيين خواهد شد.
ماده 3
همچنين بانك مي تواند عمليات زيرين را انجام دهد. الف ـ بانك مي تواند وجهي كه بحساب جاري و بحساب امانت ثابت پذيرفته فرع آنها پرداخت نمايد يا سهام وام با فرع صادر نموده و آنها را واگذار كرده يا بفروش برساند. بانك ميتواند اين سهام را بوسيله اموال غيرمنقولي كه در رهن خود دارد تضمين كند. ب ـ كليه معاملات عادي بانكي را طبق نظامنامه كه بتصويب مجمع عمومي بانك مي رسد انجام دهد.
ماده 4
بانك نمي تواند اموال غيرمنقول تمليك كند مگر براي رفع احتياجات خود يا بطور موقت براي وصول و نقد كردن مطالبات خود.
ماده 5
مركز اصلي بانك در تهران است و هر موقع هيئت مديره مقتضي بداند ميتواند در داخله شعبي تاسيس كرده و يا نمايندگاني در داخله يا خارجه تعيين نمايد.
فصل دوم
سرمايه و سهام بانك
ماده 6
سرمايه بانك100000000 ريال است كه به 500000 سهم 200 ريالي تقسيم مي شود.
ماده 7
كليه سهام بانك با اسم است.
ماده 8
با تصويب مجمع عمومي فوقالعاده هميشه ممكن است بوسيله انتشار سهام تازه به سرمايه بانك افزود.
ماده 9
دولت دارائي مؤسسه سابق بانك ايران را به بانك فلاحتي و صنعتي ايران شركت سهامي تسليم مينمايد بانك اخيرالذكر آنها را تبديل بوجه نقد خواهد نمود. وجوه نقد و آنچه از نقد نمودن اين اموال حاصل ميشود از طرف بانك فلاحتي و صنعتي ايران شركت سهامي بتدريج و پس از نقد نمودن آنها بهمصرف پرداخت وام بانك ايران و تاديه سهمالشركه بانك از طرف دولت خواهد رسيد در صورتيكه پرداختي بانك ايران از مبلغ اسمي سهم الشركه دولت تجاوز نمايد ميتوان به اضافه نمودن سرمايه بانك اقدام كرد.
ماده 10
خريد100000 از سهام بانك تعهد شده و 34 درصد بهاء اسمي هر سهم 68 ريال پرداخت گرديده است و پرداخت بقيه بايد بفاصله دوماه از وقتي بعمل آيد كه هيئت مديره بانك تمام يا قسمتي از آنرا بوسيله نامه يا قبض رسيد مطالبه خريد60 سهم نقدي ديگر تعهد شده و تمام بهاء اسمي هر يك از قرار سهمي 200 ريال تاديه گرديده است تاديه قسمتي از سرمايه كه از نقد نمودن اموال مؤسسه بانك سابق ايران حاصل مي شود در آخر هر ششماه تدريجا پس از نقد نمودن اموال مزبور صورت خواهد گرفت.
ماده 11
تمام اوراق سهام داراي شماره و امضاي 2 نفر از مديران بانك خواهد بود. اوراق سهام در موقع صدور در دفتر مخصوصي بشماره ترتيب وارد شده و هر صفحه از ثبت دفتر به امضاء هيئت مديره و دفتردار كل بانك خواهد رسيد.
ماده 12
مسئوليت صاحبان سهام محدود به سهام آنها است.
ماده 13
تشكيلات بانك عبارتست از: الف ـ مجمع عمومي ب ـ هيئت مديره ج ـ هيئت نظاره د ـ بازرسي دولت
1
مقررات مشتركه بين مجامع عادي و فوقالعاده.
ماده 14
مجمع عمومي بانك بر دو قسم است: عادي و فوقالعاده وظيفه مجمع عمومي فوقالعاده شور و راي در تغيير اساسنامه يا انحلال شركت. مجمع عمومي در هر سال يك جلسه معمولي خواهد داشت ولي ممكن است بنابر دعوت هيئت مديره يا هيئت نظار بطورفوقالعاده نيز تشكيل جلسه دهد. مجامع عمومي بانك در طهران تشكيل ميشود.
ماده 15
هر وقت يك يا چند نفر از صاحبان سهام كه داراي لااقل يك پنجم سرمايه بانك باشد كتبا تقاضا كند كه مجمع عمومي عادي بطورفوقالعاده تشكيل شود يا مجمع عمومي فوقالعاده براي انحلال بانك يا تغيير اساسنامه دعوت گردد و منظور خود را در تقاضانامه تصريح نمايند هيئت مديره مكلف است منتهي تا ده روز پس از تسليم تقاضانامه آگهي دعوت مجمع عمومي را منتشر نمايد.
ماده 16
مجامع عمومي با درج آگهي در مجله رسمي عدليه و يكي از جرايد كثيرالانتشار طهران دعوت ميشود تاريخ تشكيل جلسه مجمع عمومي نبايد زودتر از 10 روز و ديرتر از بيست روز پس از تاريخ درج اين آگهي باشد. در آگهي دعوت مجمع عمومي دستور جلسه هميشه بايد بطور خلاصه ذكر شود.
تبصره
در موارد مذكور در مواد 30 و 36 انتشار آگهي دعوت بترتيبي كه در ضمن همان مواد مقرر است بعمل خواهد آمد.
ماده 17
دارندگان سهامي كه ميخواهند در مجمع عمومي حضور بهم رسانند بايد لااقل سه روز قبل از انعقاد جلسه عين سهام خود يا قبض رسيد مؤسسه را كه اسهام آنها در آنجا امانت است در مقابل رسيد به دفتر مركزي بانك تسليم كرده ورقه وروديه بگيرند. در ورقه وروديه اسم و محل اقامت و عده و شماره سهام صاحب سهم و عده آرائي كه ميتوانند داشته باشند ذكر ميشود.
ماده 18
هيئت مديره از اسامي صاحبان سهاميكه بترتيب مذكوره در ماده بالا عمل كردهاند صورتي ترتيب داده و روز قبل از انعقاد جلسه در محل تشكيل جلسه ميگذارند روز جلسه قبل از افتتاح هيئت نظار اوراق وروديه را به اين صورت تطبيق و مميزي خواهد كرد.
ماده 19
رئيس هيئت مديره يا نايب رئيس مجمع عمومي را افتتاح ميكند. مجمع عمومي در تحت رياست او فوراً يك نفر رئيس و يك منشي براي خود انتخاب خواهد كرد.
ماده 20
در مجمع عمومي ورقهاي خواهد بود حاوي اسم و محل اقامت و عده سهام هر يك از شركاء حاضر و يا شركائي كه از طرف خود نماينده فرستادهاند اين ورقه به امضاي رئيس و منشي مجمع عمومي رسيده در مركز بانك بايگاني ميشود.
ماده 21
دستور جلسه بايد هميشه قبل از طرف هيئت مديره يا هيئت نظاري كه مجمع عمومي را دعوت كردهاند معين شده باشد.
تبصره
اگر هيئت مديره مطابق ماده 15 مجمع عمومي را به تقاضاي صاحبان سهام دعوت كرده دستور جلسه را نيز بايد طبق تقاضاي آنها تهيه كند. در موقع تهيه دستور مجمع عمومي ساليانه هيئت مديره مسائلي را كه داخل در صلاحيت مجامع عمومي ساليانه است و عدهاي از ارباب سهام كتبا تقاضا ميكنند جزء دستور باشد در دستور جلسه خواهد گذاشت مشروط براينكه تقاضاكنندگان لااقل داراي يك چهارم سرمايه بانك بوده و لااقل يكماه قبل از انعقاد جلسه تقاضاي خود را به هيئت مديره داده باشند.
ماده 22
موضوعي را كه قبلاً جزو دستور جلسه نبوده بهيچوجه نميتوان در مجامع عمومي مطرح كرد.
ماده 23
اخذ آراء در مجامع عمومي علني است مگر در مواردي كه مجمع سري بودن آنرا مقتضي بداند.
ماده 24
در مجامع عمومي اكثريت آراء به نسبت آراء حاضر در مجمع حساب ميشود.
ماده 25
تصميمات مجامع عمومي بانك با اكثريت آراء اتخاذ ميگردد در صورت تساوي آراء راي طرفي قاطع خواهد بود كه رئيس مجمع به آن طرف راي داده است.
ماده 26
تصميماتي كه در مجامع عمومي مطابق قانون و مقررات اساسنامه اتخاذ ميشود براي كليه صاحبان سهام اعم از حاضر و غائب و حتي براي شركائي كه مخالف آن تصميمات بودهاند قاطع است.
ماده 27
از مذاكرات و تصميمات مجمع عمومي صورتمجلس تنظيم و در دفتر مخصوص ثبت شده به امضاي رئيس و منشي مجمع و رئيس هيئت مديره و يكي از نظار خواهد رسيد رونوشت مصدق صورتمجلس مزبور به هيئت مديره تسليم واصل آن در صندوقي كه رئيس و منشي مجمع درب آنرا مهر خواهند كرد گذارده شده و در مركز بانك بايگاني ميشود.
ماده 28
مجمع عمومي عادي (خواه در جلسه ساليانه و خواهد در جلسات فوقالعاده) مركب از صاحبان سهامي است كه هر يك از آنها داراي لااقل پنج سهم باشند مادام كه تمام بهاء اسمي سهام پرداخته نشده شركائي كه با وجود مطالبه هيئت مديره بقيه بهاء سهام خود را نپرداختهاند حق حضور و راي در مجمع نخواهند داشت.
ماده 29
شركائي كه عده سهام هر يك از آنها كمتر از پنج باشد ميتوانند به اندازه كه عده مجمع سهام آنها براي حضور و راي در مجمع كافي شود با يكديگر متفق شده و يكنفر از طرف خود براي حضور در مجمع و راي بنمايندگي معين كند.
ماده 30
تشكيل مجمع عمومي عادي وقتي رسميت خواهد داشت كه عده حاضرين در مجمع لااقل يك سوم كل سهام بانك را دارا باشند اگر در نخستين جلسه اين حد نصاب حاصل نشد مجمع عمومي تازه براي 15روز بعد بوسيله آگهي دعوت ميشود. اگهي تا پنج روز پس از جلسه يكم بايد منتشر گردد مجمع دوم ولو بحد نصاب فوق نرسد داراي رسميت است ولي فقط حق شور و راي در مسائلي دارد كه جزو دستور مجمع اول بوده.
ماده 31
هر يك از صاحبان سهام به نسبت هر پنج سهم حق يك راي خواهد داشت.
تبصره
اعضاء هيئت مديره و نظار در مسائلي كه راجع به شخص آنهاست حق راي ندارند.
ماده 32
مجمع عمومي ساليانه در نخستين شـش ماه هر سال تشكيل ميشود. روز و ساعت انعقاد و دستور جلسه را هيئت مديره در آگهي دعوت معين خواهد كرد.
ماده 33
وظايف مجمع عمومي ساليانه از قرار زير است. 1ـ شنيدن گزارش هيئت مديره و گزارش نظار راجع به عمليات و حسابهاي سال گذشته بانك و اوضاع مالي آن. 2ـ شور در موضوع گزارشهاي مذكور در بالا 3ـ تصويب يا تصحيح صورتحسابها. 4ـ تعيين سود ويژه بانك و تقسيم آن و همچنين سودي كه بايد بهصاحبان سهام داده شود. 5 ـ تعيين صدي چند سود ويژه كه بايد در صورتيكه مجمع عمومي مقتضي بداند به كاركنان بانك داده شود. 6 ـ انتخاب مديرها و نظاري كه دوره ماموريت آنها تمام شده. 7ـ تصويب نظامنامه مربوط بمدت وامهائيكه در هر سال داده ميشود شور و اخذ تصميم نسبت پيشنهادات هيئت مديره راجع به خط مشي سال بعد هيئتمديره صورت برآورد هزينه اداري و هزينه فوقالعاده را پيشنهادات مزبور اضافه خواهد نمود. 8 ـ تصويب خريد اموال غيرمنقولي كه براي رفع حوائج بانك در مركز ولايات لازم است. 9ـ بحث و تصميم در كليه مسائل ديگريكه جزو دستور جلسه است مشروط بر اينكه داخل در صلاحيت مجامع عمومي فوقالعاده نباشد.
ماده 34
شور و تصميم در موضوع صورتحسابها و ترازنامه بانك بايد پس از شنيدن گزارش نظار و استحضار از نظر آنها باشد و الا هر تصميم اتخاذ شود باطل و از درجه اعتبار ساقط است.
ماده 35
در مجامع عمومي فوقالعاده هر صاحب سهم ولو اينكه بيش از يك سهم نداشته باشد حق حضور و راي خواهد داشت. شركائي كه با وجود اخطار بانك بقيه بهاي سهام خود را نپرداختهاند حق حضور و راي ندارند.
ماده 36
تشكيل مجمع عمومي فوقالعاده وقتي رسميت خواهد داشت كه صاحبان لااقل سه چهارم سرمايه بانك حضور پيدا كنند اگر اين حد نصاب حاصل نشد براي دعوت مجمع جديد به طريق زيرين عمل ميشود. لااقل يك ماه قبل از انعقاد مجمع دو دفعه متوالي به فاصله هشت روز آگهي در مجله رسمي عدليه و يكي از جرايد كثيرالانتشار تهران منتشر خواهد شد اين آگهي علاوه بر روز انعقاد جلسه جديد بايد حاوي دستور و نتيجه جلسه قبل باشد. مجمع جديد وقتي رسميت خواهد داشت كه صاحبان لااقل نصـف سرمايه بانك حاضر باشند در صورت عدم حضور اين حد نصاب بترتيب و در مدتي كه در بالا ذكر شد مجمع عمومي ديگري دعوت ميشود حد نصاب اين مجمع يك سوم سرمايه بانك است.
ماده 37
در مجامع فوقالعاده ارباب سهام بنسبت هر يك سهم حق يك راي خواهند داشت.
ماده 38
تصميمات مجامع فوقالعاده وقتي منشاء اثر خواهد بود كه به اكثريت دو سوم آراء حاضر باشد.
ماده 39
هيئت مديره بانك مركب است از3 نفر مدير كه يكنفر از آنها مديرعامل بانك خواهد بود. اعضاء هيئت مديره را مجمع عمومي صاحبان سهام براي مدت سه سال انتخاب و بين آنها مديرعامل و رئيس هيئت مديره را تعيين مي نمايد اعضاي هيئت مديره ممكن است پس از انقضاي مدت سه سال از نو انتخاب شوند مديران بانك را هميشه مجمع عمومي مي تواند عزل كند در صورت استعفا يا عزل يا محجوريت يا فوت يكي از كاركنان هيئت مديره مجمع عمومي بطورفوقالعاده تشكيل و جانشين او را معين خواهد كرد و هر يك از افراد هيئت مديره بايد در تمام مدت تصدي خودداري لااقل ده سهم از سهام بانك بوده و آنرا در صندوق بانك وديعه بگذارد. سهام مذكور اسمي و غيرقابل انتقال است روي هر يك از سهام مهري زده خواهد شد كه غيرقابل انتقال بودن آنرا معلوم نمايد.
ماده 40
جز در موارديكه تصميم مجمع عمومي لازم است هيئتمديره داراي تمام اختيارات لازم براي حسن اداره بانك ميباشد و مديرعامل طبق نظامنامه مخصوصي كه به تصويب مجمع عمومي ميرسد قسمتي از اين اختيارات را شخصا اعمال مينمايد.
تبصره
هرگاه هيئت مديره نسبت به عمليات مديرعامل ايرادي داشته باشد مي تواند مجمع عمومي را براي رسيدگي به امر دعوت كند.
ماده 41
هيئت مديره موظف به انجام تمام تشريفاتي است كه بانك براي متابعت از قوانين و نظامات كشور در هر مورد بايد بعمل آورد و بعلاوه بايد: الف ـ در هر شش ماه يكمرتبه صورت دارائي و بدهي بانك را ترتيب داده به هيئت نظار و بازرس دولت بدهد. ب ـ صورت حسابي متضمن تمام دارائي منقول و غيرمنقول بده و بستان بانك و ترازنامه سود و زيان براي پيشنهاد به مجمع ساليانه تهيه نموده و لااقل 40روز قبل از تشكيل مجمع مزبور به هيئت نظار و بازرس دولت بدهد.
ماده 42
هيئت مديره در كليه امور بانك وكالت داشته و مي تواند بدون وكالتنامه مخصوصي هر اقدامي را كه لازم بداند انجام دهد ليكن هيچ يك از افراد هيئت مديره منفرداً حق انجام هيچ امري را بنام بانك نخواهد داشت مگر مديرعامل تا حدود اختياراتيكه بموجب نظامنامه جداگانه براي او تعيين شده است.
ماده 43
اعضاي هيئت مديره نميتوانند به حساب خود يا بحساب ديگران معاملات بانكي يا تجارتي با بانك فلاحتي و صنعتي بنمايند.
ماده 44
تصميمات هيئت مديره به اكثريت آراء يكي از مديران و مديرعامل اتخاذ ميشود.
ماده 45
تصميمات هيئت مديره كه به نحوي از انحاء بانك را متعهد ميسازد بايد كتبي باشد.
ماده 46
براي اينكه نامهها و اسناد فرستاده شده از طرف بانك معتبر محسوب و براي بانك الزامآور باشد بايد داراي دو امضاء باشد و نسبت بهتعهداتي كه از حدود اختيارات مديرعامل تجاوز مينمايد امضاء مديرعامل و يكنفر ديگر از اعضاء هيئت مديره لازم خواهد بود.
تبصره
امضاهاي مجاز بانك را هيئت مديره بنابر پيشنهاد مديرعامل تعيين خواهد كرد.
ماده 47
در صورت غيبت دو نفر از اعضاي هيئت مديره وزارت ماليه يكنفر قائم مقام موقت تعيين خواهد كرد كه داراي حق امضاء باشد. مديرعامل ميتواند در صورت پيشآمد غيبت موقتي به يكي از اعضاي هيئتمديره وكالت امضاي خود را بدهد.
ماده 48
ميزان حقوقي كه به رئيس و اعضاي هيئت مديره در مقابل انجام وظيفه بايد داد از طرف مجمع عمومي معيين مي شود.
ماده 49
اعضاء هيئت مديره مسئول كليه زيان و خساراتي هستند كه بواسطه تخلف از مواد اين اساسنامه و يا مقررات مجمع عمومي و يا عدم دقت و مراقبت آنها به بانك وارد آيد. اين مسئوليت تضامني است.
ماده 50
مجمع عمومي در هر سال براي رسيدگي به حسابداري و ترازنامه بانك و نظارت در امور بانك سه تا پنج نفر از بين خود يا از خارج بسمت عضويت هيئت نظار انتخاب مي نمايند. در صورت فوت يا استعفا يا محجوريت يا عزل يكي از اعضاء هيئت نظار مجمع عمومي بطورفوقالعاده تشكيل شده جانشين او را معين خواهد كرد.
ماده 51
هيئت نظار مكلف است نظارت نمايد كه امور بانك بر طبق مقررات اين اساسنامه و نظامنامههائي كه بر وفق آن تنظيم ميشود اداره شود و براي اين مقصود بايد لااقل هر ششماه يكمرتبه جلسه داشته و گزارش هيئت مديره را شنيده و در مندرجات آن دقت نمايد.
ماده 52
هيئت نظار ميتواند مستقيماً توسط نماينده كه براي اين امر معين ميكند دفاتر بانك را بازرسي نموده صندوق و موجودي آنرا اعم از نقدي و اوراق بهادار و مالالتجاره معامله كند.
ماده 53
تصميمات هيئت نظار وقتي معتبر است كه لااقل سه نفر از اعضاي آن در جلسه حضور داشته باشند و براي انجام وظيفه خود اعضاي هيئت نظار نميتواند جز براي بازرسي مذكور در ماده بالا بجاي خود نماينده معين نمايند.
ماده 54
اعضاي هيئت كه وكالت مخصوصي از طرف هيئت مزبور نداشته باشند مجاز نيستند در خارج از جلسـات خود اطلاعاتي راجع به امور بانك از هيئت مديره بخواهند مگر در مواردي كه هيئت مديره بانك تعيين نماينده مخصوصي را براي مذاكره در امور جاري بانك تقاضا كرده باشند.
ماده 55
جز در مواردي كه بايد بر طبق اين اساسنامه به مجمع عمومي صاحبان سهام گزارش داده شود اعضاي هيئت نظار نبايد به هيچ وجه امور مربوطه به بانك را افشا كند.
ماده 56
در موقع قراردادهائي كه يكطرف آن يك يا چند نفر از اعضاء هيئت مديره باشند و همچنين در صورتي كه بر طبق تصميم مجمع عمومي اقامه دعوي بر عليه اعضاء هيئت مديره لازم شود هيئت نظار سمت نمايندگي بانك را خواهند داشت.
ماده 57
هيئت نظار مكلفاند تا بيست روز قبل از انعقاد مجمع عمومي صورت حسابها و ترازنامه حسابداري ساليانه بانك را كه از طرف هيئت مديره معين ميشود رسيدگي نموده و گزارش خود را كه بر طبق قانون تجارت بايد مشتمل بر بيان اوضاع عمومي بانك باشد به هيئت مديره تسليم كند تا هيئت مزبور آن گزارش را پيوست نظريه خود تقديم مجمع عمومي نمايد.
ماده 58
هيئت نظار در مواقعيكه براي انجام وظيفه خود كسب نظر متخصصين را در قسمتي از امور بانك لازم بدانند ميتوانند بحساب بانك براي انجام آن كار يك يا چند متخصص موقتاً دعوت نمايند.
ماده 59
هيئت نظار براي انجام وظايف خود ميتوانند كليه اموال و دارائي بانك را در محلهاي معينه بازرسي و معاينه نمود و عملياتي كه در ظرف يك سال شده بعلاوه هزينه را كه بعمل آمده در تحت رسيدگي درآورده و براي انجام اين مقصود هيئت مديره مكلف است تمام وسائلي كه براي اين امر لازم است فراهم آورد.
ماده 60
هرگاه هيئت نظار در ضمن اجراء وظايف خود دعوت مجمع عمومي را بطور فوق العاده لازم بداند به هيئت مديره موجهاً پيشنهاد خواهد نمود و اجراي پيشنهاد مزبور حتمي است معهذا اگر هيئت مديره مجمع عمومي را دعوت نكرده هيئت نظار مجمع را مستقيماً دعوت ميكند.
ماده 61
هيئت نظار بايد صورت تقريبي هزينه اداري و مصارف فوقالعاده را كه از طرف هيئتمديره براي سال آتيه تهيه ميشود و همچنين پيشنهادي را كه هيئت مزبور براي تعيين خطمشي آينده تنظيم مينمايد مورد دقت قرارداده و نظريات خود را كتباً به هيئت مديره تسليم كند هيئتمديره مكلف است نظريات هيئت نظار را پيوست پيشنهادات خود به مجمع عمومي تقديم نمايد.
ماده 62
هيئت نظار بايد صورتجلسه تمام جلسات خود را بطور تفصيل تنظيم نموده و در صورت مزبور كليه مطالبي را كه مورد مذاكره واقع شده و نيز عقايد هر يك از نظار را قيد نمايد هيئت مديره مكلف است صورت مذاكرات مذكور را پيوست پيشنهادات خود به مجمع عمومي تقديم نمايد.
ماده 63
علاوه بر هيئت نظار بانك داراي يك نفر بازرس خواهد بود كه از طرف دولت معين شده و در جلسات هيئت نظار و هيئت مديره بانك حاضر خواهد بود.
ماده 64
راي بازرس دولت مشورتي است.
ماده 65
وظائف بازرس را دولت معين خواهد نمود.
فصل چهارم
حسابهاي ساليانه و سود
ماده 66
ابتداي سال حسابداري بانك يكم فروردين و انتهاي آن آخر اسفند است.
ماده 67
صورت حسابهاي ساليانه بانك و همچنين صورت خلاصه آن (ترازنامه) بايد منتها تا 40 روز قبل از انعقاد مجمع عمومي ساليانه تهيه و به هيئت نظار و بازرس دولت تسليم شده باشد. شركائي كه مايل به تحصيل اطلاعات راجع به حسابها و گزارش هيئت نظار باشند ميتوانند آن را از 15روز قبل از موقع تشكيل مجمع در محل شركت ملاحظه كرده از ترازنامه و گزارش هيئت نظار رونوشت بگيرند.
ماده 68
در ترازنامه كه تنظيم ميشود تمام قسمتهاي دارائي و وامها بايد به بهائي كه در موقع تنظيم دارند معين گردد مطالبات مشكوك به ارزش احتمالي قيد شود و مطالبات لاوصول نبايد به هيچ وجه در جزء دارائي ترازنامه منظور گردد اوراق بهادار و مالالتجارههائي كه مظنه بازاري و يا بورس دارند بايد به همان بهائي كه حين تنظيم ترازنامه در بازار يا بورس قابل قبول است ارزيابي گردد و اگر اين بهاء از بهاء خريد آنها بيشتر باشد بايد منتها به بهاء خريد ارزيابي گردند. اشياء ديگري كه جزو دارائي بانك ميباشند بايد منتها به بهاء خريد يا به بهائيكه تمام شده است منظور شود. ابنيه و امواليكه فروشي نبوده و براي حوائج عادي بانك تخصيص داده شده است قطع نظر از بهاء نازلتري كه ممكن است در حين تنظيم ترازنامه داشته باشد به همان بهاء خريد يا بهاء تمام شده در ترازنامه منظور گردد مشروط براينكه مبلغ متناسبي براي استهلاك بهاء خريد موضوع يا سرمايه براي تجديد آنها در حساب منظور شده باشد. هزينه تاسيس و همچنين هزينه اداري نبايد در قسمت دارائي ترازنامه منظورگردد. سرمايه بانك و مجموع سرمايه اندوخته و سرمايه استهلاكي بايد در قسمت بدهي ترازنامه منظور شود سود يا زياني كه از سنجش قسمت دارائي و قسمت بدهي ترازنامه حاصل ميشود بايد جداگانه در آخر ترازنامه قيد گردد.
ماده 69
از كليه سود ساليانه بانك بدواً تمام هزينه اداري و مصارف توليد سود كسر و بقيه آن كه سود ويژه بانك را تشكيل ميدهد صدي20 بنام سرمايه اندوخته گذاشته ميشود تا زيانهاي احتمالي بانك از اين محل جبران شده و همچنين اگر سود ساليانه سهام از 6 صدم كمتر شود كسري آن تا صدي شش از محل سرمايه اندوخته تكميل گردد. بعد از وضع قلم بالا مازاد سود ويژه بين دارندگان سهام تقسيم خواهد شد. تا مدت پنجسال سودي كه از تقسيم سود سهام به سهام دولت تعلق ميگيرد مادام كه تمام سرمايه تعهد شده از طرف دولت پرداخت نشده به منزله پرداختي از طرف دولت به سهمالشركه اضافه خواهد شد.
ماده 70
بر سرمايه اندوخته فقط تا وقتي ميتوان افزود كه ميزان آن بهيك چهام سرمايه بانك نرسيده باشد.
ماده 71
پس از تصويب سود در مجمع عمومي هيئت مديره مكلف است آن قسمت از سود را كه بايد به صاحبان سهام داده شود در ظرف دهروز از تاريخ تصميم مزبور در مجله رسمي عدليه و يكي از جرائد كثيرالانتشار تهران اعلام و صاحبان سهام را براي اخذ آن دعوت كند.
فصل پنجم
انحلال بانك و طرز تصفيه
ماده 72
اگر بواسطه زيانهاي وارده نصف سرمايه بانك از بين برود مديران بانك تمام صاحبان سهام را براي انعقاد مجمع عمومي فوقالعاده دعوت خواهند كرد تا در موضوع انحلال يا بقاي بانك تصميم اتخاذ شود تشكيل اين مجمع و تصميمات آن وقتي رسميت خواهد داشت كه مقررات ماده 36 اين اساسنامه كاملاً رعايت شده باشد.
ماده 73
در صورتي كه مجمع فوقالعاده راي به انحلال داد كميسيون تصفيه نيز مركب از سه نفر انتخاب نمره اختيارات آنها و ترتيب تصفيه امور بانك را معين خواهد كرد.
ماده 74
كميسيون تصفيه بايد فوراً كليه موجودي و دفاتر و پروندههاي بانك را از هيئت مديره تحويل گرفته مطابق مقررات قانون تجارت امور بانك را تصفيه و بدهي را تاديه و مطالبات را وصول و موجودي را بين صاحبان سهام تقسيم نمايد مقررات اين ماده مانع نخواهد بود كه مجمع فوقالعاده ترتيبات ديگري در حدود قانون براي تصفيه امور بانك اتخاذ و اجراي آنرا به كميسيون تصفيه امر كند.
ماده 75
در ساير موضوعات و مواردي كه در اين اساسنامه ذكر نشده بر طبق مقررات قانون تجارت رفتار خواهد شد.
نسخهها (پردهٔ زمانی)
- 1316/12/11متن اولیه
- 1402/08/281402/08/28_تصويب نامه [تنقيحي] در خصوص مصوبات منسوخ بازه زماني 1313/1/1 تا 1320/1...